هديه بياور، بر سر قبور مردگان بايست و آنان را با صداى بلند بخوان تا شايد پند و موعظهات را از آنان دريافت دارى و با خود بگو كه: من نيز به آنان ملحق خواهم شد. به خاطر من از چشمانت اشك بريز و قلبت را براى من خاشع گردان. اى عيسى! در روزگار سختى، از من كمك بخواه كه من گرفتاران را نجات مىدهم و پريشانها را اجابت مىكنم، چون من ارحم الراحمين هستم».
و در وحى خود به موسى-7- فرمود:
441-«يا موسى، كن اذا دعوتنى خائفا مشفقا و وجلا، و عفّر وجهك في التّراب، و اسجد لى بمكارم بدنك، و اقنت بين يدىّ في القيام، و ناجنى حيث ناجيتنى بخشية من قلب وجل، و احى بتوراتى ايّام الحياة، و علّم الجهّال محامدى، و ذكّرهم آلائي و نعمى، و قل لهم لا يتمادون في غىّ ما هم فيه فانّ اخذى اليم شديد.
يا موسى، لا تطوّل في الدّنيا املك فيقسو قلبك، و قاسى القلب منّى بعيد، و امت قلبك بالخشية، و كن خلق الثّياب، جديد القلب، تخفى على اهل الارض، و تعرف في اهل السّماء، جليس البيوت مصباح الليل، و اقنت بين يدىّ قنوت الصّابرين، و صح الىّ من كثرة الذّنوب صياح الهارب من عدوّه، و استعن بى على ذلك فانّى نعم العون و نعم المستعان»
. يعنى: «اى موسى! هنگام دعا بايد خائف، سوخته دل و بيمناك باشى.
صورتت را به خاك بمال و با بهترين اعضايت برايم سجده كن، در برابر من كه ايستادهاى، دستهاى گدائى را به قنوت بلند نما و هنگام مناجاتت با حالتى هراسناك و قلبى بيمناك مناجات كن. در مدت عمرت، بايد تورات مرا زنده نمايى، به نادانان خوبيهاى مرا بياموزان و نعمتهاى مرا به يادشان بياور و به آنان بگو: مبادا در اين گمراهى كه بسر مىبريد، بيشتر بمانيد كه مؤاخذه من دردناك و شديد است.
اى موسى! در دنيا آرزويت طولانى نباشد كه موجب سختى قلبت مىگردد و سخت دلان هم از من بدورند. قلبت را با هراس از من، بميران، لباست پاره
و قلبت نو باشد. ميان اهل زمين پنهان باش و در بين اهل آسمان آشنا. خانهنشين باش و چراغ شبها[1]در برابر من همچون صابرين، فرمانبردارى كن، از زيادى گناهان به سوى من فرياد برآور همچون كسى كه از ترس دشمن، فرار كرده، فرياد مىزند و بر اين كارها از من كمك بخواه كه من بهترين كمك دهنده هستم».
و نيز فرمود:
442-«يا موسى، اجعلنى حرزك، وضع عندى كنزك من الباقيات الصّالحات»
. يعنى: «اى موسى! مرا سپر خود كن و گنجت را كه عبارت باشد از اعمال صالح، نزد من بگذار».
رابعا- خصوصيات و فضايلى در گريه كردن و اشك ريختن هست كه در ساير اقسام عبادات، يافت نمىشود در روايت آمده است كه:
443-«بين الجنّة و النّار عقبة لا يجوزها الّا البكّاؤون من خشية اللَّه تعالى»
. يعنى: «بين بهشت و جهنم گردنهاى است كه غير از گريهكنندگان از ترس خداوند متعال، از آن رد نمىشوند».
از رسول خدا-6- روايت شده است كه فرمود:
444-«انّ ربّى تبارك و تعالى اخبرنى فقال: و عزّتى و جلالى ما ادرك العابدون ممّا ادرك البكّاؤون عندى شيئا، و انّى لأبني لهم في الرّفيع الاعلى قصرا لا يشاركهم فيه غيرهم
». يعنى: «پروردگار من به من خير داد و گفت كه: به عزت و جلالم سوگند! هرگز آنچه را كه گريهكنندگان نزد من دريافت مىدارند، عابدان دريافت نخواهند كرد، من در مقامات بالا برايشان قصرى بنا مىكنم كه ديگران با آنان شريك نخواهند بود».
[1]- يعنى شب زندهدار باش.
و به موسى-7- وحى كرد و فرمود:
445-«و ابك على نفسك ما دمت في الدّنيا، و تخوّف الحطب و المهالك، و لا تغرّنّك زينة الحياة الدّنيا و زهرتها»
. يعنى: «تا وقتى كه در دنيا هستى، بر خودت گريه كن، از چيزهايى كه موجب آتش و هلاكت مىشود، بترس و مبادا زينت و زيبائى زندگانى دنيايى، تو را بفريبد».
و به عيسى-7- فرمود:
446-«يا عيسى بن البكر البتول، ابك على نفسك بكاء من قد ودّع الاهل و قلى الدّنيا و تركها لاهلها و صارت رغبته فيما عنه الهه»
. يعنى: «اى عيسى بن مريم، بر خودت گريه كن، مانند گريه كسى كه مىخواهد با خانوادهاش خداحافظى و وداع كرده، دنيا را رها و آن را براى اهلش ترك نمايد و ميل و رغبتش در چيزهايى است كه نزد خدايش دارد».
از امير المؤمنين-7- نقل است كه فرمود:
447-«لمّا كلّم اللَّه موسى-7- قال: الهى ما جزاء من دمعت عيناه من خشيتك؟ قال: يا موسى، أقي وجهه من حرّ النّار، و امنه يوم الفزع الاكبر»
. يعنى: «آن هنگام كه خداوند متعال با موسى-7- سخن مىگفت:
كليم حق پرسيد: خدايا! پاداش كسى كه اشك چشمانش از هراس تو بريزد چيست؟ فرمود: اى موسى! چهرهاش را از گرماى آتش جهنم حفظ مىكنم و روزى كه فريادها در آن روز بلند است او را امان مىدهم».
امام صادق-7- فرمود:
448-«كلّ عين باكية يوم القيامة الّا ثلاث عيون: عين غضّت عن محارم اللَّه، و عين سهرت في طاعة اللَّه، و عين بكت في جوف الليل من خشية اللَّه
». يعنى: «هر چشمى روز قيامت گريان است مگر سه چشم: چشمى كه محارم الهى را نبيند، چشمى كه در راه اطاعت خدا، شب را به صبح برساند و چشمى كه در
ميان شب، از ترس خدا بگريد».
449-«ما من شيء الّا و له كيل او وزن الّا الدّموع فانّ القطرة تطفىء بحارا من النّار، فاذا اغرورقت العين بمائها لم يرهق وجهه قتر و لا ذلّة، فاذا فاضت حرّمه اللَّه على النّار، و لو انّ باكيا بكى في امّة لرحموا»
. يعنى: «هر چيزى وزن و اندازهاى دارد مگر اشك كه يك قطره از آن، درياهايى از آتش را خاموش مىكند، آنگاه كه چشم از اشك پر شود، آن صورت در قيامت نه سختى مىبيند و نه خوارى را. و وقتى كه آن اشك از چشمها جارى شد، خداوند متعال آن صورت را بر آتش حرام مىكند و اگر گريهكنندهاى بر امتى بگريد، خداوند متعال تمام آنان را مشمول رحمت خويش مىگرداند».
450- «ما من عين الّا و هى باكية يوم القيامة الّا عين بكت من خوف اللَّه، و ما اغرورقت عين بمائها من خشية اللَّه الّا حرّم اللَّه سائر جسده على النّار، و لا فاضت على خدّه فزهق ذلك الوجه قتر و لا ذلّة، و ما من شيء الّا و له كيل او وزن الّا الدّمعة فانّ اللَّه يطفىء باليسير منها البحار من النّار، و لو انّ عبدا بكى في امّة لرحم اللَّه تلك الامّة ببكاء ذلك العبد».
يعنى: «هيچ چشمى نيست مگر آنكه در روز قيامت گريان است بجز چشمى كه از ترس خدا گريه كرده باشد، هرگز چشمى از ترس خدا با اشك پر نشد مگر آنكه ذات اقدس الهى ساير اعضاى بدنش را بر آتش حرام گردانيد و نشد اين اشك جارى شود و آن چهره سختى و ذلت ببيند.
هر چيزى وزن و اندازهاى دارد مگر اشك كه خداوند متعال با مقدار كمى از آن، درياهايى از آتش را خاموش مىكند اگر بندهاى در باره امتى بگريد، خداوند منّان آن امت را به واسطه گريه همين بنده مشمول رحمت خويش مىنمايد».
از «معاوية بن عمار» نقل شده است كه گفت: از حضرت صادق-7- شنيدم:
451-«كان في وصيّة رسول اللَّه-6- لعلىّ-7- انّه قال: يا علىّ، اوصيك في نفسك بخصال فاحفظها ثمّ قال: اللّهمّ اعنه و عدّ خصالا و الرّابعة كثرة البكاء من خشية اللَّه عزّ و جلّ يبنى لك بكلّ دمعة الف بيت في الجنّة»
. يعنى: «در وصيت رسول خدا-6- به على-7- آمده است كه: اى على! تو را به چند خصلت سفارش مىكنم كه بايد آنها را حفظ نمايى. سپس فرمود: خدايا! على را بر اين كار كمك كن. آنگاه حضرت آن خصال را بر شمرد تا اينكه فرمود: صفت چهارم، گريه زياد از ترس خداوند عزيز و جليل است كه در برابر هر قطره اشكى، برايت هزار خانه در بهشت ساخته مىشود».
ابو حمزه از امام باقر-7- روايت كرده است كه فرمود:
452-«ما من قطرة احبّ الى اللَّه من قطرة دموع في سواد الليل مخافة من اللَّه لا يراد بها غيره»
. يعنى: «قطرهاى نزد خدا دوست داشتنىتر نيست از قطره اشكى در سياهى شب كه فقط به خاطر ترس از او باشد».
«كعب الاحبار» گويد: قسم به آن كس كه جانم در دست اوست! اگر از ترس خدا بگريم و اشكم بر رخسارم سيلان كند، نزد من محبوبتر از آن است كه يك كوه طلا را در راه خدا صدقه بدهم.
«ابن ابى عمير» از يكى از يارانش روايت كرده است كه امام صادق-7- فرمود:
453-«اوحى اللَّه عزّ و جلّ الى موسى-7-: انّ عبادى لم يتقرّبوا الىّ بشيء احبّ الىّ من ثلاث خصال، قال موسى: يا ربّ، و ما هنّ؟ قال:
يا موسى، الزّهد في الدّنيا، و الورع عن المعاصى، و البكاء من خشيتى. قال موسى، يا ربّ، فلمن صنع ذا؟ فاوحى اللَّه اليه: يا موسى، امّا الزّاهدون في الدّنيا»
«ففي الجنّة، و امّا البكّاؤون من خشيتى ففي الرّفيع الاعلى لا يشاركهم فيه احد غيرهم، و امّا الورعون عن المعاصى فانّى افتّش النّاس و لا افتّشهم»
. يعنى: «خداوند عزيز و جليل به موسى-7- وحى كرد كه: بندگان من به چيزى محبوبتر از سه صفت به من تقرب نجستند. موسى-7- گفت: پروردگارا! آن سه صفت چيست؟ فرمود: اى موسى! آن سه، زهد در دنيا، دورى از گناهان و گريه از ترس من است.
موسى-7- گفت: پروردگارا! براى كسى كه اين چنين باشد چه خواهد بود؟ فرمود: اى موسى! زاهدان دنيا در بهشت من بسر مىبرند، گريهكنندگان از ترس من، در مقام برترى قرار دارند كه غير از آنان احدى شريكشان نيست و آنان كه گناه را ترك كردهاند، من (در قيامت) همه را تفتيش و بازرسى مىكنم، اما آنان را بازرسى نخواهم كرد».
در خطبه وداع رسول اللَّه-6- آمده است كه:
454-«و من ذرفت عيناه من خشية اللَّه كان له بكلّ قطرة من دموعه مثل جبل احد تكون في ميزانه من الاجر، و كان له بكلّ قطرة عين من الجنّة على حافّتيها من المدائن و القصور ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر بقلب بشر»
. يعنى: «كسى كه از ترس خدا اشك چشمش جارى گردد، در برابر هر قطره از آن اشكها به مقدار كوه احد در پرونده اعمالش اجر و پاداش ثبت مىگردد و در مقابل هر قطره، چشمهاى در بهشت براى او خواهد بود، در دو طرف اين چشمه، شهرها و قصرهايى قرار دارد كه نه چشمت آن را ديده و نه گوشى شنيده و نه به قلب بشرى خطور كرده است».
از امام باقر-7- روايت شده است كه فرمود:
455-«انّ ابراهيم النّبىّ-7- قال: الهى ما لعبد بلّ وجهه بالدّموع من مخافتك؟ قال اللَّه تعالى: جزاءه مغفرتى و رضوانى يوم القيامة».
يعنى: «ابراهيم نبى-7- از ذات اقدس الهى پرسيد: خدايا! براى بندهاى كه چهرهاش را با اشكهايى كه از خوف تو ريخته شده، تر گرداند چه خواهد بود؟ خداوند متعال پاسخ داد: پاداشش، آمرزش و مقام رضوان من در قيامت خواهد بود».
«اسحاق بن عمار» گويد: به امام صادق-7- عرض كردم: دعا مىكنم و دلم مىخواهد گريه بكنم ولى اشكى نمىآيد، اما وقتى بعضى از نزديكانم كه وفات يافتهاند را به ياد مىآورم، دلم مىشكند و اشكم جارى مىگردد، آيا چنين كارى جايز است؟ فرمود:
456-«نعم، تذكّرهم، فاذا رققت فابك لربّك تبارك و تعالى
». يعنى: «بلد جايز است، آن اموات را به ياد بياور و وقتى قلبت شكست، براى خداوند تبارك و تعالى گريه كن».
تباكى[1]
اگر گريهاى نكردى، خودت را وادار كن و سعى نما تا شايد اشكى بيايد، اين حالت را «تباكى» گويند كه امام صادق-7- فرمود:
457-«و ان لم يكن بك بكاء فلتتباك»
. يعنى: «اگر گريهاى نكردى لا اقل تباكى داشته باش».
«سعيد بن يسار» گويد به حضرت صادق-7- عرض كردم: اگر در حال دعا اشكى از چشمانم جارى نشد، آيا مىتوانم تباكى داشته باشم؟ فرمود:
458-«نعم و لو مثل رأس الذّباب».
يعنى: «بله حتى اگر به اندازه سر مگسى باشد».
از «ابى حمزه» نقل شده است كه امام صادق-7- به ابى بصير فرمود:
459-«ان خفت امرا يكون او حاجة تريدها فابدأ باللَّه فمجّده و اثن عليه كما هو اهله، و صلّ على النّبىّ و اله- عليهم السّلام- و تباك و لو مثل رأس الذّباب، انّ ابى كان يقول: اقرب ما يكون العبد من الرّبّ و هو ساجد يبكى»
. يعنى: «اگر از وقوع حادثهاى مىترسى يا حاجتى دارى، اول خداوند متعال را تمجيد كن و آنچنان كه سزاوار است او را حمد و ثنا نما، بعد بر پيامبر و آلش صلوات بفرست و پس از آن، اشكى بريز حتى اگر به مقدار سر مگسى باشد، چون
[1]- يعنى وادار كردن خود به گريستن.