«ابو الصباح» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
408-«انّ اللَّه كره الحاح النّاس بعضهم على بعض في المسألة، و احبّ ذلك لنفسه، انّ اللَّه يحبّ ان يسأل و يطلب ما عنده»
. يعنى: «خداوند متعال دوست ندارد كه مردم هنگام درخواست از يك ديگر، اصرار ورزند اما اين را براى خودش دوست دارد، خدا دوست دارد كه مردم آنچه نزد اوست، بخواهند و طلب كنند».
ج- نام بردن حاجت:
«ابن عبد اللَّه فرّاء» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
409-«انّ اللَّه تبارك و تعالى يعلم ما يريد العبد اذا دعا و لكنّه يحبّ ان يبثّ اليه الحوائج»
. يعنى: «خداوند تبارك و تعالى مىداند كه بنده هنگام دعا چه مىخواهد، ولى دوست دارد كه حوايج را به درگاهش شرح دهد».
از «كعب الاحبار» مروى است كه در تورات نوشته شده:
- «يا موسى، من احبّنى لم ينسنى، و من رجا معروفى الحّ في مسألتى. يا موسى، انّى لست بغافل عن خلقى و لكن احبّ ان تسمع ملائكتى ضجيج الدّعاء من عبادى، و ترى حفظتي تقرّب بنى آدم الىّ بما انا مقوّيهم عليه و مسبّبه لهم»
[1].
يعنى: «اى موسى! كسى كه مرا دوست دارد، فراموشم نمىكند و كسى كه به نيكيهاى من اميدوار است، در درخواستش، اصرار مىنمايد. اى موسى! من از مخلوقاتم غافل نيستم (و خبر دارم) ولى دوست دارم كه ملائكهام صداى ضجّه دعا را از بندگانم بشنوند و ملازمان من ببينند كه چگونه بنى آدم به خاطر چيزهايى كه قدرت و اسبابش در دست من است، به من تقرب مىجويند».
د- مخفى دعا كردن:
اولا اين دعا از آفت ريا به دور است و ثانيا خداوند متعال بدان فرمان داده است كه:
[1]- در حديث 532 خواهد آمد.
-ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً[1].
يعنى: «پروردگارتان را با حالت تضرع و خفا بخوانيد».
و ثالثا رواياتى در اين باب آمده است از جمله: «اسماعيل بن همام» از امام رضا-7- روايت كرده است كه فرمود:
410-«دعوة العبد سرّا دعوة واحدة تعدل سبعين دعوة علانية»
. يعنى: «يك دعاى مخفى بنده، برابر است با هفتاد دعاى علنى».
در روايت ديگر آمده است كه:
411-«دعوة تخفيها افضل من سبعين دعوة تظهرها»
. يعنى: «دعايى كه آن را مخفى بدارى از هفتاد دعايى كه آشكارش نمايى، برتر است».
از رسول خدا-6- روايت شده است كه فرمود:
412-«انّ ربّك يباهى الملائكة بثلاثة نفر: رجل يصبح في ارض قفر فيأذّن و يقيم ثمّ يصلّى، فيقول ربّك للملائكة: انظروا الى عبدى يصلّى و لا يراه احد غيرى، فينزل سبعون الف ملك يصلّون وراءه و يستغفرون له الى الغد من ذلك اليوم. و رجل قام من الليل يصلّى وحده فسجد و نام و هو ساجد فيقول: انظروا الى عبدى روحه عندى و جسده ساجد لى. و رجل في زحف فيفرّ اصحابه و يثبت و هو يقاتل حتّى قتل»
. يعنى: «پروردگار منان به واسطه وجود سه نفر، بر ملائكه مباهات مىكند:
اوّل- كسى كه در بيابان بىآب و علف و خالى از سكنه واقع شده، اذان و اقامه مىگويد و نماز مىخواند، در اينجا پروردگار به ملائكه مىگويد: به بندهام نظر كنيد، نماز مىخواند در حالى كه احدى جز من او را نمىبيند، در اين حال هفتاد
[1]- سوره اعراف، آيه 55.
هزار فرشته فرود آمده پشت سرش نماز مىگزارند و تا فرداى آن روز، برايش استغفار مىكنند.
دوّم- كسى كه از خوابش بر مىخيزد تا به تنهايى نماز بخواند، به سجده مىرود و در همان حال خواب او را فرا مىگيرد، در اينجا خداوند متعال مىگويد:
به بندهام نظر كنيد، روحش نزد من است و جسدش در برابرم ساجد.
سوّم- كسى كه در حال جنگ، يارانش فرار كنند ولى او ثابت قدم بماند و نبرد كند تا كشته شود».
ه- دعا را نسبت به ديگران گسترش دادن:
«ابن قداح» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
413-«قال رسول اللَّه-6-: اذا دعا احدكم فليعمّم فانّه اوجب للدّعاء»
. يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: هر گاه يكى از شما خواست دعا كند، آن را تعميم بدهد (و براى ديگران نيز دعا كند) كه اين عمل در دعا شايسته است».
و- اجتماع كردن براى دعا:
خداوند متعال مىفرمايد:
وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ[1].
يعنى: «در كنار كسانى كه پروردگارشان را مىخوانند، صبر كن».
علاوه بر اين، براى مباهله (كه خود يك دعاست) فرمان به اجتماع داده است،
[1]- سوره كهف، آيه 28.
«ابو خالد» گويد: حضرت صادق-7- فرمود:
414-«ما من رهط اربعين رجلا اجتمعوا فدعوا اللَّه في امر الّا استجاب اللَّه لهم، فان لم يكونوا اربعين فاربعة يدعون اللَّه عشر مرّات الّا استجاب اللَّه عزّ و جلّ لهم فان لم يكونوا اربعة فواحد يدعو اللَّه اربعين مرّة يستجيب اللَّه العزيز الجبّار له»
. يعنى: «رخ نداده است كه چهل نفر در يك جا جمع شوند و خداوند متعال را در كارى بخوانند مگر آنكه ذات اقدس الهى آنان را اجابت فرمود، اگر چهل نفر نشدند، مىشود چهار نفر جمع شوند و ده بار خداى را بخوانند تا اجابتشان كند و اگر چهار نفر هم نبودند، حتى يك نفر هم مىتواند خداوند را چهل مرتبه بخواند و دعا كند تا آن ذات عزيز و جبار، اجابتش نمايد».
«عبد الاعلى» نيز از آن حضرت روايت كرده است كه:
415-«ما اجتمع اربعة قطّ على امر فدعوا اللَّه تعالى الّا تفرّقوا عن اجابة».
يعنى: «هرگز نشده است كه چهار نفر براى يك كارى اجتماع كنند و خداوند متعال را بخوانند مگر آنكه با اجابت دعا، متفرق گرديدند».
آمين گفتن در دعا
آن كس كه «آمين» مىگويد: در دعا شريك است، آنجا كه خداوند متعال به موسى و هارون- عليهما السّلام- مىفرمايد:
-قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما[1].
يعنى: «دعاى شما دو نفر اجابت شد».
دعا را حضرت موسى-7- كرده بود و هارون، «آمين» گفته بود، اما ذات اقدس الهى، آن را به هر دو نسبت مىدهد.
«على بن عقبه» از مردى و او از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
416-«كان ابى اذا حزنه امر جمع النّساء و الصّبيان ثمّ دعا و امّنوا»
. يعنى: «هر گاه پدرم از چيزى محزون مىشد (و مشكلى برايش پيش مىآمد) زنان و كودكان را جمع كرده دعا مىنمود و آنان آمين مىگفتند».
«سكونى» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
417-«الدّاعى و المؤمن شريكان
». يعنى: «دعاكننده و آمين گو، با هم شريكند».
ز- اظهار خشوع:
[1]- سوره يونس، آيه 89.
خداوند متعال مىفرمايد:
-ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً[1].
يعنى: «پروردگارتان را در حال تضرع و خفا بخوانيد».
در دعاى معصومين- عليهم السّلام- آمده است كه:
418-«و لا ينجى منك الّا التّضرّع اليك»
. يعنى: «تنها تضرّع به درگاه تو موجب نجات است».
در آنچه به موسى-7- وحى شده آمده است:
- «يا موسى، كن اذا دعوتنى خائفا مشفقا وجلا، و عفّر وجهك في التّراب، و اسجد لى بمكارم بدنك، و اقنت بين يدىّ في القيام و ناجنى حيث تناجينى بخشية من قلب وجل»
[2].
يعنى: «اى موسى به هنگام دعا بايد خائف، سوخته دل و بيمناك باشى، صورتت را به خاك بمال و با بهترين اعضايت در برابرم سجده كن، در مقابل من كه ايستادهاى دستهاى گدايى را به قنوت بلند كن و به هنگام مناجاتت با حالتى هراسناك و قلبى بيمناك مناجات بنما».
و در آنچه كه بر عيسى-7- وحى فرستاد آمده است كه:
419-«يا عيسى، ادعنى دعاء الغريق الحزين الّذى ليس له مغيث.
يا عيسى، اذلّ لى قلبك و اكثر ذكرى في الخلوات و اعلم انّ سرورى ان تبصبص الىّ و كن في ذلك حيّا و لا تكن ميّتا و اسمعنى منك صوتا حزينا»
. يعنى: «اى عيسى! همچون انسان غريق و محزونى كه هيچ نجات دهندهاى ندارد، مرا بخوان: اى عيسى! قلبت را در برابر من خوار و ذليل كن و در خلوتها بسيار به ياد من باش. بدان خوشحالى من در اين است كه با خوف و رجا به سوى من بيايى، اما مبادا با قلبى مرده چنين كنى، بلكه بايد قلبت زنده و با نشاط باشد و از
[1]- سوره اعراف، آيه 55.
[2]- در حديث 441 خواهد آمد.
جانب خودت، صوت حزينى را بگوش من برسان».
در روايت آمده است كه:
420-«لمّا بعث اللَّه موسى و هارون- عليهما السّلام- الى فرعون قال لهما:
لا يروّعكما لباسه فانّ ناصيته بيدى، و لا يعجبكما ما متّع به منزَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْياو زينة المترفين فلو شئت زيّنتكما بزينة يعرف فرعون حين يراها انّ مقدرته يعجز عنها».
يعنى: «آنگاه كه خداوند متعال موسى و هارون- عليهما السّلام- را به سوى فرعون فرستاد به آن دو گفت: مبادا لباسهاى فاخرش شما را بترساند كه زمام كار او در دست من است. و مبادا از بهرهورى دنيايى و زينتهاى او تعجّب كنيد كه اگر مىخواستم شما دو نفر را طورى زينت مىكردم كه هر وقت، فرعون شما را ببيند بفهمد كه قدرتش در برابر آن عاجز است».
«و لكنّي ارغب بكما عن ذلك فازوى الدّنيا عنكما، و كذلك افعل باوليائى انّى لازوّدهم عن نعيمها كما يزوّد الرّاعى غنمه عن مراتع الهلكة، و انّى لاجنّبهم سلوكها كما يجنّب الرّاعى الشّفيق ابله عن موارد العثرة و ما ذاك لهوانهم علىّ و لكن ليستكملوا نصيبهم من كرامتى سالما موفّرا»
. يعنى: «ولى من شما را بر آن ترجيح مىدهم، بنا بر اين، دنيا را از شما دور كردم و اين روش برخورد من است با دوستانم. به آنان آن مقدار نعمت دنيا مىدهم كه چوپان از علفهاى هلاكت و نابودى به گوسفندانش مىدهد، من دوستانم را از سلوك در دنيا دور نگه مىدارم همچنان كه چوپان مهربان، شترهايش را از لغزشگاهها و پرتگاهها نگاهدارى مىنمايد. بنا بر اين، دور نگهداشتن دوستانم از دنيا به خاطر اين نيست كه آنان نزد من بىارزشند بلكه به خاطر اين است كه در حال سلامت، به كمال كرامت در نزد من برسند».
«انّما يتزيّن لى اوليائى بالذّلّ و الخشوع و الخوف الّذى يثبت في قلوبهم فيظهر من قلوبهم على اجسادهم، فهو شعارهم و دثارهم الّذى به يستشعرون، و نجاتهم الّتى بها يفوزون، و درجاتهم الّتى لها يأملون، و مجدهم الّذى به يفتخرون، و سيماهم الّتى بها يعرفون»
. يعنى: «زينت اوليايم در برابر من، فروتنى و خشوع و هراسى است كه در قلبهاشان خانه كرده و از آنجا در بدنهاشان آشكار شده است. اين چنين حالتى ظاهر و باطن آنان را تشكيل مىدهد و موجب نجاتشان است تا به درجاتى كه آرزويش را مىكشند نايل آيند، مجد و عظمت آنان در همين فروتنى و خشوع است و بدان افتخار هم مىكنند، اين حالت، علامت آنان است كه بدان شناخته مىشوند».
«فاذا لقيتهم يا موسى، فاخفض لهم جناحك، و الن لهم جانبك، و ذلّل لهم قلبك و لسانك، و اعلم انّه من اخاف لى وليّا فقد بارزنى بالمحاربة ثمّ انا الثّائر لهم يوم القيامة».
يعنى: «اى موسى! هر گاه اينان را ديدى، برايشان بال گسترده، با نرمش و ملاطفت رفتار كن و قلب و زبانت را برايشان فروتن قرار بده و بدان كه هر كس دوست مرا بترساند با من به جنگ و مبارزه برخاسته است و در قيامت عليه او غضبناك خواهم بود».
ح- مقدّم داشتن مدح و ثناى الهى بر هر چيز:
«حارث بن مغيره» روايت كرده است كه شنيدم امام صادق-7- مىگفت:
421-«ايّاكم اذا اراد ان يسأل احدكم ربّه شيئا من حوائج الدّنيا حتّى يبدأ بالثّناء على اللَّه عزّ و جلّ و المدحة له، و الصّلوة على النّبىّ و اله، ثمّ يسأل اللَّه حوائجه»
. يعنى: «اگر يكى از شما حاجتى از حوايج دنيايى داشت، قبل از هر چيز اوّل خداوند عزيز و جليل را ثنا كند و مدح گويد، بعد صلوات بر پيامبر و آلش بفرستد، سپس حاجات خود را طلب كند».