بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 2

آثار الباقية في شرح الحاشية
نويسنده: ذهنى تهرانى، سيد محمد جواد
ملاحظات: ترجمه و شرح حاشية على تهذيب المنطق عبدالله ابن شهاب الدين حسين يزدى‌
تاريخ وفات مؤلف: 1424 ه. ق‌
موضوع: منطق‌
زبان: فارسى- عربى‌
تعداد جلد: 1
ناشر: حاذق‌
مكان چاپ: قم‌


صفحه 3

[المقدمه‌]

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم‌

حمد و ستايش سزاوار و شايسته ذاتى است كه صدور و قلوب ما را بعنوان ايمان منوّر و به لمعات دانش درخشان و لسان و زبان را به منطق علم گويا فرمود .

و درود و سلام زبانى و قلبى بر بهترين موجودات و سرور كائنات يعنى حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ذريّه پاك و ال اطهرش مخصوصا بقيّة السّلف و قائم الخلف وجود مقدّس ولىّ عصر و حجّة حقّ مولانا القائم صلوات اللّه و سلامه عليه .

و بعد چنين گويد راقم اين سطور بنده بى‌بضاعت و راجى الى اللّه سيد محمّد جواد ذهنى تهرانى عفى عنه كه بر احدى مكانت شأن علم منطق و فضيلت آن مخفى و نهان نيست چه آنكه بواسطه فراگرفتن قواعد اين علم اساس استدلالات و عماد احتجاجات راستين و استوار شده و بوسيله احاطه بر ابواب اين دانش كهن صحّت و سقم بسيارى از براهين و حج و تشخيص ضعيف از قوى آنها صورت مى‌گيرد و از دير زمان علماء ماضين و دانشمندان درصدد تدوين كتبى در اين زمينه بوده و لهذا مسفورات با ارزش و ارزنده‌اى از خود بجاى گذارده‌اند و از جمله اين كتب كتاب تهذيب المنطق تصنيف ملّا سعد تفتتازانى است كه بسيار محكم و متين برشته تحرير درآمده و بر اين كتاب حواشى و تعليقات بسيارى از خامه پر فيض مؤلّفين و اربابان علم و دانش تراوش نموده كه هركدام بنوبه خود سهم مهمّى در اين مضمار داشته و خدمتى بسزا بعالم علم و دانش نموده‌اند و از بين تمام، حاشيه پر محتواى و بسيار متين مرحوم ملّا عبد اللّه يزدى عطّر اللّه مرقده الشّريف است كه همواره مورد نظر علماء و دانشمندان بوده و بطور شايع و دارج در حوزه‌هاى علميّه تدريس و مورد تعليم و تعلّم بوده است از اينرو بر اين كتاب شريف شروحى بفارسى و احيانا بعربى نيز نگاشته شده كه شارحين و مترجمين هركدام بوسيله منّتى بر حضرات اهل علم نهاده و حقّى وافر بر آنها پيدا نموده‌اند و اين بى‌بضاعت نيز در سنوات بس گذشته شرحى فارسى ولى بطور ناقص بر آن نگاشته كه‌

آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :3««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 4

بواسطه اشتغال به تأليف و تحرير كتب ديگر از آن منصرف بودم تا اينكه دوست عزيز و محترم جناب آقاى محمّد حاذق‌فر كه خود از اهل فضل و ذوق بوده اين حقير را بر آن داشته كه كتاب مزبور را تكميل كرده و اينك بطور شرح كامل و مبسوط فارسى بنام « الآثار الباقية » في « شرح الحاشية » تدوين شده و در دسترس دوستداران علم و دانش قرار داده مى‌شود .

و از خداوند منّان توفيق بيشتر ايشان را كه انصافا در امر احياء كتب و طبع و نشر آن سليقه بسيار پسنديده و ذوق بسيار جالبى دارند خواستارم .

سيد محمّد جواد ذهنى تهرانى‌

آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :4««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 5

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم‌

متن : الحمد للّه الّذى هدانا سواء الطّريق.

ترجمه : جنس حمد اختصاص بخداوندى دارد كه ما را به راه مستقيم رهنمائى فرمود .

