بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 255

اوّل‌

- در روايت آمده است كه:

388- صداى حزن و ناله حضرت ابراهيم-7- تا حدود يك ميل‌[1]به گوش مى‌رسد. تا جايى كه خداوند متعال او را اين گونه مدح كرد:

-إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ‌

[2].

يعنى: «همانا ابراهيم سه صفت داشت: بردبار بود، ناله‌هاى بسيار داشت و اهل توبه و انابه بود».

و هنگام نماز، از او صدايى چون صداى ديگ جوشان شنيده مى‌شد.

دوّم‌

- از سينه مبارك رسول خاتم-6- نيز چنين صدايى شنيده مى‌شد.

سوّم‌

- امير مؤمنان-7- هر گاه وضو ساختن را آغاز مى‌كرد، رنگ چهره‌اش از ترس خداوند متعال تغيير مى‌كرد.

چهارم‌

- حضرت فاطمه- سلام اللَّه عليها- در نماز از ترس خداوند متعال به هيجان مى‌آمد.

پنجم‌

- امام حسن مجتبى-7- وقتى از وضويش فارغ مى‌شد، رنگش بر مى‌گشت و چون سببش را از حضرت مى‌پرسيدند، مى‌فرمود:

389-«حقّ على من اراد ان يدخل على ذى العرش ان يتغيّر لونه‌

». يعنى: «كسى كه مى‌خواهد بر صاحب عرش وارد شود، سزاوار است كه رنگش تغيير كند».

ششم‌

- مانند همين، از امام زين العابدين-7- نيز روايت شده است.

[1]- هر« ميل» برابر است با يك سوم فرسخ.

[2]- سوره هود، آيه 75.


صفحه 256

هفتم‌

- مفضل بن عمر از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

390-حدّثنى ابى عن ابيه7‌انّ الحسن بن علىّ عليهما السّلام كان اعبد النّاس في زمانه و ازهدهم و افضلهم، و كان اذا حجّ حجّ ماشيا و ربّما مشى حافيا، و كان اذا ذكر الموت بكى، و اذا ذكر البعث و النّشور بكى، و اذا ذكر المرور على الصّراط بكى، و اذا ذكر العرض على اللَّه شهق شهقة يغشى عليه منها، و كان اذا قام في صلاته ترتعد فرائصه بين يدى ربّه عزّ و جلّ و كان اذا ذكر الجنّة و النّار اضطرب اضطراب السّليم، و سأل اللَّه الجنّة، و تعوّذ باللَّه من النّار»

. يعنى: «پدرم از پدرش روايت كرده است كه فرمود: امام حسن بن على- عليهما السّلام- عابدترين و زاهدترين و فاضل‌ترين مردم در روزگار خود بود، اگر به حج مى‌رفت با پاى پياده و چه بسا با پاى برهنه مى‌رفت.

هر گاه به ياد مرگ مى‌افتاد، گريه مى‌كرد، وقتى برانگيخته شدن در قيامت را به ياد مى‌آورد، گريه مى‌كرد، به ياد گذشتن بر صراط كه مى‌افتاد، گريه مى‌كرد و آنگاه كه به ياد عرضه اعمال در برابر ذات اقدس الهى مى‌افتاد، نعره‌اى مى‌زد و خاموش مى‌شد. وقتى در برابر پروردگار عزيز و جليلش به نماز مى‌ايستاد، گوشتهاى دو پهلويش مى‌لرزيد. و هر وقت بهشت و جهنم را ياد مى‌كرد مانند انسان مارگزيده، به اضطراب مى‌آمد، از خدا آرزوى بهشت مى‌كرد و از جهنم به او پناه مى‌برد».

هشتم‌

- عايشه گويد:

رسول خدا-6- با ما سخن مى‌گفت و ما با او حرف مى‌زديم، اما همين كه وقت نماز فرا مى‌رسيد، گويا نه او ما را مى‌شناسد و نه ما او را.

وقتى مقرّبين در درگاه الهى و انبيا و مرسلين اين گونه هراس در دل داشته باشند، امثال ما كه غرق در گناهيم و عيوب، ما را فرا گرفته چه بايد بكنيم؟

ز- ادب ديگر اين است كه از خدا چيز حرام يا قطع رحم درخواست نكند.

ح- چيزى كه متضمّن قلّت حيا و بى‌ادبى باشد، از خداوند نخواهد.


صفحه 257

در تفسير آيه شريفه:

-ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ‌[1].

يعنى: «پروردگارتان را با تضرع و در نهان بخوانيد كه او متجاوزان را دوست ندارد».

مفسرين گفته‌اند: «تضرعا و خفية» يعنى با حالت خشوع و فروتنى از خدا چيز بخواهيد و معتدين، كسانى‌اند كه در دعا از حدود خود تجاوز مى‌كنند، مثلا از خداوند منازل و درجات انبيا- عليهم السّلام- را مى‌طلبند.

امير المؤمنين-7- فرمود:

391-«يا صاحب الدّعاء، لا تسأل ما لا يكون و لا يحلّ».

يعنى: «اى كه اهل دعايى چيزى را كه امكان ندارد يا حلال نيست، نخواه».

و نيز فرمود:

392-«من سأل فوق قدره استحقّ الحرمان‌

». يعنى: «كسى كه بيش از قدر و اندازه خود، طلب كند، مستحق محروم شدن است».

ط- پاكسازى شكم از طريق روزه، گرسنگى و توبه مجدد نمودن.

از رسول خدا-6- نقل است كه فرمود:

393-«من اكل الحلال اربعين يوما نوّر اللَّه قلبه»

. يعنى: «كسى كه چهل روز حلال بخورد، خداوند متعال قلبش را نورانى مى‌گرداند».

[1]- سوره اعراف، آيه 55.


صفحه 258

394-«انّ للَّه ملكا ينادى على بيت المقدس كلّ ليلة: من اكل حراما لم يقبل اللَّه منه صرفا و لا عدلا»

. يعنى: «خداوند متعال فرشته‌اى دارد كه هر شب بر بيت المقدس اين گونه ندا مى‌دهد: كسى كه حرامى بخورد، نه عمل مستحبى از او قبول مى‌شود و نه عمل واجبى».

395-«لو صلّيتم حتّى تكونوا كالاوتار، و صمتم حتّى تكونوا كالحنايا، لم يقبل اللَّه منكم الّا بورع حاجز»

. يعنى: «اگر آنقدر نماز بگذاريد تا مانند زه كمان گرديد و آنقدر روزه بگيريد تا چون كمان شويد، خداوند قبول نمى‌كند مگر آنكه از محرّمات دورى كنيد».

396-«العبادة مع اكل الحرام كالبناء على الرّمل و قيل: على الماء»

. يعنى: «عبادت همراه با حرامخوارى مانند ساختن ساختمان بر روى ريگ است. و در روايتى آمده: مانند ساختن ساختمان بر آب است».

397-«يكفى من الدّعاء مع البرّ ما يكفى الطّعام من الملح».

يعنى: «آن مقدار نمك كه در غذا كافى است، همان مقدار دعا در كنار عمل كفايت مى‌كند»[1].

بايد دانست: بعضى از اين شروطى كه ذكر شد، همچنان كه جزء مقدمات دعاست، تداوم آن تا بعد از دعا نيز لازم است.

[1]- يعنى اصل و اساس،« عمل» است، مانند« غذا» كه اصل و اساس است، پس همچنان كه غذا، شكم را سير مى‌كند نه نمك، همان گونه« عمل» است كه موجب نجات انسان است، نه صرف دعا كردن، بنا بر اين، همت اصلى بايد بر« عمل» باشد و« دعا» چون نمكى براى آن است.


صفحه 259

آداب همراه دعا

الف- درنگ نمودن در حال دعا و عجله نكردن:

در وحى قديم آمده است كه:

398-«و لا تملّ من الدّعاء فانّى لا املّ من الاجابة».

يعنى: «از دعا كردن، ناراحت و ملول نشو، چون من از اجابت كردن، ناراحت نمى‌شوم».

«عبد العزيز طويل» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

399-«انّ العبد اذا دعا لم يزل اللَّه تعالى في اجابته ما لم يستعجل»

. يعنى: «بنده وقتى دعا مى‌كند اگر عجله نكند خداوند متعال حاجتش را خواهد داد».

و از آن حضرت مروى است كه فرمود:

400-«انّ العبد اذا عجل فقام لحاجته يقول اللَّه تبارك و تعالى: اما يعلم عبدى انّى انا اللَّه الّذى اقضى الحوائج؟»

. يعنى: «اگر بنده‌اى عجله كند و به دنبال حاجتش برخيزد، خداوند تبارك و تعالى مى‌گويد: آيا بنده‌ام نمى‌داند كه من بايد حوايج را بر آورده سازم؟».

در روايت ديگر آمده است كه:

401-«اذا استعجل العبد في صلاته يقول سبحانه: استعجل عبدى أ يراه يظنّ انّ حوائجه بيد غيرى؟

». يعنى: «هر گاه بنده در نمازش عجله كند، خداوند سبحان مى‌گويد: بنده‌ام‌


صفحه 260

عجله به خرج داد، آيا گمان مى‌كند حوايجش در دست غير من است؟».

از امام باقر-7- روايت است كه:

402-«يا باغى العلم، صلّ قبل ان لا تقدر على ليل و لا نهار تصلّى فيه، انّما مثل الصّلاة لصاحبها كمثل رجل دخل على ذى سلطان فانصت له حتّى فرغ من حاجته فكذلك المرء المسلم باذن اللَّه عزّ و جلّ ما دام في الصّلاة لم يزل اللَّه عزّ و جلّ ينظر اليه حتّى يفرغ من صلاته»

. يعنى: «اى كسى كه در طلب دانشى! نماز بگزار قبل از آنكه نه شب، قدرت بر نماز داشته باشى و نه روز، نمازگزار چون كسى است كه بر سلطانى وارد شود و آن سلطان به سخنان وى گوش فرا دهد تا از ذكر خواسته‌هايش فارغ گردد، انسان مسلمان نيز اين چنين است، تا وقتى كه در نماز است، خداوند متعال به او گوش مى‌دهد و نظر و توجه مى‌كند تا از نمازش فارغ گردد».

امام صادق-7- فرمود:

403-«اذا صلّيت فريضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع يخاف ان لا يعود اليها ابدا ثمّ اصرف بصرك الى موضع سجودك فلو تعلم من عن يمينك و شمالك لاحسنت صلاتك، و اعلم انّك بين يدى من يراك و لا تراه‌

». يعنى: «هر گاه خواستى نماز واجبى به جاى بياورى، مانند كسى باش كه مى‌خواهد با نماز، وداع كند و ديگر هرگز به آن بر نخواهد گشت (چون مرگش فرا رسيده است) چشمت را به سجده‌گاه متوجه كن، اگر بدانى كه افرادى در راست و چپت، تو را مى‌بينند، نماز بهتر بجاى مى‌آورى اما بدان در برابر كسى هستى كه تو را مى‌بيند ولى تو او را نمى‌بينى».


صفحه 261

پيامبر اكرم-6و سلّم- فرمود:

404-«يا ابا ذرّ، ما دمت في الصّلاة فانّك تقرع باب الملك و من يكثر قرع باب الملك يفتح له، يا ابا ذرّ، ما من مؤمن يقوم الى الصّلاة الّا تناثر عليه البرّ ما بينه و بين العرش و وكّل اللَّه به ملكا ينادى: يا ابن آدم، لو تعلم مالك في صلاتك و لمن تناجى لما سئمت و لا التفتّ الى شي‌ء».

يعنى: «اى ابا ذر! ما دام كه در نمازى، مشغول كوبيدن در خانه پادشاه عالمى و هر كس كه در خانه چنين پادشاهى را بكوبد، حتما آن در بر رويش گشوده خواهد شد. اى ابا ذر! هر گاه مؤمنى به نماز مى‌ايستد، به اندازه فاصله‌اش تا عرش الهى بر او نيكى مى‌ريزد و خداوند متعال فرشته‌اى را بر او وكيل مى‌كند كه ندا بدهد: اى فرزند آدم! اگر بدانى كه در نمازت چه هست و با چه كسى مشغول مناجاتى، هرگز خسته نمى‌شوى و به چيز ديگرى روى نخواهى كرد».

در آنچه خداوند متعال بر فرزند عمران وحى فرستاده آمده است كه:

405-«يا موسى، عجّل التّوبة، و اخّر الذّنب، و تأنّ في المكث بين يدىّ في الصّلاة، و لا ترجّ غيرى، و اتّخذنى جنّة للشّدائد، و حصنا لملمّات الامور»

. يعنى: «اى موسى! توبه را پيش بينداز و گناه را پس. و وقتى در برابرم به نماز ايستاده‌اى، دقت به خرج بده، به غير من دل نبند و مرا چون سپرى بنما در برابر سختيها و قلعه‌اى در برابر حوادث».

ب- اصرار و پافشارى در دعا:

رسول خدا-6- فرمود:

406-«انّ اللَّه يحبّ السّائل اللّحوح»

. يعنى: «خداوند درخواست‌كننده مصرّ را دوست دارد».

«وليد بن عقبه هجرى» گويد شنيدم امام باقر-7- مى‌فرمود:

407-«و اللَّه لا يلحّ عبد مؤمن على اللَّه في حاجته الّا قضاها اللَّه له»

. يعنى: «به خدا قسم! هرگز بنده مؤمنى در حاجتش بر خدا اصرار نكرد مگر آنكه خداوند متعال آن حاجت را برآورده نمود».


صفحه 262

«ابو الصباح» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

408-«انّ اللَّه كره الحاح النّاس بعضهم على بعض في المسألة، و احبّ ذلك لنفسه، انّ اللَّه يحبّ ان يسأل و يطلب ما عنده»

. يعنى: «خداوند متعال دوست ندارد كه مردم هنگام درخواست از يك ديگر، اصرار ورزند اما اين را براى خودش دوست دارد، خدا دوست دارد كه مردم آنچه نزد اوست، بخواهند و طلب كنند».

ج- نام بردن حاجت:

«ابن عبد اللَّه فرّاء» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

409-«انّ اللَّه تبارك و تعالى يعلم ما يريد العبد اذا دعا و لكنّه يحبّ ان يبثّ اليه الحوائج»

. يعنى: «خداوند تبارك و تعالى مى‌داند كه بنده هنگام دعا چه مى‌خواهد، ولى دوست دارد كه حوايج را به درگاهش شرح دهد».

از «كعب الاحبار» مروى است كه در تورات نوشته شده:

- «يا موسى، من احبّنى لم ينسنى، و من رجا معروفى الحّ في مسألتى. يا موسى، انّى لست بغافل عن خلقى و لكن احبّ ان تسمع ملائكتى ضجيج الدّعاء من عبادى، و ترى حفظتي تقرّب بنى آدم الىّ بما انا مقوّيهم عليه و مسبّبه لهم»

[1].

يعنى: «اى موسى! كسى كه مرا دوست دارد، فراموشم نمى‌كند و كسى كه به نيكيهاى من اميدوار است، در درخواستش، اصرار مى‌نمايد. اى موسى! من از مخلوقاتم غافل نيستم (و خبر دارم) ولى دوست دارم كه ملائكه‌ام صداى ضجّه دعا را از بندگانم بشنوند و ملازمان من ببينند كه چگونه بنى آدم به خاطر چيزهايى كه قدرت و اسبابش در دست من است، به من تقرب مى‌جويند».

د- مخفى دعا كردن:

اولا اين دعا از آفت ريا به دور است و ثانيا خداوند متعال بدان فرمان داده است كه:

[1]- در حديث 532 خواهد آمد.