«يا عدّتى عند العدد، و يا رجائى و المعتمد، و يا كهفى و السّند، و يا واحد، يا احد، و ياقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اسألك اللّهمّ بحقّ من خلقته من خلقك و لم تجعل في خلقك مثلهم احدا ان تصلّى عليهم و ان تفعل بى كذا و كذا».
يعنى: «اى سرمايه روزگار پيرىام! اى اميد و اعتمادم! اى ملجأ و تكيهگاهم! اى تنهاى بىهمتا! و اى كهقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌدر شأن تو است!» خدايا! تو را بحق آن دسته از مخلوقات كه مانندشان نيافريدهاى (يعنى محمد و آلش (ع) سوگند مىدهم كه بر آنان درود فرست و حوايج مرا به اين شرح برآورده ساز ...».
امثال اين گونه دعاها بسيار است كه به همين مقدار كفايت مىكنيم.
توجه: اينكه حضرت فرمود: دعا به شرط ولايت ما اهل بيت است، اشاره به شرط قبولى دعاست، بلكه شرط قبولى همه اعمال چه واجب و چه مستحب مىباشد و آنچه محمد بن مسلم (ره) از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق- عليهما السّلام- نقل كرده، در همين معناست كه فرمود:
112- «اى ابا محمد! مثل ما خاندان نبوت مثل آن خاندانى است كه در بنى اسرائيل بودند كه: هر گاه يكى از آنان چهل شب در راه خدا كوشش مىكرد و دعا مىنمود، اجابت مىشد، ولى يكى از آنان پس از چهل شب بندگى و ترك گناه، هر چه دعا كرد مستجاب نشد، نزد حضرت عيسى-7- آمد و از اين وضعش شكايت كرده از آن حضرت خواست كه برايش دعا كند، حضرت عيسى-7- تطهير كرد (وضو ساخت) نماز گزارد و سپس دعا كرد، وحى رسيد كه اى عيسى! بنده من از راهى كه مىبايست بيايد نيامد و به بيراهه رفت، چون او دعا كرد در حالى كه در قلبش نسبت به نبوت تو شك داشت، و اگر به همين حال دعا كند، حتى اگر گردنش هم قطع گردد و سر انگشتانش پراكنده شوند، او را اجابت نخواهم كرد.
عيسى-7- به آن فرد گفت: خداى را مىخوانى در حالى كه نسبت به پيامبرش شك دارى؟
گفت: اى روح خدا! اينكه مىگويى درست است (من نسبت به نبوت تو شك دارم) از خدا بخواه كه اين شك را از من برطرف نمايد.
در اينجا حضرت عيسى-7- برايش دعا كرد، خداوند متعال هم تفضّل نمود و او به سوى خاندانش برگشت و جزء آنان گرديد.
ما اهل بيت هم همين گونه هستيم، خداوند متعال عمل بندهاى را كه در ما شك داشته باشد، قبول نمىكند».
سبب ششم: رابطه كارهاى نيك با دعا
الف- بعد از نماز:
امير المؤمنين على-7- نقل كرده است كه رسول اللَّه-6- فرمود:
113-«من ادّى للَّه مكتوبة فله في اثرها دعوة مستجابة».
يعنى: «هر كس نماز واجبى به جاى آورد و پس از آن دعا كند، مستجاب خواهد شد».
«ابن فحام» گويد: امير المؤمنين-7- را در عالم خواب ديده از او در مورد صحت اين خبر سؤال كردم، فرمود: صحيح است، هر وقت نماز واجبى به جاى آوردى به سجده برو و بگو:
- «اللّهمّ انّى اسألك بحقّ من رواه، و بحقّ من روى عنه، صلّ على جماعتهم و افعل بى كيت و كيت»
. يعنى: «خدايا! از تو درخواست دارم و تو را سوگند مىدهم به حق كسى كه اين حديث را روايت كرد (يعنى على (ع) و به حق كسى كه حديث از او روايت شده (يعنى رسول اللَّه6) كه بر گروه آنان درود بفرستى و اين كارها را برايم انجام دهى ...».
