تا اينجا مربوط به در آمد بود[1]و اما مخارج:
بايد در آنچه به دست آوردى قانون كتاب و سنت را كه همان اقتصاد و ميانهروى است، رعايت نمايى. مبادا اسراف و زيادهروى كنى كه خداوند متعال
[1]- در اينجا ذكر دو نكته ضرورى است.
اوّل اينكه: احاديث شمارههاى 176، 177 و 178 دلالتى بر تنبلى و يك جا نشستن و منتظر مائده آسمانى بودن ندارند، بلكه احاديثى دال بر ذمّ تنبلى و وجوب طلب رزق براى كسى كه مخارج عدهاى بر عهده اوست و مالى ندارد كه صرف آنان نمايد، وجود دارد كه حتى فقهاى عظام نيز به اين وجوب، فتوا دادهاند، به عنوان مثال احاديث شماره 170، 171، 172 و 173 دلالت روشنى بر اين مطلب دارند اگر چه روايت، پيرامون اين موضوع بيش از اين است.
بنا بر اين، احاديث شماره 176، 177 و 178 ناظر به ذمّ حرص هستند كما اينكه مؤلّف محترم فرمودند.
دوّم اينكه: عبادت، دامنه وسيعى دارد كه در يك كلمه به معناى« بندگى» است. و نيز الفاظى نظير آخرت، به عنوان مثال مرحوم شيخ حرّ عاملى در وسائل از كافى و تهذيب روايت مىكند كه:
ُ« قال رجل لأبي عبد اللَّه-7-: و اللَّه انّا لنطلب الدّنيا و نحبّ أن نؤتاها، فقال: تحبّ ان تصنع بها ما ذا؟ قال: اعود بها على نفسى و عيالى و اصل بها و اتصدّق بها، و احجّ و اعتمر، فقال ابو عبد اللَّه-7-: ليس هذا طلب الدّنيا، هذا طلب الآخرة»
. يعنى:« به خدا قسم! ما طالب دنياييم و دوست داريم كه بدان برسيم. حضرت پرسيد:
دوست دارى با آن، چه بكنى؟ گفت: براى خود و عيالم خرج كنم، به بستگانم برسم، به فقرا كمك كنم، حج بروم و عمره انجام بدهم. امام-7- فرمود: اين كه طلب دنيا نيست، اين طلب آخرت است»،( وسائل، ج 12، باب سوم از ابواب مقدمات تجارت، ص 19، حديث 3).
و نيز سيره معصومين- عليهم السّلام- خصوصا امير المؤمنين-7- شاهد صادقى بر اهل كار و تلاش بودن آن حضرات دارد.
نقل است كه حضرت على-7- هزار درخت خرما وقف كرد و يا وقتى با زحمت پس از كاوش بسيار، همين كه سنگ را كنار زد و آب چشمه جوشيد، فورا گفت:«
ُ هذه صدقة جارية»
. بنا بر اين، در زمان ما اگر مسلمانان نياز به كار بيشتر خصوصا در مسائل تخصصى جهت رفع احتياج از اجانب و دفع سلطه كفار داشته باشند- كه دارند- كار زياد، نه تنها مذموم نيست بلكه ممدوح است، حتى در برخى موارد، واجب هم مىشود.
مىفرمايد:
-إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ[1].
يعنى: «اسرافكاران، برادران شياطينند».
و رسولش-6- فرمود:
179-«من بذّر، افقره اللَّه
». يعنى: «كسى كه ريخت و پاش داشته باشد، خداوند متعال او را فقير خواهد ساخت».
و نيز فرمود:
180-«ما عال من اقتصد»
. يعنى: «آنكه ميانه روى داشته باشد، نيازمند نخواهد شد».
در قبال افرادى كه بايد مخارج آنان را بر عهده گرفت، وظايف و تكاليفى هست به شرح ذيل: اوّل- خود انسان:
بايد از پر خورى اجتناب نمود چون از رسول خدا-6- روايت شده است كه:
181-«حسب ابن آدم لقيمات يقمن صلبه فان كان و لا بدّ فليكن الثّلث للطّعام و الثّلث للشّراب و الثّلث الآخر للنّفس»
يعنى: «براى فرزند آدم چند لقمه كه بتواند او را سر پا نگه دارد كافى است، پس وقتى احتياج به غذا پيدا كرد (مبادا شكم را از غذا پر كند بلكه) يك سوم را به غذا اختصاص بدهد، يك سوم ديگر را به نوشيدنيها و يك سوم آخر را براى نفس كشيدن».
و نيز فرمود:
[1]- سوره اسراء، آيه 27.
182-«اكثر النّاس شبعا، اطولهم جوعا يوم القيامة»
. يعنى: «طولانىترين گرسنگى در قيامت، مخصوص كسانى است كه در دنيا سيرترند».
