بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 328

آداب بعد از دعا

الف- هميشه اهل دعا بودن، چه اجابت شده باشد و چه نشده باشد.

- اما در صورت اجابت:

ترك دعا در اين حال، جفاست بلكه سزاوار است در مقابل اجابت الهى، مدح و ثنايش را تكرار نماييم، چون خداوند متعال در چند موضع از قرآن، كسانى را كه خلاف اين عمل را انجام داده‌اند، سرزنش نموده است.

وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ‌[1].

يعنى: «چون به آدمى گزندى برسد به پروردگارش روى مى‌آورد و او را مى‌خواند، آنگاه چون به او نعمتى بخشد، همه آن دعاهايى را كه پيش از اين كرده بود، از ياد مى‌برد».

وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى‌ ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‌[2].

يعنى: «چون به آدمى گزندى رسد، چه بر پهلو خفته باشد چه نشسته يا ايستاده، ما را به دعا مى‌خواند و چون آن گزند را از او دور سازيم، چنان مى‌گذرد كه گويى ما را براى دفع آن گزندى كه به او رسيده بود، هرگز نخوانده است، اعمال اسرافكاران اين چنين در نظرشان آراسته شده است».

[1]- سوره زمر، آيه 8.

[2]- سوره يونس، آيه 12.


صفحه 329

از حضرت امام باقر-7- روايت است كه فرمود:

526-«ينبغى للمؤمن ان يكون دعاؤه في الرّخاء نحوا من دعائه في الشّدّة، ليس اذا اعطى فتر و لا يملّ من الدّعاء فانّه من اللَّه بمكان»

. يعنى: «بر مؤمن سزاوار است همان گونه كه در شدّت و سختى دعا مى‌كند، در روزگار آسايش و نعمت نيز دعا نمايد. و شايسته نيست كه چون حاجتش بر آورده شد، سست شود و از دعا خسته گردد، زيرا دعا نزد خداوند سبحان، منزلت دارد».

- و اما در صورت عدم اجابت:

چه بسا تاخير اجابت به خاطر اين باشد كه خداوند سبحان صداى بنده‌اش را دوست دارد و مى‌خواهد او هر چه بيشتر مشغول به دعا باشد، در اين صورت سزاوار است آنچه را كه خدا دوستش دارد ترك ننمايد.

مگر روايت «احمد بن محمد بن ابى نصر» را نشنيدى كه گفت:

به امام رضا-7- عرض كردم: فدايت شوم! چند سال است از خدا چيزى خواستم (ولى اجابت نشد) و در اثر تأخير آن، در قلبم نگرانى پديد آمد، فرمود:

527-«يا احمد، ايّاك و الشّيطان ان يكون له عليك سبيل حتّى يقنطك، انّ ابا جعفر-7- كان يقول: انّ المؤمن ليسأل اللَّه حاجة فيؤخّر عنه تعجيل اجابته حبّا لصوته و استماع نحيبه، ثمّ قال: و اللَّه ما اخّر اللَّه عن المؤمنين ما يطلبون في هذه الدّنيا خير لهم ممّا عجّل لهم فيها و اىّ شي‌ء الدّنيا؟»

. يعنى: «اى احمد! خود را از شيطان دور كن، مبادا راهى بر تو بيابد و نااميدت كند كه امام باقر-7- مى‌فرمود:

بسا مؤمن از خدا حاجتى بخواهد ولى اجابتش به تأخير بيفتد، چون خداوند صداى دعا و آواز گريه‌اش را دوست دارد. آنگاه فرمود: به خدا سوگند! تأخير آنچه مؤمنين در اين دنيا طلب مى‌كنند از جانب ذات اقدس الهى، از تعجيلش بهتر است، دنيا چه ارزشى دارد؟».


