فصل: دعاهاى مختص به اوقات مخصوص
1- امير المؤمنين-7- هنگام ورود به صبح، سه بار مىفرمود:
691-«سبحان اللَّه الملك القدّوس».
يعنى: «منزه است خداوند! آن پادشاه مقدس».
(آنگاه مىفرمود:)
«اللّهمّ انّى اعوذ بك من زوال نعمتك و تحويل عافيتك، و من فجأة نقمتك، و من درك الشّقاء، و من سوء القضاء، و من شرّ ما سبق في الكتاب. اللّهمّ انّى اسألك بعزّة ملكك، و شدّة قوّتك، و بعظم سلطانك، و بقدرتك على خلقك»
. يعنى: «خدايا! به تو پناه مىبرم از زايل شدن نعمت و دگرگونى عافيتت، از عقوبت ناگهانى و رسيدن به شقاوت، از سرنوشت بد و از شرّ هر آنچه برايم نوشته و مقدر گرديده است. بار الها! از تو درخواست مىكنم و تو را قسم مىدهم به عزّت حكومتت و نيروى شديدت و سلطنت عظيمت و قدرت بر خلقت».
آنگاه حاجت خود را طلب نما 2- على-7- صبح كه مىكرد مىفرمود:
692-«مرحبا بكما من ملكين حفيظين كريمين، املى عليكما ما تختاران ان شاء اللَّه»
. يعنى: «آفرين بر شما اى دو فرشته حافظ و كريم! به خواست خداوند چيزى را بر شما املا مىكنم كه آن را براى من ذخيره سازيد».
آنگاه تا طلوع آفتاب به تسبيح و تهليل مشغول بود و همين كار را بعد از عصر نيز انجام مىداد.
3- از حضرت باقر-7- روايت شده است كه فرمود:
693-«قال رسول اللَّه-6-: من سرّه ان يلقى اللَّه يوم القيامة و في صحيفته شهادة ان لا اله الّا اللَّه و انّ محمّدا رسول اللَّه و يفتح له ثمانية ابواب الجنّة فيقال له: يا ولىّ اللَّه، ادخل الجنّة من ايّها شئت فليقل اذا اصبح و اذا امسى:
اكتبا بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، اشهد ان لا اله الّا اللَّه وحده لا شريك له، و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله، و اشهد انّ السّاعة آتية لا ريب فيها، و انّ اللَّه يبعث من في القبور، على ذلك احيى، و على ذلك اموت، و على ذلك ابعث حيّا ان شاء اللَّه، اقرءا محمّدا منّى السّلام، الحمد للَّه الّذى اذهب الليل مظلما بقدرته، و جاء بالنّهار مبصرا برحمته خلقا جديدا، مرحبا بالحافظين، و يلتفت عن يمينه و حيّا كما اللَّه من كاتبين، و يلتفت عن شماله».
يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: هر كسى كه دوست دارد روز قيامت خدا را ملاقات كند در حالى كه در نامه عملش شهادت لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه باشد و تمامى هشت درب بهشت به رويش گشوده گشته به او گفته شود: اى دوست خدا! از هر درى كه مىخواهى وارد بهشت شو، وقت دخول در صبح و دخول در شب بگويد:
(اى دو فرشته)! بنويسيد: به نام خداوند رحمان و رحيم، شهادت مىدهم كه معبودى جز خداوند نيست، تنهاست و شريكى ندارد و محمد-6و سلّم- بنده و فرستاده اوست و شهادت مىدهم كه بىترديد، لحظه قيامت آمدنى است و خداوند هر كس كه در قبر باشد را برمىانگيزاند. بر اين اعتقاد زندهام
و بر همين مىميرم و بر آن، دوباره زنده شده و مبعوث مىگردم ان شاء اللَّه. از جانب من به محمد-6و سلّم- سلام برسانيد. ستايش مخصوص خدايى است كه شب تاريك را به قدرتش برد و روز روشن را به رحمتش آورد و خلقت جديدى به او بخشيد. آفرين بر دو حافظ- در اين حال رو به سمت راست نمايد- و خداوند شما دو نويسنده را باقى بدارد- در اين حال رو به سمت چپ نمايد-».
4- «حماد بن عثمان» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
694-«من قال في دبر كلّ صلاة الفجر قبل كلامه: ربّ صلّ على محمّد و اهل بيته، وقى اللَّه وجهه من نفحات النّار»
. يعنى: «هر كسى كه بعد از نماز صبح قبل از سخن گفتن، بگويد: ربّ صلّ على محمّد و اهل بيته، خداوند متعال چهرهاش را از بادهاى آتش حفظ مىكند».
