فضيلت دانش و وظايف دانشمندان
صاحب كتاب «منتهى اليواقيت» حديثى را از امام هشتم، على بن موسى الرضا-7- از پدرش از پدرانش تا امير المؤمنين- عليهم السّلام- و آن حضرت از رسول خدا-6- نقل كرده است كه فرمود:
141-«طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة»
. يعنى: «كسب دانش بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است».
«فاطلبوا العلم من مظانّه و اقتبسوه من اهله».
- «پس علم را از مواضعش طلب كنيد و از اهلش فرا بگيريد».
«فانّ تعليمه للَّه سبحانه حسنة، و طلبه عبادة، و المذاكرة به تسبيح، و العمل به جهاد»
.- «چون يادگيرى آن علم اگر براى خدا باشد، حسنه است (و ثواب دارد) و طلب علم عبادت است و گفتگو و بحث در مسائل علمى تسبيح حق مىباشد و عمل كردن به آن، خود جهاد است».
«و تعليمه من لا يعلمه صدقة، و بذله لاهله قربة الى اللَّه تبارك و تعالى».
- «آموختن علم به نادانان يك نوع صدقه است و بخشيدنش به كسانى كه اهليتش را دارند، موجب نزديكى و تقرب به خداوند تعالى مىباشد».
«لانّه من معالم الحلال و الحرام، و منار سبيل الجنّة، و المونس في الوحشة، و الصّاحب في الغربة و الوحدة، و المحدّث في الخلوة، و الدّليل على السّرّاء و الضّرّاء، و السّلاح على الاعداء، و الزّين على الاخلّاء»
.
- «چون حلال و حرام را به واسطه علم مىتوان تميز داد، روشنگر راه بهشت است، مونس در وقت وحشت، يار و همراه در غربت و تنهايى، همصحبت در خلوتها، راهنما هنگام خوشحاليها و غمها، سلاح بر عليه دشمن و موجب زينت و زيبايى نزد دوستان مىباشد».
«يرفع اللَّه به اقواما فيجعلهم في الخير قادة يقتبس آثارهم، و يهتدى بفعالهم، و ينتهى الى رأيهم»
.- «خداوند متعال به وسيله علم، اقوامى را برتر مىسازد و بالا مىبرد تا جايى كه آنان را در مقام رهبرى قرار مىدهد كه ديگران بايد از ايشان پيروى كنند و اعمال اينان را سرمشق خود قرار دهند و در نظرات و آراء به اينان رجوع نمايند».
«و ترغب الملائكة في خلّتهم و باجنحتها تمسحهم، و في صلاتهم تبارك عليهم»
.- «ملائكه آرزوى دوستى با ايشان را دارند و بالها را بر آنان مىمالند و در نمازشان بر اينان درود و تبريك مىفرستند».
«و يستغفر لهم كلّ رطب و يابس حتّى حيتان البحر و هوامّه، و سباع البرّ و انعامه»
.- «هر موجودتر و خشكى براى اينان طلب مغفرت و آمرزش مىكند، حتى ماهيان دريا و درندگان و چهار پايان صحرا».
«و انّ العلم حياة القلوب من الجهل، و ضياء الابصار من الظّلمة، و قوّة الابدان من الضّعف»
.- «علم موجب زنده شدن قلبها از (مرگ) جهالت و نادانى است، روشنى چشمها در تاريكى و سبب قوى شدن بدن در برابر ضعفهاست».
«يبلغ بالعبد منازل الاخيار، و مجالس الابرار، و الدّرجات العلى في الدّنيا و الآخرة»
.
- «علم بنده را به درجات برگزيدگان و مجالس نيكان مىبرد و در دنيا و آخرت موجب علوّ درجات مىگردد».
«و الفكرة فيه يعدل بالصّيام، و مدارسته بالقيام»
.- «فكر را به علم مشغول داشتن، معادل روزه است و بحث و درسش مساوى با شبزندهدارى».
«و به يطاع الربّ عزّ و جلّ و يعبد و به توصل الارحام، و يعرف الحلال و الحرام»
.- «بندگى خداى عزيز و جليل، پيوند خويشاوندان و شناخت حلال و حرام الهى به واسطه دانش است».
«و العلم امام العمل، و العمل تابعه»
.- «علم پيشواى عمل است و عمل پيرو اوست».
«يلهمه السّعداء، و يحرّمه الاشقياء»
.- «خداوند سبحان آن را به افراد با سعادت مىدهد و افراد با شقاوت را از آن محروم مىدارد».
«فطوبى لمن لا يحرّمه اللَّه منه حظّه»
.- «پس خوشا به حال كسى كه خداوند او را از بركت دانش محروم نكرده باشد».
تنبيه: هماهنگى علم و عمل
خواننده گرامى!- كه خداوند تو را از رحمتش محروم نفرمايد- نظر به سخن حضرت بينداز كه مىفرمايد: «عمل تابع علم است» چگونه اين دو را همراه هم قرار داده و بيان فرموده كه هيچ يك از آن دو بدون ديگرى، نفعى نمىرسانند، پس عالم بايد اهل عمل باشد. و بداند كه علم به تنهايى (بدون عمل) موجب نجات او نخواهد شد.
