يعنى: «هر كه استغفارش را زياد كند، خداوند متعال برايش از هر غمى، گشايشى و از هر تنگنايى، راه عبورى فراهم مىكند و از راهى كه گمان نمىبرد، به او روزى مىرساند».
«زراره» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه:
682-«اذا اكثر العبد من الاستغفار رفعت صحيفته و هى تتلألأ».
يعنى: «هر گاه بنده، استغفارش را زياد كند، نامه اعمالش به حالت نورانيّت بالا مىرود».
از حضرت رضا-7- نقل شده است كه فرمود:
683-«مثل الاستغفار مثل ورقة على شجرة تحرّك فتناثر و المستغفر من ذنب و هو يفعله كالمستهزئ بربّه».
يعنى: «استغفار مانند اين است كه درختى حركت داده شود و برگهايش بريزد، اما كسى كه گناه را انجام مىدهد و در همان حال، استغفار مىنمايد، مانند كسى است كه پروردگارش را به تمسخر گرفته است»[1].
و فرمود:
684-«كان رسول اللَّه-6- لا يقوم من مجلس و ان خفّ حتّى يستغفر اللَّه خمسا و عشرين مرّة»
. يعنى: «رسول خدا-6- از مجلسى- و لو كم و سبك- بر نمىخاست مگر اينكه بيست و پنج بار از خدا طلب مغفرت مىنمود».
و از آن حضرت نقل شده است كه:
685-«كان رسول اللَّه-6- يستغفر اللَّه غداة كلّ يوم سبعين مرّة و يتوب الى اللَّه سبعين مرّة، قلت: و كيف كان يقول: استغفر اللَّه و اتوب
[1]- يعنى« استغفار»، حركتى است كه موجب ريزش گناهان مىگردد، همچنان كه برگهاى درخت با حركت مىريزند».
اليه؟ فقال-7-: كان يقول: استغفر اللَّه سبعين مرّة، و يقول: اتوب الى اللَّه سبعين مرّة».
يعنى: «رسول خدا-6- صبح هر روز، هفتاد مرتبه استغفار و هفتاد مرتبه توبه مىنمود راوى گويد: پرسيدم: چگونه؟ مىگفت
استغفر اللَّه و اتوب اليه
؟ فرمود: هفتاد مرتبه مىفرمود:
استغفر اللَّه
و هفتاد مرتبه مىفرمود:
اتوب الى اللَّه»
. و فرمود:
686-«الاستغفار و قوللا إِلهَ إِلَّا اللَّهُخير العبادة، قال اللَّه العزيز الجبّار:
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ
[1]».
يعنى: «استغفار و كلاملا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، بهترين عبادت است كه خداى عزيز و جبار فرمود: بدان كه معبودى جز اللَّه نيست و براى گناه خود، طلب آمرزش نما».
[1]- سوره محمد-6-، آيه 19.
فصل: بهترين اوقات ذكر
بهترين اوقات «ذكر» وقت سحر است و بعد از صبح و عصر.
از امام باقر و امام صادق- عليهما السّلام- روايت شده است كه فرمودند:
687-«املئوا اوّل صحائفكم خيرا و اخرها خيرا يغفر لكم ما بينهما».
يعنى: «ابتدا و انتهاى نامههاى اعمالتان را پر از خير كنيد تا ما بينشان بخشيده گردد».
«هارون بن موسى تلعكبرى» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
688-«قال رسول اللَّه-6-: من قال بعد العصر في كلّ يوم مرّة واحدة: استغفر اللَّه الّذى لا اله الّا هو الحىّ القيّوم ذو الجلال و الاكرام و اسأله ان يتوب علىّ توبة عبد ذليل خاضع فقير بائس مستجير مستكين لا يملك لنفسه نفعا و لا ضرّا و لا حياة و لا موتا و لا نشورا، امر اللَّه الملكين بتحريق صحيفته كائنا ما كانت»
. يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: كسى كه در هر روز بعد از عصر، يك بار بگويد:
استغفر اللَّه الّذى
... طلب آمرزش مىكنم از خدايى كه معبودى جز او نيست، زنده و پا برجاست، صاحب جلالت و تكريم است و از او مىخواهم كه رحمتش را بر من برگرداند كه بندهاى خوار و خاضع و فقير و بىچيز و
زمينگيرم و هيچ ندارم، (بندهاى كه) نه منفعتش به دست خويش است و نه مضرّتش، نه حيات، نه ممات و نه نشر روز قيامت، خداوند متعال به دو فرشته فرمان مىدهد كه نامه اعمالش را- هر چه در آن باشد- آتش بزنند».