صفحه 330

از حضرت صادق-7- روايت است كه فرمود:

528-«انّ العبد الولىّ للَّه يدعو اللَّه في امر ينوبه فقال للملك الموكّل به:

اقض لعبدي حاجته و لا تعجّلها فانّى اشتهى ان اسمع نداءه و صوته، و انّ العبد العدوّ للَّه ليدعو اللَّه في امر ينوبه فقال للملك الموكّل به: اقض لعبدي حاجته و عجّلها فانّى اكره ان اسمع دعاءه و صوته. قال: فيقول النّاس: ما اعطى هذا الّا لكرامته، و ما منع هذا الّا لهوانه»

. يعنى: «بنده‌اى كه دوست خداست، در بلا و مصيبت دعا مى‌كند و خداوند متعال به فرشته‌اى كه مأمور آن كار است مى‌گويد: حاجت بنده‌ام را بده اما عجله نكن، چون من خوش دارم صدايش را بشنوم، اما يكوقت بنده‌اى كه دشمن خداست در مصيبت دعا مى‌كند، در اينجا ذات اقدس الهى به آن فرشته مأمور مى‌گويد: با عجله حاجت اين بنده‌ام را برآور، چون من خوش ندارم صدايش را بشنوم. آنگاه حضرت فرمود: اما مردم مى‌گويند: اين كه حاجتش داده شد، حتما صاحب كرامت بود و آنكه حاجتش داده نشد، فرد پست و خوارى بوده است».

529-«لا يزال المؤمن بخير و رجاء و رحمة من اللَّه ما لم يستعجل فيقنط فيترك الدّعاء. فقلت له: كيف يستعجل؟ قال: يقول: قد دعوت اللَّه منذ كذا و كذا و لا ارى حاجة»

. يعنى: «مؤمن هميشه در مسير خير و اميد به حق و رحمت الهى است تا وقتى كه عجله به خرج ندهد كه در اثر آن نااميد مى‌شود و دعا را ترك مى‌نمايد. راوى گويد عرض كردم: چگونه عجله به خرج مى‌دهد؟ فرمود: اينكه مى‌گويد:

مدتى است خدا را مى‌خوانم ولى حاجتم برآورده نمى‌شود».

530-«انّ المؤمن ليدعو اللَّه عزّ و جلّ في حاجته فيقول عزّ و جلّ: اخّروا اجابته شوقا الى صوته و دعائه، فاذا كان يوم القيامة قال اللَّه تعالى: عبدى دعوتنى و اخّرت اجابتك و ثوابك كذا و كذا، و دعوتنى في كذا و كذا فاخّرت اجابتك و ثوابك كذا و كذا. قال-7-؟ فيتمنّى المؤمن انّه لم يستجب له دعوة في الدّنيا ممّا يرى من حسن الثّواب»

.


صفحه 331

يعنى: «مؤمن، خداوند عزيز و جليل را براى حاجتش مى‌خواند و او در جواب مى‌گويد: اجابتش را به تأخير بيندازيد، چون من مشتاق صدا و دعاى اويم و آنگاه كه قيامت برپا شد مى‌گويد: بنده من! مرا خواندى اما من اجابتت را به تأخير انداختم، ثواب تو چنين و چنان است. و نيز در فلان كار هم مرا خواندى و آنجا هم اجابت تو را به تأخير انداختم، ثواب تو چنين و چنان است. آنگاه حضرت فرمود:

در اينجا مؤمن به خاطر ديدن پاداشهاى عظيم الهى، آرزو مى‌كند كه اى كاش! در دنيا خدا هيچ يك از دعاهايش را مستجاب نمى‌كرد».

531-«قال رسول اللَّه-6-: رحم اللَّه عبدا طلب الى اللَّه حاجة فالحّ في الدّعاء استجيب له او لم يستجب له»

. يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: رحمت كند خدا بنده‌اى را كه از او حاجتى بخواهد و بر آن اصرار نمايد، چه مستجاب شده و چه نشده باشد».

آنگاه حضرت، اين آيه شريفه را تلاوت فرمودند:

-وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى‌ أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا[1].

يعنى: «پروردگار خود را مى‌خوانم، باشد كه به سبب خواندن او، به بدبختى نيفتم».

از رسول خدا-6- نقل شده است كه فرمود:

- «انّ اللَّه يحبّ السّائل اللّحوح»

[2].

يعنى: «خداوند متعال، سائل اصراركننده را دوست دارد».

[1]- سوره مريم، آيه 48.

[2]- در حديث 406 گذشت.


صفحه 332

«كعب الاحبار» گويد: در تورات آمده است كه:

532-«يا موسى، من احبّنى لم ينسنى، و من رجا معروفى الحّ في مسألتى‌

يا موسى، انّى لست بغافل عن خلقى و لكن احبّ ان تسمع ملائكتى ضجيج الدّعاء من عبادى، و ترى حفظتي تقرّب بنى آدم الىّ بما انا مقوّيهم عليه و مسبّبه لهم. يا موسى، قل لبنى اسرائيل لا تبطرنّكم النّعمة فيعاجلكم السّلب و لا تغفلوا عن الشّكر فيقارعكم الذّلّ، و الحّوا في الدّعاء تشملكم الرّحمة بالاجابة و تهنئكم العافية»

. يعنى: «اى موسى! كسى كه مرا دوست دارد، فراموشم نمى‌كند و كسى كه به نيكيهاى من اميدوار است، در درخواستش اصرار مى‌نمايد.

اى موسى! من از مخلوقاتم غافل نيستم (و خبر دارم) ولى دوست دارم كه ملائكه‌ام صداى ضجّه دعا را از بندگانم بشنوند و ملازمان من ببينند كه چگونه بنى آدم به خاطر چيزهايى كه قدرت و اسبابش در دست من است، به من تقرّب مى‌جويند.

اى موسى! به بنى اسرائيل بگو: مبادا نعمت، شما را به طغيان بكشاند كه در اين صورت، بزودى از شما گرفته خواهد شد. و مبادا از شكر آن غافل بمانيد كه در نتيجه آن، به ذلّت خواهيد افتاد، در دعا اصرار كنيد تا با اجابتم، رحمت من شامل حالتان شود و عافيت گوارايتان گردد».

از امام باقر-7- نقل است كه فرمود:

- «لا يلحّ عبد مؤمن على اللَّه في حاجته الّا قضاها له»

[1].

يعنى: «هرگز بنده مؤمنى در حاجتش بر خدا اصرار نكرد مگر آنكه آن را بر آورده نمود».

[1]- در حديث 407 گذشت.


صفحه 333

از «منصور صيقل» نقل شده است كه گويد:

533-«قلت لأبي عبد اللَّه-7-: ربّما دعا الرّجل فاستجيب له ثمّ اخّر ذلك الى حين؟ قال: فقال: نعم قلت: و لم ذلك ليزداد من الدّعاء؟ قال: نعم»

. يعنى: «به حضرت صادق-7- عرض كردم: آيا مى‌شود فردى دعا كند، اجابت هم بشود اما تا مدتى به تأخير بيفتد؟ فرمود: بله، گفتم: چرا؟ آيا براى اين است كه بيشتر دعا كند؟ فرمود: بله».

از «اسحاق بن عمار» نقل شده است كه گويد:

534-«قلت لأبي عبد اللَّه-7-: أ يستجاب للرّجل الدّعاء ثمّ يؤخّر؟ قال: نعم عشرون سنّة»

. يعنى: «به امام صادق-7- عرض كردم آيا مى‌شود دعاى بنده‌اى اجابت شود اما به تأخير بيفتد؟ فرمود: بلى، حتى بيست سال».

از «هشام بن سالم» نقل است كه آن حضرت فرمود:

535-«كان بين قول اللَّه عزّ و جلّ:قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُماو بين اخذ فرعون، اربعون عاما»

[1].

يعنى: «از زمان وعده خداوند به حضرت موسى و حضرت هارون- عليهما السّلام- كه فرمود: دعاى شما اجابت شد، تا زمان نزول عذاب بر فرعون، چهل سال فاصله بود».

از «ابى بصير» هم نقل است كه آن حضرت فرمود:

536-«انّ المؤمن ليدعو فيؤخّر بإجابته الى يوم الجمعة»

. يعنى: «مؤمن دعا مى‌كند ولى اجابتش تا جمعه به تأخير مى‌افتد».

نصيحت‌

بر انسان عاقل سزاوار است كه هميشه اهل دعا باشد و آن را به هيچ وجه قطع نكند، به چند دليل:

اوّل- دانستنى كه دعا چقدر فضيلت دارد و عبادت به حساب مى‌آيد، بلكه‌

[1]- سوره يونس، آيه 89.


صفحه 334

دعا مغز و جان عبادت است‌[1].

دوّم- با دعا كردن جزء افرادى مى‌گردى كه قبل از بلا دعا مى‌كنند، در نتيجه اگر بلاى مقدرى در ميان باشد كه تو آن را نمى‌دانى، با اين دعا برطرف مى‌گردد[2].

سوّم- اگر زياد دعا كنى، صدايت در آسمان معروف مى‌شود، در نتيجه هنگام احتياج، دعايت محجوب نمى‌ماند[3].

چهارم- مشمول دعاى رسول خدا-6- گردى كه فرمود: خداى رحمت كند بنده‌اى را كه از او چيزى بخواهد و بر آن اصرار هم بنمايد، چه اجابت شده و چه نشده باشد[4].

پنجم- اگر صدايت محبوب حق است، با دعايت آنچه را كه او دوست دارد انجام داده‌اى و اگر محبوب نيست يا صلاحيت اجابت ندارى، پس بدان كه او كريم و رحيم است، شايد به واسطه تكرار دعايت، رحمتش را شامل حالت گرداند، اميدت را نااميد نكند، استغاثه‌ات را بالا برد، بالاخره دعايت را اجابت مى‌نمايد، چگونه چنين نكند در حالى كه منادى او هر شب ندا مى‌دهد كه:

- «هل من داع فاجيبه؟»

[5].

يعنى: «آيا دعاكننده‌اى هست تا اجابتش كنم؟».

«يا طالب الخير اقبل»

[6].

يعنى: «اى كه به دنبال خير مى‌گردى، بيا».

[1]- در حديث 57 گذشت.

[2]- ر. ك: احاديث شماره: 334، 335، 336 و 337.

[3]- در حديث 354 گذشت.

[4]- در حديث 531 گذشت.

[5]- در حديث 75 گذشت.

[6]- در حديث 76 گذشت.


صفحه 335

مگر سخن امام امير المؤمنين-7- را نشنيدى كه فرمود:

- «متى تكثر قرع الباب يفتح لك»

[1].

يعنى: «اگر باب رحمت الهى را زياد بكوبى (و نااميد نشوى) آن در، به رويت گشوده مى‌شود».

از پيامبر اكرم-6- نقل است كه فرمود:

537-«انّ العبد ليقول: اللّهمّ اغفر لى و هو معرض عنه ثمّ يقول: اللّهمّ اغفر لى و هو معرض عنه، ثمّ يقول: اللّهمّ اغفر لى، فيقول اللَّه سبحانه للملائكة: الا ترون الى عبدى؟ سألنى المغفرة و انا معرض عنه، ثمّ سالنى المغفرة و انا معرض عنه، ثمّ سألنى المغفرة علم عبدى انّه لا يغفر الذّنوب الّا انا اشهدكم انّى قد غفرت له»

. يعنى: «بنده‌اى مى‌گويد: خدايا! مرا بيامرز، اما خداوند از او اعراض دارد، مجددا مى‌گويد: خدايا مرا بيامرز، باز هم در حالى است كه خداوند از او اعراض دارد، براى بار سوم مى‌گويد: خدايا! مرا بيامرز، در اينجا ذات اقدس الهى به ملائكه مى‌گويد:

آيا بنده مرا نمى‌بينيد؟ از من آمرزش خواست در حالى كه من از او اعراض داشتم، مجددا آمرزش خواست، باز هم من از او اعراض داشتم، براى بار سوم، آمرزش خواست، بنده‌ام فهميد كه گناهان را غير از من كسى نمى‌آمرزد، شما را شاهد مى‌گيرم كه او را آمرزيدم».

ششم- اگر صدايت محبوب درگاه الهى باشد، او اجابت را محبوس مى‌كند تا تو دعايت را ادامه دهى، در اين حال اگر اهل مداومت بودى، ديگر حبس اجابت فايده‌اى نخواهد داشت (و حاجت تو بزودى داده خواهد شد)، چون او مى‌داند كه خواه حاجت تو را بدهد خواه ندهد، تو دعايت را ادامه خواهى داد مگر آنكه تأخير اجابت به خاطر ذخيره سازى اجرهاى اخروى باشد كه در نتيجه، خوشحالى‌

[1]- در حديث 7 گذشت.