بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 335

مگر سخن امام امير المؤمنين-7- را نشنيدى كه فرمود:

- «متى تكثر قرع الباب يفتح لك»

[1].

يعنى: «اگر باب رحمت الهى را زياد بكوبى (و نااميد نشوى) آن در، به رويت گشوده مى‌شود».

از پيامبر اكرم-6- نقل است كه فرمود:

537-«انّ العبد ليقول: اللّهمّ اغفر لى و هو معرض عنه ثمّ يقول: اللّهمّ اغفر لى و هو معرض عنه، ثمّ يقول: اللّهمّ اغفر لى، فيقول اللَّه سبحانه للملائكة: الا ترون الى عبدى؟ سألنى المغفرة و انا معرض عنه، ثمّ سالنى المغفرة و انا معرض عنه، ثمّ سألنى المغفرة علم عبدى انّه لا يغفر الذّنوب الّا انا اشهدكم انّى قد غفرت له»

. يعنى: «بنده‌اى مى‌گويد: خدايا! مرا بيامرز، اما خداوند از او اعراض دارد، مجددا مى‌گويد: خدايا مرا بيامرز، باز هم در حالى است كه خداوند از او اعراض دارد، براى بار سوم مى‌گويد: خدايا! مرا بيامرز، در اينجا ذات اقدس الهى به ملائكه مى‌گويد:

آيا بنده مرا نمى‌بينيد؟ از من آمرزش خواست در حالى كه من از او اعراض داشتم، مجددا آمرزش خواست، باز هم من از او اعراض داشتم، براى بار سوم، آمرزش خواست، بنده‌ام فهميد كه گناهان را غير از من كسى نمى‌آمرزد، شما را شاهد مى‌گيرم كه او را آمرزيدم».

ششم- اگر صدايت محبوب درگاه الهى باشد، او اجابت را محبوس مى‌كند تا تو دعايت را ادامه دهى، در اين حال اگر اهل مداومت بودى، ديگر حبس اجابت فايده‌اى نخواهد داشت (و حاجت تو بزودى داده خواهد شد)، چون او مى‌داند كه خواه حاجت تو را بدهد خواه ندهد، تو دعايت را ادامه خواهى داد مگر آنكه تأخير اجابت به خاطر ذخيره سازى اجرهاى اخروى باشد كه در نتيجه، خوشحالى‌

[1]- در حديث 7 گذشت.


صفحه 336

و سرور تو. بيشتر خواهد بود، چون عطاى اخروى دائم است و عطاى دنيوى منقطع و چه فاصله عظيمى است بين دائم و منقطع، اگر اهل تعقل باشى؟ هفتم- به اين فوز عظيم مى‌رسى كه محبوب خداوند متعال مى‌گردى، چون رسول خدا-6- فرمود:

538-«انّ اللَّه يحبّ من عباده كلّ دعّاء»

. يعنى: «خداوند متعال از بين بندگانش آن را كه بيشتر اهل دعاست، دوست دارد».

هشتم- از امام خود پيروى كرده‌اى، چون حضرت صادق-7- فرمود:

- «و كان امير المؤمنين رجلا دعاء»

[1].

يعنى: «امير المؤمنين-7- مردى بود بسيار اهل دعا».

ممكن است بگويى: چيزى مانع از دعايم مى‌شود و آن مشروط بودن دعاست به حضور قلب و قيام به مناجات با پروردگار كه امير المؤمنين-7- فرموده است:

- «لا يقبل اللَّه دعاء قلب لاه»

[2].

يعنى: «خداوند متعال دعاى قلب غافل را قبول نمى‌كند».

و نيز امام صادق-7- فرموده است:

- «لا يقبل اللَّه دعاء قلب قاس»

[3].

يعنى: «خداوند متعال دعاى كسى را كه قساوت قلب داشته باشد، قبول نمى‌كند».

[1]- در حديث 52 گذشت.

[2]- در حديث 475 گذشت.

[3]- مشابه اين حديث، در حديث 353 گذشت.


صفحه 337

با اين اوصاف، وقتى به خودم نظر مى‌كنم مى‌بينم در غالب اوقات، توجه و حضور، برايم حاصل نيست و قساوت بر قلبم مستولى است و اين موجب دورى من از پروردگار متعالى است.