از امام صادق-7- روايت است كه فرمود:
114-«انّ اللَّه فرض عليكم الصّلوة في احبّ الاوقات اليه، فاسألوا اللَّه حوائجكم عقيب فرائضكم».
يعنى: «خداوند متعال در ساعاتى نماز را بر شما واجب ساخت كه محبوبترين اوقات نزد اوست، پس بعد از انجام نماز، از خدا حاجاتتان را درخواست كنيد».
از امير المؤمنين على-7- نقل است كه فرمود:
115-«لا ينفتل العبد من صلاته حتّى يسأل اللَّه الجنّة، و يستجير به من النّار، و ان يزوّجه حور العين»
. يعنى: «بنده از نماز برنگردد مگر اينكه: از او بهشت را طلب كند، از آتش جهنم به او پناه ببرد و از او بخواهد كه حور العين را به تزويجش در آورد».
«ابى حمزه» گويد: شنيدم كه ابا جعفر امام محمد باقر-7- مىفرمود:
116-«اذا قام المؤمن في الصّلاة بعث اللَّه حور العين حتّى يحدقن به، فاذا انصرف و لم يسأل اللَّه منهنّ شيئا تفرّقن متعجّبات».
يعنى «وقتى مؤمنى به نماز مىايستد، خداوند متعال حور العين را مأمور مىكند كه دور او را بگيرند، اگر اين مؤمن بعد از نماز برخيزد و از خدا آنان را طلب نكند، آن حور العين با تعجّب متفرق مىشوند».
«فضل بقباق» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
117-«يستجاب الدّعاء في اربعة مواطن: في الوتر، و بعد الفجر، و بعد الظّهر، و بعد المغرب»
. يعنى: «دعا در چهار موقعيت مستجاب مىشود: در نماز وتر، بعد از صبح، بعد از ظهر، و بعد از مغرب».
و در روايتى آمده كه بعد از مغرب، سجده كند و در سجودش دعا نمايد.
ب- دعاى فقير:
وقتى چيزى به فقير مىدهند اگر فقير در حق آن دهنده، دعا كند، مستجاب است، اما اگر در همان حال در حق خودش دعا نمايد، مستجاب نيست.
امام زين العابدين-7- به خادم منزلشان كه مأمور دادن صدقه به فقرا بود، مىفرمودند:
118-«امسك قليلا حتّى يدعو»
. يعنى: «مقدارى نزد فقير مكث كن تا دعا كند».
و نيز فرمود:
119-«دعوة السّائل الفقير لا تردّ»
. يعنى: «دعاى فقير برگشت ندارد».
و نيز گفته شده است كه آن حضرت به خادمى كه مأمور صدقه دادن به فقير بود، امر مىكرد كه به فقير بگويد دعا كند.
از امام باقر يا امام صادق- عليهما السّلام- نقل است كه فرمود:
120-«اذا اعطيتموهم فلقّنوهم الدّعاء فانّه يستجاب لهم فيكم و لا يستجاب لهم في انفسهم»
. يعنى: «وقتى به فقرا چيزى مىدهيد به آنان تلقين كنيد كه دعا كنند، چون دعاى اينان در حق شما مستجاب مىشود ولى در حق خودشان، خير».
صدقه و آداب آن
امام زين العابدين-7- وقتى صدقهاى مىداد، دست خود را مىبوسيد، علت آن را از حضرت جويا شدند، فرمود:
121-«انّها تقع في يد اللَّه قبل ان تقع في يد السّائل»
. يعنى: «قبل از اينكه صدقه در دست سائل نهاده شود، در دست خداوند قرار مىگيرد».
امير المؤمنين-7- فرمود:
122-«اذا ناولتم السّائل فليردّ الّذى يناوله يده الى فيه فيقبّلها، فانّ اللَّه عزّ و جلّ يأخذها قبل ان تقع في يد السّائل، فانّه عزّ و جلّ يأخذ الصّدقات»
. يعنى: «وقتى به فقيرى چيزى مىدهيد، كسى كه داده، دست خود را به طرف لباس خويش برده آن را ببوسد، چون قبل از اينكه صدقه در دست سائل قرار گيرد، خداوند متعال آن را تحويل مىگيرد كه او تحويلگيرنده صدقات است».
