«عبد اللَّه بن سنان» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
726-«قال امير المؤمنين-7-: اذا لقيت السّبع فقل: اعوذ بربّ دانيال و الجبّ من شرّ كلّ اسد مستأسد»
. يعنى: «امير المؤمنين-7- فرمود: هر گاه حيوان درّندهاى را ديدى بگو: پناه مىبرم به پروردگار دانيال و چاه از شرّ هر شير درّندهاى»[1].
ب- حضرت صادق-7- فرمود:
727-«الا اعلّمك كلمات؟ اذا وقعت في ورطة فقل: بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم، فانّ اللَّه يصرف بها عنك ما يشاء من انواع البلاء»
. يعنى: «آيا براى هنگامى كه در نابودى و هلاكتى افتادى كه راه نجاتى از آن نيست، كلماتى به تو بياموزم؟ پس بگو:
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم
، كه خداوند به واسطه آن، هر نوع بلائى را كه بخواهد از تو دفع مىكند».
ج- «شيخ كلينى» گويد: در يكى از جنگها مسلمانان به رسول خدا-6- شكايت كردند كه «ككها» آنها را مىآزارند، فرمود:
[1]- شيخ صدوق( ره) ضمن حديث طويلى، ماجراى دانيال نبى-7- را اين چنين نقل مىكند:« بخت نصر، حضرت دانيال وعده ديگرى را به اسارت گرفت و چون به فضل او پى برد و شنيد كه بنى اسرائيل، انتظار ظهورش را مىكشند و فرج را در او اميد دارند، دستور داد كه آن حضرت را در چاهى بزرگ و گود، به همراه شيرى بيفكنند تا او را بخورد، اما( به امر پروردگار) آن شير به دانيال نزديك نشد و او را نخورد.
شبى« بخت نصر» در خواب ديد كه گويا دستههايى از ملائكه از آسمان به چاهى كه دانيال در آن بود، آمده بروى سلام مىكنند و بشارت فرج به او مىدهند( اين خواب در او اثر گذاشت و) صبح كه از خواب بيدار شد، از كردهاش پشيمان گشت و فرمان به آزادى دانيال داده از آن حضرت عذر خواهى نمود و علاوه بر اين، مشورت در امور مملكت و نيز قضاوت بين مردم را به او واگذار نمود كه بنى اسرائيل بدين سبب از حالت اختفا و پريشانى بدر آمدند( كمال الدين و تمام النعمة، ص 157- 158، طبع دفتر انتشارات اسلامى).
728-«اذا اخذ احدكم مضجعه فليقل: ايّها الاسود الوثّاب الّذى لا يبالى غلقا و لا بابا عزمت عليكم بامّ الكتاب الّا تؤذونى و اصحابى الى ان يذهب الليل يجيء الصّبح بما جاء».
يعنى: «هر يك از شما كه خواست به خوابگاه برود، بگويد: اى سياه جست و خيزكننده! اى كه نه به قفل توجه دارى و نه به در! با ام الكتاب بر تو نفرين مىكنم كه من و ياران مرا نيازارى تا شب برود و صبح بيايد».
راوى گويد: ولى آنچه را كه ما مىدانيم اين است كه به جاى: «الى ان يذهب الليل ...» آمده: «الى ان يئوب الصّبح بما آب» يعنى تا صبح آنچه را كه مىخواهد بياورد.
د- «شيخ كلينى» گويد: «محمد بن هارون» براى حضرت باقر-7- نوشت تا براى بادى كه به كودكان عارض مىشود، دعايى به او بياموزد، حضرت با خط خود نوشتند:
729-«اللَّه اكبر اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه، اللَّه اكبر لا اله الّا اللَّه و لا ربّ لى الّا اللَّه له الملك و له الحمد لا شريك له سبحان اللَّه ما شاء اللَّه كان و ما لم يشأ لم يكن.
اللّهمّ يا ذا الجلال و الاكرام، ربّ موسى و عيسى و ابراهيم الّذى و في اله ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط، لا اله الّا انت سبحانك مع ما عدد من آياتك و بعظمتك و بما سالك به النّبيّون و بانّك ربّ النّاس كنت قبل كلّ شيء و انت بعد كلّ شيء اسألك بكلماتك الّتى تمسك السّماء ان تقع على الارض الّا باذنك و بكلماتك الّتى تحيى الموتى ان تجير عبدك فلانا[1]من شرّ ما ينزل من السّماء و ما يعرج فيها، و ما يخرج من الارض و ما يلج فيها، و السّلام على المرسلين، و الحمد للَّه ربّ العالمين»
[1]- به جاى« فلان» نام آن مريض را بگويد.