علاوه بر اين، پرخورى آفاتى به دنبال دارد منجمله:
- موجب قساوت قلب مىشود.
- اعضاى بدن را از عبادت باز مىدارد.
- مانع از شبزندهدارى و تهجّد مىگردد.
- مانع از نماز شب مىشود.
- آنان كه پرخورند بر گرد مزبلهها مىگردند، ولى كسانى كه شكمشان از غذا سبك است، در مساجد دور مىزنند.
دوّم- خانواده: در اين مورد بايد ميانه روى را مراعات نموده بر آنان تنگ نگيرد، بلكه مستحب است وسعت دهد. و هر گاه وعدهاى داد به آن وفا نمايد تا خوشحال شوند.
از امام موسى كاظم روايت شده است كه فرمود:
183-«اذا وعدتم الصّغار فاوفوا لهم فانّهم يرون انّكم انتم الّذين ترزقونهم، و انّ اللَّه عزّ و جلّ ليس يغضب لشيء كغضبه للنّساء و الصّبيان»
. يعنى: «هر وقت به بچهها وعده داديد، به آن وفا كنيد، چون اينها گمان مىكنند كه شما روزى رسان هستيد و خداوند عزيز و جليل براى چيزى آنقدر غضبناك نمىشود كه به خاطر زنان و كودكان (بر مردان) غضب مىكند».
از سنتهاى مستحب اين است كه مرد براى خانوادهاش ميوه تهيه كند، خصوصا در جمعهها كه امير المؤمنين-7- فرمود:
184-«اطرقوا اهاليكم في كلّ ليلة جمعة بشيء من الفاكهة»
. يعنى: «هر شب جمعه با ميوه، نزد خانوادههايتان بيائيد (تا اينها به خاطر
جمعه خوشحال شوند)».
سوّم- پدر و مادر:
اكرام پدر و مادر خصوصا مادر مستحب است[1].
امام صادق-7- فرمود:
185-«افضل الاعمال الصّلوة لوقتها، و برّ الوالدين، و الجهاد في سبيل اللَّه»
. يعنى: «بهترين كارها سه چيز است: نماز در اول وقت، نيكى به والدين و جهاد در راه خداوند».
در روايت آمده است كه:
186-«انّ موسى لمّا ناجى ربّه رأى رجلا تحت ساق العرش قائما يصلّى فغبطه بمكانه و قال: يا ربّ، بما بلّغت عبدك هذا ما ارى؟ قال: يا موسى، انّه كان بارّا بوالديه و لم يمش بالنّميمة»
. يعنى: «وقتى حضرت موسى-7- با پروردگارش مناجات مىكرد، مردى را ديد كه زير عرش الهى به نماز ايستاده است، بر او غبطه خورد و گفت: پروردگارا! به چه سبب اين بنده را به اين مقام رساندى كه مىبينم؟ گفت:
اين بنده دو خصلت نيكو داشت كه به اين مقام رسيد: اوّلا به پدر و مادرش نيكى مىكرد و ثانيا سخن چين نبود (و حرف مردم را نزد ديگران نقل نمىكرد)».
فردى نزد رسول اللَّه-6- آمده عرضه داشت: يا
[1]- از نظر فقهى اگر والدين تنگدست شدند و از عهده مخارجشان بر نيامدند، بر فرزندانشان واجب است كه مخارج آنان را تأمين كنند، همچنان كه مخارج فرزند خود را تأمين مىكنند.
و كوتاهى يك فرزند، موجب سلب تكليف از ديگر فرزندان نخواهد شد. بنا بر اين، بايد منظور مؤلف محترم از استحباب اكرام والدين- همانند ديگر فقهاء- استحباب زياده بر مقدار واجب باشد كما اينكه خود ايشان در كتاب شريفش« المهذّب البارع، ج 3، ص 6- 435، چاپ دفتر انتشارات اسلامى»، اين سخن را پذيرفتهاند.
نداده باشم، آيا راه توبهاى برايم هست؟ فرمود:
187-«هل بقى من والديك احد؟»
. يعنى: «آيا از پدر و مادرت هيچ كدام باقى ماندهاند؟» گفت: بلى، پدرم.
فرمود:
«اذهب و ابرره»
. يعنى: «برو و به او نيكى كن».
وقتى اين مرد برگشت، حضرت فرمود:
«لو كانت امّه»
. يعنى: «اگر مادر مىداشت، بهتر بود».
و نيز فرمود:
188-«من سرّه ان يمدّ له في عمره و يبسط له في رزقه فليصل أبويه فانّ صلتهما من طاعة اللَّه»
. يعنى: «كسى كه دلش مىخواهد عمرش طولانى شود و روزىاش فراخ و گسترده گردد، بايد به پدر و مادرش نيكى كند، چون رسيدگى به آنان! طاعت حق محسوب مىگردد».
فردى به امام صادق-7- عرضه داشت: پدر كهنسالى دارم كه هر وقت حاجتى دارد او را حمل مىكنيم.
حضرت فرمود:
189-«ان استطعت ان تلى ذلك منه فافعل، فانّه جنّة لك غدا»
. يعنى: «اگر توانستى اين كار را ادامه بده، چون اين عمل تو سپرى خواهد شد در برابر آتش قيامت».
و نيز فرمود:
190-«ما يمنع احدكم ان يبرّ والديه حيّين و ميّتين؟ يصلّى عنهما، و يصوم عنهما، و يتصدّق عنهما، فيكون الّذى صنع لهما و له مثل ذلك فيزيده اللَّه ببرّه خيرا كثيرا»
.
يعنى: «چرا به پدر و مادر زنده يا مرده خود نيكى نمىكنيد؟ از طرف آنان نماز بگزاريد، روزه بگيريد، صدقه دهيد كه هم به آنان بهره برسد و هم به شما كه خداوند به واسطه همين اعمال نيكتان، پاداش خير شما را زياد خواهد نمود».
حقوق فرزند و والدين در قبال يك ديگر
چون سخن بدينجا كشيد، مناسب است قدرى از وظايف فرزند و والدين در قبال همديگر و نيز كيفيت ارتباطشان مطالبى گفته شود:
فرزند نبايد پدر و مادرش را به اسم، صدا بزند و نبايد جلوتر از آنان راه برود يا قبل از ايشان بنشيند.
فردى به رسول اللَّه عرض كرد: حق اين فرزندم چيست؟
فرمود:
191-«تحسن اسمه و ادبه، و تضعه موضعا حسنا»
. يعنى: «نام نيك برايش اختيار كنى. درست ادبش نمايى و آينده خوبى را برايش در نظر بگيرى».
از سخنان آن حضرت است كه فرمود:
192-«من سعادة الرّجل الولد الصّالح»
. يعنى: «فرزند صالح از نشانههاى سعادت انسان است».
193- و فرمود:
«الولد للوالد ريحانة من اللَّه يشمّها بين عباده، و انّ ريحانتيّ الحسن و الحسين- عليهما السّلام- سمّيتهما باسم سبطى بنى اسرائيل شبرا و شبيرا»
. يعنى: «فرزند براى پدر همانند گلى است از جانب خدا كه او را مىبويد.
و همانا گل من حسن و حسين هستند كه آنها را همنام دو سبط بنى اسرائيل (فرزندان هارون) شبر و شبير قرار دادم».
«فضل بن ابى قره» از امام صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:
194-«قال رسول اللَّه-6-: مرّ عيسى بن مريم-7- بقبر يعذّب صاحبه، ثمّ مرّ به من قابل فاذا هو لا يعذّب فقال: يا ربّ مررت بهذا القبر عام اوّل و كان يعذّب و مررت به العام فاذا هو ليس يعذّب! فاوحى اللَّه اليه انّه ادرك له ولد صالح فاصلح طريقا واوى يتيما فلهذا غفرت له بما عمل ابنه، ثمّ قال رسول اللَّه-6-: ميراث اللَّه عزّ و جلّ من عبده المؤمن ولد يعبده من بعده»
. يعنى: «حضرت رسول-6- فرمود: عيسى بن مريم-7- روزى گذارش بر قبرى افتاد كه صاحبش در عذاب بود، سال بعد كه از همان قبر گذر كرد، مشاهده كرد كه عذاب برطرف گرديده است عرض كرد: بار خدايا! سال قبل كه از اينجا مىگذشتم اين فرد در عذاب بود، اما امسال در عذاب نيست! پس خداوند متعال وحى فرستاد: فرزند صالحى از اين فرد باقى مانده كه:
راه را اصلاح مىكند[1]و يتيم را پناه مىدهد، به همين خاطر (يعنى عمل فرزندش) او را بخشيدم.
سپس رسول حق-6- فرمود: ارثى كه بنده مؤمن براى خدا به جاى مىگذارد، فرزندى است كه پس از او بندگى خدا كند».
آنگاه حضرت صادق-7- اين آيه را تلاوت فرمود كه خداوند متعال از زبان حضرت زكريا نقل مىكند كه:
ربّ ...فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
[2].
يعنى: «پروردگارا! از جانب خود به من فرزندى عطا كن تا وارث من و خاندان يعقوب باشد و او را راضى قرار بده».
[1]- شايد منظور اين باشد كه جادهها را درست مىكند و شايد منظور، هدايت و اصلاح مردم به طريق حق باشد كه هر دو نيك است، اگر چه دومى افضل است.
[2]- سوره مريم، آيه 4- 6.