حاشيه : قوله الحمد للّه :

افتتح بحمد اللّه بعد البسمله ابتداء بخير الكلام و اقتداء بحديث خير الانعام عليه و آله الصّلوة و السّلام .

ترجمه : مصنّف بعد از گفتن بسم اللّه كلامش را به الحمد للّه آغاز نمود تا به بهترين سخنها ابتداء و بحديث بهترين مردمان اقتداء نموده باشد .

[شرح خطبه كتاب‌]

شرح : قوله : البسمله :

بفتح باء و سكون سين و فتح ميم بر وزن « حوقله » مصدر جعلى است بمعناى گفتن بسم اللّه .

قوله : ابتداء :

منصوبست تا مفعول له باشد براى « افتتح » .

قوله : اقتداء :

منصوبست تا معطوف باشد به « ابتداء » .

قوله : بحديث خير الانام :

يعنى وجود اقدس حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .

و مقصود از حديث نامبرده : كلّ امر ذى بال لم يبدء فيه ببسم اللّه فهو ابتر ميباشد .

آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :5««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 6

حاشيه : فان قلت :

حديث الابتداء مروىّ فى كلّ من التّسمية و التّحميد فكيف التّوفيق .

قلت :

الابتداء فى حديث التّسميه محمول على الحقيقى و فى حديث التحميد على الاضافى او على العرفى او في كليهما على العرفى .

ترجمه : اگر بگوئى : حديث آغاز نمودن در هريك از گفتن بسم اللّه و الحمد للّه روايت شده پس چطور بين ايندو جمع بايد نمود .

گويم : ابتداء در حديث بسم اللّه گفتن حمل شده بر ابتداء و آغاز حقيقى ولى در حديث الحمد للّه گفتن يا بر اضافى و يا بر عرفى يا بر هردو بايد حمل شود .

شرح : قوله : محمول على الحقيقى :

ابتداء حقيقى آنست كه قبل از شئ چيزى غير از خودش قرار نگرفته باشد همچون وجود اقدس باريتعالى .

قوله : و فى حديث التّحميد على الاضافى :

ابتداء اضافى آنست كه شئ را وقتى نسبت بما بعدش مى‌سنجند ابتداء قرارش ميدهند و نسبت بما قبلش در مرتبه ثانى چه آنكه اضافه بمعناى نسبت و اعتبار است مانند حضرت نوح على نبيّنا و آله عليه و عليهم السلام كه نسبت بانبياء بعدش اوّل ولى باعتبار اينكه آدم قبل از او است ثانى ميباشد .

قوله : او على العرفى :

ابتداء عرفى آنستكه اهل عرف عام چون نظرشان مسامحى و بر تدقيق نيست چه بسا نفر دوّم و احيانا سوّم را نيز موصوف بابتداء دانند .

آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :6««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 7

حاشيه : و الحمد هو الثّناء باللّسان على الجميل الاختيارى نعمة كان او غيرها .

ترجمه : حمد عبارتست از ستودن بوسيله زبان در مقابل محاسن و صفات نيك اختيارى اعم از اينكه اين محاسن نعمت باشند يا غير آن .

شرح : تعريفى كه براى حمد گذشت مشتمل بر قيودى است كه هركدام بمنظور احتراز و دورى از امرى است .

امّا قيد ثناء بمنزله جنس است كه مدح و شكر را نيز شامل ميشود .

ولى قيد « باللّسان » بمنظور اخراج شكر است چه آنكه شكر عبارتست از ثناء در مقابل نعمت اعم از آنكه با زبان باشد يا با غير آن .

و قيد « على الجميل الاختيارى » براى اخراج مدح است زيرا مدح عبارتست از ثناء با زبان در مقابل صفت حسن اعم از آنكه باختيار ممدوح باشد يا در اختيار وى نباشد فلذا گفتن مدحت اللّوء لوء جايز است ولى استعمال « حمد و شكر » صحيح نيست .

و از اين شرح مختصر معلوم شد كه نسبت بين حمد و شكر عام و خاص من وجه است زيرا حمد موردش خصوص زبانست و متعلّقش نعمت و غير نعمت است ولى شكر بعكس است يعنى از نشر موردش عام و بملاحظه متعلّقش خاص است زيرا موردش اعم از زبان و جوارح ديگر است و متعلّقش خصوص نعمت مى‌باشد .