5- از امام رضا-7- روايت شده است كه فرمود:
695-«من قال في دبر صلاة الغداة لم يلتمس حاجة الّا تيسّرت له و كفاه اللَّه ما اهمّه: بسم اللَّه، و صلّى اللَّه على محمّد و اله، وأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ، فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا، لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌما شاء اللَّه لا ما شاء النّاس، ما شاء اللَّه و ان كره النّاس، حسبى الرّبّ من المربوبين، حسبى الخالق من المخلوقين، حسبى الرّازق من المرزوقين، حسبى اللَّه ربّ العالمين، حسبى من هو حسبى، حسبى من لم يزل حسبى، حسبى من كان منذ كنت لم يزل حسبى،حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ».
يعنى: «هر كس كه بعد از نماز صبح اين جملات را بگويد، حاجتى التماس نكند مگر آنكه برايش آسان گردد و خداوند سبحان كارهاى مهمش را بر عهده خود مىگيرد: بسم اللَّه و ... به نام خدا و درود خداوند بر محمد و آلش، كارم را به خدا واگذار مىكنم كه او نسبت به بندگان بيناست. خداوند هم اين فرد را از حيلههاى بد آنان (دشمنان) نگه داشت[1]. معبودى جز تو نيست، تو منزهى! من به خود ظلم كردم. پس اجابتش نموديم و از اندوه، نجاتش داديم و اين چنين، مؤمنين را نجات مىدهيم[2]. خدا ما را بس است و او بهترين وكيل مىباشد. پس آن گروه مؤمن به نعمت و فضل خدا روى آوردند و بر آنان هيچ رنجى پيش نيامد[3].
هر چه خدا بخواهد نه آنچه مردم بپسندند، هر چه خدا بخواهد اگر چه مردم را خوش نيايد. خدايى كه پرورنده است، مرا بس است و نيازى به ديگران كه همه پروريدهاند، ندارم. خدايى كه خالق است، مرا بس است و نيازى به ديگران كه همه مخلوقند، ندارم. خدايى كه روزى رسان است، مرا بس است و نيازى به ديگران كه همه روزى خورند، ندارم خدايى كه رب العالمين است، مرا بس است.
بس است مرا كسى كه او مرا كفايت مىكند. بس است مرا كسى كه هميشه مرا كفايت مىكرد. بس است مرا كسى كه تاكنون هميشه مرا كفايت مىكرد. بس است مرا خدايى كه معبودى جز او نيست، بر او توكل مىكنم كه او پروردگار عرش عظيم است».
[1]- آيات 44 و 45 سوره مؤمن است در بيان كلام فردى از آل فرعون كه ايمان آورده بود و امداد الهى در خنثى ساختن حيله فرعونيان.
[2]- آيات 87 و 88 سوره انبياست كه بيان مناجات حضرت يونس-7- در شكم ماهى و حكم خداوند مىباشد.
[3]- آيات 173 و 174 سوره آل عمران، پاسخ شهداى جنگ احد است به وسوسه منافقان در ترك جهاد و بيان عاقبت كار آن شهداء.
6- با فضيلتترين دعاى وقت زوال (اين است):
696-«اللّهمّ انّك لست باله استحدثناك ...»
[1]و بهترين دعا براى لحظات پايانى روز جمعه، دعاى سمات و دعاى بعد از
[1]- متن كامل دعا چنين است:
ُ« اللّهمّ انّك لست باله استحدثناك، و لا بربّ يبيد ذكرك، و لا كان معك شركاء يقضون معك، و لا كان قبلك من اله فنعبده و ندعك، و لا اعانك على خلقنا احد فنشكّ فيك، انت اللَّه الدّيّان فلا شريك لك، و انت الدّائم فلا يزول ملكك.
ُ انت اوّل الاوّلين، و آخر الآخرين، و ديّان يوم الدّين، يفنى كلّ شيء و يبقى وجهك الكريم لا اله الّا انت لم تلد فتكون في العزّ مشاركا، و لم تولد فتكون موروثا هالكا، و لم تدركك الابصار فتقدّرك شبحا ماثلا، و لم يتعاورك زيادة و لا نقصان، و لا توصف باين و لا كيف و لا ثمّ و لا مكان، و بطنت في خفيّات الامور و ظهرت في العقول بما نرى من خلقك من علامات التّدبير.
ُ انت الّذى سئلت الأنبياء عليهم السّلام عنك، فلم تصفك بحدّ و لا ببعض بل دلّت عليك من آياتك بما لا يستطيع المنكرون جحده لانّ من كانت السّموات و الارضون و ما بينهما فطرته فهو الصّانع الّذى بان عن الخلق فلا شيء كمثله، و اشهد انّ السّموات و الارضين و ما بينهما ايات دليلات عليك تؤدّى عنك الحجّة و تشهد لك بالرّبوبيّة، موسومات ببرهان قدرتك و معالم تدبيرك فاوصلت الى قلوب المؤمنين من معرفتك ما انسها من وحشة الفكر و وسوسة الصّدر فهى على اعترافها بك شاهدة بانّك قبل القبل بلا قبل و بعد البعد بلا بعد، انقطعت الغايات دونك فسبحانك لا وزير لك، سبحانك لا عدل لك، سبحانك لا ضدّ لك، سبحانك لا ندّ لك، سبحانك لا تأخذك سنة و لا نوم، سبحانك لا تغيّرك الازمان، سبحانك لا تنتقل بك الاحوال، سبحانك لا يعييك شيء، سبحانك لا يفوتك شيء،\i سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ.\E
ُ اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد عبدك و رسولك و نبيّك و صفيّك و حبيبك و خاصّتك و امينك على وحيك، و خازنك على علمك، الهادى اليك باذنك، الصّادع بامرك عن وحيك، القائم بحجّتك في عبادك، الدّاعى اليك، الموالى لاوليائك معك، و المعادى اعداءك دونك، السّالك جدد الرّشاد اليك، القاصد منهج الحقّ نحوك، اللّهمّ صلّ عليه و اله افضل و اكرم و اشرف و اعظم و اطيب و اتمّ و اعمّ و ازكى و انمى و اوفى و اكثر ما صلّيت على نبىّ من انبيائك و رسول من رسلك و بجميع ما صلّيت على جميع انبيائك و ملائكتك و رسلك و عبادك الصّالحين، انّك حميد مجيد.
ُ اللّهمّ اجعل صلواتى بهم مقبولة، و ذنوبى بهم مغفورة، و سعيى بهم مشكورا، و دعائى بهم مستجابا، و رزقى بهم مبسوطا، و انظر الىّ في هذه السّاعة بوجهك الكريم نظرة استكمل بها الكرامة عندك ثمّ لا تصرفه عنّى ابدا برحمتك يا ارحم الرّاحمين»
،( بحار الانوار، ج 84، ص 59- 60 طبع بيروت و مصباح المتهجد، ص 33- 35).
آن است كه گذشت[1].
7- از امام باقر-7- روايت شده است كه فرمود:
697-«كان رسول اللَّه-6- اذا احمرّت الشّمس على رأس قلّة الجبل هملت عيناه دموعا، ثمّ قال: امسى ظلمى مستجيرا بعفوك، و امست ذنوبى مستجيرة بمغفرتك، و امسى خوفى مستجيرا بامانك، و امسى ذلّى مستجيرا بعزّك، و امسى فقرى مستجيرا بغناك، و امسى وجهى البالى الفانى مستجيرا بوجهك الدّائم الباقى. اللّهمّ البسنى عافيتك، و غشّنى رحمتك، و جلّلنى كرامتك، و قنى شرّ خلقك من الجنّ و الانس، يا اللَّه، يا رحمان، يا رحيم».
يعنى: «وقتى كه خورشيد بر قلّه كوه، سرخ مىشد اشك از چشمان رسول خدا-6- روان گشته، آنگاه، مىفرمود: امسى ظلمى .. ظلم من شب مىكند در حالى كه به عفو تو پناهنده شده، گناهانم شب مىكنند، در حالى كه به آمرزش تو پناهنده شده، ترس من شب مىكند، در حالى كه به امان تو پناهنده شده، خوارى من شب مىكند، در حالى كه به عزّت تو پناهنده شده، فقر من شب مىكند، در حالى كه به بىنيازى تو پناهنده شده، صورت كهنه و مرده من شب مىكند، در حالى كه به چهره دائم و باقى تو پناهنده شده. خدايا! لباس عافيت بر تنم بنما و با رحمتت مرا بپوشان، مجلّل به لباس كرامتم نما و مرا از شرّ خلقت- جن و انس- نگاهدارى بفرما، اى خدا، اى رحمان! و اى رحيم!».
8- از سليمان جعفرى روايت شده است كه گويد: شنيدم حضرت كاظم-7- مىفرمود:
698-«اذا امسيت فنظرت الى الشّمس في غروب و ادبار فقل: بسم اللَّه و باللَّه و الحمد للَّه الّذى لم يتّخذ صاحبة و لا ولدا و لم يكن له شريك في الملك و لم يكن له ولىّ من الذّلّ و كبّره تكبيرا. و الحمد للَّه الّذى يصف و لا يوصف. و الحمد للَّه
[1]- ر. ك: حديث 107.
الّذى يعلم و لا يعلم، يعلم خائنة الأعين و ما تخفى الصّدور، و اعوذ بوجه اللَّه الكريم و بسم اللَّه العظيم من شرّ ما ذرء و برء، و من شرّ ما تحت الثّرى، و من شرّ ما ظهر و ما بطن، و من شرّ ما وصفت و ما لم اصف، و الحمد للَّه ربّ العالمين».
يعنى: «هنگام دخولت در شب، وقتى ديدى خورشيد در حال غروب و پشت كردن است بگو: بسم اللَّه و ... به نام خدا و به كمك او، ستايش مخصوص خدايى است كه نه همسرى اختيار كرد، و نه فرزندى، نه شريكى در حكومتش دارد و نه از روى ذلّت، ياورى گرفته، او را بزرگ بدان. و ستايش مخصوص خدايى است كه او ديگران را توصيف مىكند ولى خود به وصف نايد، ستايش مخصوص خدايى است كه مىداند ولى ذاتش ناشناخته است، نگاههاى نارواى چشمها و (رازهاى) نهان در سينهها را مىداند.
پناه مىبرم به روى با كرامتش و به نام با عظمتش از شرّ هر چه آفريد و خلق كرد، از شرّ هر چه زير گل مىباشد از شرّ هر آشكار و پنهان، از شرّ هر چه گفتم و نگفتم و ستايش مخصوص خدايى است كه پروردگار عالمين مىباشد».
(آنگاه) فرمود:
«انّها امن من كلّ سبع، و من الشّيطان الرّجيم، و من ذرّيّته، و كلّ ما عضّ و لسع، و لا يخاف صاحبها اذا تكلّم بها لصّا و لا غولا»
. يعنى: «اين امان است از هر درّندهاى و از شيطان رانده شده و فرزندانش و از شرّ هر چه به دندان گيرد و بگزد، صاحب اين كلام اگر آن را بگويد، نه از دزد بترسد و نه از جن و شيطان».
راوى گويد: عرض كردم: من حيوانات درّنده را شكار مىكنم و شبها در خرابات مىخوابم، لذا در وحشت بسر مىبرم فرمود:
«قل اذا دخلت: بسم اللَّه و باللَّه و ادخل رجلك اليمنى، و اذا خرجت فاخرج رجلك اليسرى و سمّ اللَّه فانّك لا ترى مكروها».
يعنى: «وقتى وارد مىشوى با پاى راستت داخل شو و بگو: بسم اللَّه و باللَّه، و وقتى هم كه خارج مىگردى، نام خدا را ذكر كن و با پاى چپت خارج شو كه ناگوارى نخواهى ديد».
9- صدوق (ره) با سندش تا عبد اللَّه انصارى از خليل بكرى نقل كرده است كه گفت: شنيدم يكى از ياران ما مىگفت: على بن ابى طالب-7- در هر روز از دهه ذيحجه اين كلمات را مىگويد:
699-«لا اله الّا اللَّه عدد الليالى و الدّهور، لا اله الّا اللَّه عدد امواج البحور، لا اله الّا اللَّه و رحمته خير ممّا يجمعون، لا اله الّا اللَّه عدد الشّوك و الشّجر، لا اله الّا اللَّه عدد الشّعر و الوبر، لا اله الّا اللَّه عدد القطر و المطر، لا اله الّا اللَّه عدد الحجر و المدر، لا اله الّا اللَّه عدد لمح العيون، لا اله الّا اللَّه في الليل اذا عسعس و في الصّبح اذا تنفّس، لا اله الّا اللَّه عدد الرّياح في البرارى و الصّخور، لا اله الّا اللَّه من اليوم الى يوم ينفخ في الصّور»
. يعنى: «لا اله الّا اللَّه، به تعداد شبها و روزها.
لا اله الّا اللَّه، به تعداد موجهاى درياها.
لا اله الّا اللَّه، در حالى كه رحمتش از آنچه كه ديگران جمع مىكنند بهتر است.
لا اله الّا اللَّه، به تعداد خارها و درختها.
لا اله الّا اللَّه، به تعداد موها و كركها.
لا اله الّا اللَّه، به تعداد قطرهها و بارانها.
لا اله الّا اللَّه، به تعداد سنگها و كلوخها.
لا اله الّا اللَّه، به تعداد چشم برهم زدنها.
لا اله الّا اللَّه، در شب آن هنگام كه مىگذرد و در صبح آن هنگام كه مىدرخشد و نور مىدهد.
لا اله الّا اللَّه به تعداد بادها در صحراها و صخرهها.