بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 277

اى رسول حق! فلانى به تو سلام مى‌رساند كه پيامبر اكرم-6- هم مى‌گويد: و7».

امير المؤمنين-7- فرمود:

433-«اعطى السّمع اربعة: النّبىّ-6-، و الجنّة، و النّار، و الحور العين، فاذا فرغ العبد من صلاته فليصلّ على النّبىّ-6-، و ليسأل اللَّه الجنّة، و ليستجر باللَّه من النّار، و ليسأله ان يزوّجه من الحور العين، فانّه من صلّى على النّبىّ رفعت دعوته، و من سأل اللَّه الجنّة قالت الجنّة يا ربّ، اعط عبدك ما سألك، و من استجار باللَّه من النّار قالت النّار: يا ربّ، اجر عبدك ممّا استجار منه، و من سأل الحور العين قلن: يا ربّ، اعط عبدك ما سأل»

. يعنى: «به چهار شخص، قدرت شنوايى (ويژه) داده شده است: پيامبر، بهشت، جهنم و حور العين. آنگاه كه بنده از نمازش فارغ شد، بر پيامبر-6- درود بفرستد، از خدا بهشت طلب كند، از جهنم به او پناه ببرد و بخواهد كه حور العين را به ازدواج وى در آورد چون: هر كس كه بر پيامبر-6- درود بفرستد، دعايش حتما بالا مى‌رود.

كسى كه از خدا بهشت طلب كند، بهشت مى‌گويد: پروردگارا! آنچه را كه بنده‌ات مى‌خواهد به او بده. كسى كه از جهنم به خدا پناه مى‌برد، جهنم مى‌گويد:

خدايا! بنده‌ات را از آنچه كه به تو پناه مى‌برد، پناه بده. و كسى كه از خدا حور العين مى‌خواهد، حور العين مى‌گويند: پروردگارا! خواهش بنده‌ات را عطا كن».


صفحه 278

«محمد بن مسلم» از امام باقر يا امام صادق- عليهما السّلام- روايت كرده است كه فرمود:

434-«ما في الميزان شي‌ء اثقل من الصّلاة على محمّد و آل محمّد، انّ الرّجل، ليوضع عمله في الميزان فيميل به فيخرج النّبىّ-6- الصّلاة عليه و اله فيضعها في ميزانه فيرجّح به».

يعنى: «چيزى در ترازوى اعمال، سنگين‌تر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست (در قيامت) اعمال فردى (بدون صلواتش) را مى‌آورند و در ميزان قرار مى‌دهند مى‌بينند سبك است، آنگاه پيامبر اكرم صلواتها را آورده در ميزان اين فرد قرار مى‌دهد كه موجب سنگينى آن مى‌گردد».

«هشام بن سالم» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

435- «دعا از خداوند متعال پوشيده مى‌ماند (يعنى اجابت نمى‌شود) تا آنكه دعاكننده بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد».

و نيز فرمود:

436-«من دعا و لم يذكر النّبىّ-6- رفرف الدّعاء على رأسه، فاذا ذكر النّبىّ رفع الدّعاء»

. يعنى: «كسى كه دعا كند بدون آنكه نامى از پيامبر اكرم-6- ببرد، آن دعا بالاى سرش پرواز مى‌كند تا وقتى كه اين فرد، ذكرى از آن حضرت بنمايد كه در اين هنگام، دعايش بالا مى‌رود».

437-«من كانت له الى اللَّه حاجة فليبدأ بالصّلاة على محمّد و اله-6- ثمّ يسأل حاجته ثمّ يختم بالصّلاة على محمّد و اله فانّ اللَّه عزّ و جلّ اكرم من ان يقبل الطّرفين و يدع الوسط اذا كانت الصّلاة على محمّد و آل محمّد لا تحجب عنه»

. يعنى: «كسى كه حاجتى به درگاه الهى دارد قبل از آن صلوات بر محمد و آلش بفرستد، آنگاه حاجتش را بخواهد بعد دعايش را با صلوات بر محمد و آلش به پايان ببرد، چون خداوند عزيز و جليل، كريم‌تر از آن است كه دو طرف دعا را قبول كند و وسطش را رها نمايد كه صلوات بر محمد و آل محمد از او پوشيده نمى‌ماند (و مستجاب مى‌گردد)».


صفحه 279

ى- گريه در حال دعا:

اين عمل ادبى بزرگ و مقامى عالى است به چند دليل:

اوّلا: گريه دلالت بر رقّت قلب دارد و رقّت قلب هم دليل بر اخلاص است كه هر گاه اخلاص آمد، اجابت هم مى‌آيد.

امام صادق-7- فرمود:

438-«اذا اقشعرّ جلدك و دمعت عيناك و وجل قلبك فدونك دونك فقد قصد قصدك»

. يعنى: «آنگاه كه پوست بدنت لرزيد و چشمانت پر از اشك گرديد و قلبت هراس برداشت، آن حال را خوب نگهدار كه مقصودت حاصل شده است».

و در مقابل، خشكى چشم و نيامدن اشك، بر اثر قساوت قلب است كه در خبر بدان اشاره شده است، چنين حالتى دو اثر دارد:

اوّل- نشانه دورى از خداست كه خداوند متعال به حضرت موسى-7- وحى فرستاد:

«يا موسى، لا تطوّل في الدّنيا املك فيقسو قلبك، و قاسى القلب منّى بعيد»

[1].

يعنى: «اى موسى! در دنيا آرزويت طولانى نباشد كه قلبت را سخت مى‌كند و قلب سخت هم از من دور است».

دوّم- چنين كسى دعايش پذيرفته نيست كه حضرت صادق-7- فرمود:

- «لا يقبل اللَّه دعاء بظهر قلب قاس‌

»[2].

يعنى: «خداوند متعال دعا را از قلب قاسى و سخت، قبول نمى‌كند».

ثانيا- گريه، نشانه منقطع شدن بنده از غير خدا به سوى او و نشانه خشوع‌

[1]- در حديث 441 خواهد آمد.

[2]- مشابه همين حديث، در حديث 352 گذشت.


صفحه 280

بسيار است كه رسول حق-6- فرمود:

439-«اذا احبّ اللَّه عبدا نصب في قلبه نائحة من الحزن، فانّ اللَّه يحبّ كلّ قلب حزين، و انّه لا يدخل النّار من بكى من خشية اللَّه تعالى حتّى يعود اللّبن الى الضّرع، و انّه لا يجتمع غبار في سبيل اللَّه و دخان جهنّم في منخرى المؤمن ابدا و اذا ابغض اللَّه عبدا جعل في قلبه مزمارا من الضّحك و انّ الضّحك يميت القلب واللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ‌»

. يعنى: «هر گاه خداوند بنده‌اى را دوست داشته باشد، در قلب او نوحه و اندوه جاى مى‌دهد، چون او قلب محزون را دوست دارد، كسى كه از ترس خداوند متعال گريه كرده باشد، داخل آتش جهنم نخواهد شد مگر آنكه شير به پستان مادر برگردد[1]، گرد و خاك خوردن در راه خدا با دود آتش جهنم در بينى مؤمن، هرگز جمع نخواهد شد. هر گاه خدا بنده‌اى را دشمن بدارد، در قلبش سرودى از خنده قرار مى‌دهد كه قلبش را مى‌ميراند، خداوند هم افراطكنندگان در شادى و فرح را دوست ندارد».

ثالثا- گريه موافق است با فرمان خداوند سبحان به انبيايش كه به عيسى-7- فرمود:

440-«يا عيسى، هب لى من عينيك الدّموع، و من قلبك الخشية، و قم على قبور الاموات فنادهم بالصّوت الرّفيع فلعلّك تأخذ موعظتك منهم، و قل: انّى لا حقّ في اللّاحقين، صبّ لى من عينيك الدّموع و اخشع لى بقلبك، يا عيسى، استغث بى في حالات الشّدّة فانّى اغيث المكروبين، و اجيب المضطرّين، و انا ارحم الرّاحمين»

. يعنى: «اى عيسى! اشك چشمان و خشيت و هراس قلبت را در درگاه من به‌

[1]- يعنى همان گونه كه بازگشت شير به پستان محال است، داخل شدن اين فرد در جهنم نيز محال مى‌باشد.


صفحه 281

هديه بياور، بر سر قبور مردگان بايست و آنان را با صداى بلند بخوان تا شايد پند و موعظه‌ات را از آنان دريافت دارى و با خود بگو كه: من نيز به آنان ملحق خواهم شد. به خاطر من از چشمانت اشك بريز و قلبت را براى من خاشع گردان. اى عيسى! در روزگار سختى، از من كمك بخواه كه من گرفتاران را نجات مى‌دهم و پريشانها را اجابت مى‌كنم، چون من ارحم الراحمين هستم».

و در وحى خود به موسى-7- فرمود:

441-«يا موسى، كن اذا دعوتنى خائفا مشفقا و وجلا، و عفّر وجهك في التّراب، و اسجد لى بمكارم بدنك، و اقنت بين يدىّ في القيام، و ناجنى حيث ناجيتنى بخشية من قلب وجل، و احى بتوراتى ايّام الحياة، و علّم الجهّال محامدى، و ذكّرهم آلائي و نعمى، و قل لهم لا يتمادون في غىّ ما هم فيه فانّ اخذى اليم شديد.

يا موسى، لا تطوّل في الدّنيا املك فيقسو قلبك، و قاسى القلب منّى بعيد، و امت قلبك بالخشية، و كن خلق الثّياب، جديد القلب، تخفى على اهل الارض، و تعرف في اهل السّماء، جليس البيوت مصباح الليل، و اقنت بين يدىّ قنوت الصّابرين، و صح الىّ من كثرة الذّنوب صياح الهارب من عدوّه، و استعن بى على ذلك فانّى نعم العون و نعم المستعان»

. يعنى: «اى موسى! هنگام دعا بايد خائف، سوخته دل و بيمناك باشى.

صورتت را به خاك بمال و با بهترين اعضايت برايم سجده كن، در برابر من كه ايستاده‌اى، دستهاى گدائى را به قنوت بلند نما و هنگام مناجاتت با حالتى هراسناك و قلبى بيمناك مناجات كن. در مدت عمرت، بايد تورات مرا زنده نمايى، به نادانان خوبيهاى مرا بياموزان و نعمتهاى مرا به يادشان بياور و به آنان بگو: مبادا در اين گمراهى كه بسر مى‌بريد، بيشتر بمانيد كه مؤاخذه من دردناك و شديد است.

اى موسى! در دنيا آرزويت طولانى نباشد كه موجب سختى قلبت مى‌گردد و سخت دلان هم از من بدورند. قلبت را با هراس از من، بميران، لباست پاره‌


صفحه 282

و قلبت نو باشد. ميان اهل زمين پنهان باش و در بين اهل آسمان آشنا. خانه‌نشين باش و چراغ شبها[1]در برابر من همچون صابرين، فرمانبردارى كن، از زيادى گناهان به سوى من فرياد برآور همچون كسى كه از ترس دشمن، فرار كرده، فرياد مى‌زند و بر اين كارها از من كمك بخواه كه من بهترين كمك دهنده هستم».

و نيز فرمود:

442-«يا موسى، اجعلنى حرزك، وضع عندى كنزك من الباقيات الصّالحات»

. يعنى: «اى موسى! مرا سپر خود كن و گنجت را كه عبارت باشد از اعمال صالح، نزد من بگذار».

رابعا- خصوصيات و فضايلى در گريه كردن و اشك ريختن هست كه در ساير اقسام عبادات، يافت نمى‌شود در روايت آمده است كه:

443-«بين الجنّة و النّار عقبة لا يجوزها الّا البكّاؤون من خشية اللَّه تعالى»

. يعنى: «بين بهشت و جهنم گردنه‌اى است كه غير از گريه‌كنندگان از ترس خداوند متعال، از آن رد نمى‌شوند».

از رسول خدا-6- روايت شده است كه فرمود:

444-«انّ ربّى تبارك و تعالى اخبرنى فقال: و عزّتى و جلالى ما ادرك العابدون ممّا ادرك البكّاؤون عندى شيئا، و انّى لأبني لهم في الرّفيع الاعلى قصرا لا يشاركهم فيه غيرهم‌

». يعنى: «پروردگار من به من خير داد و گفت كه: به عزت و جلالم سوگند! هرگز آنچه را كه گريه‌كنندگان نزد من دريافت مى‌دارند، عابدان دريافت نخواهند كرد، من در مقامات بالا برايشان قصرى بنا مى‌كنم كه ديگران با آنان شريك نخواهند بود».

[1]- يعنى شب زنده‌دار باش.


صفحه 283

و به موسى-7- وحى كرد و فرمود:

445-«و ابك على نفسك ما دمت في الدّنيا، و تخوّف الحطب و المهالك، و لا تغرّنّك زينة الحياة الدّنيا و زهرتها»

. يعنى: «تا وقتى كه در دنيا هستى، بر خودت گريه كن، از چيزهايى كه موجب آتش و هلاكت مى‌شود، بترس و مبادا زينت و زيبائى زندگانى دنيايى، تو را بفريبد».

و به عيسى-7- فرمود:

446-«يا عيسى بن البكر البتول، ابك على نفسك بكاء من قد ودّع الاهل و قلى الدّنيا و تركها لاهلها و صارت رغبته فيما عنه الهه»

. يعنى: «اى عيسى بن مريم، بر خودت گريه كن، مانند گريه كسى كه مى‌خواهد با خانواده‌اش خداحافظى و وداع كرده، دنيا را رها و آن را براى اهلش ترك نمايد و ميل و رغبتش در چيزهايى است كه نزد خدايش دارد».

از امير المؤمنين-7- نقل است كه فرمود:

447-«لمّا كلّم اللَّه موسى-7- قال: الهى ما جزاء من دمعت عيناه من خشيتك؟ قال: يا موسى، أقي وجهه من حرّ النّار، و امنه يوم الفزع الاكبر»

. يعنى: «آن هنگام كه خداوند متعال با موسى-7- سخن مى‌گفت:

كليم حق پرسيد: خدايا! پاداش كسى كه اشك چشمانش از هراس تو بريزد چيست؟ فرمود: اى موسى! چهره‌اش را از گرماى آتش جهنم حفظ مى‌كنم و روزى كه فريادها در آن روز بلند است او را امان مى‌دهم».

امام صادق-7- فرمود:

448-«كلّ عين باكية يوم القيامة الّا ثلاث عيون: عين غضّت عن محارم اللَّه، و عين سهرت في طاعة اللَّه، و عين بكت في جوف الليل من خشية اللَّه‌

». يعنى: «هر چشمى روز قيامت گريان است مگر سه چشم: چشمى كه محارم الهى را نبيند، چشمى كه در راه اطاعت خدا، شب را به صبح برساند و چشمى كه در


صفحه 284

ميان شب، از ترس خدا بگريد».

449-«ما من شي‌ء الّا و له كيل او وزن الّا الدّموع فانّ القطرة تطفى‌ء بحارا من النّار، فاذا اغرورقت العين بمائها لم يرهق وجهه قتر و لا ذلّة، فاذا فاضت حرّمه اللَّه على النّار، و لو انّ باكيا بكى في امّة لرحموا»

. يعنى: «هر چيزى وزن و اندازه‌اى دارد مگر اشك كه يك قطره از آن، درياهايى از آتش را خاموش مى‌كند، آنگاه كه چشم از اشك پر شود، آن صورت در قيامت نه سختى مى‌بيند و نه خوارى را. و وقتى كه آن اشك از چشمها جارى شد، خداوند متعال آن صورت را بر آتش حرام مى‌كند و اگر گريه‌كننده‌اى بر امتى بگريد، خداوند متعال تمام آنان را مشمول رحمت خويش مى‌گرداند».

450- «ما من عين الّا و هى باكية يوم القيامة الّا عين بكت من خوف اللَّه، و ما اغرورقت عين بمائها من خشية اللَّه الّا حرّم اللَّه سائر جسده على النّار، و لا فاضت على خدّه فزهق ذلك الوجه قتر و لا ذلّة، و ما من شي‌ء الّا و له كيل او وزن الّا الدّمعة فانّ اللَّه يطفى‌ء باليسير منها البحار من النّار، و لو انّ عبدا بكى في امّة لرحم اللَّه تلك الامّة ببكاء ذلك العبد».

يعنى: «هيچ چشمى نيست مگر آنكه در روز قيامت گريان است بجز چشمى كه از ترس خدا گريه كرده باشد، هرگز چشمى از ترس خدا با اشك پر نشد مگر آنكه ذات اقدس الهى ساير اعضاى بدنش را بر آتش حرام گردانيد و نشد اين اشك جارى شود و آن چهره سختى و ذلت ببيند.

هر چيزى وزن و اندازه‌اى دارد مگر اشك كه خداوند متعال با مقدار كمى از آن، درياهايى از آتش را خاموش مى‌كند اگر بنده‌اى در باره امتى بگريد، خداوند منّان آن امت را به واسطه گريه همين بنده مشمول رحمت خويش مى‌نمايد».