امّا مقصود از نعمت آن صفات حسنه‌اى استكه جنبه تعدّى بغير را داشته و بهره آن بديگران نيز برسد همچون حمد و شكر در مقابل رازقيّت حقتعالى و مراد از غير نعمت آنستكه چنين نباشد مانند حمد در قبال صفت علم و قدرت حضرتش جلّ و علا .

آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :7««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 8

حاشيه : و اللّه علم على الاصحّ للذّات الواجب الوجود المستجمع لجميع صفات الكمال و لدلالته على هذا الاستجماع صار الكلام فى قوّة ان يقال :

الحمد مطلقا منحصرا فى حق من هو مستجمع لجميع صفات الكمالات من حيث هو كذلك فكان كدعوى الشّى ببيّنة و برهان و لا يخفى لطفه .

ترجمه : و اسم « اللّه » بنابر قول صحيح‌تر علم است براى ذاتى كه وجودش واجب و جامع تمام صفات كامله باشد و از اينرو ميتوان گفت، گفتن الحمد للّه در قوّه اينست كه بگوئيم : جنس حمد منحصر است در شأن كسيكه جامع تمام صفات كماليّه بوده باعتبار آنكه اينچنين است لهذا جمله « الحمد للّه » بمنزله ادعاء نمودن امرى است با بيّنه و برهان و لطافت آن بر احدى مخفى نيست .

شرح : قوله : و اللّه علم على الاصحّ :

بين ارباب فن اختلافست كه آيا لفظ « اللّه » علم و اسم است يا صفت :

محققين از علماء آنرا علم و اسم ميدانند چنانچه مرحوم محشى نيز فرمود على الاصح اين كلمه اسم است نه صفت و در دنباله كلامش فرمود اسم است براى ذاتى كه واجب الوجود بوده و تمام صفات كماليه را دارا است .

قوله : للذّات الواجب الوجود :

موجودات از دو حال خارج نيستند :

الف : واجب‌

ب : ممكن‌

آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :8««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 9

واجب موجودى است كه وجودش لازم و عدمش متسحيل باشد .

ممكن موجودى است كه هركدام از وجود و عدم نسبت بذاتش متساوى بوده و هيچكدام ترجيحى بر ديگرى ندارند .

اقسام واجب‌

واجب بر دو قسم است : واجب بالذّات و واجب بالغير .

واجب بالذّات آنست كه نفس ذاتش كافى باشد در لزوم وجود و امتناع عدمش همچون ذات اقدس حقتعالى .

واجب بالغير آنست كه هركدام از وجود و عدمش مستند بديگرى باشد منتهى اگر وجودش وابسته باشد بآن واجب بالغير گفته و در صورت ارتباط عدمش با آن ممتنع بالغير ناميده ميشود همچون ذات معلول كه در صورت وجود علّت موجود و بفرض عدم علّت معدوم ميشود و در حقيقت هركدام از واجب بالغير و ممتنع بالغير از اقسام ممكن ميباشند و بهر تقدير خداوند متعال واجب الوجود بالذات است و هر موجوديكه چنين باشد بدون ترديد بايد تمام صفات كمال را دارا باشد چنانچه برهان اين معنا در علم كلام مسطور است و از اينرو ميتوان گفت قيد « المستجمع لجميع صفات الكمال » قيد توضيحى براى « الواجب الوجود » ميباشد .

قوله : صفات الكمال :

صفات حقتعالى بر دو قسم است : صفات ثبوتيه و صفات سلبيّه .

صفات ثبوتيه كه از آن بصفات جمال تعبير ميكنند آنستكه در ذات اقدسش موجود باشند اعم از اينكه صفات ذات بوده همچون علم و قدرت و حياة يا صفات فعل مانند تكلّم و خلق و اراده بنابر مذهب صحيح .

صفات سلبيّه كه از آن بصفات جلال نام ميبرند صفات عدمى را گفته يعنى صفاتى كه در حضرتش وجود ندارد همچون جهل، ظلم، زوال .

آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :9««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست