مطلب بيست و يكم[1]
آيـا از اعمــال و كــردار بـشر
روز قيامت سئوال نخواهد شد؟
(فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ اُرْسِلَ اِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ)
(اعراف، آيه 7)
«ما روز قيامت از كسانى كه به سوى آنها پيامبرانى اعزام نموده ايم وهمچنين از خود رسل، سئوال خواهيم نمود».
در نظر ابتدائى و سطحى، گاهى انسان تصور مى كند كه ميان برخى از آيات اختلافى درمفاد، وجود دارد چنان كه پيرامون شفاعت آياتى وارد شده است كه برخى دلالت مى كند كه اصلاً كسى نمى تواند شفاعت كند، و برخى دلالت دارد كه در روز رستاخيز شفيعانى«مأذون»از ناحيه خدا، شفاعت خواهند نمود، مفسران پيرامون اين گونه آيات به صورت گسترده سخن گفتند و اختلاف بدوى آنها را رفع نموده اند.
يكى از آن موارد، آيات مربوط به سئوال و پرسش از مردم در روز قيامت است در اين جا برخى از آيات به روشنى دلالت دارد كه در چنين روز سئوال و پرسش وجود دارد چنان كه مى فرمايد:روز قيامت از مردم سئوال خواهد شد و به همين
[1]مربوط به مطلب 38 از كتاب آيات مشكله ص 147 وبعد.
مضمون است آيات :(فَوَرَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ اَجْمَعِينَ عَمّا كانوُا يَعْمَلوُنَ)( حجر، آيه 92 و93). : بـه خـدايـت سوگنـد البـته از كردار همه آنان سئوال مى نمائيم و آيه :(وَقِفوُهُمْ اِنَّهُمْ مَسْئوُلوُنَ)(صافات،آيه 24): آنان را نگهداريد كه آنها باز خواست خواهند شد»وآيات ديگر را كه به اين مضمون و در اين مورد وارد شده اند، در سوره هاى ياد شده در زير مطالعه فرمائيد: ( نحل، 56 و 93)، (تكاثر، 8)، (عنكبوت، 13) و.. همگى حاكى است كه در روز رستاخيز از كردار و افعال آنان سئوال خواهد شد.
در برابر اين گروه از آيات، آياتى وجود دارد كه وجود سئوال و پرسش را از انس و جن و مجرمان نفى مى نمايد و مى فرمايد:(وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنوُبِهِمُ الْمُجْرِموُنَ)(قصص، آيه 78). از گناه مجرمان سئوال نخواهد شد و نيز در سوره ( الرحمـن، آيه 39) مى فرمايد:(فَيَوْمَئِذ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ اِنْسٌ وَ لا جانٌّ)در اين روز از گناه انس و جنّ سئوال نخواهد شد.
مفسران پيرامون مفاد اين آيات، سخنانى دارند كه يكى از آنها را نويسنده تفسير بر گزيده و مى خواهد با شواهدى آن را اثبات كند، وى مى گويد:
«مقصود از آياتى كه مى گويد روز قيامت مردم مورد بازجوئى قرار مى گيرند اين است كه از آنان سئوال مى شود كه آيا پيامبرى به سوى شما آمد، يا نيامده و متعلق سئوال همان بعثت«نـبى»و«نذيـر»است و مقصود از آياتى كه نفى سئوال مى نمايد اين است كه از فرد فرد آنها نمى پرسيم كه كدام اعمال رامرتكب شده اند و احتياجى به اين نيست كه در روز قيامت از فرد فرد كفار بپرسيم كه آيا فلان گناه را انجام داده ايد يا نه؟
گواه بر اين كه مورد سئوال همان آمدن پيامبر است آيه 8 و9 از سوره ملك است آنجا كه مى فرمايد:(كُلَّما اُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها اَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ)هـروقت كه دسـته اى از كفـار در آتش انداخـته شـوند، سر پرسـتان جهنم از آنها مى پرسند كه آيا«نذيرى»( بيم دهى) به سوى شمانيامد؟ واين خود مى رساند كه
چيزى كه روز قيامت سئوال مى شود همان سئوال از آمدن انبيا است بنابراين آياتى كه دلالت مى نمايد كه روز قيامت سئوالى هست مقصود همان سئوال از بعثت انبيا است و مقصود از آياتى كه دلالت دارند كه روز باز پسين سئوالى نيست مقصود اين است كه روز قيامت از فرد فرد گناهكاران در باره افعال آنها سئوالى نخواهد بود».
پاسخ يك چنين داورى از جهاتى مردود است:
اولاً: باخود آيات قرآن مخالف است، زيرا آياتى كه هست كه آشكارا دلالت دارد كه از فرد فرد بشر سئوال خواهد شد، و كردارهاى آنها مورد باز جوئى قرار خواهد گرفت: چنان كه مى فرمايد:
1 ـ(لَتُسْئَلُنَّ عَمّا كُنْتُمْ تَعْمَلوُنَ)( نحل ، آيه 93).
«البته روز قيامت از آنچه انجام مى داديد سئوال خواهيد شد».
2 ـ(وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيمَةِ عَمّا كانوُا يَفْتَروُنَ)(عنكبوت، آيه 13).
«البته روز قيامت از دروغها و افتراهائى كه مى بستند سئوال خواهند شد».
اين آيات و آيات ديگر آشكارا دلالت دارند كه روز قيامت از كردار هرفردى سئوال خواهد شد ـ مع الوصف ـ نويسنده تفسير مى نويسد:«از گناه فرد فرد سئوالى نخواهد شد، فقط چيزى كه مورد سئوال است اين است كه آيا پيامبرانى به سوى شما آمده اند يانه؟.
نويسنده تفسير به اين اشكال توجه كرده و در پاورقى به تفسير برخى از اين آيات پرداخته و چنين مى نويسد:
مقصود از سئوال در آيه :(فَوَرَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ اَجْمَعِينَ عَمّا كانوُا يَعْمَلوُنَ)(حجر، آيه 93)، اين است كه مردم در پيش ما نسبت به اعمالى كه كرده اند، مسئول خواهند بود، والبته آنان را عذاب خواهيم نمود.
اين تفسير خالى از اشكال نيست، زيرا اولاً: قرآنى كه«بلسان عربى مبين»
نازل گرديده است، بايد آن را روى متبادرات اهل زبان معنا نمود، و هرگز عرب جمله«لَنَسْئَلَنـََّهُمْ»را در معناى«مسئول»به معنى«معـاقب»و«مؤاخـذه»به كار نمى برد، بلكه از آن اين معنى را مى فهمد كه از همه آنها باز جوئى خواهيم نمود.
وخلاصه: هرگاه مقصود از«مسئول بودن»اين است كه از يك به يك بازخواست خواهد شد در اين صورت اختلاف آيات بر طرف نشده است، و اگر منظور اين است كه فقط مسئول اعمال خود ( بدون بازخواست) خواهند ديد، به طور مسلم اين مطلب بر خلاف متبادر عرفى است و درزمان عرب«جمله لنسئلن»درمعنى«بازجوئى»و«پرسش»به كار مى رود، نه مسئوليت.
ثـانـياً: آياتى كه دلالت دارنـد كه مـردم در روز قيامـت مـورد باز جوئى قرار مى گيرند مقصود سئوال بيش از دخول در دوزخ و پيش از ديدن سزاى اعمال است، ولى آيه اى كه مى گويد متصديان دوزخ از گناه كاران مى پرسند كه آيا رسولى به سوى شمانيامده؟ در زمينه اى است كه حساب بسته شده، و سئوال وجواب پايان يافته و از هر نظر محكوميت خاتمه يافته است و درچنين حالت است كه وقتى به سوى دوزخ پرتاب مى شوند، نگهبانان و خزنه دوزخ به عنوان اعتراض مى گويند«اَلَمْ يَأتِكُمْ نَذِيرٌ»بنابراين حمل آيه هاى مربوط به سئوال كه مربوط به پيش محكومتي است برچنين مورد كه پس از محكوميت است كاملاً بى مورد مى باشد و مورد هركدام جدا از ديگرى است.
ثالثاً: اگر بنا شود كه ما روايات متواتر و يا متضافر را حجت بدانيم و پس از حجت دانستن، بناى عمل نيز داشته باشيم[1]درچنين صورت بايد گفت: نفى سئوال به طور كلى وانحصار ساختن آن فقط، به سئوال خازنان دوزخ از اين كه آيا پيامبرى آمده است، با روايات فريقين كه در احوال حشر و نشر وارد گشته است كاملاً مخالف است و اين نظريه علاوه بر اين كه با آيات ديگر سازگار نيست با آنچه
[1]نه اين كه در ص 100 قول بدهيم و درتمام كتاب قول خود را زير پا بگذاريم چنانكه مؤلف تفسير چنين كرده است.
در احاديث وارد است كاملاً مخالف مى باشد.
چگونه وجدان مفسر آگاه حاضر مى شود كه ( با تصريح خدا كه از نعمتها و صرف آن در كدام مورد( لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذ عَنِ النَّعِيمِ) (نحل، آيه 93).و از آنچه عمل نموده ايم (لَتُسْئَلُنَّ عَمّا كُنْتُمْ تَعْمَلوُنَ يا دروغ بسته ايم (وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمّا كانوُا يَفْتَروُنَ) سئوال خواهد شد بگويد مقصود از تمام اين آيات همان سئوال خازنان دوزخ است آنهم هنگامى كه گناهكاران را در دوزخ مى افكنند كه آيا نبى و رسولى به سوى شما آمده يانه در صورتى كه سئوال خازنان به عنوان تمسخر و استهزاء است و هرگز در انتظار جواب نخواهند بود درحالى كه آيات گروه دوم حاكى است سئوال از آنها به صورت سئوال واقعى و حقيقى خواهد بود و پرسش گر در انتظار پاسخ خواهد نشست.
واضحتر گفته شود: البته مقصود از سئوال استعلام حقيقى نيست زيرا خدا و متصديان سئوال از واقع امر آگاهند ولى ـ مع الوصف ـ هدف، اقرار و اسكات واعتراف است نه مسخره و استهزاء وميان اين دو مطلب فرق بارزى وجود دارد.
نظر ما : ما در اين جا، نظر خاص نداريم زيرا دانشمندان اسلام وبالأخص پيشوايان شيعه در اين باره سخنانى فرموده اند كه ما را از هر نظر بى نياز ساخته اند اينك توضيح سخنان آنها:
1 ـ مردى از على(عليه السلام)پيرامون اختلاف آيات مورد بحث، سئوال نمود امام فرمود: در روز بازپسين بشر مواقف مختلفى دارد واختلاف آيات بر اثر اختلاف مواقف است، ممكن است در برخى سئوال كنند و در برخى ديگربدون سئوال كار به پايان برسد[1].
جمع مزبور را گروهى از ادبا نقل و برخى نيز انتخاب نموده اند.
[1]به تفاسير اسلامى، وبه كتاب«امالى سيد مرتضى»ج1، ص 43 ـ 44 ط مصر مراجعه فرمائيد در اين مورد بيانات ديگرى نيز درجمع ميان دو گروه از آيات وارد شده است و نيز تفسير نورالثقلين ج5، 195 ص 196 مراجعه فرمائيد.
2 ـ آنجا كه مى فرمايد: سئوالى نخواهيم نمود، مقصود سئوالى است كه هدف از آن استرشاد و استعلام باشد زيرا خداى بشر آگاه است و نيازى به سئوال ندارد و لذا بلا فاصله پس از نفى سئوال مى فرمايد:(يُعْرَفُ الْمُجْرِموُنَ بِسِيْماهُمْ...)و آنجا كه مى گويد سئوال مى شود، منظور سئوالى است كه هدف از آن اخذ اقرار واعتراف باشد.
3 ـ آياتى كه نفى سئوال مى كند مقصود سئوال و جواب به وسيله زبان است، درحالى كه آيه مقابل، كه حاكى از سئوال است، سئوال و پاسخ از طريق اعضاء و جوارح است و آيه ياد شده در زير بار اين مطلب گواهى مى دهد.
(اَلْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى اَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا اَيْدِيْهِمْ وَ تَشْهَدُ اَرْجُلُهُمْ بِما كانوُا يَعْمَلوُنَ)( سوره يس،آيه 65).
«امروز بر زبان هاى آنان مهر مى زنيم و دست هاى آنان با ما سخن مى گويند و پاهاى آنان بر اعمال آنان گواهى مى دهند.
ترجمه جدیدترجمه قدیماعراب گذاری
مطلب بيست و دوم[1]
مقصود از«فاقتلوا انفسكم»چيست ؟
(وَ اِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ اَنْفُسَكُمْ بِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتوُبوُا اِلى بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا اَنْفُسَكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ اِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحِيمُ)
( سوره بقره، آيه 54)
«بـه ياد آر موقعـى را كـه موسى به قوم خود گفت: اى قوم! شما با گوساله پرستى، به خود ستم كرديد، پس به خالق باز آئيد، و خودتان را بكشيد كه اين كار نزد آفريدگارتان براى شما بهتر است، خدا به رحمت به شما باز كشته واو بخشنده و مهربان است».
دراين جا مفسران براى جمله«فَاقْتُلُوا اَنْفُسَكُمْ»واين كه مخاطب در اين جمله چه كسانى هستند وجوهـى را بيـان كرده اند، كه ما سه و جه از آن وجـوه را متـذكر مى شويم و حق همان وجه سوم است كه در آخر بيان مى گردد اينك آن وجوه:
1 ـ اشخاصى كه گوساله را نپرستيده اند آنها را كه آن را پرستش نموده بودند، وتوبه كرده اند بكشند وتوبه آنهاهمين بود كه كشته شوند[2].
[1]راجع به مطلب 8 از كتاب تفسير آيات مشكله ص 43.
[2]كشاف، ج1، ص 216.
2 ـ گروه مؤمن آن گروه را كه به پرستش گوساله اصرا رمى ورزيدند و هنوز از آن دست نكشيده بودند بكشند واين وجه را مؤلف تفسير آيات مشكله بر گزيده است.
3 ـ گوساله پرستانى كه توبه نموده اند خود رابكشند.
قبل از آنكه در باره هريك از اين وجوه سخن بگوئيم يادآور مى شويم كه اين داستان علاوه بر سوره بقره در سوره اعراف آيه هاى 148 تا 153 و سوره طه آيه 85 نيز وارد شده است اينك با آيات هر دو سوره آشنا شويم :
(وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ اَلَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ وَ لا يَهْدِيْهِمْ سَبِيلاً اِتَّخَذوُهُ وَ كانوُا ظالِميْنَ)( اعراف، آيه 148)
«قوم موسى بعد از ( رفتن) او ( به ميعاد گاه خداوند) از زيور آلات خود گوساله اى ساختند، جسد بى روحى بود كه صداى گاو داشت آيا آنها نمى ديـدنـد كه باآنـان سخـن نمى گويـد وبـه راه ( راست) هدايتشان نمى كند، آن را ( خداى خود) انتخاب كردند و ستمگر بودند».
(وَ لَمّا سُقِطَ فِيْ اَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْا اَنَّهُمْ قَدْ ضَلوُّا قالوُا لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكوُنَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ)(اعراف، آيه 149)
«هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد و ديدند گمراه شده اند گفتند اگر پروردگارما به ما رحم نكند وما را نيامرزد به طور قطع از زيانكاران خواهيم بود».
(وَ لَمّا رَجَعَ مُوسى اِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ اَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بعدِي اَعَجِلْتُمْ اَمْرَ رَبِّكُمْ وَ اَلْقىَ الألْواحَ وَ اَخَذَ بِرَأْسِ اَخِيهِ يَجُرُّهُ اِلَيْهِ قالَ ابْنَ اُمّ اِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفوُنِي وَ كادوُا يَقْتُلوُنَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الأعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظّالِمينَ)
( اعراف، آيه 150)
«وقتى موسى خشمگين واندوهناك به سوى قوم خود باز گشت، به آنان