يعنى: «در توراتى كه تحريف نشده آمده است: موسى-7- از خداوند متعال پرسيد: الها! من در مجالس مىروم كه تو را عزيزتر و بزرگتر از آن مىدانم كه در آنجا ذكرت نمايم، خداوند متعال فرمود: اى موسى! ذكر من در هر حالى نيكوست».
و بدان كه خداوند سبحان چه بسا بنده را به بلايى دچار مىكند تا او خدا را به ياد بياورد و دعا كند، البته به شرط اينكه ذكر چنين بندهاى را دوست داشته باشد، آنچنان كه در باب دعا گذشت[1].
«ابو الصباح» گويد به حضرت صادق-7- عرض كردم: آيا بلايى كه به مؤمن مىرسد، به خاطر گناه اوست؟ فرمود:
646-«لا و لكن يسمع اللَّه انينه و شكواه و دعاءه ليكتب له الحسنات و يحطّ عنه السّيّئات»
. يعنى: «نه بلكه به خاطر اين است كه خداوند متعال ناله و شكايت و دعايش را بشنود تا برايش حسنه بنويسد و گناهانش را محو نمايد».
«و انّ اللَّه ليعتذر الى عبده المؤمن كما يعتذر الاخ الى اخيه فيقول: لا و عزّتى ما افقرتك لهوانك علىّ فارفع هذا الغطاء فيكشف فينظر ما في عوضه فيقول: ما ضرّنى يا ربّ ما زويت عنّى»
[2].
يعنى: «همچنان كه برادر مؤمن از برادرش عذر خواهى مىكند، خداوند متعال نيز از بنده مؤمنش عذر خواهى كرده مىفرمايد: به عزّتم قسم! كه تو را به خاطر حقارت و ذلّتت فقير نكردم، پرده را كنار بزن، در اين هنگام پرده را كنار زده، پاداش الهى را كه مىبيند، مىگويد: پروردگارا! آنچه را كه از من بازداشتى، بر ضررم تمام نشده است».
[1]- ر. ك: حديث 37.
[2]- شبيه اين حديث در حديث 289 گذشت.
«و ما احبّ اللَّه قوما الّا ابتلاهم».
يعنى: «هيچ قومى را خداوند متعال دوست ندارد مگر آنكه آنها را به بلا مبتلا مىنمايد».
«و انّ عظيم الاجر لمع عظيم البلاء».
يعنى: «همانا پاداش بزرگ، با بلاى بزرگ همراه است».
«و انّ اللَّه يقول: انّ من عبادى المؤمنين لمن لا يصلح لهم امر دينهم الّا بالغنى و الصّحّة في البدن فابلوهم به، و انّ من العباد لمن لا يصلح لهم امر دينهم الّا بالفاقة و المسكنة و السّقم في ابدانهم فابلوهم فيه فيصلح لهم امر دينهم».
يعنى: «خداوند متعال مىفرمايد: برخى از بندگان من دينشان پايدار نمىماند مگر آنكه غنى و تندرست باشند، من هم از اين راه، آنان را مىآزمايم در مقابل برخى از بندگانم، دينشان پايدار نمىماند مگر آنكه فقير و مسكين و داراى بدنى مريض باشند، اينان را هم از اين راه آزمايش مىنمايم، در نتيجه دينشان برايشان برقرار مىماند».
«و انّ اللَّه اخذ ميثاق المؤمن ان لا يصدّق في مقالته و لا ينتصر من عدوّه»
. يعنى: «خداوند سبحان از مؤمن عهد گرفت كه سخنش تصديق نشود و از دشمنش انتقام نگيرد».
«و انّ اللَّه اذا احبّ عبدا غتّه بالبلاء، فاذا دعا قال له: لبّيك عبدى انّى على ما سألت لقادر، و انّ ما ادّخرت لك فهو خير لك».
يعنى: «هر گاه خداوند متعال بندهاى را دوست بدارد، او را در بلا غوطهور مىسازد كه وقتى دعا كرد مىگويد: لبيك اى بندهام! من بر درخواست تو قدرت دارم اما آنچه برايت ذخيره ساختهام بهتر است».
