بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 149

و فرمود:

216-«البنات حسنات و البنون نعمة و انّما يثاب على الحسنات، و يسأل عن النّعمة

». يعنى: «دختران، حسنه‌اند و پسران نعمت و (روز قيامت) براى حسنه پاداش خواهد بود و از نعمت سؤال خواهد شد».

رسول خدا6فرمود:

217-«من عال ثلاث بنات أو ثلاث اخوات وجبت له الجنّة»

. يعنى: «كسى كه سه دختر يا سه پسر داشته باشد، بهشت بر او واجب است».

سؤال شد: يا رسول اللَّه-6- دو تا چطور؟ فرمود:

- «و اثنتين»

. يعنى: «دو تا هم (همين طور است)». سؤال شد: يا رسول اللَّه-6- يكى چطور؟ فرمود.

- «و واحدة»

. يعنى: «يكى هم (همين طور است)».

و همچنين فرمود:

218-«من عال ثلاث بنات او مثلهنّ من الاخوات و صبر على إيوائهنّ حتّى يبنّ الى ازواجهنّ، او يمتن فيصرن الى القبور، كنت انا و هو في الجنّة كهاتين‌

». يعنى: «كسى كه سه دختر يا سه خواهر داشته باشد و در نگهدارى از اينان صبور باشد، تا زمانى كه ازدواج كنند، يا از دنيا بروند و وارد قبر شوند، من و او در بهشت مانند اين دو انگشتيم.- در اين حال حضرت اشاره كردند به انگشت سبابه و انگشت وسط-».

سؤال شد: يا رسول اللَّه-6- اگر دو تا باشند چطور؟


صفحه 150

فرمود:

- «و اثنتين».

يعنى: «دو تا هم (همين طور)».

باز سؤال شد: يكى چطور؟ فرمود:

«و واحدة»

. يعنى: «يكى نيز (همين طور است)».

حضرت صادق-7- مردى را ديد كه برايش دخترى به دنيا آمد، به همين خاطر ناراحت و غضبناك بود، فرمود:

219-«أ رأيت لو أنّ اللَّه تبارك و تعالى اوحى اليك انّى أختار لك او تختار لنفسك ما كنت تقول؟»

. يعنى: «اگر خداوند متعال به تو: بگويد: من برايت انتخاب كنم يا تو؟ چه مى‌گويى؟».

گفت: مى‌گويم: پروردگارا! تو انتخاب كن، فرمود:

- «فانّ اللَّه قد اختار لك‌

». يعنى: «الان خداوند برايت (دختر) انتخاب كرده (پس چرا ناراحتى؟)».

سپس فرمود: پسر بچه‌اى كه حضرت خضر به امر پروردگار او را كشته بود كه قرآن كريم مى‌فرمايد:

-فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً[1].

يعنى: «اراده كرديم كه براى پدر و مادرش، فرزندى پاكتر و مهربانتر نصيبشان گردد».

خداوند متعال به جاى آن پسر، دخترى به آنان داد كه از نسل آن دختر، هفتاد پيامبر به دنيا آمدند.

چهارم- خويشاوندان‌

[1]- سوره كهف، آيه 81.


صفحه 151

رسول خدا فرمود:

220-«اوصى الشّاهد من امّتى و الغائب منهم و من في اصلاب الرّجال و ارحام النّساء الى يوم القيامة ان يصل الرّحم و ان كان منه على مسيرة سنة فانّ ذلك من الدّين».

يعنى: «شاهدان و غايبان و هر كس از امت من را كه در صلبهاى مردان و رحمهاى زنان هستند تا روز قيامت، به صله رحم سفارش مى‌كنم اگر چه بينشان به اندازه يك سال فاصله باشد، چون صله رحم، جزء دين است».

و نيز فرمود:

221-«حافّتا الصّراط يوم القيامة الامانة و الرّحم، فاذا مرّ الوصول للرّحم المؤدّى للامانة نفذ الى الجنّة، و اذا مرّ الخائن للامانة القطوع للرّحم لم ينفعه معهما عمل و يكفّأ به الصّراط في النّار»

. يعنى: «يك طرف صراط در قيامت، امانت است و طرف ديگرش، رحم، وقتى انسانى كه به ارحام و بستگانش رسيدگى داشت و امانتدار بود، بخواهد عبور كند، به بهشت مى‌رسد، اما اگر فرد خائن در امانت و بى‌اعتنا به بستگان، بخواهد عبور نمايد، اعمال ديگرش برايش فايده‌اى نداشته، صراط او را به آتش مى‌اندازد».


صفحه 152

حقّ همسر

رسول خدا-6- فرمود:

222-«ما زال جبرئيل يوصى بالمرأة حتّى ظننت انّه لا ينبغى طلاقها الّا من فاحشة مبيّنة»

. يعنى: «جبرئيل دائما مرا در مورد زنان سفارش مى‌كرد تا جايى كه گمان كردم طلاق آنان جايز نيست مگر آنكه فحشاى آشكارى را مرتكب گردند».

و فرمود:

223-«اتّقوا اللَّه في الضّعيفين النّساء و اليتيم»

. يعنى: «تقواى الهى را در مورد دو طايفه ضعيف، مراعات كنيد: زنان و يتيم».

و همچنين فرمود:

224-«حقّ المرأة على زوجها ان يسدّ جوعتها، و ان يستر عورتها، و لا يقبّح لها وجها، فاذا فعل ذلك فقد ادّى و اللَّه حقّها»

. يعنى: «حق زن بر شوهرش اين است كه. گرسنگى‌اش را برطرف كند، بر او لباس بپوشاند، و از كارش عيب نگيرد، وقتى اين كارها را انجام داد، به خدا قسم! حقش را ادا نموده است».

تا اينجا آداب كسب و كار و خرج كردن معلوم شد كه عبارت بود از اقتصاد و ميانه‌روى. اين يك قانون كلّى است كه شرع مقدّس اسلام بدان فرمان داده است.


صفحه 153

عمر بن يزيد از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

225-«انّى اركب في الحاجة الّتى كفاها اللَّه ما اركب فيها الّا التماس ان يرانى اللَّه اضحى في طلب الحلال اما تسمع قول اللَّه عزّ و جلّ»

: يعنى: «من اگر از خدا حاجت طلب كنم، از او مى‌خواهم كه به من قدرت كار كردن و روز را در طلب حلال سپرى نمودن، عنايت كند (نه اينكه يك جا بنشينم و روزى طلب كنم) مگر قول خداوند عزيز و جليل را نشنيدى كه فرمود:».

فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ‌[1]؟

يعنى: «وقتى نماز انجام شد، در زمين متفرق شويد و به دنبال روزى خدا باشيد».

«أ رأيت لو انّ رجلا دخل بيتا و طيّن عليه بابه ثمّ قال: رزقى ينزّل علىّ كان يكون هذا امّا انّه احد الثّلاثة الّذين لا يستجاب لهم دعوة»

. يعنى: «اگر كسى وارد اطاقش شود و در اطاق را گل بگيرد، پس از آن بگويد:

روزى من مى‌آيد، او جزء يكى از سه گروهى است كه دعايشان مستجاب نمى‌گردد».

راوى مى‌گويد: از حضرت پرسيدم آن سه گروه كيانند؟ فرمود:

- «رجل تكون عنده المرأة فيدعو عليها فلا يستجاب له لانّ عصمتها في يده لو شاء ان يخلّى سبيلها، و الرّجل يكون له الحقّ على الرّجل فلا يشهد عليه فيجحده حقّه فيدعو عليه فلا يستجاب له لانّه ترك ما امر به، و الرّجل يكون عنده الشّي‌ء فيجلس في البيت فلا ينتشر و لا يطلب و لا يلتمس حتّى يأكله ثمّ يدعو فلا يستجاب له»

. يعنى: اوّل: كسى كه همسرى دارد (و از او راضى نيست) و در باره‌اش نفرين مى‌كند، اين نفرين، مستجاب نمى‌شود، چون اختيار نگهدارى اين زن به دست‌

[1]- سوره جمعه، آيه 10.


صفحه 154

خود اوست، اگر خواست رهايش مى‌كند (و طلاقش مى‌دهد).

- دوّم: آن كه بر ديگرى حقى دارد و چيزى از او طلبكار است، اما كسى را به عنوان شاهد قرار نداده، آن بدهكار هم انكار نمود، در اينجا اگر طلبكار بر عليه بدهكار دعا كند، مستجاب نخواهد شد، چون خداوند متعال امر كرده كه در وقت تحويل دين، شاهد بگيريد و او اين فرمان الهى را ترك نموده است.

سوّم: فردى كه مالى دارد، در خانه مى‌نشيند و حركت نمى‌كند تا آن مال را مى‌خورد، آنگاه دعا مى‌كند (كه خداوند به او روزى بدهد) اين دعا نيز مستجاب نمى‌گردد».

آنچه تا اينجا گفته شد، تكليف عامه مردم است، اما بندگان خاص خدا، آنان دو دسته‌اند.

دسته اوّل: كه مكلّف به كسب و كارند.

دسته دوّم: كسانى كه اهل توكل هستند.

براى شناخت اين دسته، ناچار از شرح «توكل و ذكر» نمونه‌هايى از متوكلين حقيقى هستيم:


صفحه 155

فضيلت توكّل و معناى آن‌

اين درجه عظيم، وصفى از اوصاف «صدّيقين» است كسى كه بدان درجه برسد، از قيود، رهايى مى‌يابد، ابرهاى غم از او برطرف گشته، به جايش ابرهاى امنيت، جايگزين مى‌گردند. بر خوان رضا مى‌نشيند و از چشمه‌هاى طمأنينه آب مى‌نوشد كه ذات اقدس الهى مى‌فرمايد:

-وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ‌[1].

يعنى: «هر كس بر خدا توكّل كند، همان خدا برايش بس است».

الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ[2].

يعنى: «وقتى به مؤمنين گفتند: دشمن براى حمله به شما اجتماع كرده، از آنان بترسيد، مؤمنين ايمانشان زيادتر شد و گفتند: ما را خدا كافى است و او بهترين حامى ماست، به همين خاطر، از اين ميدان با نعمت بازگشتند در حالى كه هيچ ناراحتى به آنان نرسيده بود».

[1]- سوره طلاق، آيه 3.

[2]- آل عمران آيه 173- 174.


صفحه 156

در وحى قديم آمده است كه:

226-«يا ابن آدم، خلقتك‌مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍفلم أعى بخلقك او يعيينى رغيف اسوقه اليك في حينه»

. يعنى: «اى آدمى زاده! من ابتدا كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفريدم، برايم دشوار و سخت نبود، اما قرص نانى كه بخواهم به تو برسانم، براى من دشوار و گران تمام مى‌شود؟».

و نيز براى حضرت عيسى-7- اين گونه وحى فرستاد:

227-«انزلنى من نفسك كهمّك، و اجعل ذكرى لمعادك، و تقرّب الىّ بالنّوافل و توكّل علىّ اكفك و لا تولّ غيرى فاخذ لك. يا عيسى اصبر على البلاء، و ارض بالقضاء، و كن لمسرّتى فيك، فانّ مسرّتى ان اطاع فلا اعصى. يا عيسى احى ذكرى بلسانك، و ليكن ودّى في قلبك»

. يعنى: «توجه من به تو به اندازه همت تو است. براى روز بازگشت به ياد من باش. به وسيله نوافل و مستحبات، به من نزديك بشو. بر من توكل كن تا تو را كفايت كنم (و اموراتت را بر عهده بگيرم)، مبادا بر غير من تكيه كنى كه مؤاخذه خواهى شد. اى عيسى! در بلا، صبور و در قضاى الهى، راضى باش. به دنبال جلب شادى من باش كه شادى من در اطاعت است و ترك معصيت. اى عيسى ذكر و ياد مرا با زبانت احيا كن و محبت مرا در قلبت نگاهدار».

حضرت صادق-7- فرمود:

228-«من اهتمّ لرزقه كتب عليه خطيئته»

. يعنى: «كسى كه غصه روزى را بخورد، برايش گناه نوشته مى‌شود».

در روايت آمده است كه:

229- حضرت دانيال-7- در زمان پادشاه مستكبرى، زندگى مى‌كرد كه وى را دستگير كرده در چاهى قرار داد. به همراه او درندگان را نيز به چاه انداخت، اما آن حيوانات به وى نزديك نمى‌شدند و جراحتى بر او وارد نمى‌كردند.

در اين زمان، خداوند متعال بر پيامبرى وحى فرستاد كه براى دانيال غذايى ببرد.

پرسيد: پروردگارا! مگر دانيال كجاست؟ فرمود: از محل خارج شو، كفتارى به استقبال تو مى‌آيد، به دنبالش برو، تو را به او خواهد رساند.