و از معصومين- عليهم السّلام- روايت شده است كه فرمودند:
689-«الا صلوات اللَّه على المستحرين و المستغفرين بالاسحار»
. يعنى: «هان! درود خدا بر سحرخيزان و استغفاركنندگان در سحرها».
گويند «ابا قمقام» كه مرد بدبختى بود، نزد امام ابو الحسن موسى بن جعفر-7- آمد و از كارش به حضرت شكايت كرد كه به دنبال هر كارى رفت برايش انجام نشد، امام-7- به او فرمود: بعد از فجر، ده مرتبه بگويد:
690-«سبحان اللَّه العظيم و بحمده استغفر اللَّه و اسأله من فضله»
. يعنى: «منزّه است خداى عظيم و سپاس و ستايش او راست، از خدا طلب آمرزش مىكنم و بخششهاى مخصوصش را درخواست مىنمايم».
«ابو قمقام» گويد اين كار را انجام دادم به خدا قسم! اندكى نگذشت كه عدهاى از باديه آمده به من خبر دادند كه مردى از بستگانم مرده و وارثى غير از من ندارد، رفتم و ميراثش را تحويل گرفتم و (در اثر آن) هنوز بىنياز هستم.
فصل: دعاهاى مختص به اوقات مخصوص
1- امير المؤمنين-7- هنگام ورود به صبح، سه بار مىفرمود:
691-«سبحان اللَّه الملك القدّوس».
يعنى: «منزه است خداوند! آن پادشاه مقدس».
(آنگاه مىفرمود:)
«اللّهمّ انّى اعوذ بك من زوال نعمتك و تحويل عافيتك، و من فجأة نقمتك، و من درك الشّقاء، و من سوء القضاء، و من شرّ ما سبق في الكتاب. اللّهمّ انّى اسألك بعزّة ملكك، و شدّة قوّتك، و بعظم سلطانك، و بقدرتك على خلقك»
. يعنى: «خدايا! به تو پناه مىبرم از زايل شدن نعمت و دگرگونى عافيتت، از عقوبت ناگهانى و رسيدن به شقاوت، از سرنوشت بد و از شرّ هر آنچه برايم نوشته و مقدر گرديده است. بار الها! از تو درخواست مىكنم و تو را قسم مىدهم به عزّت حكومتت و نيروى شديدت و سلطنت عظيمت و قدرت بر خلقت».
آنگاه حاجت خود را طلب نما 2- على-7- صبح كه مىكرد مىفرمود:
692-«مرحبا بكما من ملكين حفيظين كريمين، املى عليكما ما تختاران ان شاء اللَّه»
. يعنى: «آفرين بر شما اى دو فرشته حافظ و كريم! به خواست خداوند چيزى را بر شما املا مىكنم كه آن را براى من ذخيره سازيد».
آنگاه تا طلوع آفتاب به تسبيح و تهليل مشغول بود و همين كار را بعد از عصر نيز انجام مىداد.
3- از حضرت باقر-7- روايت شده است كه فرمود:
693-«قال رسول اللَّه-6-: من سرّه ان يلقى اللَّه يوم القيامة و في صحيفته شهادة ان لا اله الّا اللَّه و انّ محمّدا رسول اللَّه و يفتح له ثمانية ابواب الجنّة فيقال له: يا ولىّ اللَّه، ادخل الجنّة من ايّها شئت فليقل اذا اصبح و اذا امسى:
اكتبا بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، اشهد ان لا اله الّا اللَّه وحده لا شريك له، و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله، و اشهد انّ السّاعة آتية لا ريب فيها، و انّ اللَّه يبعث من في القبور، على ذلك احيى، و على ذلك اموت، و على ذلك ابعث حيّا ان شاء اللَّه، اقرءا محمّدا منّى السّلام، الحمد للَّه الّذى اذهب الليل مظلما بقدرته، و جاء بالنّهار مبصرا برحمته خلقا جديدا، مرحبا بالحافظين، و يلتفت عن يمينه و حيّا كما اللَّه من كاتبين، و يلتفت عن شماله».
يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: هر كسى كه دوست دارد روز قيامت خدا را ملاقات كند در حالى كه در نامه عملش شهادت لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه باشد و تمامى هشت درب بهشت به رويش گشوده گشته به او گفته شود: اى دوست خدا! از هر درى كه مىخواهى وارد بهشت شو، وقت دخول در صبح و دخول در شب بگويد:
(اى دو فرشته)! بنويسيد: به نام خداوند رحمان و رحيم، شهادت مىدهم كه معبودى جز خداوند نيست، تنهاست و شريكى ندارد و محمد-6و سلّم- بنده و فرستاده اوست و شهادت مىدهم كه بىترديد، لحظه قيامت آمدنى است و خداوند هر كس كه در قبر باشد را برمىانگيزاند. بر اين اعتقاد زندهام
و بر همين مىميرم و بر آن، دوباره زنده شده و مبعوث مىگردم ان شاء اللَّه. از جانب من به محمد-6و سلّم- سلام برسانيد. ستايش مخصوص خدايى است كه شب تاريك را به قدرتش برد و روز روشن را به رحمتش آورد و خلقت جديدى به او بخشيد. آفرين بر دو حافظ- در اين حال رو به سمت راست نمايد- و خداوند شما دو نويسنده را باقى بدارد- در اين حال رو به سمت چپ نمايد-».
4- «حماد بن عثمان» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
694-«من قال في دبر كلّ صلاة الفجر قبل كلامه: ربّ صلّ على محمّد و اهل بيته، وقى اللَّه وجهه من نفحات النّار»
. يعنى: «هر كسى كه بعد از نماز صبح قبل از سخن گفتن، بگويد: ربّ صلّ على محمّد و اهل بيته، خداوند متعال چهرهاش را از بادهاى آتش حفظ مىكند».
5- از امام رضا-7- روايت شده است كه فرمود:
695-«من قال في دبر صلاة الغداة لم يلتمس حاجة الّا تيسّرت له و كفاه اللَّه ما اهمّه: بسم اللَّه، و صلّى اللَّه على محمّد و اله، وأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ، فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا، لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌما شاء اللَّه لا ما شاء النّاس، ما شاء اللَّه و ان كره النّاس، حسبى الرّبّ من المربوبين، حسبى الخالق من المخلوقين، حسبى الرّازق من المرزوقين، حسبى اللَّه ربّ العالمين، حسبى من هو حسبى، حسبى من لم يزل حسبى، حسبى من كان منذ كنت لم يزل حسبى،حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ».
يعنى: «هر كس كه بعد از نماز صبح اين جملات را بگويد، حاجتى التماس نكند مگر آنكه برايش آسان گردد و خداوند سبحان كارهاى مهمش را بر عهده خود مىگيرد: بسم اللَّه و ... به نام خدا و درود خداوند بر محمد و آلش، كارم را به خدا واگذار مىكنم كه او نسبت به بندگان بيناست. خداوند هم اين فرد را از حيلههاى بد آنان (دشمنان) نگه داشت[1]. معبودى جز تو نيست، تو منزهى! من به خود ظلم كردم. پس اجابتش نموديم و از اندوه، نجاتش داديم و اين چنين، مؤمنين را نجات مىدهيم[2]. خدا ما را بس است و او بهترين وكيل مىباشد. پس آن گروه مؤمن به نعمت و فضل خدا روى آوردند و بر آنان هيچ رنجى پيش نيامد[3].
هر چه خدا بخواهد نه آنچه مردم بپسندند، هر چه خدا بخواهد اگر چه مردم را خوش نيايد. خدايى كه پرورنده است، مرا بس است و نيازى به ديگران كه همه پروريدهاند، ندارم. خدايى كه خالق است، مرا بس است و نيازى به ديگران كه همه مخلوقند، ندارم. خدايى كه روزى رسان است، مرا بس است و نيازى به ديگران كه همه روزى خورند، ندارم خدايى كه رب العالمين است، مرا بس است.
بس است مرا كسى كه او مرا كفايت مىكند. بس است مرا كسى كه هميشه مرا كفايت مىكرد. بس است مرا كسى كه تاكنون هميشه مرا كفايت مىكرد. بس است مرا خدايى كه معبودى جز او نيست، بر او توكل مىكنم كه او پروردگار عرش عظيم است».
[1]- آيات 44 و 45 سوره مؤمن است در بيان كلام فردى از آل فرعون كه ايمان آورده بود و امداد الهى در خنثى ساختن حيله فرعونيان.
[2]- آيات 87 و 88 سوره انبياست كه بيان مناجات حضرت يونس-7- در شكم ماهى و حكم خداوند مىباشد.
[3]- آيات 173 و 174 سوره آل عمران، پاسخ شهداى جنگ احد است به وسوسه منافقان در ترك جهاد و بيان عاقبت كار آن شهداء.