«و انّ حواريّى عيسى شكوا اليه ما يلقون من النّاس فقال: انّ المؤمنين لا يزالون في الدّنيا منغصّين
». يعنى: «حواريين حضرت عيسى-7- در مورد آزارهايى كه از
مردم به آنان مىرسيد به آن حضرت شكايت كردند، فرمود: مؤمنين در دنيا هميشه غصه دارند».
از پيامبر اكرم-6- روايت است كه فرمود:
647-«انّ في الجنّة منازل لا ينالها العباد باعمالهم، ليس لها علاقة من فوقها و لا عماد من تحتها. قيل: يا رسول اللَّه، من اهلها؟ فقال-6-: هم اهل البلاء و الهموم»
. يعنى: «در بهشت، منزلهايى است كه نه از طرف بالا به چيزى بند است و نه از طرف پائين ستونى دارد و بندگان خدا با اعمالشان بدان نخواهند رسيد، سؤال شد:
اى رسول خدا-6- اهالى آنجا كيانند؟ فرمود: اهل بلا و سختيها».
فصل: استحباب ذكر در هر مجلس
سزاوار نيست كه هيچ يك از مجالس انسان، از «ذكر» خالى باشد و بدون آن از جايش برخيزد.
«ابو بصير» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
648-«ما اجتمع قوم في مجلس لم يذكروا اللَّه و لم يذكرونا الّا كان ذلك المجلس حسرة عليهم يوم القيامة، ثمّ قال: قال ابو جعفر-7-: انّ ذكرنا من ذكر اللَّه، و ذكر عدوّنا من ذكر الشّيطان»
. يعنى: «هيچ قومى در مجلسى گردهم جمع نشدند كه نه خدا ياد شود و نه ما (اهل بيت) مگر اينكه روز قيامت، آن مجلس، موجب حسرتشان مىگردد. آنگاه گفت: امام باقر-7- فرمود: ذكر ما، ذكر خداست و ذكر دشمنان ما ذكر شيطان است».
و از آن حضرت است كه:
649-«من اراد ان يكتال بالمكيال الاوفى فليقل اذا اراد القيام من مجلسه:
سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»
. يعنى: «هر كس كه مىخواهد پيمانه اعمالش پر باشد، هنگام برخاستن از جايش بگويد: منزه است خداى عزيز از اينكه به وصف در آيد. و سلام بر فرستادگانش. و حمد و ستايش مخصوص خداوند رب العالمين است».
«حسن بن ابى الحسن ديلمى» از پيامبر اكرم-6- روايت كرده است كه فرمود:
650-«انّ الملائكة يمرّون على حلق الذّكر فيقومون على رؤوسهم و يبكون لبكائهم و يؤمّنون لدعائهم، فاذا صعدوا السّماء يقول اللَّه تعالى: يا ملائكتى، اين كنتم؟ و هو اعلم، فيقولون: يا ربّنا، انّا حضرنا مجلسا من مجالس الذّكر فرأينا اقواما يسبّحونك و يمجّدونك و يقدّسونك و يخافون نارك، فيقول اللَّه سبحانه: يا ملائكتى، ازووها عنهم و اشهدكم انّى قد غفرت لهم و امنتهم ممّا يخافون فيقولون: ربّنا انّ فيهم فلانا و انّه لم يذكرك، فيقول: قد غفرت له بمجالسته لهم فانّ الذّاكرين من لا يشقى بهم جليسهم»
. يعنى: «ملائكه الهى بر حلقههاى ذكر كه مىگذرند، بالاى سرشان مىايستند، با گريه آنها گريه مىكنند و بر دعاهايشان آمين مىگويند. و وقتى كه به سوى آسمان مىروند، خداوند متعال مىگويد: اى ملائكه من! كجا بوديد؟- با اينكه خود بهتر مىداند- مىگويند: ما در مجلسى از مجالس ذكر حاضر شديم، گروههايى را ديديم كه تو را تسبيح و تمجيد و تقديس كرده، از آتشت مىهراسيدند.