در جواب، بايد بدانى با اين حالاتى كه بر شمردى، اگر دعا را هم ترك كنى، دشمنت را بيشتر بر عليه خود يارى كرده‌اى و پيروزى‌اش را نزديكتر ساخته‌اى، بدان اين نفس اماره است كه از طريق ناسازگار شمردن دعا و سنگين دانستن گريه و ميل به شهوات، دشمن را يارى كرده است. تو و دشمنت همچون دو «هوو» مى‌مانيد كه بر هم مى‌پرند.

بنا بر اين، هر گاه خود را در حال كسالت و ترس از جنگ با او يافتى، مبادا با اين حال، بدون سلاح، دشمنت را ملاقات كنى كه او فرصت را غنيمت شمرده با سرعت به سويت حمله مى‌آورد و پيروزى مى‌شود.

بنا بر اين، بر تو لازم است كه مسلح باشى و شكيبا و دلير گردى و در برابرش صف‌آرايى كنى كه تو قدرت كشتن او و فرار نكردن از ميدان را دارى.

در اين صورت چه بسا او بترسد و از ميدان جا خالى كند و تسليم شود.

ممكن است با دليرى و صبورى، قلبت قوى گردد و نفست نشاط يابد و كسالت و زبونى، رخت بر بندد. و ممكن است با صبر و شكيبايى و فراهم ساختن اسلحه، خداوند سبحان، رحمتش را شامل حالت گرداند و با نصرتش تو را تأييد فرمايد.

و لذا رسول خدا-6- دعا را «سلاح» ناميده فرمود:-

«الا ادلّكم على سلاح ينجيكم من اعدائكم و يدرّ ارزاقكم؟ قالوا: بلى يا رسول اللَّه، قال: تدعون ربّكم بالليل و النّهار فانّ سلاح المؤمن الدّعاء»

[1].

يعنى: «آيا اسلحه‌اى را به شما معرفى كنم كه هم شما را از شرّ دشمنانتان نجات مى‌دهد و هم روزيتان را زياد مى‌نمايد؟ گفتند: بلى يا رسول اللَّه!- صلّى اللَّه‌

[1]- در حديث 6 گذشت.


صفحه 338

عليه و آله و سلّم- فرمود: پروردگارتان را در شب و روز بخوانيد و دعا كنيد، چون دعا اسلحه مؤمن است».

(اى سالك سبيل حق) بدان كه تو چهار دشمن دارى: هواى نفس، دنيا، شيطان و نفس امّاره كه در دعاى معصومين- عليهم السّلام- نامشان اين گونه آمده است:

539-«فيا غوثاه! ثمّ وا غوثاه! بك يا اللَّه، من هوى قد غلبنى، و من عدوّ استكلب علىّ، و من دنيا قد تزيّنت لى، و من نفس امّارةبِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي‌»

. يعنى: «خدايا! كمكم كن، به دادم برس، از هوايى كه بر من غالب شده!، از دشمنى كه چون سگ بر من پارس مى‌كند، از دنيايى كه خود را برايم زينت داده و از نفسى كه دائما مرا به سوى كارهاى زشت مى‌خواند مگر آنكه تو رحمى كنى».

به اين دعا نظر كن و ببين كه چگونه هنگام ذكر اينها فرياد استغاثه معصوم-7- بلند است، در حالى كه مى‌دانيم استغاثه زمانى واقع مى‌شود كه انسان از غلبه بدترين دشمنش بهراسد و اگر كسى در برابر دشمن، دست تسليم بلند كند، حتما هلاك خواهد شد، بنا بر اين، بر تو لازم است كه دعا و تضرع كنى اگر چه قلبت اقبالى نداشته باشد. و مبادا منتظر فراغت خاطر باشى كه اين بسيار كم است و نادر، پس هر طور كه مى‌توانى و در هر حال كه هستى، دعا كن، چون صرف دعا كردن و ذكر خداوند سبحان نمودن، شيطان را از تو طرد خواهد كرد.

از رسول خدا-6- نقل است كه فرمود:

540-«على كلّ قلب جاثم من الشّيطان، فاذا ذكر اسم اللَّه خنس الشّيطان و ذاب، و اذا ترك الذّكر التقمه الشّيطان فجذبه و اغواه و استزلّه و اطغاه»

. يعنى: «بر هر دلى، شيطانى نشسته كه اگر ذكر خدا شود، مى‌رود و ذوب مى‌گردد. و اگر ذكر خدا ترك شود، چون لقمه‌اى در دهان شيطان، فرو مى‌رود و جذب او مى‌گردد، در نتيجه شيطان او را خواهد فريفت و به لغزش و طغيانش وامى‌دارد».


صفحه 339

چه بسا دعايى را با تكلّف و زحمت و بدون توجه قلبى، آغاز كرديم، ولى آخرش با گريه و زارى و اصرار در سؤال، پايان پذيرفت، بلكه ترك دعا و درخواست از ذات اقدس الهى، موجب قساوت قلب مى‌گردد و آن را تيره و تار مى‌كند كه اگر اين عمل به درازا بكشد، ديگر هرگز نفس، ميل بازگشت بدان را نخواهد داشت، اما اگر بدان عادت كند و خود بگيرد، با آن مأنوس شده، عاشقش مى‌گردد و مشتاقش مى‌شود كه رسول خدا-6- فرمود:

541-«الخير عادة»

. يعنى: «كار نيك، عادت كردنى است».

و بسيار از افراد را ديده‌ايم كه بعضى از اوقات، به دعا و گريه اشتياق پيدا كرده بودند مانند اشتياق مريض به سلامتى و شفا، و تشنه به آب گوارا. و به هنگام خلوت با پروردگار، نفسشان در راحتى، باطنشان در فراغت، عقلشان در آسايش و قلبشان در طمأنينه و آرامش بود، نورى ايشان را تجليل كرده بود و تاج قيمتى بر سر گذاشته با خداى خود همنشين بودند، سخن دل به او مى‌گفتند و از رازقشان چيز طلب مى‌كردند، او را كه هم مالك دار فناست و هم مالك دار بقا، صدا مى‌كردند و سلطان آسمان را نظر مى‌نمودند.

از حضرت صادق-7- سؤال شد: چرا شب زنده‌داران، چهره‌هايشان از ديگران زيباتر است؟ فرمود:

542-«لانّهم خلوا باللَّه سبحانه فكساهم بنوره»

. يعنى: «چون آنان با خداى سبحان خلوت مى‌كنند و او هم آنان را با نور خود مى‌پوشاند».

از امام صادق-7- از پدرش امام باقر-7- نقل شده است كه فرمود:

543-«كان فيما اوحى اللَّه الى موسى بن عمران-7-: كذب من زعم انّه يحبّنى فاذا جنّه الليل نام. يا ابن عمران، لو رأيت الّذين يصلّون لى في»


صفحه 340

«الدّجى و قد مثّلت نفسى بين اعينهم يخاطبونى و قد جلّيت عن المشاهدة و تكلّمونى و قد عززت عن الحضور. يا ابن عمران، هب لى من عينيك الدّموع و من قلبك الخشوع و من بدنك الخضوع ثمّ ادعنى في ظلم الليالى تجدنى قريبا مجيبا»

. يعنى: «از جمله چيزهايى كه خداوند متعال بر موسى بن عمران وحى كرد اين بود: دروغ مى‌گويد كسى كه گمان مى‌كند مرا دوست دارد، اما وقتى كه شب او را فرا گرفت، مى‌خوابد. اى فرزند عمران! چه خوب مى‌شد اگر مى‌ديدى افرادى را كه در تاريكيها براى من به نماز مى‌ايستند در حالى كه خود را در برابر چشمهايشان تمثل داده‌ام، با اينكه مقام من رفيع است، اما آنان به صورت شهود با من خطاب مى‌كنند و با اينكه من عزّت دارم اما آنان به صورت حضورى با من گفتگو مى‌نمايند. اى فرزند عمران! به من از چشمانت اشك، از قلبت خشوع و از بدنت خضوع بده، آنگاه مرا در تاريكهاى شب بخوان تا مرا نزديك اجابت‌كننده بيابى».

از «على بن محمد نوفلى» نقل است كه گويد شنيدم آن حضرت مى‌فرمود:

544-«انّ العبد ليقوم في الليل فيميل به النّعاس يمينا و شمالا و قد وقع ذقنه على صدره فيأمر اللَّه ابواب السّماء فتفتح ثمّ يقول للملائكة: انظروا الى عبدى ما يصيبه من التّقرّب الىّ بما لم افترضه عليه راجيا منّى ثلاث خصال: ذنبا اغفر له او توبة اجدّدها له او رزقا ازيده فيه، اشهدوا يا ملائكتى انّى قد جمعتهنّ له»

. يعنى: «بنده‌اى براى نماز شب بر مى‌خيزد، ولى چرت او را به چپ و راست متمايل مى‌كند و چانه‌اش بر سينه مى‌افتد، در اين حال ذات اقدس الهى فرمان مى‌دهد كه درهاى آسمان گشوده شود، آنگاه به ملائكه مى‌گويد: نظر به بنده من كنيد كه در راه چيزى كه بر او واجبش نكرده‌ام، چه مصيبتها مى‌كشد؟ او از من سه اميد دارد: گناهش را ببخشم، توبه‌اش را تجديد كنم و روزى‌اش را زياد نمايم. اى ملائكه من! شاهد باشيد كه من هر سه را به او دادم».


