خداوند متعال هرگز آن بلا را به او نشان نخواهد داد».
امام زين العابدين-7- فرمود:
481-«الدّعاء بعد ما ينزل البلاء لا ينتفع به»
. يعنى: «دعا كردن بعد از نزول بلا، فايدهاى ندارد».
ن- دعا براى برادران دينى و التماس دعا از ايشان:
«ابن ابى عمير» از هشام بن سالم و او از امام صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:
482-«من قدّم اربعين من المؤمنين ثمّ دعا استجيب له»
. يعنى: «كسى كه اول براى چهل مؤمن دعا كند و سپس براى خودش، دعايش مستجاب مىشود».
و تأكيد شده كه بعد از پايان نماز شب، در حال سجده بگويد:
483-«اللّهمّ ربّ الفجر و الليال العشر و الشّفع و الوتر و الليل اذا يسر، و ربّ كلّ شيء، و اله كلّ شيء و مليك كلّ شيء صلّ على محمّد و اله و افعل بى و بفلان و فلان (به جاى فلان و فلان، اسامى مؤمنين را ذكر كند) ما انت اهله، و لا تفعل بنا ما نحن اهله ياأَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ»
. يعنى: «اى پروردگار صبح و شبهاى دهگانه و جفت و تك و شب به هنگام رفتنش! اى پروردگار و معبود و پادشاه هر چيز! بر محمد و آلش درود فرست و براى من و فلانى و فلانى آنچه را كه خود سزاوارش هستى انجام بده، نه آنچه را كه ما سزاوار آنيم! اى نگهدارنده و آمرزنده بندگان!».
در روايت آمده است كه:
- «انّ اللَّه سبحانه و تعالى اوحى الى موسى: يا موسى، ادعنى على لسان لم تعصنى به، فقال-7-: انّى لى بذلك؟ فقال: ادعنى على لسان غيرك»
[1].
يعنى: «خداوند سبحان به حضرت موسى-7- وحى فرستاد كه اى موسى! مرا با زبانى بخوان كه با آن گناه نكرده باشى، گفت: چنين زبانى را در كجا مىتوانم بيابم؟ فرمود: مرا با زبان ديگران بخوان».
رسول خدا-6- فرمود:
484-«ليس شيء اسرع اجابة من دعوة غائب لغائب»
. يعنى: «چيزى سريعتر از دعاى غايبى براى غايب ديگر اجابت نمىشود».
«فضل بن يسار» از امام باقر-7- روايت كرده است كه فرمود:
485-«اوشك دعوة و اسرع اجابة دعوة المؤمن لاخيه بظهر الغيب»
. يعنى: «نزديكترين خواندن و سريعترين اجابت در دعايى است كه مؤمن براى برادر مؤمنش در غياب او مىكند».
486-«اسرع الدّعاء نجاحا للاجابة دعاء الاخ لاخيه بظهر الغيب، و اذا بدأ بالدّعاء لاخيه فيقول له ملك موكّل به: امين، و لك مثلاه»
. يعنى: «دعاى برادر براى برادر مؤمن در غيابش، سريعتر از ديگر دعاها به اجابت مىرسد، وقتى اين دعا را شروع مىكند، فرشتهاى مأمور است كه بگويد:
آمين، براى تو دو برابرش هست».
«عبد اللَّه بن سنان» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
487-«دعاء الرّجل لاخيه بظهر الغيب يدرّ الرّزق و يدفع المكروه».
يعنى: «دعاى انسان براى برادر مؤمن در غياب او موجب فراوانى روزى و دفع بديها مىشود».
[1]- در حديث 333 گذشت.
و نيز فرمود:
488-«قال رسول اللَّه-6- ما مؤمن دعا للمؤمنين الّا ردّ اللَّه عليه مثل الّذى دعا لهم به من كلّ مؤمن و مؤمنة مضى من اوّل الدّهر الى ما هو آت الى يوم القيامة، و انّ العبد ليؤمر به الى النّار يوم القيامة فيسحب فيقول المؤمنون و المؤمنات: يا ربّ، هذا الّذى كان يدعو لنا، فيشفعوا فيه، فيشفّعهم اللَّه فيه فينجو».
يعنى: «رسول حق-6- فرمود: هر گاه مؤمنى براى مؤمنين دعا كند، خداوند متعال همان دعا را به تعداد هر مرد و زن مؤمنى كه از ابتداى خلقت تا قيام قيامت مىآيند، به او بر مىگرداند، روز قيامت بندهاى را مىآورند فرمان مىرسد: او را به آتش ببريد، ملائكه او را كشان كشان به سوى آتش مىبرند، در اين حال مردان و زنان با ايمان مىگويند: پروردگارا! اين همان فردى است كه براى ما دعا كرده، اينجاست كه آنان براى اين فرد، شفاعت مىكند، خداوند متعال هم شفاعت آنان را مىپذيرد و او نجات مىيابد».
«على بن ابراهيم» از پدرش نقل كرده است كه: «عبد اللَّه بن جندب» را در عرفات در حالى ديدم كه كسى چون او در آنجا يافت نمىشد، دستهايش به سوى آسمان بلند بود و اشك از گونههايش بر زمين مىريخت، وقتى مردم رفتند به او گفتم:
اى ابا محمد! من كسى را چون تو (غرق در ذكر و دعا و سوز گداز) نديدم، گفت: به خدا قسم! دعا نكردم مكر براى برادران دينىام، چون امام كاظم-7- به من خبر داد كه:
489-«من دعا لاخيه بظهر الغيب نودى من العرش: و لك مائة الف ضعف».
يعنى: «كسى كه براى برادران دينى در پشت سرشان دعا كند، از عرش الهى ندا مىرسد كه «صد هزار برابرش، براى تو باد».
من فكر كردم كه صلاح نيست صد هزار دعاى عرشى را كه حتما مستجاب مىشود، در برابر يك دعا براى خود رها كنم، در حالى كه نمىدانم آن يك دعا مستجاب مىشود يا خير؟ «ابن ابى عمير» از «زيد نرسى» روايت كرده است كه گفت: من و «معاوية بن وهب» در عرفات با هم بوديم، او در حال دعا بود كه اشكهايش را مشاهده نمودم، دقت كردم ديدم براى خودش حتى يك دعا هم نكرد بلكه براى افرادى از گوشه و كنار جهان دعا مىكند و نامشان و نام پدرانشان را مىبرد، وقتى مردم از عرفات كوچ كردند به او گفتم: اى عمو! از تو چيز عجيبى ديدم.
گفت: چه چيز عجيبى ديدى؟
گفتم: در اين محل حساس، برادرانت را بر خود مقدم داشتى و براى ديگران دعا كردى! گفت: اى برادر زاده! از اين كارم تعجب نكن، چون من از مولاى خود كه مولاى هر مرد و زن با ايمان است و سيد و آقاى گذشتگان و آيندگان بعد از پدران معصومش- عليهم السّلام- نيز مىباشد، شنيدم كه اگر از آن حضرت نشنيده بودم (و دروغ بگويم) دو گوش من كر گردند، دو چشم من كور شوند و از شفاعت پيامبر اكرم-6- محروم گردم، شنيدم كه مىفرمود:
490-«من دعا لاخيه في ظهر الغيب ناداه ملك من السّماء الدّنيا:
يا عبد اللَّه، و لك مائة الف ضعف ممّا دعوت. و ناداه ملك من السّماء الثّانية: يا عبد اللَّه، و لك مائتا الف ضعف ممّا دعوت. و ناداه ملك من السّماء الثّالثة:
يا عبد اللَّه، و لك ثلاثمائة الف ضعف ممّا دعوت. و ناداه ملك من السّماء الرّابعة يا عبد اللَّه، و لك اربعمائة الف ضعف ممّا دعوت. و ناداه ملك من السّماء الخامسة:
يا عبد اللَّه، و لك خمس مائة الف ضعف ممّا دعوت. و ناداه ملك من السّماء السّادسة: يا عبد اللَّه، و لك ستّمائة الف ضعف ممّا دعوت. و ناداه ملك من السّماء السّابعة: يا عبد اللَّه، و لك سبعمائة الف ضعف ممّا سألت، ثمّ يناديه اللَّه تبارك»
«و تعالى انا الغنىّ الّذى لا افتقر، يا عبد اللَّه، لك الف الف ضعف ممّا دعوت».
يعنى: «كسى كه براى برادر مؤمنش در غياب او دعا كند، فرشتهاى از آسمان دنيا به او ندا مىدهد كه: اى بنده خدا! صد هزار برابر آن دعا براى تو باد. و فرشتهاى از آسمان دوّم ندا مىدهد كه: اى بنده خدا! دويست هزار برابر آن دعا براى تو باد.
و فرشتهاى از آسمان سوم ندا مىدهد كه: اى بنده خدا! سيصد هزار برابر آن براى تو باد و فرشتهاى از آسمان چهارم ندا مىدهد كه: اى بنده خدا! چهار صد هزار برابر براى تو باد، و فرشتهاى از آسمان پنجم ندا مىدهد كه: اى بنده خدا! پانصد هزار برابر براى تو باد. و فرشتهاى از آسمان ششم ندا مىدهد كه: اى بنده خدا ششصد هزار برابر براى تو باد. و فرشتهاى از آسمان هفتم ندا مىدهد كه: اى بنده خدا! هفتصد هزار برابر براى تو باد، آنگاه خداوند تبارك و تعالى به او ندا مىدهد كه: من آن بىنيازى هستم كه فقير و محتاج نمىشوم، اى بنده خدا! يك ميليون برابر برايت باد».
اى برادر زاده! كداميك از اين دو بزرگتر است، آنچه من انجام دادم يا آنچه تو مىگويى؟
لزوم محبّت بين برادران ايمانى
سزاوار است كه به همراه دعا براى برادر مؤمن، او را از درون قلبت دوست هم داشته باشى و دعايت از روى اخلاص بوده، آرزويت اين باشد كه خداوند متعال آن را در حقش مستجاب كند، در اين صورت است كه هم دعاى تو در حق او مستجاب مىشود و هم آن پاداشهاى چندين برابر به تو داده خواهد شد، چون دوست داشتن تو خود حسنهاى است و خير خواهى در حق او حسنهاى ديگر، بنا بر اين، دعاى تو مشتمل بر سه حسنه خواهد بود: محبت، خيرخواهى و دعا.
اگر از خداى كريم براى او چيزى طلب مىكنى، از درون قلبت طلب كن و با دعايت در درگاه خدايى كه كريمترين كريمان و بخشندهترين. بخشندگان است براى او شفاعت بنما، چون او بدون شك در منفعت رساندن به بندهاش از تو كريمتر و قادرتر و سزاوارتر است.
در تفسير آيه شريفه:
- «وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ»[1].
يعنى: «خداوند دعاى اهل ايمان و عمل صالح را اجابت مىكند و از فضل خويش، آنان را افزون مىدهد».
[1]- سوره شورى، آيه 26.
«جابر» از امام باقر-7- روايت كرده است كه فرمود:
491-«هو المؤمن يدعو لاخيه بظهر الغيب فيقول له الملك: و لك مثل ما سألت، و قد اعطيت لحبّك ايّاه»
. منظور آيه، مؤمنى است كه براى برادرش در غياب او دعا مىكند، در اينجا فرشته الهى به او خطاب مىكند: به خاطر محبتت نسبت به او همانند آنچه برايش خواستى، به تو هم عطا گرديده است.
حكايت كردهاند كه فرد صالحى در مسجد بعد از نماز براى برادرانش دعا مىكرد، از آنجا كه خارج شد، ديد پدرش از دنيا رفته، وقتى از تجهيزش فارغ گرديد، شروع كرد اموال و ميراث باقى مانده از پدرش را براى همان برادرانى كه در حقشان دعا كرده بود، تقسيم كردن، به او گفتند: اين چه كارى است؟ گفت: من در خانه خدا براى آنان بهشت (جاودانى) طلب نمودم، اما نسبت به مالى كه از بين رفتنى است، بخل بورزم.
اى برادر! فكر كن در سخن امام جعفر بن محمد صادق- عليهما السّلام- كه فرمود:
492-«اذا تصافح المؤمنان قسّم بينهما مائة رحمة تسع و تسعون منها لاشدّهما حبّا لصاحبه»
. يعنى: «وقتى دو مؤمن با يك ديگر دست مىدهند، صد رحمت بينشان تقسيم مىگردد كه نود و نه تاى آن براى كسى است كه رفيقش را بيشتر دوست داشته باشد».
ببين خداوند سبحان چقدر به مؤمن عنايت داشته، به خاطر محبت بنده نسبت به برادران ايمانى او را دوست دارد، اما مبادا دعايت در حق آنان به خاطر تجارت و معامله باشد تا به آن پاداشهايى كه وعده داده شده برسى ولى در قلبت نسبت به او رحم و عطوفتى نباشد و استجابت دعا در حق او را دوست نداشته باشى كه مىترسم اگر چنين كنى خداوند متعال آن اجرها را به تو ندهد
چون در روايت جابر، از قول فرشته الهى آمده بود كه پاداش دادن به تو به خاطر محبتت نسبت به برادر مؤمنت مىباشد.
چگونه مىشود برادر مؤمنت را دوست نداشته باشى در حالى كه او در برابر دشمن، كمك كار و در راه دين، يار و در دوستى اوليا و دشمنى اعداء، هم كيش و هم آئين تو است.
از معصومين- عليهم السّلام- روايت شده است كه:
493-«لا يكمل عبد حقيقة الايمان حتّى يحبّ اخاه»
. يعنى: «هيچ بندهاى، ايمانش را حقيقتا كامل نمىكند مگر آنكه برادر دينىاش را دوست داشته باشد).
494-«شيعتنا المتحابّون المتباذلون فينا»
. يعنى: «شيعيان ما كسانى هستند كه همديگر را دوست داشته باشند و از هر چيزى در راه ما بگذرند».
«عبد المؤمن انصارى» گويد بر امام موسى بن جعفر- عليهما السّلام- وارد شدم، محمد بن عبد اللَّه جعفرى هم آنجا بود، همين كه بر او تبسمى كردم امام-7- فرمود:
495-«أ تحبّه؟»
يعنى: «آيا او را دوست دارى؟» گفتم: آرى، فقط به خاطر شما او را دوست دارم، فرمود:
- «هو اخوك و المؤمن اخ المؤمن لابيه و امّه، ملعون ملعون من اتّهم اخاه، ملعون ملعون من غشّ اخاه، ملعون ملعون من لم ينصح اخاه، ملعون ملعون من استأثر على اخيه، ملعون ملعون من احتجب عن اخيه، ملعون ملعون من اغتاب اخاه»
. يعنى: «او برادر تو است، مؤمن برادر پدرى و مادرى مؤمن است، ملعون است ملعون است كسى كه برادرش را متهم (به چيزى) كند، ملعون است