بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 432

فصل: بهترين اوقات ذكر

برترين اوقات «ذكر» عبارتند از: هنگام دخول در صبح، هنگام دخول در شب، بعد از صبح و بعد از عصر.

رسول خدا-6- فرمود:

654-«قال اللَّه تعالى: يا ابن آدم، اذكرنى بعد الصّبح ساعة و بعد العصر ساعة اكفك ما اهمّك»

. يعنى: «خداوند متعال فرمود: اى فرزند آدم! لحظه‌اى بعد از صبح و لحظه‌اى بعد از عصر، مرا ذكر كن، من هم كارهاى مهم تو را بر عهده مى‌گيرم».

اما باقر-7- فرمود:

655- «انّ ابليس عليه لعائن اللَّه يبثّ جنود الليل من حين تغيب الشّمس و حين تطلع، فاكثروا ذكر اللَّه حين هاتين السّاعتين، و تعوّذوا باللَّه من شرّ ابليس و جنوده، و عوّذوا صغاركم في تلك السّاعتين فانّهما ساعتا غفلة».

يعنى: «همانا ابليس- كه لعنتهاى خدا بر او باد- هنگام غروب و طلوع خورشيد، لشكريان شبش را پراكنده مى‌سازد، پس در اين دو لحظه، بايد زياد خدا را ذكر كنيد و از شر ابليس و لشكريانش به او پناهنده گرديد. و نيز در اين دو ساعت، خردسالان خود را نيز در پناه بگيريد كه اين دو ساعت از لحظات غفلت هستند».

در تفسير آيه شريفه:


صفحه 433

-وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ‌[1].

يعنى: «سايه‌هاى (آن سجده‌كنندگان) در بامداد و غروب مى‌باشد» امام صادق-7- فرمود:

656-«هو الدّعاءقَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهاو هى ساعة اجابة»

. يعنى: «منظور، دعاى قبل از طلوع خورشيد و قبل از غروبش مى‌باشد كه لحظه اجابت است».

[1]- سوره رعد، آيه 15.


صفحه 434

فصل: استحباب مخفى نمودن ذكر

مستحب است «ذكر» مخفيانه انجام گيرد، چون به اخلاص نزديكتر و از ريا، دورتر است كه رسول خدا-6- به «ابى ذر» فرمود:

657-«يا ابا ذرّ، اذكر اللَّه ذكرا خاملا. قلت: ما الخامل؟ قال: الخفىّ»

. يعنى: «اى ابا ذر! خدا را به صورت «خامل» ذكر كن. ابا ذر گويد: عرض كردم: «خامل» چيست؟ فرمود: (منظور) ذكر مخفى است».

امير المؤمنين-7- فرمود:

658-«من ذكر اللَّه في السّرّ فقد ذكر اللَّه كثيرا، انّ المنافقين كانوا يذكرون اللَّه علانية و لا يذكرونه في السّرّ فقال اللَّه:يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا

[1]».

يعنى: «كسى كه خداوند متعال را در سرّ ذكر كند، ذكرش بسيار به حساب مى‌آيد، اما منافقين، خداوند متعال را به صورت علنى- نه مخفى- ذكر مى‌كردند كه خداوند متعال فرمود: به مردم نشان مى‌دهند و جز ذكر قليلى ندارند».

امام صادق-7- فرمود:

659-«قال اللَّه تعالى: من ذكرنى سرّا ذكرته علانية»

. يعنى: «خداوند متعال مى‌فرمايد: هر كه مرا در خفا ياد كند، من او را آشكارا ياد مى‌نمايم».

[1]- سوره نساء، آيه 142.


صفحه 435

«زرارة» از امام باقر يا امام صادق- عليهما السّلام- روايت كرده است كه فرمود:

660-«لا يكتب الملك الّا ما سمع، و قال اللَّه:وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً، فلا يعلم ثواب ذلك الذّكر في نفس الرّجل غير اللَّه لعظمته»

. يعنى: «فرشته نمى‌نويسد مگر آنچه به گوشش برسد كه خداوند متعال فرمود: پروردگار خويش را در درون جانت، به زارى و ترس ياد كن. بنا بر اين، بجز خداى منّان، كسى ثواب اين ذكر درونى را نمى‌داند، به خاطر عظمتى كه اين ذكر دارد».

در روايت آمده است كه در جنگى، لشكر رسول خدا-6- همين كه به سرزمينى رسيدند، با صداى بلند شروع كردند به تهليل و تكبير، حضرت فرمود:

661-«يا ايّها النّاس، اربعوا على انفسكم، اما انّكم لا تدعون اصمّا و لا غائبا و انّما تدعون سميعا قريبا معكم»

. يعنى: «اى مردم! صبر كنيد، آگاه باشيد كه شما فرد ناشنوا يا غايبى را نمى‌خوانيد، بلكه خداى شنوا و نزديكى را مى‌خوانيد كه با شماست».


صفحه 436

فصل: انواع ذكر

«ذكر» بر چند قسم تقسيم مى‌شود:

1- تحميد

«سعيد قماط» از «فضل» روايت كرده است كه گفت: به حضرت صادق-7- عرض كردم: فدايت گردم! يك دعاى جامع به من بياموز فرمود:

662-«احمد اللَّه فانّه لا يبقى احد يصلّى الّا دعا لك، يقول: سمع اللَّه لمن حمده»

. يعنى: «خداى را حمد كن كه در اين صورت، هر نمازگزارى برايت دعا مى‌كند و مى‌گويد: خداوند بشنود سخن كسى را كه او را ستايش كند».

از پيامبر اكرم-6- روايت شده است كه فرمود:

663-«كلّ كلام لا يبدأ فيه بالحمد، فهو اقطع‌

». يعنى: «هر سخنى كه با حمد الهى آغاز نگردد، مقطوع و بريده است».

«ابو مسعود» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

664-«من قال اربع مرّات اذا اصبح: الحمد للَّه ربّ العالمين، فقد ادّى شكر يومه، و من قالها اذا امسى فقد ادّى شكر ليلته».

يعنى: «هر كس كه هنگام دخول در صبح، چهار مرتبه بگويد «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‌» شكر آن روز را انجام داده و هر كس هنگام دخول در شب آن را بگويد:


صفحه 437

شكر شبش را ادا كرده است».

از حضرت صادق-7- روايت شده است كه رسول خدا-6- فرمود:

665-«من قال: الحمد للَّه كما هو اهله، فقد شغل كتّاب السّموات فيقولون:

اللّهمّ لا نعلم الغيب، فيقول اللَّه: اكتبوها كما قال عبدى و علىّ ثوابها»

. يعنى: «هر كس بگويد: الحمد للَّه كما هو اهله (يعنى آن گونه ستايشى مخصوص خداست كه او سزاوار آن است)، نويسندگان آسمانى را از نوشتن بازداشته، مى‌گويند: خدايا! ما كه غيب نمى‌دانيم، خداوند متعال مى‌فرمايد:

همان گونه كه بنده‌ام گفته بنويسيد، من خودم پاداشش را بر عهده مى‌گيرم».

2- صورت تمجيد

«على بن حسان» از يكى از يارانش از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

666-«كلّ دعاء لا يكون قبله تمجيد فهو ابتر انّما التّمجيد ثمّ الثّناء»

. يعنى: «هر دعايى كه قبل آن، تمجيد نباشد ابتر و منقطع است، اول تمجيد بعد ثناء».

راوى گويد: عرض كردم: كمترين چيزى كه به عنوان «تمجيد» كفايت مى‌كند چيست؟ فرمود: بگو:

«اللّهمّ انت الاوّل فليس قبلك شي‌ء و انت الآخر، فليس بعدك شي‌ء، و انت الظّاهر فليس فوقك شي‌ء و انت الباطن فليس دونك شي‌ء، و انت العزيز الحكيم».

يعنى: «خدايا! تو آن اوّلى هستى كه قبل از تو چيزى نيست، تو آن آخرى هستى كه بعد از تو چيزى نيست، تو آن غالبى هستى كه برتر از تو چيزى نيست، تو آن سرّى هستى كه مخفى‌تر از تو چيزى نيست و تو عزيزى و حكيمى».