صفحه 341

روزى حضرت صادق-7- به «مفضل بن صالح» فرمود:

545-«يا مفضّل، انّ للَّه عبادا عاملوه بخالص من سرّه فعاملهم بخالص من برّه فهم الّذين تمرّ صحفهم يوم القيامة فرغا و اذا وقفوا بين يديه تعالى ملأها من سرّما اسرّوا اليه. فقلت: يا مولاى، و لم ذلك؟ فقال: اجلّهم ان تطّلع الحفظة على ما بينه و بينهم»

. يعنى: «اى مفضّل! خداوند متعال را بندگانى است كه از روى صفاى اخلاصشان با او معامله مى‌كنند و او نيز با خالص‌ترين نيكيهايش با آنان معامله مى‌نمايد، اينان كسانى‌اند كه روز قيامت، نامه اعمالشان خالى است و وقتى در برابر حق قرار مى‌گيرند، آن نامه‌ها را از همان اسرارى كه با او داشتند، پر مى‌نمايد.

مفضل گويد: عرض كردم: اى مولاى من! چرا چنين است؟ فرمود: ذات اقدس الهى آنان را بزرگتر از آن مى‌داند كه ملائكه از اسرارى كه بين او و ايشان هست آگاه گردند».

اى عزيز سالك! مبادا از اين مقامات شريفى كه از بهشت هم نفيس‌تر است، غافل بمانى، چرا نفيس‌تر نباشد و حال آنكه اين مقامات، انسان را، هم به بهشت مى‌رساند و هم به چيزى كه از بهشت برتر است و آن مقام، «رضوان الهى» است كه مى‌فرمايد:

-رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ‌[1].

يعنى: «هم خدا از آنان راضى است و هم ايشان از خداوند».

-وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‌[2].

يعنى: «و رضوان و خشنودى خدا از هر چيزى برتر است كه آن پيروزى بزرگى است».

[1]- سوره مائده، آيه 119.

[2]- سوره توبه، آيه 72.


صفحه 342

در حديث قدسى آمده است:

346-«عبادى الصّدّيقين تنعّموا بعبادتى في الدّنيا فانّكم بها تتنعّمون في الجنّة»

. يعنى: «بندگان صدّيق من! در دنيا به نعمت عبادت من متنعم باشيد، چون در بهشت از همين نعمت است كه بهره خواهيد برد».

امير المؤمنين و سيد الوصيين- عليه افضل صلوات المصلّين- فرمود:

547-«الجلسة في الجامع خير لى من الجلسة في الجنّة، فانّ الجلسة فيها رضى نفسى و الجامع فيها رضى ربّى»

. يعنى: «نشستن در مسجد جامع براى من بهتر است از نشستن در بهشت، چون اگر در بهشت بنشينم خودم راضى شده‌ام، ولى اگر در مسجد بنشينم پروردگارم راضى شده است».

به «راهبى» گفتند: چگونه بر تنهايى صبر مى‌كنى؟

گفت: (تنها نيستم بلكه) همنشين پروردگارم مى‌باشم، هر گاه بخواهم او با من سخن بگويد، كتابش را مى‌خوانم و هر گاه بخواهم من با او حرف بزنم، نماز مى‌گزارم».

از حضرت امام حسن-7- روايت است كه فرمود:

548-«من انس باللَّه استوحش من النّاس، و علامة الانس باللَّه الوحشة من النّاس»

. يعنى: «كسى كه با خدا مأنوس شد از مردم وحشت دارد و علامت انس با او، وحشت از مردم است».

مگر نخوانده‌اى آنچه را كه «ضرار بن ضمره ليثى» از مقامات امير المؤمنين-7- بيان كرد؟ ماجرا از آنجا آغاز شد كه معاويه- لعنه اللَّه- به او گفت:

على-7- را برايم توصيف كن.

ضرار گفت: مرا از اين كار معاف بدار.

معاويه گفت: معافت نمى‌كنم.