بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 259

آداب همراه دعا

الف- درنگ نمودن در حال دعا و عجله نكردن:

در وحى قديم آمده است كه:

398-«و لا تملّ من الدّعاء فانّى لا املّ من الاجابة».

يعنى: «از دعا كردن، ناراحت و ملول نشو، چون من از اجابت كردن، ناراحت نمى‌شوم».

«عبد العزيز طويل» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

399-«انّ العبد اذا دعا لم يزل اللَّه تعالى في اجابته ما لم يستعجل»

. يعنى: «بنده وقتى دعا مى‌كند اگر عجله نكند خداوند متعال حاجتش را خواهد داد».

و از آن حضرت مروى است كه فرمود:

400-«انّ العبد اذا عجل فقام لحاجته يقول اللَّه تبارك و تعالى: اما يعلم عبدى انّى انا اللَّه الّذى اقضى الحوائج؟»

. يعنى: «اگر بنده‌اى عجله كند و به دنبال حاجتش برخيزد، خداوند تبارك و تعالى مى‌گويد: آيا بنده‌ام نمى‌داند كه من بايد حوايج را بر آورده سازم؟».

در روايت ديگر آمده است كه:

401-«اذا استعجل العبد في صلاته يقول سبحانه: استعجل عبدى أ يراه يظنّ انّ حوائجه بيد غيرى؟

». يعنى: «هر گاه بنده در نمازش عجله كند، خداوند سبحان مى‌گويد: بنده‌ام‌


صفحه 260

عجله به خرج داد، آيا گمان مى‌كند حوايجش در دست غير من است؟».

از امام باقر-7- روايت است كه:

402-«يا باغى العلم، صلّ قبل ان لا تقدر على ليل و لا نهار تصلّى فيه، انّما مثل الصّلاة لصاحبها كمثل رجل دخل على ذى سلطان فانصت له حتّى فرغ من حاجته فكذلك المرء المسلم باذن اللَّه عزّ و جلّ ما دام في الصّلاة لم يزل اللَّه عزّ و جلّ ينظر اليه حتّى يفرغ من صلاته»

. يعنى: «اى كسى كه در طلب دانشى! نماز بگزار قبل از آنكه نه شب، قدرت بر نماز داشته باشى و نه روز، نمازگزار چون كسى است كه بر سلطانى وارد شود و آن سلطان به سخنان وى گوش فرا دهد تا از ذكر خواسته‌هايش فارغ گردد، انسان مسلمان نيز اين چنين است، تا وقتى كه در نماز است، خداوند متعال به او گوش مى‌دهد و نظر و توجه مى‌كند تا از نمازش فارغ گردد».

امام صادق-7- فرمود:

403-«اذا صلّيت فريضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع يخاف ان لا يعود اليها ابدا ثمّ اصرف بصرك الى موضع سجودك فلو تعلم من عن يمينك و شمالك لاحسنت صلاتك، و اعلم انّك بين يدى من يراك و لا تراه‌

». يعنى: «هر گاه خواستى نماز واجبى به جاى بياورى، مانند كسى باش كه مى‌خواهد با نماز، وداع كند و ديگر هرگز به آن بر نخواهد گشت (چون مرگش فرا رسيده است) چشمت را به سجده‌گاه متوجه كن، اگر بدانى كه افرادى در راست و چپت، تو را مى‌بينند، نماز بهتر بجاى مى‌آورى اما بدان در برابر كسى هستى كه تو را مى‌بيند ولى تو او را نمى‌بينى».


صفحه 261

پيامبر اكرم-6و سلّم- فرمود:

404-«يا ابا ذرّ، ما دمت في الصّلاة فانّك تقرع باب الملك و من يكثر قرع باب الملك يفتح له، يا ابا ذرّ، ما من مؤمن يقوم الى الصّلاة الّا تناثر عليه البرّ ما بينه و بين العرش و وكّل اللَّه به ملكا ينادى: يا ابن آدم، لو تعلم مالك في صلاتك و لمن تناجى لما سئمت و لا التفتّ الى شي‌ء».

يعنى: «اى ابا ذر! ما دام كه در نمازى، مشغول كوبيدن در خانه پادشاه عالمى و هر كس كه در خانه چنين پادشاهى را بكوبد، حتما آن در بر رويش گشوده خواهد شد. اى ابا ذر! هر گاه مؤمنى به نماز مى‌ايستد، به اندازه فاصله‌اش تا عرش الهى بر او نيكى مى‌ريزد و خداوند متعال فرشته‌اى را بر او وكيل مى‌كند كه ندا بدهد: اى فرزند آدم! اگر بدانى كه در نمازت چه هست و با چه كسى مشغول مناجاتى، هرگز خسته نمى‌شوى و به چيز ديگرى روى نخواهى كرد».

در آنچه خداوند متعال بر فرزند عمران وحى فرستاده آمده است كه:

405-«يا موسى، عجّل التّوبة، و اخّر الذّنب، و تأنّ في المكث بين يدىّ في الصّلاة، و لا ترجّ غيرى، و اتّخذنى جنّة للشّدائد، و حصنا لملمّات الامور»

. يعنى: «اى موسى! توبه را پيش بينداز و گناه را پس. و وقتى در برابرم به نماز ايستاده‌اى، دقت به خرج بده، به غير من دل نبند و مرا چون سپرى بنما در برابر سختيها و قلعه‌اى در برابر حوادث».

ب- اصرار و پافشارى در دعا:

رسول خدا-6- فرمود:

406-«انّ اللَّه يحبّ السّائل اللّحوح»

. يعنى: «خداوند درخواست‌كننده مصرّ را دوست دارد».

«وليد بن عقبه هجرى» گويد شنيدم امام باقر-7- مى‌فرمود:

407-«و اللَّه لا يلحّ عبد مؤمن على اللَّه في حاجته الّا قضاها اللَّه له»

. يعنى: «به خدا قسم! هرگز بنده مؤمنى در حاجتش بر خدا اصرار نكرد مگر آنكه خداوند متعال آن حاجت را برآورده نمود».


صفحه 262

«ابو الصباح» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

408-«انّ اللَّه كره الحاح النّاس بعضهم على بعض في المسألة، و احبّ ذلك لنفسه، انّ اللَّه يحبّ ان يسأل و يطلب ما عنده»

. يعنى: «خداوند متعال دوست ندارد كه مردم هنگام درخواست از يك ديگر، اصرار ورزند اما اين را براى خودش دوست دارد، خدا دوست دارد كه مردم آنچه نزد اوست، بخواهند و طلب كنند».

ج- نام بردن حاجت:

«ابن عبد اللَّه فرّاء» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

409-«انّ اللَّه تبارك و تعالى يعلم ما يريد العبد اذا دعا و لكنّه يحبّ ان يبثّ اليه الحوائج»

. يعنى: «خداوند تبارك و تعالى مى‌داند كه بنده هنگام دعا چه مى‌خواهد، ولى دوست دارد كه حوايج را به درگاهش شرح دهد».

از «كعب الاحبار» مروى است كه در تورات نوشته شده:

- «يا موسى، من احبّنى لم ينسنى، و من رجا معروفى الحّ في مسألتى. يا موسى، انّى لست بغافل عن خلقى و لكن احبّ ان تسمع ملائكتى ضجيج الدّعاء من عبادى، و ترى حفظتي تقرّب بنى آدم الىّ بما انا مقوّيهم عليه و مسبّبه لهم»

[1].

يعنى: «اى موسى! كسى كه مرا دوست دارد، فراموشم نمى‌كند و كسى كه به نيكيهاى من اميدوار است، در درخواستش، اصرار مى‌نمايد. اى موسى! من از مخلوقاتم غافل نيستم (و خبر دارم) ولى دوست دارم كه ملائكه‌ام صداى ضجّه دعا را از بندگانم بشنوند و ملازمان من ببينند كه چگونه بنى آدم به خاطر چيزهايى كه قدرت و اسبابش در دست من است، به من تقرب مى‌جويند».

د- مخفى دعا كردن:

اولا اين دعا از آفت ريا به دور است و ثانيا خداوند متعال بدان فرمان داده است كه:

[1]- در حديث 532 خواهد آمد.


صفحه 263

-ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً[1].

يعنى: «پروردگارتان را با حالت تضرع و خفا بخوانيد».

و ثالثا رواياتى در اين باب آمده است از جمله: «اسماعيل بن همام» از امام رضا-7- روايت كرده است كه فرمود:

410-«دعوة العبد سرّا دعوة واحدة تعدل سبعين دعوة علانية»

. يعنى: «يك دعاى مخفى بنده، برابر است با هفتاد دعاى علنى».

در روايت ديگر آمده است كه:

411-«دعوة تخفيها افضل من سبعين دعوة تظهرها»

. يعنى: «دعايى كه آن را مخفى بدارى از هفتاد دعايى كه آشكارش نمايى، برتر است».

از رسول خدا-6- روايت شده است كه فرمود:

412-«انّ ربّك يباهى الملائكة بثلاثة نفر: رجل يصبح في ارض قفر فيأذّن و يقيم ثمّ يصلّى، فيقول ربّك للملائكة: انظروا الى عبدى يصلّى و لا يراه احد غيرى، فينزل سبعون الف ملك يصلّون وراءه و يستغفرون له الى الغد من ذلك اليوم. و رجل قام من الليل يصلّى وحده فسجد و نام و هو ساجد فيقول: انظروا الى عبدى روحه عندى و جسده ساجد لى. و رجل في زحف فيفرّ اصحابه و يثبت و هو يقاتل حتّى قتل»

. يعنى: «پروردگار منان به واسطه وجود سه نفر، بر ملائكه مباهات مى‌كند:

اوّل- كسى كه در بيابان بى‌آب و علف و خالى از سكنه واقع شده، اذان و اقامه مى‌گويد و نماز مى‌خواند، در اينجا پروردگار به ملائكه مى‌گويد: به بنده‌ام نظر كنيد، نماز مى‌خواند در حالى كه احدى جز من او را نمى‌بيند، در اين حال هفتاد

[1]- سوره اعراف، آيه 55.


صفحه 264

هزار فرشته فرود آمده پشت سرش نماز مى‌گزارند و تا فرداى آن روز، برايش استغفار مى‌كنند.

دوّم- كسى كه از خوابش بر مى‌خيزد تا به تنهايى نماز بخواند، به سجده مى‌رود و در همان حال خواب او را فرا مى‌گيرد، در اينجا خداوند متعال مى‌گويد:

به بنده‌ام نظر كنيد، روحش نزد من است و جسدش در برابرم ساجد.

سوّم- كسى كه در حال جنگ، يارانش فرار كنند ولى او ثابت قدم بماند و نبرد كند تا كشته شود».

ه- دعا را نسبت به ديگران گسترش دادن:

«ابن قداح» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

413-«قال رسول اللَّه-6-: اذا دعا احدكم فليعمّم فانّه اوجب للدّعاء»

. يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: هر گاه يكى از شما خواست دعا كند، آن را تعميم بدهد (و براى ديگران نيز دعا كند) كه اين عمل در دعا شايسته است».

و- اجتماع كردن براى دعا:

خداوند متعال مى‌فرمايد:

وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ‌[1].

يعنى: «در كنار كسانى كه پروردگارشان را مى‌خوانند، صبر كن».

علاوه بر اين، براى مباهله (كه خود يك دعاست) فرمان به اجتماع داده است،

[1]- سوره كهف، آيه 28.


صفحه 265

«ابو خالد» گويد: حضرت صادق-7- فرمود:

414-«ما من رهط اربعين رجلا اجتمعوا فدعوا اللَّه في امر الّا استجاب اللَّه لهم، فان لم يكونوا اربعين فاربعة يدعون اللَّه عشر مرّات الّا استجاب اللَّه عزّ و جلّ لهم فان لم يكونوا اربعة فواحد يدعو اللَّه اربعين مرّة يستجيب اللَّه العزيز الجبّار له»

. يعنى: «رخ نداده است كه چهل نفر در يك جا جمع شوند و خداوند متعال را در كارى بخوانند مگر آنكه ذات اقدس الهى آنان را اجابت فرمود، اگر چهل نفر نشدند، مى‌شود چهار نفر جمع شوند و ده بار خداى را بخوانند تا اجابتشان كند و اگر چهار نفر هم نبودند، حتى يك نفر هم مى‌تواند خداوند را چهل مرتبه بخواند و دعا كند تا آن ذات عزيز و جبار، اجابتش نمايد».

«عبد الاعلى» نيز از آن حضرت روايت كرده است كه:

415-«ما اجتمع اربعة قطّ على امر فدعوا اللَّه تعالى الّا تفرّقوا عن اجابة».

يعنى: «هرگز نشده است كه چهار نفر براى يك كارى اجتماع كنند و خداوند متعال را بخوانند مگر آنكه با اجابت دعا، متفرق گرديدند».


صفحه 266

آمين گفتن در دعا

آن كس كه «آمين» مى‌گويد: در دعا شريك است، آنجا كه خداوند متعال به موسى و هارون- عليهما السّلام- مى‌فرمايد:

-قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما[1].

يعنى: «دعاى شما دو نفر اجابت شد».

دعا را حضرت موسى-7- كرده بود و هارون، «آمين» گفته بود، اما ذات اقدس الهى، آن را به هر دو نسبت مى‌دهد.

«على بن عقبه» از مردى و او از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

416-«كان ابى اذا حزنه امر جمع النّساء و الصّبيان ثمّ دعا و امّنوا»

. يعنى: «هر گاه پدرم از چيزى محزون مى‌شد (و مشكلى برايش پيش مى‌آمد) زنان و كودكان را جمع كرده دعا مى‌نمود و آنان آمين مى‌گفتند».

«سكونى» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

417-«الدّاعى و المؤمن شريكان‌

». يعنى: «دعاكننده و آمين گو، با هم شريكند».

ز- اظهار خشوع:

[1]- سوره يونس، آيه 89.