به اين مطلب تصريح دارد سخن حضرت كه مىفرمايد:
142-«من ازداد علما و لم يزدد هدى لم يزدد من اللَّه الّا بعدا»
. يعنى: «كسى كه علمش زياد شود اما هدايت (و عملش) افزون نگردد، نفعى جز دورى از خدا نبرده است».
و عمل بدون علم نيز نفعى ندارد، به دليل كلام آن حضرت كه مىفرمايد:
143-«و العامل على غير بصيرة كالسّائر على غير طريق لا يزيده سرعة السّير من الطّريق الّا بعدا»
. يعنى: «كسى كه بدون آگاهى و بصيرت عمل مىنمايد، مانند كسى است كه بيراهه حركت مىكند، هر چه سريعتر برود از راه اصلى دورتر مىگردد».
پس علم و عمل، هماهنگ هستند، هيچ يك از آن دو نمىتواند بدون ديگرى روى پاى خود بايستد. هر كتابى كه نوشته شد. هر سخنرانى و موعظهاى كه گرديد و هر نظريهاى كه داده شد، حول محور اين دو گوهر بوده و هست، بلكه كتب آسمانى به اين خاطر نازل گرديدند و انبيا نيز به همين سبب فرستاده شدهاند. حتى آسمانها و زمين و مخلوقاتى كه بين آن دو هستند هم به همين خاطر خلق گرديدهاند. خوب است در دو آيه از قرآن كريم تأملى بكنى تا اين مطلب درست برايت جا بيفتد، اول اينكه مىفرمايد:
-اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً[1].
يعنى: «خدايى كه هفت آسمان و همانند آنها، زمين را آفريد، فرمانش بين آنها فرود مىآيد (و اجرا مىگردد) تا شما بدانيد كه او بر هر چيزى قادر است و علمش به هر چيزى احاطه دارد».
همين يك آيه در شرف علم خصوصا «علم توحيد» بسنده مىكند.
آيه ديگر آنجاست كه مىفرمايد:
[1]- سوره طلاق، آيه 12.
-وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ[1].
يعنى: «جن و انس را خلق نكردم مگر اينكه عبادت كنند (و بنده من باشند)».
همين يك آيه در شرف بندگى و عبادت كافى است، پس سزاوار است كه بنده جز به اين دو كار (يعنى علم و عمل) مشغول نگردد و جز براى اين دو زحمت نكشد و به چيز ديگر دل نبندد، چون غير از اين دو همه باطل و بيهودهاند و هيچ خير و حاصلى در آنها نيست.
اين را كه فهميدى بدان كه در بين اين دو گوهر، «گوهر علم» برتر از «گوهر عبادت» است كه رسول خدا-6- فرمود:
144-«فضل العلم احبّ الى اللَّه من فضل العبادة».
يعنى: «فضيلت علم نزد خداوند سبحان، محبوبتر است از فضيلت عبادت».
145-«فضل العالم على العابد كفضل القمر على سائر النّجوم ليلة البدر».
يعنى: «برترى عالم بر عابد مانند برترى مهتاب است بر ستارگان در شب بدر».
146-«يا عليّ، نوم العالم افضل من عبادة العابد، يا عليّ ركعتين يصلّيهما العالم افضل من سبعين ركعة يصلّيهما العابد»
. يعنى: «اى على!! خواب عالم برتر از عبادت عابد است. اى على! دو ركعت نمازى كه عالم بگزارد برتر است از هفتاد ركعت نماز عابد».
147-«يا علىّ، ساعة العالم يتّكىء على فراشه ينظر في العلم خير من عبادة سبعين سنة»
. يعنى: «اى على! زمانى كه عالم به بستر خود تكيه مىدهد و در علم خود تفكر مىكند، از هفتاد سال عبادت برتر است».
[1]- سوره ذاريات، آيه 56.
ديدن چهره عالم بلكه ديدن درب خانهاش عبادت است.
و از على-7- روايت است كه فرمود:
148-«جلوس ساعة عند العلماء احبّ الى اللَّه من عبادة الف سنة، و النّظر الى العالم احبّ الى اللَّه من اعتكاف سنة في بيت الحرام، و زيارة العلماء احبّ الى اللَّه تعالى من سبعين، طوافا حول البيت و افضل من سبعين حجّة و عمرة مبرورة مقبولة و رفع اللَّه تعالى له سبعين درجة و انزل اللَّه عليه الرّحمة و شهدت له الملائكة انّ الجنّة وجبت له»
. يعنى: «يك ساعت نزد علما نشستن در پيشگاه خداوند از هزار سال عبادت برتر است. و ديدن عالم، نزد خدا محبوبتر است از يك سال به اعتكاف نشستن در مسجد الحرام. زيارت علما، دوست داشتنىتر است از هفتاد طواف گرد خانه كعبه و برتر است از هفتاد حج و عمره قبول شده، خداوند عالم را هفتاد درجه بالا مىبرد و رحمت را بر او نازل مىكند و ملائكه شهادت مىدهند كه بهشت بر او واجب شده است».
اما بايد توجه شود كه مبادا عالم به علمش اكتفا كند و از عبادت و بندگى باز بماند كه در اين صورت، علمش بر باد خواهد رفت، چون علم به منزله درخت است و عبادت به منزله ميوه آن و ارزش و اهميت درخت به ميوه آن مىباشد و گر نه براى هيزم شدن و در نهايت سوختن خوب است، بنا بر اين، بنده خدا بايد هر دو را داشته باشد ولى بين اين دو، علم مقدم است، چون هم علم اصل و اساس عمل است و هم در آن حديث شريف فرمودند علم پيشواى عمل است و عمل پيرو او، اين امامت و پيشوايى، دو وظيفه بر عهدهات مىگذارد:
اوّل اينكه: بايد معبودت را بشناسى، چون معبود ناشناخته را كه نمىتوان پرستيد و از او فرمانبردارى كرد- دليلهاى عقلى مؤيد همين معناست-.
دوّم اينكه: بدانى وظيفهات در برابر آن معبود چيست و چگونه بايد عبادت و اطاعت كنى تا مبادا عملى را كه او خوش ندارد، به عنوان اطاعتش انجام دهى كه
اين را از آيات و روايات مىتوان استفاده كرد.
از عالمى پرسيدند علم برتر است يا عمل؟ گفت: علم براى جاهل برتر است و عمل براى عالم.
علاوه بر اينها، مىدانى كه علم بدون عمل در فرداى قيامت، نفعى نخواهد داشت بلكه موجب گرفتارى صاحبش خواهد گرديد، مگر سخن رسول حق-6- را نشنيدى كه فرمود:
149-«انّ اهل النّار ليتأذّون من ريح العالم التّارك لعلمه، و انّ اشدّ اهل النّار ندامة و حسرة رجل دعا عبدا الى اللَّه فاستجاب له و قبل منه فاطاع اللَّه فادخله الجنّة و ادخل الدّاعى النّار بتركه علمه و اتّباعه الهوى».
يعنى: «اهل جهنّم از بوى بد عالمى كه اهل عمل نبود، در آزارند، بيشترين پشيمانى و حسرت در بين اهل جهنّم مخصوص كسى است كه فردى را به راه خدا خواند و آن فرد پذيرفت و عمل كرد و خداوند او را وارد بهشت نمود، اما خودش داخل جهنّم گرديد، چون علمش را ترك و از هواى نفسش تبعيت نمود».
«سعيد بن هشام» روايت كرده است كه شنيدم حضرت صادق-7- در مورد آيه:
-فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ[1].
يعنى: «معبودهاى دروغين و غاوون را در جهنّم سرنگون اندازند» فرمود:
150-«الغاوون هم الّذين عرفوا الحقّ و عملوا بخلافه».
يعنى: «غاوون، كسانى هستند كه حق را شناختند ولى بر خلافش عمل كردند».
و نيز فرمود:
151-«اشدّ النّاس عذابا عالم لا ينتفع من علمه شيئا».
[1]- سوره شعراء، آيه 94.
يعنى: «شديدترين عذاب را عالمى دارد كه از علمش بهرهاى نبرده است».
و نيز فرمود:
152-«تعلّموا ما شئتم ان تعلموا فلن ينفعكم اللَّه بالعلم حتّى تعملوا به، لانّ العلماء همّتهم الرّعاية، و السّفهاء همّتهم الرّواية».
يعنى: «هر چه مىخواهيد بياموزيد ولى خداوند متعال در برابر عملتان به شما بهره مىرساند، نه علمتان، چون علما سعيشان در به كار بستن دانستههاست ولى، بىخردان و سفيهان، همتشان جمعآورى و نقل سخنان مىباشد».
در رابطه با فضيلت علم و علما آيات و روايات بسيارى وارد شده منجمله:شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ[1].
يعنى: «ذات اقدس الهى شهادت مىدهد كه و جزا معبودى نيست و ملائكه و اهل علم نيز (اين چنين شهادت مىدهند)».
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ[2].
يعنى: «آيا آنان كه مىدانند با آنان كه نمىدانند برابرند؟».
امام صادق-7- فرمود:
153-«اذا كان يوم القيامة جمع اللَّه النّاس في صعيد و وضعت الموازين فيوزن دماء الشّهداء مع مداد العلماء فيرجّح مداد العلماء على دماء الشّهداء».
يعنى: «وقتى روز قيامت فرا برسد، همه مردم در يك سرزمين جمع شده ترازوهاى سنجش اعمال نهاده مىشود، آنگاه خونهاى شهدا را با جوهر قلم علما مىسنجند كه در اين سنجش، جوهر قلم علما بر خونهاى شهدا برترى مىيابد».
يكى از علما در تفسير اين حديث گفته است: «سرّ برترى اين است كه خون شهيد بعد از مرگش، نفعى نمىرساند، ولى جوهر قلم عالم، پس از مرگ او، براى ديگران نفع دارد»[3].
[1]- سوره آل عمران، آيه 18.
[2]- سوره زمر، آيه 9.
[3]- ممكن است بتوان گفت: چون مداد علماست كه شهيد مىسازد.