بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 217

آداب و اوصاف انگشتر

از امام رضا-7- نقل است كه فرمود:

320-«قال ابو عبد اللَّه-7-: من اتّخذ خاتما فصّه عقيق لم يفتقر و لم يقض له الّا بالّتى هى احسن»

يعنى: «هر كس انگشترى به دست كند كه نگينش عقيق باشد، اوّلا فقير نمى‌شود و ثانيا قضا و قدر الهى در مورد او نيك خواهد بود».

روزى فردى از نزديكان حضرت به همراه يكى از غلامان والى از كنارش مى‌گذشتند، فرمود:

321-«اتّبعوه بخاتم عقيق»

. يعنى: «انگشترى عقيق به او بدهيد».

اطرافيان چنين كردند، ديدند هيچ آسيبى به آن فرد نرسيد.

و فرمود:

322-«العقيق حرز في السّفر».

يعنى: «عقيق در سفر، موجب حفاظت است».

و نيز از آن حضرت نقل شده است كه:

323-«من اصبح و في يده خاتم فصّه عقيق متختّما به في يده اليمنى و اصبح من قبل ان يراه احد فقلّب فصّه الى باطن كفّه و قرأ«إِنَّا أَنْزَلْناهُ»الى اخرها ثمّ يقول:»

.


صفحه 218

يعنى: «كسى كه در دستش انگشترى- كه نگينش از عقيق است- باشد و آن را در دست راستش قرار داده باشد، اگر هنگام صبح قبل از آنكه كسى او را ببيند نگينش را به طرف كف دست برگرداند و سوره انا انزلنا را بخواند و سپس بگويد:»

«امنت باللَّه وحده لا شريك له، و كفرت بالجبت و الطّاغوت امنت بسرّ آل محمّد-6- و علانيتهم و ولايتهم وقاه اللَّه تعالى في ذلك اليوم من شرّ ما ينزل من السّماء و ما يعرج فيها و ما يلج في الارض و ما يخرج منها و كان في حرز اللَّه و حرز رسوله حتّى يمسى»

. يعنى: «ايمان آوردم به خدايى كه يكى است و شريكى ندارد و كفر ورزيدم به ساير معبودها و ايمان آوردم به آنچه از آل محمد-6و سلّم- مخفى است و آنچه آشكار است و ايمان آوردم به ولايت ايشان. خداوند متعال در آن روز اين فرد را از بلاهاى آسمانى و زمينى نگاهدارى مى‌فرمايد و تا شب در پناه خدا و رسولش خواهد بود».

امير المؤمنين- عليه أفضل صلوات المصلّين- فرمود:

324-«تختّموا بالعقيق يبارك اللَّه عليكم، و تكونوا في امن من البلاء»

. يعنى: «انگشتر عقيق به دست كنيد تا خداوند متعال به شما بركت بدهد و از بلا در امان باشيد».

فردى نزد رسول خدا-6- آمد و از راهزنان شكايت كرد، حضرت فرمود:

325-«هلا تختّمت بالعقيق؟ فانّه يحرس من كلّ سوء، و من تختّم بالعقيق لم يزل ينظر في الحسنى ما دام في يده، و لم يزل عليه من اللَّه واقية، و من صاغ خاتما من عقيق و نقش فيه: «محمّد نبىّ اللَّه و علىّ ولىّ اللَّه» وقاه اللَّه ميتة السّوء، و لم يمت الّا على الفطرة، و ما رفعت كفّ الى اللَّه احبّ اليه من كفّ فيها عقيق، و من ساهم بالعقيق كان حظّه فيه الاوفر»

.


صفحه 219

يعنى: «چرا انگشتر عقيق به دست نكردى؟ اين انگشتر (انسان را) از هر بدى حراست مى‌كند، هر كس عقيق بر دست كند تا وقتى كه در دستش باشد، نظرش به عواقب نيك است. و نگاهدار هميشگى‌اش خداست. هر كس انگشتر عقيق بسازد و روى آن، جمله: محمد نبىّ اللَّه و على ولىّ اللَّه را نقش كند، خداوند متعال او را از مرگ بد نگاهدارى مى‌فرمايد و با ايمان از دنيا مى‌رود. هيچ دستى به سوى خدا بالا نرفت كه محبوبتر باشد از دستى كه در آن عقيق است و كسى كه در حال قرعه زدن در دستش عقيق باشد، بهره‌اش بيشتر خواهد بود».

پس از مناجات حضرت موسى-7- بر طور سينا، خداوند متعال عقيق را خلق كرد و فرمود:

326-«آليت على نفسى ان لا اعذّب كفّا لبسته بالنّار اذا يوالى عليّا صلوات اللَّه عليه».

يعنى: «سوگند مى‌خورم به خودم كه دستى را كه در آن عقيق باشد با آتش عذاب نكنم، به شرط آنكه داراى ولايت على درود خدا بر او باشد».

و فرمود:

327-«صلاة ركعتين بفصّ عقيق تعدل الف ركعة بغيره».

يعنى: «دو ركعت نماز با نگين عقيق، مساوى است با هزار ركعت بدون آن».

328-«التّختّم بالفيروز و نقشه اللَّه الملك النّظر اليه حسنة، و هو من الجنّة اهداه جبرئيل الى النّبىّ-6- فوهبه لأمير المؤمنين، و اسمه بالعربيّة الظّفر»

. يعنى: «نگاه كردن به انگشتر فيروزه‌اى كه بر آن اللَّه الملك نوشته شده باشد، حسنه است، فيروزه اصلش از بهشت است كه جبرئيل آن را براى رسول خدا-6- هديه آورد و ايشان هم آن را به امير المؤمنين-7- هديه نمود كه در عربى به آن «ظفر» مى‌گويند».


صفحه 220

امير المؤمنين على-7- فرمود:

329-«تختّموا بالجزع اليمانى فانّه يردّ كيد مردة الشّياطين».

يعنى: «جزع يمانى‌[1]را انگشتر كنيد كه حيله‌هاى شيطان را برمى‌گرداند».

و نيز فرمود:

330- «التّختّم بالزّمرّد يسر لا عسر فيه، و التّختّم باليواقيت ينفى الفقر».

يعنى: «انگشتر زمرّد در دست كردن، موجب سهولت (كارهاست) و سختى (به همراه) ندارد و انگشتر ياقوت، فقر را از بين مى‌برد».

و فرمود:

331-«نعم الفصّ البلّور»

. يعنى: «بلور، خوب نگينى است».

[1]-« الجزع» يعنى نگين سياه و سفيد.


صفحه 221

باب سوّم اوصاف دعاكننده‌

- كسانى كه دعايشان مستجاب است- تنبيه- نصيحت- كسانى كه دعايشان مستجاب نيست‌


صفحه 222

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 223

كسانى كه دعايشان مستجاب است‌

الف- روزه‌دار.

ب- حاجى (كسى كه اعمال حج انجام مى‌دهد).

ج- معتمر (كسى كه عمره به جاى مى‌آورد).

د- جنگ‌كننده (در راه خدا).

ه- امام و رهبر عادل.

و- مظلوم.

ز- كسى كه پشت سر برادر مؤمن برايش دعا كند.

ح- دعاى فرزند صالح براى پدر و مادرش.

ط- دعاى پدر و مادر صالح براى فرزند.

«عبد اللَّه بن سنان» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

332-«خمس دعوات لا يحجبنّ عن الرّبّ تبارك و تعالى: دعوة الامام المقسط، و دعوة المظلوم، يقول اللَّه عزّ و جلّ: لانتقمنّ لك و لو بعد حين، و الولد الصّالح لوالديه، و الوالد الصّالح لولده، و دعوة المؤمن لاخيه بظهر الغيب فيقول: و لك مثله»

. يعنى: «پنج دعاست كه از پروردگار متعال مخفى نمى‌ماند[1]:

[1]- يعنى اجابت مى‌شود.


صفحه 224

- دعاى امام و رهبر عادل.

- دعاى مظلوم كه خداوند عزيز و جليل مى‌گويد: حتما انتقامت را خواهم گرفت و لو بعد از گذشت مدّتى.

- دعاى فرزند صالح براى پدر و مادرش.

- دعاى پدر و مادر صالح براى فرزند.

- دعاى مؤمن براى برادر مؤمن در پشت سرش كه خداوند متعال مى‌فرمايد:

براى تو نيز مانند آن خواهد بود».

روايت شده است كه:

333-«انّ اللَّه سبحانه قال لموسى: ادعنى على لسان لم تعصنى به، فقال:

يا ربّ، انّى لى بذلك؟ فقال: ادعنى على لسان غيرك»

. يعنى: «خداوند سبحان به حضرت موسى-7- فرمود: اى موسى! مرا بر زبانى كه با آن گناه نكردى بخوان، گفت: اين چنين زبانى كجا دارم؟ فرمود:

مرا بر زبان ديگران بخوان».

ى- كسى كه دعايش را تعميم بدهد، (يعنى تنها براى خود دعا نكند).

ك- كسى كه قبل از نزول بلا دعا كرده باشد.

«هارون بن خارجه» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

334-«انّ الدّعاء في الرّخاء ليستخرج الحوائج في البلاء»

. يعنى: «دعا در زمان راحتى و آسايش، براى برآورده شدن حوايج روز نيازمندى است».

«محمد بن مسلم» نيز از آن حضرت روايت كرده است كه فرمود:

335-«كان جدّى يقول: تقدّموا في الدّعاء فانّ العبد اذا دعا فنزل به البلاء فدعا قيل: صوت معروف، فاذا لم يكن دعا فنزل به البلاء قيل: اين كنت قبل اليوم؟»

.