در اينجا خداوند سبحان مىگويد: اى ملائكه من! آتش را از آنان دور كنيد و شاهد باشيد كه من اينان را آمرزيدم و از آنچه كه مىهراسند، ايمنشان دادم. ملائكه مىگويند: پروردگارا! در بين اينان فلان كس هست كه ذكر تو را نداشت. ذات اقدس الهى مىفرمايد: او را هم بخشيدم، چون با اين جمعيت همنشين شد، هرگز كسى كه همنشين ذاكرين باشد، به شقاوت نخواهد رسيد».
فصل: تأكيد استحباب ذكر در ميان غافلين
به دو دليل، استحباب ذكر در ميان «غافلين» مؤكد است:
اوّلا: از بلايى كه ممكن است بر آنان نازل شود در امان بماند و چه بسا آن غافلين نيز به بركت اين فرد ذاكر، نجات يابند.
و ثانيا: رواياتى در اين باب آمده است از جمله: امام صادق-7- فرمود:
651-«الذّاكر للَّه في الغافلين كالمقاتل عن الهاربين»
. يعنى: «كسى كه در ميان اهل غفلت، خداوند متعال را به ياد بياورد و ذكر نمايد مانند كسى است كه به جاى فرار كردهها مشغول جنگ مىباشد».
و از آن حضرت است كه:
652-«قال رسول اللَّه: ذاكر اللَّه في الغافلين كالمقاتل في الفارّين، و المقاتل في الفارّين له الجنّة»
. يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: آن كس كه در ميان غافلين، خدا را متذكر مىشود، مانند كسى است كه در ميان فراريها، پا برجا ايستاده، جنگ مىكند و كسى كه در ميان فراريها به جنگ مشغول باشد، بهشت براى اوست».
و از پيامبر اكرم-6- روايت است كه فرمود:
653-«من ذكر اللَّه في السّوق مخلصا عند غفلة النّاس و شغلهم بما هم فيه كتب اللَّه له الف حسنة و يغفر له يوم القيامة مغفرة لم تخطر على قلب بشر»
.
يعنى: «كسى كه در بازار هنگام غفلت مردم و اشتغالشان به كارهاى بازارى، خدا را از روى اخلاص متذكر شود، خداوند متعال، هزار حسنه برايش مىنويسد و روز قيامت به آمرزشى خواهد رسيد كه بر قلب هيچ بشرى خطور نكرده باشد».
فصل: بهترين اوقات ذكر
برترين اوقات «ذكر» عبارتند از: هنگام دخول در صبح، هنگام دخول در شب، بعد از صبح و بعد از عصر.
رسول خدا-6- فرمود:
654-«قال اللَّه تعالى: يا ابن آدم، اذكرنى بعد الصّبح ساعة و بعد العصر ساعة اكفك ما اهمّك»
. يعنى: «خداوند متعال فرمود: اى فرزند آدم! لحظهاى بعد از صبح و لحظهاى بعد از عصر، مرا ذكر كن، من هم كارهاى مهم تو را بر عهده مىگيرم».
اما باقر-7- فرمود:
655- «انّ ابليس عليه لعائن اللَّه يبثّ جنود الليل من حين تغيب الشّمس و حين تطلع، فاكثروا ذكر اللَّه حين هاتين السّاعتين، و تعوّذوا باللَّه من شرّ ابليس و جنوده، و عوّذوا صغاركم في تلك السّاعتين فانّهما ساعتا غفلة».
يعنى: «همانا ابليس- كه لعنتهاى خدا بر او باد- هنگام غروب و طلوع خورشيد، لشكريان شبش را پراكنده مىسازد، پس در اين دو لحظه، بايد زياد خدا را ذكر كنيد و از شر ابليس و لشكريانش به او پناهنده گرديد. و نيز در اين دو ساعت، خردسالان خود را نيز در پناه بگيريد كه اين دو ساعت از لحظات غفلت هستند».
در تفسير آيه شريفه: