جمعه خوشحال شوند)».
سوّم- پدر و مادر:
اكرام پدر و مادر خصوصا مادر مستحب است[1].
امام صادق-7- فرمود:
185-«افضل الاعمال الصّلوة لوقتها، و برّ الوالدين، و الجهاد في سبيل اللَّه»
. يعنى: «بهترين كارها سه چيز است: نماز در اول وقت، نيكى به والدين و جهاد در راه خداوند».
در روايت آمده است كه:
186-«انّ موسى لمّا ناجى ربّه رأى رجلا تحت ساق العرش قائما يصلّى فغبطه بمكانه و قال: يا ربّ، بما بلّغت عبدك هذا ما ارى؟ قال: يا موسى، انّه كان بارّا بوالديه و لم يمش بالنّميمة»
. يعنى: «وقتى حضرت موسى-7- با پروردگارش مناجات مىكرد، مردى را ديد كه زير عرش الهى به نماز ايستاده است، بر او غبطه خورد و گفت: پروردگارا! به چه سبب اين بنده را به اين مقام رساندى كه مىبينم؟ گفت:
اين بنده دو خصلت نيكو داشت كه به اين مقام رسيد: اوّلا به پدر و مادرش نيكى مىكرد و ثانيا سخن چين نبود (و حرف مردم را نزد ديگران نقل نمىكرد)».
فردى نزد رسول اللَّه-6- آمده عرضه داشت: يا
[1]- از نظر فقهى اگر والدين تنگدست شدند و از عهده مخارجشان بر نيامدند، بر فرزندانشان واجب است كه مخارج آنان را تأمين كنند، همچنان كه مخارج فرزند خود را تأمين مىكنند.
و كوتاهى يك فرزند، موجب سلب تكليف از ديگر فرزندان نخواهد شد. بنا بر اين، بايد منظور مؤلف محترم از استحباب اكرام والدين- همانند ديگر فقهاء- استحباب زياده بر مقدار واجب باشد كما اينكه خود ايشان در كتاب شريفش« المهذّب البارع، ج 3، ص 6- 435، چاپ دفتر انتشارات اسلامى»، اين سخن را پذيرفتهاند.
نداده باشم، آيا راه توبهاى برايم هست؟ فرمود:
187-«هل بقى من والديك احد؟»
. يعنى: «آيا از پدر و مادرت هيچ كدام باقى ماندهاند؟» گفت: بلى، پدرم.
فرمود:
«اذهب و ابرره»
. يعنى: «برو و به او نيكى كن».
وقتى اين مرد برگشت، حضرت فرمود:
«لو كانت امّه»
. يعنى: «اگر مادر مىداشت، بهتر بود».
و نيز فرمود:
188-«من سرّه ان يمدّ له في عمره و يبسط له في رزقه فليصل أبويه فانّ صلتهما من طاعة اللَّه»
. يعنى: «كسى كه دلش مىخواهد عمرش طولانى شود و روزىاش فراخ و گسترده گردد، بايد به پدر و مادرش نيكى كند، چون رسيدگى به آنان! طاعت حق محسوب مىگردد».
فردى به امام صادق-7- عرضه داشت: پدر كهنسالى دارم كه هر وقت حاجتى دارد او را حمل مىكنيم.
حضرت فرمود:
189-«ان استطعت ان تلى ذلك منه فافعل، فانّه جنّة لك غدا»
. يعنى: «اگر توانستى اين كار را ادامه بده، چون اين عمل تو سپرى خواهد شد در برابر آتش قيامت».
و نيز فرمود:
190-«ما يمنع احدكم ان يبرّ والديه حيّين و ميّتين؟ يصلّى عنهما، و يصوم عنهما، و يتصدّق عنهما، فيكون الّذى صنع لهما و له مثل ذلك فيزيده اللَّه ببرّه خيرا كثيرا»
.
يعنى: «چرا به پدر و مادر زنده يا مرده خود نيكى نمىكنيد؟ از طرف آنان نماز بگزاريد، روزه بگيريد، صدقه دهيد كه هم به آنان بهره برسد و هم به شما كه خداوند به واسطه همين اعمال نيكتان، پاداش خير شما را زياد خواهد نمود».
حقوق فرزند و والدين در قبال يك ديگر
چون سخن بدينجا كشيد، مناسب است قدرى از وظايف فرزند و والدين در قبال همديگر و نيز كيفيت ارتباطشان مطالبى گفته شود:
فرزند نبايد پدر و مادرش را به اسم، صدا بزند و نبايد جلوتر از آنان راه برود يا قبل از ايشان بنشيند.
فردى به رسول اللَّه عرض كرد: حق اين فرزندم چيست؟
فرمود:
191-«تحسن اسمه و ادبه، و تضعه موضعا حسنا»
. يعنى: «نام نيك برايش اختيار كنى. درست ادبش نمايى و آينده خوبى را برايش در نظر بگيرى».
از سخنان آن حضرت است كه فرمود:
192-«من سعادة الرّجل الولد الصّالح»
. يعنى: «فرزند صالح از نشانههاى سعادت انسان است».
193- و فرمود:
«الولد للوالد ريحانة من اللَّه يشمّها بين عباده، و انّ ريحانتيّ الحسن و الحسين- عليهما السّلام- سمّيتهما باسم سبطى بنى اسرائيل شبرا و شبيرا»
. يعنى: «فرزند براى پدر همانند گلى است از جانب خدا كه او را مىبويد.
و همانا گل من حسن و حسين هستند كه آنها را همنام دو سبط بنى اسرائيل (فرزندان هارون) شبر و شبير قرار دادم».
«فضل بن ابى قره» از امام صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:
194-«قال رسول اللَّه-6-: مرّ عيسى بن مريم-7- بقبر يعذّب صاحبه، ثمّ مرّ به من قابل فاذا هو لا يعذّب فقال: يا ربّ مررت بهذا القبر عام اوّل و كان يعذّب و مررت به العام فاذا هو ليس يعذّب! فاوحى اللَّه اليه انّه ادرك له ولد صالح فاصلح طريقا واوى يتيما فلهذا غفرت له بما عمل ابنه، ثمّ قال رسول اللَّه-6-: ميراث اللَّه عزّ و جلّ من عبده المؤمن ولد يعبده من بعده»
. يعنى: «حضرت رسول-6- فرمود: عيسى بن مريم-7- روزى گذارش بر قبرى افتاد كه صاحبش در عذاب بود، سال بعد كه از همان قبر گذر كرد، مشاهده كرد كه عذاب برطرف گرديده است عرض كرد: بار خدايا! سال قبل كه از اينجا مىگذشتم اين فرد در عذاب بود، اما امسال در عذاب نيست! پس خداوند متعال وحى فرستاد: فرزند صالحى از اين فرد باقى مانده كه:
راه را اصلاح مىكند[1]و يتيم را پناه مىدهد، به همين خاطر (يعنى عمل فرزندش) او را بخشيدم.
سپس رسول حق-6- فرمود: ارثى كه بنده مؤمن براى خدا به جاى مىگذارد، فرزندى است كه پس از او بندگى خدا كند».
آنگاه حضرت صادق-7- اين آيه را تلاوت فرمود كه خداوند متعال از زبان حضرت زكريا نقل مىكند كه:
ربّ ...فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
[2].
يعنى: «پروردگارا! از جانب خود به من فرزندى عطا كن تا وارث من و خاندان يعقوب باشد و او را راضى قرار بده».
[1]- شايد منظور اين باشد كه جادهها را درست مىكند و شايد منظور، هدايت و اصلاح مردم به طريق حق باشد كه هر دو نيك است، اگر چه دومى افضل است.
[2]- سوره مريم، آيه 4- 6.
از رسول خدا-6و سلّم- نقل شده است كه فرمود:
195-«من ولد له اربعة اولاد و لم يسمّ احدهم باسمى، فقد جفانى».
يعنى: «كسى كه صاحب چهار فرزند شود ولى هيچ يك را به اسم من ننامد، به من جفا كرده است».
سليمان جعفرى نقل مىكند كه مىگويد: شنيدم امام كاظم-7- مىفرمود:
196-«لا يدخل الفقر ميتا فيه اسم محمّد او احمد او علىّ او الحسن او الحسين او طالب او عبد اللَّه او فاطمة من النّساء».
يعنى: «در خانهاى كه نام محمّد، يا احمد، يا على، يا حسن، يا حسين، يا طالب، يا عبد اللَّه، يا فاطمه از بين زنان باشد، فقر وارد نمىشود».
از امام باقر-7- نقل است كه فرمود:
197-«انّ الشّيطان اذا سمع مناديا ينادى: يا محمّد، يا علىّ، ذاب كما يذوب الرّصاص»
. يعنى: «هر وقت شيطان بشنود كسى نام محمد يا على را صدا مىزند، مانند سرب يا قلع، ذوب مىشود».
امام رضا-7- فرمود:
198-«لا يولد لنا مولود الّا سمّيناه محمّدا، فاذا مضى سبعة ايّام فان شئنا غيّرنا و الّا تركنا»
. يعنى: «هر گاه فرزندى بر ايمان به دنيا آيد تا يك هفته نامش را «محمد» مىگزاريم، پس از آن، اگر خواستيم تغيير مىدهيم و گر نه همان نام را اختيار مىنماييم».
و نيز فرمود:
199-«استحسنوا اسماءكم فانّكم تدعون بها يوم القيامة: قم يا فلان ابن فلان الى نورك، قم يا فلان ابن فلان لا نور لك»
.
يعنى: «براى فرزندانتان نام نيكو انتخاب كنيد، چون روز قيامت با همان نامها خوانده مىشويد (كه صدا مىرسد): اى فلانى پسر فلانى! برخيز به سوى نورت، اى فلانى فرزند فلانى تو برخيز نورى ندارى».
محمد بن يعقوب از حضرت صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:
200-«اذا كان بامرأة احدكم حمل فاتى لها اربعة اشهر فليستقبل بها القبلة و ليضرب على جنبها و ليقل: اللّهمّ انّى قد سمّيته محمّدا فانّه يجعله ذكرا فان وفى بالاسم بارك اللَّه فيه، و ان رجع عن الاسم كان للَّه فيه الخيار، ان شاء اخذه و ان شاء تركه».
يعنى: «اگر همسرتان باردار است، چهار ماه كه گذشت، او را رو به قبله قرار داده بر پهلويش بزنيد و بگوييد خدايا! نامش را «محمد» گذاشتم. در اين صورت خداوند متعال او را پسر قرار خواهد داد. پس اگر به اين اسم وفا كرد و او را همين گونه ناميد، خداوند در او بركت قرار مىدهد و اگر از آن برگشت و اسم ديگرى انتخاب كرد، ذات اقدس الهى در اين صورت مختار است كه او را بگيرد يا بگذارد».
از رسول خدا-6- نقل شده است كه فرمود:
201-«من كان له حمل فنوى ان يسمّيه محمّدا او عليّا ولد له غلام».
يعنى: «كسى كه فرزندى در راه دارد اگر نيت كند كه نامش را محمد يا على بگذارد خداوند متعال به او پسر خواهد داد».
هر وقت به امام زين العابدين-7- بشارت مىدادند كه فرزندى برايتان به دنيا آمده، سؤال نمىفرمود كه آيا پسر است يا دختر، بلكه مىفرمود. آيا سالم و بىعيب است؟ اگر مىگفتند آرى، مىفرمود:
202-«الحمد للَّه الّذى لم يخلق منّى شيئا مشوّها»
. يعنى: «سپاس خدايى را كه از من فرزندى ناهنجار به دنيا نياورد».
امام كاظم-7- مىفرمود:
203-«سعد امرؤ لم يمت حتّى يرى خلفه من نفسه ولدا، ثمّ قال: فقد ارانى اللَّه خلفى من نفسى»
. يعنى: «مردى كه قبل از مرگ، فرزند جانشينش را ببيند سعادتمند است.
سپس فرمود: خداوند متعال جانشين مرا به من نشان داده است- در همين حال، حضرت به سوى فرزندشان امام رضا-7- اشاره كردند».
حضرت صادق-7- فرمود:
204-«انّ اللَّه ليرحم الوالد لشدّة حبّه لولده»
. يعنى: «خداوند بر پدر رحمت مىفرستد به خاطر شدّت محبت به فرزندش».
فردى از حضرت صادق-7- پرسيد: به چه كسى نيكى كنم؟
فرمود:
205-«والديك».
يعنى: «به پدر و مادرت». گفت: آن دو (از دنيا) رفتهاند، فرمود:
- «برّ ولدك»
. يعنى: «با فرزندت خوش رفتارى نما».
و نيز از آن حضرت نقل است كه فرمود:
206-«احبّوا الصّبيان و ارحموهم، و اذا وعدتموهم شيئا فاوفوا لهم فانّهم لا يرون الّا انّكم ترزقونهم»
. يعنى: «به بچهها محبت كنيد و بر آنان ترحّم نماييد و هر گاه به آنان وعدهاى داديد، بدان وفا كنيد، چون اينان شما را روزى رسان خويش مىدانند».
و همچنين آن حضرت فرمود:
207-«من قبّل ولده له حسنة، و من فرّحه فرّحه اللَّه يوم القيامة، و من علّمه القران دعى الابوان فكسيا حلّتين يضيء من نورها وجوه اهل الجنّة»
.