رسول خدا-6- فرمود:
123-«ما تقع صدقة المؤمن في يد السّائل حتّى تقع في يد اللَّه تعالى».
يعنى: «صدقهاى كه مؤمن آن را مىدهد، قبل از اينكه در دست فقير واقع شود، در دست خداوند متعال قرار مىگيرد».
سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود:
أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
[1].
يعنى: «آيا نمىدانيد كه خداوند متعال خودش توبه را از بندگانش مىپذيرد و صدقات را تحويل مىگيرد. و آيا نمىدانيد كه او توبه پذير و مهربان است».
از امام صادق-7- روايت شده است كه فرمود:
124-«انّ اللَّه تبارك و تعالى يقول: ما من شيء إلّا و قد وكّلت من يقبضه غيرى الّا الصّدقة فانّى اتلقّفها بيدى تلقّفا حتّى انّ الرّجل ليتصدّق، او المرأة لتصدّق بالتّمرة، او بشق تمرة، فاربّيها له كما يربّى الرّجل فلوه و فصيله فيلقانى يوم القيامة و هى مثل جبل احد»
. يعنى: «براى هر عمل خيرى، كسى را وكيل كردهام كه آن را تحويل بگيرد، غير از صدقه كه خودم با دستم فورا آن را مىگيرم[2]ممكن است مردى يا زنى يك دانه يا يك نصف دانه خرما صدقه بدهد، من آن را آنقدر بزرگش مىكنم مانند بزرگ كردن كرّه اسب يا بچه شتر (كه چگونه در ابتدا بسيار كوچك است ولى بعدها به صورت حيوان عظيم الجثه در مىآيد) تا جايى كه روز قيامت مرا ملاقات مىكند در حالى كه آن يك دانه يا نيم دانه خرما به اندازه كوه احد گرديده است (يعنى كوه احد چند برابر يك دانه خرماست؟ به همين نسبت روز قيامت به او پاداش خواهم داد)».
امام صادق-7- فرمود:
125-«استنزلوا الرّزق بالصّدقة»
. يعنى: «از راه صدقه دادن روزيتان را بجوييد».
روزى آن حضرت به فرزندش «محمد» فرمودند:
[1]- سوره توبه، آيه 104.
[2]-« تلقّف» بمعناى قاپيدن است.
126- فرزندم چه مقدار از آن خرجى نزد تو هست؟
گفت: چهل دينار.
فرمود: آن را بيرون بياور و در راه خدا صدقه بده.
گفت: غير از اين چيز ديگرى نداريم فرمود:
- «تصدّق بها فانّ اللَّه تعالى يخلفها، اما علمت انّ لكلّ شيء مفتاحا و مفتاح الرّزق الصّدقة؟ فتصدّق بها»
. يعنى: «آن را در راه خدا بده تا خداوند متعال عوضش را به ما بدهد، مگر نمىدانى كه هر چيزى كليدى دارد و كليد روزى، صدقه است؟ پس آن را صدقه بده».
فرزند حضرت آن كار را انجام داد، ده روز نگذشت كه از طريقى، چهل هزار دينار به حضرت رسيد.
و نيز فرمود:
127-«الصّدقة تقضى الدّين و تخلف بالبركة»
. يعنى: «بخشش در راه خدا موجب پرداخت بدهكارى مىشود و بركت برجاى مىگذارد».
همچنين فرمود:
128-«اذا املقتم فتاجروا اللَّه بالصّدقة»
. يعنى: «هر گاه فقير و بىچيز شديد، از طريق صدقه دادن، با خدا معامله كنيد (يعنى شما در راه خدا صدقه بدهيد تا خداوند به شما بيشتر بدهد)».
اما باقر-7- فرمود:
129-«إنّ الصّدقة لتدفع سبعين علّة من بلايا الدّنيا مع ميته السّوء، إنّ صاحبها لا يموت ميتة السّوء ابدا»
. يعنى: «همانا صدقة هفتاد بلا و مرض از بلاهاى دنيا را دفع مىكند به اضافه مرگ بد كه صدقه دهنده هرگز با مرگ بد، نمىميرد».