بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 116

- «علم بنده را به درجات برگزيدگان و مجالس نيكان مى‌برد و در دنيا و آخرت موجب علوّ درجات مى‌گردد».

«و الفكرة فيه يعدل بالصّيام، و مدارسته بالقيام»

.- «فكر را به علم مشغول داشتن، معادل روزه است و بحث و درسش مساوى با شب‌زنده‌دارى».

«و به يطاع الربّ عزّ و جلّ و يعبد و به توصل الارحام، و يعرف الحلال و الحرام»

.- «بندگى خداى عزيز و جليل، پيوند خويشاوندان و شناخت حلال و حرام الهى به واسطه دانش است».

«و العلم امام العمل، و العمل تابعه»

.- «علم پيشواى عمل است و عمل پيرو اوست».

«يلهمه السّعداء، و يحرّمه الاشقياء»

.- «خداوند سبحان آن را به افراد با سعادت مى‌دهد و افراد با شقاوت را از آن محروم مى‌دارد».

«فطوبى لمن لا يحرّمه اللَّه منه حظّه»

.- «پس خوشا به حال كسى كه خداوند او را از بركت دانش محروم نكرده باشد».

تنبيه: هماهنگى علم و عمل‌

خواننده گرامى!- كه خداوند تو را از رحمتش محروم نفرمايد- نظر به سخن حضرت بينداز كه مى‌فرمايد: «عمل تابع علم است» چگونه اين دو را همراه هم قرار داده و بيان فرموده كه هيچ يك از آن دو بدون ديگرى، نفعى نمى‌رسانند، پس عالم بايد اهل عمل باشد. و بداند كه علم به تنهايى (بدون عمل) موجب نجات او نخواهد شد.

به اين مطلب تصريح دارد سخن حضرت كه مى‌فرمايد:


صفحه 117

142-«من ازداد علما و لم يزدد هدى لم يزدد من اللَّه الّا بعدا»

. يعنى: «كسى كه علمش زياد شود اما هدايت (و عملش) افزون نگردد، نفعى جز دورى از خدا نبرده است».

و عمل بدون علم نيز نفعى ندارد، به دليل كلام آن حضرت كه مى‌فرمايد:

143-«و العامل على غير بصيرة كالسّائر على غير طريق لا يزيده سرعة السّير من الطّريق الّا بعدا»

. يعنى: «كسى كه بدون آگاهى و بصيرت عمل مى‌نمايد، مانند كسى است كه بيراهه حركت مى‌كند، هر چه سريعتر برود از راه اصلى دورتر مى‌گردد».

پس علم و عمل، هماهنگ هستند، هيچ يك از آن دو نمى‌تواند بدون ديگرى روى پاى خود بايستد. هر كتابى كه نوشته شد. هر سخنرانى و موعظه‌اى كه گرديد و هر نظريه‌اى كه داده شد، حول محور اين دو گوهر بوده و هست، بلكه كتب آسمانى به اين خاطر نازل گرديدند و انبيا نيز به همين سبب فرستاده شده‌اند. حتى آسمانها و زمين و مخلوقاتى كه بين آن دو هستند هم به همين خاطر خلق گرديده‌اند. خوب است در دو آيه از قرآن كريم تأملى بكنى تا اين مطلب درست برايت جا بيفتد، اول اينكه مى‌فرمايد:

-اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عِلْماً[1].

يعنى: «خدايى كه هفت آسمان و همانند آنها، زمين را آفريد، فرمانش بين آنها فرود مى‌آيد (و اجرا مى‌گردد) تا شما بدانيد كه او بر هر چيزى قادر است و علمش به هر چيزى احاطه دارد».

همين يك آيه در شرف علم خصوصا «علم توحيد» بسنده مى‌كند.

آيه ديگر آنجاست كه مى‌فرمايد:

[1]- سوره طلاق، آيه 12.


صفحه 118

-وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ‌[1].

يعنى: «جن و انس را خلق نكردم مگر اينكه عبادت كنند (و بنده من باشند)».

