بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 460

حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم، ما شاء اللَّه كان و ما لم يشأ لم يكن،أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ، وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عِلْماً، اللّهمّ انّى اعوذ بك من شرّ نفسى، و من شرّ قضاء السّوء، و من شرّ كلّ ذى شرّ، و من شرّ الجنّ و الانس، و من شرّ كلّ دابّة انت اخذبِناصِيَتِها، إِنَّ رَبِّي عَلى‌ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ‌».

يعنى: «هر كس كه اين كلمات را صبح هر روز بگويد، در آن روز بدى به او نمى‌رسد و هر كس كه در ابتداى هر شب آن را بگويد، در آن شب به او بدى نخواهد رسيد، من هم آن كلمات را گفتم كه اين چنين است: اللّهمّ ... با خدايا! تو پروردگار من هستى، معبودى جز تو نيست، بر تو توكل مى‌كنم در حالى كه تو رب عرش عظيمى، هيچ تحول و قوتى جز به واسطه خداوند على و عظيم نيست، هر چه او بخواهد انجام شده و آنچه را كه او نخواهد انجام نمى‌گيرد. مى‌دانم كه خداوند بر هر چيزى قادر است و علم او بر هر چيزى احاطه دارد.

بار الها! به تو پناه مى‌برم از شرّ نفس خود، از شرّ سرنوشت بد، از شرّ هر صاحب شرّ، از شرّ جن و انس، از شرّ هر جنبنده‌اى كه اختيار همه آنها به دست تو است، همانا پروردگار من بر صراط مستقيم است».


صفحه 461

فصل: شفا خواستن به واسطه دعا و نوشتن آن‌

شفا خواستن به واسطه دعا بر چند قسم است:

اوّل- دفع امراض كه خود شامل دعاهايى است:

الف- «ابو نجران و ابن فضال» از يكى از اصحاب ما از امام صادق-7- روايت كرده‌اند كه آن حضرت هنگام مريضى مى‌فرمود:

701-«اللّهمّ انّك قد غيّرت اقواما فقلت:قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَ لا تَحْوِيلًا[1]فيا من لا يملك كشف ضرّى و لا تحويله عنّى احد غيرك صلّ على محمّد و اله و اكشف ضرّى و حوّله الى من يدعو معك الها آخر لا اله غيرك».

يعنى: «خدايا! تو اقوامى را تغيير داده (به مرض و سختى مبتلايشان كردى و) به آنان گفتى: بگو بخوانيد غير از خدا هر كه را گمان داريد كه نه توان برطرف كردن ضرر را از شما دارند و نه توان دگرگون ساختن آن را. پس اى كسى كه غير تو كسى توان برطرف كردن سختى من و برگرداندن آن را ندارد، درود بر محمد و آلش بفرست و سختى مرا بر طرف نما و آن را بر كسى بينداز كه به همراه تو معبود ديگرى هم دارد كه معبودى جز تو نيست».

ب- «يونس بن عبد اللَّه الرحمن» از «داود بن زيد» روايت كرده است كه گفت:

[1]- سوره اسراء، آيه 56.


صفحه 462

در مدينه مرض شديدى مرا فرا گرفت اين خبر كه به حضرت صادق-7- رسيد برايم نوشت:

702-«قد بلغنى علّتك فاشتر صاعا من برّ ثمّ استلق على قفاك و انثره على صدرك كيف ما انتشر و قل:»

. يعنى: «مرض تو به من رسيده است، يك صاع‌[1]گندم خريدارى كن و بر پشت بخواب و آن گندمها را بر سينه‌ات بريز- هر طور ريخته شود- آنگاه بگو:».

«اللّهمّ انّى اسألك باسمك الّذى اذا سألك به المضطرّ كشفت ما به من ضرّ، و مكّنت له في الارض، و جعلته خليفتك على خلقك، ان تصلّى على محمّد و اهل بيته، و ان تعافينى من علّتى»

. يعنى: «بار خدايا! از تو درخواست مى‌كنم و تو را سوگند مى‌دهم به آن نامت كه اگر انسان مضطرّى تو را بدان بخواند، ضرر را از او دفع مى‌نمايى و بر زمين، جايگاه مناسبى به او مى‌دهى و جانشين خود در زمينش مى‌نمايى، بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا از مرضم عافيت ببخشاى».

«ثمّ استو جالسا و اجمع البرّ من حولك و قل مثل ذلك و اقسمه مدّا مدّا لكلّ مسكين و قل مثل ذلك».

يعنى: «آنگاه بنشين و گندمها را از اطراف خود جمع نما و همان را دوباره بگو، بعد آن را ده سير ده سير تقسيم كن و به هر مسكينى بده و همان دعا را مجدّدا بگو».

داود گويد: من اين را گفتم، گويا از عقال‌[2]رهايى يافتم و افراد ديگر نيز آن را گفتند و از آن بهره بردند.

ج- (دعاى ذيل:)

[1]- تقريبا برابر با يك من تبريز است.

[2]-« عقال» ريسمانى است كه با آن ساعد شتر را مى‌بندند.


صفحه 463

703-«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‌، حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ‌،فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ‌، لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم».

يعنى: «به نام خداوند رحمان و رحيم، سپاس مخصوص خدايى است كه پروردگار عالمين است، خدا ما را كافى است و خوب وكيلى است، تبريك باد بر خدا كه بهترين خلق‌كننده است، هيچ تحول و نيرويى جز به واسطه خداوند على و عظيم وجود ندارد».

اين دعا را چهل مرتبه بعد از نماز صبح بخواند و بر محل درد بكشد كه هر چه باشد خصوصا شكافتگى و پارگى، به اذن خداوند متعال خوب خواهد شد كه اين عمل انجام گرديد و از آن بهره‌ها برده شد.

د- «يونس بن عمار» گويد: به حضرت صادق-7- عرض كردم:

فدايت شوم! مردم گمان مى‌كنند اين چيزى كه در چهره‌ام ظاهر گرديده، خداوند متعال بنده‌اى را كه به او حاجتى دارد، بدان مبتلا نمى‌سازد، فرمود:

704-«قد كان مؤمن آل فرعون مكنّع الاصابع و كان يقول هكذا و يمدّ يده و يقول:يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ‌

[1]».

يعنى: «آن مرد مؤمن از آل فرعون، انگشتانش بريده بود، دست خود را مى‌كشيد و مى‌گفت: اى مردم! از انبيا تبعيت كنيد».

سپس فرمود:

«اذا كان الثّلث الاخير من الليل في اوّله فتوضّأ و قم الى صلاتك الّتى تصلّيها فاذا كنت في السّجدة الاخيرة من الرّكعتين الاوليين فقل و انت ساجد: يا على، يا عظيم، يا رحمان، يا رحيم، يا سامع الدّعوات، يا معطى الخيرات، صلّ على محمّد و آل محمّد و اعطنى من خير الدّنيا و الآخرة ما انت اهله، و اصرف عنّى من شرّ الدّنيا و الآخرة ما انت اهله، و اذهب عنّى هذا الوجع فانّه قد اغاظنى و احزننى،

[1]- سوره يس، آيه 20.


صفحه 464

و الحّ في الدّعاء

». يعنى: «در ابتداى يك سوم آخر شب، وضو بساز و به نمازت بايست، به آخرين سجده از دو ركعت اول كه رسيدى در حال سجده بگو: يا على يا عظيم ...

اى بلند مرتبه! اى با عظمت! اى رحمان! اى رحيم! اى شنونده دعاها! و اى بخشنده خيرها! بر محمد و آل محمد درود فرست و از خير دنيا و آخرت آنچه خودت سزاوار آنى به من عطا فرما و از شرّ دنيا و آخرت نيز آنچنان كه خودت سزاوار آنى از من دور بگردان و اين درد را هم از من بردار كه مرا خشمگين ساخته و ناراحت كرده است. بايد در دعايت مصرّ باشى».

«يونس بن عمار» گويد: هنوز به كوفه نرسيده بودم كه خداوند متعال تمام آن را از من برداشت.

ه- «داود بن زربى» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

705-«تضع يدك على الموضع الّذى فيه الوجع و تقول ثلاث مرّات: اللَّه، اللَّه، اللَّه ربّى حقّا لا اشرك به شيئا، اللّهمّ انت لها و لكلّ عظيمة ففرّقها عنّى».

يعنى: «دست خود را بر محلى كه درد در آن است بگذار و سه بار بگو: اللَّه! اللَّه! اللَّه خدا! خدا! خدا پروردگار حقيقى من است! كه چيزى را شريكش قرار نمى‌دهم، خدايا! براى اين كار و هر كار بزرگى، تو ملجأ و پناهى، پس آن را از من جدا نما».

و- «مفضل» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

706-«قل للاوجاع: بسم اللَّه و باللَّه كم من نعمة للَّه في عرق ساكن و غير ساكن على عبد شاكر و غير شاكر. و تأخذ بلحيتك اليمنى بعد الصّلاة المفروضة و تقول: اللّهمّ فرّج عنّى كربتى، و عجّل عافيتى، و اكشف ضرّى- ثلاث مرّات- و احرص ان يكون ذلك مع بكاء و دموع».


صفحه 465

يعنى: «براى دردها بگو: بسم اللَّه و باللَّه به نام خدا و بيارى او چه بسا نعمتى كه در رگهاى ساكن و غير ساكن بنده شاكر و غير شاكر موجود است!. و بعد از نماز واجب، محاسنت را با دست راست خود بگير و سه مرتبه بگو: اللّهم ... خدايا! اندوه را از من برطرف ساز و در سلامتى‌ام عجله بفرما و سختى‌ام را برطرف نما.

و سعى كن اين كار تو با گريه و اشك همراه باشد».

ز- «ابو حمزه» گويد در زانويم دردى عارضم شد آن را به حضرت باقر-7- عرضه داشتم، فرمود:

707-«اذا انت صلّيت فقل: يا اجود من اعطى، و يا خير من سئل، و يا ارحم من استرحم، ارحم ضعفى و قلّة حيلتى و اعفنى من وجعى».

يعنى: «وقتى نماز گزاردى بگو: يا اجود ... اى بخشنده‌ترين عطاكننده! اى بهترين درخواست‌شونده! و اى رحيم‌ترين كسى كه از او طلب رحمت مى‌شود! بر ضعف و بيچارگى من رحم كن و مرا از دردم معاف فرما».

«ابو حمزه» گويد: اين را گفتم و عافيت يافتم.

ح- امام باقر-7- فرمود:

708-«مرض علىّ-7- فاتاه رسول اللَّه-6- فقال له: قل: اللّهمّ انّى اسألك تعجيل عافيتك، او صبرا على بليّتك، او خروجا الى رحمتك».

يعنى: «على-7- مريض شد، رسول خدا-6- نزدش آمده فرمود بگو: بار الها! يا عافيتت را تسريع گردان، يا به من صبر در بلايت را عنايت كن و يا روح مرا به سوى جوار رحمتت خارج فرما».

ط- «ابراهيم بن عبد الحميد» از مردى نقل كرده است كه گفت: بر حضرت صادق-7- وارد شدم و از دردى كه داشتم به حضرت شكايت بردم، فرمود:


صفحه 466

709-«قل: بسم اللَّه، ثمّ امسح يدك عليه ثمّ قل: اعوذ بعزّة اللَّه، و اعوذ بقدرة اللَّه، و اعوذ برحمة اللَّه، و اعوذ بجلال اللَّه، و اعوذ بعظمة اللَّه، و اعوذ بجمع اللَّه، و اعوذ برسول اللَّه، و اعوذ باسماء اللَّه، من شرّ ما احذر و من شرّ ما اخاف على نفسى، تقولها سبع مرّات»

. يعنى: «بگو بسم اللَّه، آنگاه دست را بر آن بكش و سپس هفت مرتبه بگو:

اعوذ پناه مى‌برم به عزت خدا! پناه مى‌برم به قدرت خدا! پناه مى‌برم به رحمت خدا! پناه مى‌برم به جلال خدا! پناه مى‌برم به عظمت خدا! پناه مى‌برم به جمع خدا! پناه مى‌برم به رسول خدا! و پناه مى‌برم به اسمهاى خدا از شر هر چه از آن حذر دارم و از شر هر چه كه از آن بر خود بيمناكم!».

آن مرد گويد: اين كار را كردم و درد از من رخت بربست.

ى- «ابراهيم بن اسرائيل» از حضرت رضا-7- نقل كرده است كه فرمود:

710-«خرج بجارية لنا خنازير في عنقها فاتانى آت فقال لى: يا علىّ، قل لها فلتقل: يا رؤوف، يا رحيم، يا ربّ، يا سيدى، قال: فقالته فاذهب اللَّه عنها.

قال: و قال: هذا الدّعاء الّذى دعا به جعفر بن سليمان‌

». يعنى: «در گردن كنيزى از كنيزان ما غدّه‌هايى پديدار شد، ندايى غيبى به سوى من آمد و گفت: اى على! به آن كنيز بگو كه بگويد: يا رؤوف! يا رحيم! يا ربّ! يا سيّدى! كنيز اين را گفت و خداوند سبحان نيز آن مرض را از او دفع كرد.

آنگاه فرمود: اين همان دعايى است كه جعفر بن سليمان، خدا را بدان مى‌خواند».

دوّم- دعاهايى كه به واسطه آنها اندوهها و سختيها دفع مى‌گردند:

الف- «ابن مسكان» از ابى حمزه روايت كرده است كه حضرت باقر-7- به او فرمود:

711-«يا ابا حمزة، ما لك اذا انابك امر تخافه الّا تتوجّه الى بعض زوايا بيتك- يعنى القبلة- فتصلّي ركعتين ثمّ تقول: يا ابصر النّاظرين، و يا اسمع»


صفحه 467

«السّامعين، و يا اسرع الحاسبين، و يا ارحم الرّاحمين. سبعين مرّة كلّما دعوت اللَّه مرّة بهذه الكلمات سل حاجتك»

. يعنى: «اى ابا حمزه! چه مى‌شود كه هر گاه امر هراسناكى به تو رسيد، به طرف گوشه‌اى از اتاق- يعنى به سوى قبله- نمى‌روى تا دور ركعت نماز بگزارى و سپس هفتاد مرتبه بگويى: يا ابصر الناظرين ... اى بيننده‌ترين نظركننده‌ها! اى شنونده‌ترين شنونده‌ها! اى سريعترين حسابرسها! و اى با رحمت‌ترين رحيمان! هر بار كه با اين كلمات، دعا كردى، حاجت خود را درخواست نما».

ب- از حضرت باقر-7- روايت شده است كه فرمود:

712- مردى كه «شيبه هذلى» گفته مى‌شد، نزد پيامبر اكرم-6- آمد و عرضه داشت:

اى رسول خدا! من پير مرد كهنسالى هستم و نيروى كار ندارم، تاكنون خود را به نماز و روزه و حج و جهاد، عادت داده بودم، كلامى به من بياموز كه خداوند متعال به واسطه آن به من نفع برساند و سبك هم باشد، اى رسول خدا! پيامبر-6- فرمود: دو باره بگو.

آن مرد سه مرتبه اين را گفت. رسول خدا-6و سلّم- فرمود: هيچ درخت و كلوخى در گرد تو نيست مگر آنكه از باب رحمت بر تو گريه كرده است، هر گاه نماز صبح را گزاردى بگو:

«سبحان اللَّه العظيم و بحمده و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم»

كه خداوند عزيز و جليل به واسطه آن تو را از كورى و ديوانگى و جذام و فقر و ضعف، معاف مى‌دارد.

آن مرد گفت: يا رسول اللَّه! اين براى دنيا، براى آخرت چه؟ فرمود: بعد از هر نمازى مى‌گويى:

«اللّهمّ اهدنى من عندك، و افض علىّ من فضلك، و انشر علىّ من رحمتك، و انزل علىّ من بركاتك»

. يعنى: «خدايا! مرا از جانب خودت هدايت نماز و از بخشش مخصوصت بر من افاضه فرما و رحمتت را بر من بگشاى و بركاتت را بر من نازل فرما».