صفحه 438

راوى به همين سند گويد از امام صادق-7- پرسيدم: كمترين چيزى كه به عنوان تحميد كفايت مى‌كند چيست؟ فرمود مى‌گويى:

667-«الحمد للَّه الّذى علا فقهر، و الحمد للَّه الّذى بطن فخبر، و الحمد للَّه الّذى يحيى الموتى و يميت الاحياء وهُوَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ

». يعنى: «حمد مخصوص خداوند بلند مرتبه‌اى است كه بر همه چيز، چيره است، ستايش مخصوص خدايى است كه از اسرار و درون با خبر است، حمد مخصوص خدايى است كه مرده‌ها را زنده مى‌كند و زنده‌ها را مى‌ميراند و بر هر چيزى قادر است».

3- تهليل و تكبير

«ربعى از فضيل» از امام باقر يا امام صادق- عليهما السّلام- روايت كرده است كه فرمود:

668-«اكثروا من التّهليل و التّكبير فانّه ليس شي‌ء احبّ الى اللَّه من التّكبير و التّهليل‌

». يعنى: «تهليل و تكبير را زياد كنيد كه چيزى نزد خدا محبوبتر از تكبير و تهليل نمى‌باشد».

از پيامبر اكرم-6- روايت شده است كه فرمود:

669-«خير العبادة قول‌لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‌»

. يعنى: «بهترين عبادت، گفتن‌لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‌است».

4- تسبيح‌

«يونس بن يعقوب» گويد:

670-«قلت لأبي عبد اللَّه7: من قال: سبحان اللَّه مائة مرّة، كان ممّن ذكر اللَّه كثيرا؟ قال: نعم».


صفحه 439

يعنى: «به حضرت صادق-7- عرض كردم: كسى كه صد بار بگويد سبحان اللَّه، آيا جزء كسانى خواهد بود كه خدا را زياد ذكر كرده؟

فرمود: آرى».

در روايت آمده است:

671- «لشكرگاه حضرت سليمان بن داود-7- صد فرسخ در صد فرسخ بود كه بيست و پنج فرسخش براى جنّها، بيست و پنج فرسخش براى انسانها، بيست و پنج فرسخش براى پرندگان و بيست و پنج فرسخش براى حيوانات بود.

و جناب سليمان-7- هزار خانه از شيشه داشت كه بر چوب بنا شده بودند، در ميان اين خانه‌ها سيصد زن و هفتصد كنيز بسر مى‌بردند، جنها براى آن حضرت فرشى از طلا و ابريشم بافته بودند به اندازه دو فرسخ در يك فرسخ كه منبر طلايى آن حضرت را در وسط اين فرش قرار مى‌دادند، سليمان نبى در حالى بر روى منبر مى‌نشست كه گرداگردش ششصد هزار كرسى از طلا و نقره قرار داشت، انبيا بر كرسى طلا و علما بر كسى نقره، تكيه مى‌دادند و گردش مردم بودند و گرد مردم جنّها و شياطين، در اين حال پرندگان، بالهايشان را مى‌گشودند تا خورشيد آنان را نيازارد، باد صبا اين بساط را بر مى‌داشت و مسير يك ماه را يك روزه طى مى‌نمود.

روايت شده كه به باد فرمان مى‌داد تا آن بساط را برداشته، حركتش دهد.

خداوند متعال وحى فرستاد- در حالى كه او بين آسمان و زمين در حال سير بود- كه من بر حكومت تو اين را افزودم كه هيچ كسى سخنى نگويد مگر آنكه باد آن را به گوش تو برساند، پس حكايت شده است كه آن حضرت از كشاورزى گذشت كه مى‌گفت: فرزند داود حكومت با عظمتى دارد (تا اين را گفت) باد آن سخن را به گوش سليمان رساند، سليمان فرود آمد و به سوى آن كشاورز رفت و گفت: من آمدم تا (به تو بگويم:) آنچه را كه بر آن قدرت ندارى، آرزو مكن، سپس فرمود:

يك تسبيح تو كه مورد قبول خداوند متعال قرار گيرد از آنچه به خاندان داود