همين يك آيه در شرف بندگى و عبادت كافى است، پس سزاوار است كه بنده جز به اين دو كار (يعنى علم و عمل) مشغول نگردد و جز براى اين دو زحمت نكشد و به چيز ديگر دل نبندد، چون غير از اين دو همه باطل و بيهوده‌اند و هيچ خير و حاصلى در آنها نيست.

اين را كه فهميدى بدان كه در بين اين دو گوهر، «گوهر علم» برتر از «گوهر عبادت» است كه رسول خدا-6- فرمود:

144-«فضل العلم احبّ الى اللَّه من فضل العبادة».

يعنى: «فضيلت علم نزد خداوند سبحان، محبوبتر است از فضيلت عبادت».

145-«فضل العالم على العابد كفضل القمر على سائر النّجوم ليلة البدر».

يعنى: «برترى عالم بر عابد مانند برترى مهتاب است بر ستارگان در شب بدر».

146-«يا عليّ، نوم العالم افضل من عبادة العابد، يا عليّ ركعتين يصلّيهما العالم افضل من سبعين ركعة يصلّيهما العابد»

. يعنى: «اى على!! خواب عالم برتر از عبادت عابد است. اى على! دو ركعت نمازى كه عالم بگزارد برتر است از هفتاد ركعت نماز عابد».

147-«يا علىّ، ساعة العالم يتّكى‌ء على فراشه ينظر في العلم خير من عبادة سبعين سنة»

. يعنى: «اى على! زمانى كه عالم به بستر خود تكيه مى‌دهد و در علم خود تفكر مى‌كند، از هفتاد سال عبادت برتر است».

[1]- سوره ذاريات، آيه 56.


صفحه 119

ديدن چهره عالم بلكه ديدن درب خانه‌اش عبادت است.

و از على-7- روايت است كه فرمود:

148-«جلوس ساعة عند العلماء احبّ الى اللَّه من عبادة الف سنة، و النّظر الى العالم احبّ الى اللَّه من اعتكاف سنة في بيت الحرام، و زيارة العلماء احبّ الى اللَّه تعالى من سبعين، طوافا حول البيت و افضل من سبعين حجّة و عمرة مبرورة مقبولة و رفع اللَّه تعالى له سبعين درجة و انزل اللَّه عليه الرّحمة و شهدت له الملائكة انّ الجنّة وجبت له»

. يعنى: «يك ساعت نزد علما نشستن در پيشگاه خداوند از هزار سال عبادت برتر است. و ديدن عالم، نزد خدا محبوبتر است از يك سال به اعتكاف نشستن در مسجد الحرام. زيارت علما، دوست داشتنى‌تر است از هفتاد طواف گرد خانه كعبه و برتر است از هفتاد حج و عمره قبول شده، خداوند عالم را هفتاد درجه بالا مى‌برد و رحمت را بر او نازل مى‌كند و ملائكه شهادت مى‌دهند كه بهشت بر او واجب شده است».

اما بايد توجه شود كه مبادا عالم به علمش اكتفا كند و از عبادت و بندگى باز بماند كه در اين صورت، علمش بر باد خواهد رفت، چون علم به منزله درخت است و عبادت به منزله ميوه آن و ارزش و اهميت درخت به ميوه آن مى‌باشد و گر نه براى هيزم شدن و در نهايت سوختن خوب است، بنا بر اين، بنده خدا بايد هر دو را داشته باشد ولى بين اين دو، علم مقدم است، چون هم علم اصل و اساس عمل است و هم در آن حديث شريف فرمودند علم پيشواى عمل است و عمل پيرو او، اين امامت و پيشوايى، دو وظيفه بر عهده‌ات مى‌گذارد:

اوّل اينكه: بايد معبودت را بشناسى، چون معبود ناشناخته را كه نمى‌توان پرستيد و از او فرمانبردارى كرد- دليلهاى عقلى مؤيد همين معناست-.

دوّم اينكه: بدانى وظيفه‌ات در برابر آن معبود چيست و چگونه بايد عبادت و اطاعت كنى تا مبادا عملى را كه او خوش ندارد، به عنوان اطاعتش انجام دهى كه‌


صفحه 120

اين را از آيات و روايات مى‌توان استفاده كرد.

از عالمى پرسيدند علم برتر است يا عمل؟ گفت: علم براى جاهل برتر است و عمل براى عالم.

علاوه بر اينها، مى‌دانى كه علم بدون عمل در فرداى قيامت، نفعى نخواهد داشت بلكه موجب گرفتارى صاحبش خواهد گرديد، مگر سخن رسول حق-6- را نشنيدى كه فرمود:

149-«انّ اهل النّار ليتأذّون من ريح العالم التّارك لعلمه، و انّ اشدّ اهل النّار ندامة و حسرة رجل دعا عبدا الى اللَّه فاستجاب له و قبل منه فاطاع اللَّه فادخله الجنّة و ادخل الدّاعى النّار بتركه علمه و اتّباعه الهوى».

يعنى: «اهل جهنّم از بوى بد عالمى كه اهل عمل نبود، در آزارند، بيشترين پشيمانى و حسرت در بين اهل جهنّم مخصوص كسى است كه فردى را به راه خدا خواند و آن فرد پذيرفت و عمل كرد و خداوند او را وارد بهشت نمود، اما خودش داخل جهنّم گرديد، چون علمش را ترك و از هواى نفسش تبعيت نمود».

«سعيد بن هشام» روايت كرده است كه شنيدم حضرت صادق-7- در مورد آيه:

-فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ‌[1].

يعنى: «معبودهاى دروغين و غاوون را در جهنّم سرنگون اندازند» فرمود:

150-«الغاوون هم الّذين عرفوا الحقّ و عملوا بخلافه».

يعنى: «غاوون، كسانى هستند كه حق را شناختند ولى بر خلافش عمل كردند».

و نيز فرمود:

151-«اشدّ النّاس عذابا عالم لا ينتفع من علمه شيئا».

[1]- سوره شعراء، آيه 94.


صفحه 121

يعنى: «شديدترين عذاب را عالمى دارد كه از علمش بهره‌اى نبرده است».

و نيز فرمود:

152-«تعلّموا ما شئتم ان تعلموا فلن ينفعكم اللَّه بالعلم حتّى تعملوا به، لانّ العلماء همّتهم الرّعاية، و السّفهاء همّتهم الرّواية».

يعنى: «هر چه مى‌خواهيد بياموزيد ولى خداوند متعال در برابر عملتان به شما بهره مى‌رساند، نه علمتان، چون علما سعيشان در به كار بستن دانسته‌هاست ولى، بى‌خردان و سفيهان، همتشان جمع‌آورى و نقل سخنان مى‌باشد».

در رابطه با فضيلت علم و علما آيات و روايات بسيارى وارد شده منجمله:شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ‌[1].

يعنى: «ذات اقدس الهى شهادت مى‌دهد كه و جزا معبودى نيست و ملائكه و اهل علم نيز (اين چنين شهادت مى‌دهند)».

هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ‌[2].

يعنى: «آيا آنان كه مى‌دانند با آنان كه نمى‌دانند برابرند؟».

امام صادق-7- فرمود:

153-«اذا كان يوم القيامة جمع اللَّه النّاس في صعيد و وضعت الموازين فيوزن دماء الشّهداء مع مداد العلماء فيرجّح مداد العلماء على دماء الشّهداء».

يعنى: «وقتى روز قيامت فرا برسد، همه مردم در يك سرزمين جمع شده ترازوهاى سنجش اعمال نهاده مى‌شود، آنگاه خونهاى شهدا را با جوهر قلم علما مى‌سنجند كه در اين سنجش، جوهر قلم علما بر خونهاى شهدا برترى مى‌يابد».

يكى از علما در تفسير اين حديث گفته است: «سرّ برترى اين است كه خون شهيد بعد از مرگش، نفعى نمى‌رساند، ولى جوهر قلم عالم، پس از مرگ او، براى ديگران نفع دارد»[3].

[1]- سوره آل عمران، آيه 18.

[2]- سوره زمر، آيه 9.

[3]- ممكن است بتوان گفت: چون مداد علماست كه شهيد مى‌سازد.


صفحه 122

و نيز فرمود:

154-«اذا مات المؤمن و ترك ورقة واحدة عليها علم تكون تلك الورقة سترا بينه و بين النّار، و اعطاه اللَّه بكلّ حرف عليها مدينة اوسع من الدّنيا سبع مرّات»

. يعنى: «اگر مؤمن هنگام مرگش يك برگه از او باقى بماند كه در آن علمى گنجانده شده باشد، اين برگ، مانع و پوششى مى‌شود بين او و آتش جهنم.

و خداوند متعال در مقابل هر يك حرفى كه بر آن ورقه نوشته شده، يك شهر در بهشت به او مى‌دهد كه هفت برابر دنياست».

بايد توجه داشت كه منظور از اين علم، فقط حاضر ساختن مسائل علمى در صفحه ذهن يا بحث و جدل و استدلال نيست، بلكه علمى است كه خوف بنده از خداوند متعال را زياد كند و نسبت به اعمالى كه در آخرت نافع است، نشاط ايجاد نمايد و موجب ازدياد زهدش گردد.

امام موسى بن جعفر-7- فرمود:

155-«اولى العلم بك ما لا يصلح لك العمل الّا به، و اوجب العلم عليك ما انت مسئول عن العمل به، و الزم العلم لك ما دلّك على صلاح قلبك و اظهر لك فساده و احمد العلم عاقبة ما زادك في عملك العاجل، فلا تشغلنّ بعلم ما لا يضرّك جهله، و لا تغفلنّ عن علم ما يزيد في جهلك تركه»

. يعنى: «سزاوارترين علمى كه بايد به دنبالش باشى آن علمى است كه بدون آن عملت خراب مى‌شود و واجب‌ترين علم آن است كه فرداى قيامت در مورد عمل بدان از تو سؤال خواهند كرد و لازمترين علم آن است كه صلاح و فساد جانت را به تو بنماياند و پسنديده‌ترين عاقبت و سرانجام را علمى دارد كه موجب ازدياد اعمال نيك دنياى تو شود، پس مبادا وقت و عمر خود را صرف آموختن چيزى كنى كه اگر ندانى ضررى به حال تو ندارد و مبادا از علمى كه تركش موجب ازدياد جهلت مى‌گردد غافل بمانى».


صفحه 123

اگر به قرآن كريم نظر كنى مى‌بينى كه اين كتاب انسان سازى، علما را اين چنين توصيف مى‌كند:إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ[1].

يعنى: «از بين بندگان، تنها علما هستند كه از خدا مى‌ترسند».

در اين آيه خداوند متعال علما را متصف به وصف خشيت نمود، يعنى آن كه خشيت ندارد، عالم نيست.

أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ‌[2].

يعنى: «آيا آن كس كه در همه ساعات شب به عبادت پرداخته يا در سجود است يا در قيام و از آخرت بيمناك است و به رحمت پروردگارش اميدوار، با آن كه چنين نيست يكسان است؟ بگو آيا آنانى كه مى‌دانند با آنانى كه نمى‌دانند برابرند؟».

در اين آيه علما را توصيف نموده است به:

- شب‌زنده‌دارى.

- نماز شب خواندن.

- راكع و ساجد بودن.

- و خوف و رجا داشتن.

ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ‌[3].

يعنى: «چون بعض از اينان قسّيس هستند و بعض ديگر رهبانى كه تكبّر نمى‌ورزند، (قبل از اين مى‌فرمايد: دشمن‌ترين مردم نسبت به مؤمنين يهودند و مهربانترين آنان نصارى هستند)».

[1]- سوره فاطر، آيه 28.

[2]- سوره زمر، آيه 9.

[3]- سوره مائده، آيه