بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 325

خيلاً عراباً»[1].

همان طور كه ملاحظه مى نمائيد: تقيُّد به سجع و عنايت به جمله هاى كوتاه و به كار بردن كلمات نامأنوس، مايه اغلاق و پيچيده گوئى شده است، درحالى كه نثر قرآن به شكل ديگر است و نثر آن به صورت يك بيان روشن، وعربى سراسر فصيح و بليغ است، ولى يك چنين كمال در آن مانع از آن نيست كه از نظر محتوا آنچنان ژرف باشد، كه درك عمق آن بدون استاد امكان پذير نباشد و به خاطر شرائطى كه بر آن حاكم است، استفاده كامل و درست از آن در گرو رعايت شرائط پيشين باشد.

امروز تمام كتابهاى مربوط به فيزيك و شيمى و يا رياضيات، به صورت صحيح و فصيح نوشته مى شود و با تصاويرى نيز همراه مى باشد، مع الوصف فهم و بهره بردارى از آنها نياز به استاد دارد.

امروز قوانين مربوط به دادگسترى به شكل فصيح و دور از غلط وتحريف و دور از گُنگ و پيچيده گوئى نگارش يافته است ولى هر فردى به خود اجازه نمى دهد كه بدون داشتن صلاحيت خاص از آن بهره گيرى كند.

قرآن مى گويد: من با زبان روشن سخن مى گويم، نه مانند افراد غير وارد به زبان عربى كه سخنان آنها مملوّ از غلط و تحريف است و نه مانند كاهنان،كه از جمله ها وكلمات نامأنوس كمك مى گيرند.

خلاصه اين آيه و امثال آن مانند:

(وَ لَقَدْ يَسَّرْناَ الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِر)

(سوره قمر، آيه 17)

«قرآن را آسان كرديم، آيا ياد آورنده اى هست»

در برابر دو گروه زير است:

1 ـ گروهى كه به خاطر عرب نبودن ملحون و مغلوط سخن مى گفتند.

[1]سوره نحل، آيه 78.


صفحه 326

2 ـ گروهى كه به گنگ و پيچيده گوئى عادت داشتند وخود را در بند سجع و كلمات و جمله هاى كوتاه، زندانى كرده، و به جاى توجه به معنى، به الفاظ توجه داشتند ولى شيوه قرآن از هر دو نوع پيراسته است ولى اين پيراستگى مانع از نياز به دقت و ژرف نگرى، و مراجعه به آيات ديگر، مراجعه به شأن نزولها و احاديث و غيره نيست.

اصولاً كسانى كه با اين آيه و امثال آن، بر بى نيازى مفسر از مراجعه به غير قرآن استدلال مى كنند، شرط سوم و ششم از شرائط چهارده گانه اى را كه يادآور شديم رعايت نكرده و به آن توجه ندارند و در استدلال با اين آيه، آيات ديگرى را كه خـدا، پيامبـر را مبيِّـن قـرآن معرفـى مى كند[1]و گاهى بيـان آن را بر عهـده خود مى گيرد(1) نيز در نظر نگرفته اند.

در اين جا دامنه سخن را كوتاه كرده وبه بحث خود، با نقل گفتارى از اميرمؤمنان(عليه السلام)پايان مى بخشيم:

اميرمؤمنان(عليه السلام)ابن عباس را براى احتجاج با خوارج اعزام كرد و اين چنين دستور داد:

«لا تخاصمهم بالقرآن فان القرآن ذو وجوه وحمال، تقول و يقولون و لكن حاججهم بالسنة فانهم لن يجدوا عنها محيصاً»( نهج البلاغه، شماره 77).

اى فرزند عباس هرگز هنگام مذاكره با خوارج با قرآن احتجاج مكن، زيرا آيات قرآن داراى احتمالاتى است، ممكن است تواحتمالى را بگيرى و آنان احتمال ديگرى را، و درنتيجه بحث و نزاع به درازا بكشد، با آنان با احاديث پيامبر احتجاج كن كه در دلالت خود بر مطلوب صريح تر مى باشند.

[1]سوره قيامت، آيه 19.


صفحه 327

اين جمله گرانمايه آشكارا مى رساند كه برخى از آيات قرآنى محتملاتى دارد هرگز تعيين يكى از محتملات بدون طى مقدماتى امكان پذير نيست و تنها با داشتن اطلاعاتى ادبى، اين سنخ ابهامها، بر طرف نمى شود، رفع اين گونه ابهام از طرقى است كه توضيح داده شد.

اين حديث مى رساند كه همه آيات قرآن سرتاسر صريح الدلاله نيست و بايد در تعيين محتملات مفاد آيه از مبادى ديگر استفاد نمود.

قم ـ ميدان شُهداء

مؤسسه امام صادق(عليه السلام)

جعفر سبحانى

27 محرم الحرام 1404 هـ ق

برابر با

آبان ماه 1362 هـ ش