يعنى: «خدا بزرگتر است، شهادت مىدهم كه محمد فرستاده خداست، خدا بزرگتر است، معبودى جز اللَّه نيست، پروردگارى برايم جز اللَّه نيست كه حكومت و ستايش براى اوست، شريكى ندارد، منزه است خدا، هر آنچه او بخواهد، مىشود و هر آنچه نخواهد، نمىشود.
بار خدايا! اى صاحب جلال و كرامت! اى پروردگار موسى و عيسى، و ابراهيمى كه به وعدهاش وفا كرد! اى معبود ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و نوادهگانش! معبودى جز تو نيست، تو منزهى با آن آياتى كه بر شمردى.
به عظمت تو سوگند! و به آنچه انبيا تو را بدان مىخواندند و به اينكه تو پروردگار مردمى، قبل از هر چيز تو بودى و بعد از هر چيزى تو هستى، به كلماتى كه آسمان را نگاه داشتى تا بر زمين قرار نگيرد- مگر به اذن تو- و به كلماتى كه مردگان را زنده مىكنى، قسمت مىدهم و از تو مىخواهم كه بندهات فلانى را از شرّ آنچه از آسمان فرود مىآيد و به آن عروج مىكند و نيز از شرّ آنچه از زمين خارج مىشود و در آن فرو مىرود، نجات بدهى، درود بر پيامبران و ستايش خدايى راست كه رب العالمين است».
ه- و نيز از آن حضرت به خط شريفش رسيده است:
730-«بسم اللَّه و باللَّه و الى اللَّه و كما شاء اللَّه و بعزّة اللَّه و جبروت اللَّه و قدرة اللَّه و ملكوت اللَّه، هذا الكتاب اجعله يا اللَّه يا اللَّه شفاء لفلان بن فلان[1]عبدك و ابن امتك عبد اللَّه صلّى اللَّه على رسول اللَّه».
يعنى: «به نام خدا و به يارى او، به سوى او و آنچنان كه او بخواهد، به عزّت خدا و جبروت خدا و قدرت خدا و ملكوت خدا. خدايا! اين نوشته را براى فلانى، فرزند فلانى شفا قرار ده (او كه پدرش) بنده تو، مادرش كنيز تو و خودش بنده خداست، درود بر رسول خدا».
[1]- به جاى فلان بن فلان، نام آن مريض و نام پدرش را بگويد.
و- امير المؤمنين-7- فرمود:
731-«رقى النّبىّ-6و سلّم- حسنا و حسينا فقال:
اعيذكما بكلمات اللَّه التّامّة و اسمائه الحسنى عامّة من شرّ السّامّة و الهامّة، و من شرّ عين لامّة، و من شرّ حاسد اذا حسد، ثمّ التفت الينا فقال: هكذا كان يعوّذ ابراهيم اسحاق و اسماعيل»
. يعنى: «پيامبر اكرم-6- براى حسن و حسين دعا كرد و فرمود: شما را در پناه كلمات تامّه الهى و اسماى نيكويش قرار مىدهم از شرّ هر چيز زهردار و حيوانات و حشرات سمّى، از شرّ چشم بد و از شرّ هر حسدكننده هنگام حسادتش. آنگاه رو به ما كرد و فرمود: اين گونه ابراهيم براى اسحاق و اسماعيل دعا مىكرد و پناهشان مىداد».
ز- از حضرت امام باقر-7- نقل است كه فرمود:
732-«من قال: لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم، دفع اللَّه بها عنه سبعين نوعا من انواع البلاء ايسرها الجنون، و من خرج من بيته فقال: بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، قال له الملكان: هديت، و اذا قال: لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم، قالا له: وقيت، و اذا قال: توكّلت على اللَّه، قالا له: كفيت، فيقول الشّيطان: كيف اصنع بمن هدى و وقى و كفى؟»
. يعنى: «هر كس كه بگويد: لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم، خداوند متعال به واسطه آن هفتاد نوع از انواع بلا را از او دفع مىنمايد كه سادهترينش، جنون است. هر كس كه از خانهاش خارج شود و بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم بگويد، دو فرشته به او مىگويند هدايت شدى. و هر گاه بگويد: لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم، به او مىگويند: نگاه داشته شدى. و هر گاه بگويد: توكّلت على اللَّه، به او مىگويند كفايت شدى. در اينجا شيطان مىگويد: چكار كنم با كسى كه هدايت گرديد، نگاه داشته و كفايت شد».
ح- «ابو حمزه» گويد: از حضرت باقر-7- اجازه ديدار خواستم، به طرفم بيرون آمد در حالى كه دو لبش حركت مىكرد، عرض كردم: چه مىگفتى؟ فرمود: آيا متوجه شدى اى ثمالى؟ گفتم: فدايت شوم! آرى، فرمود:
733-«انّى و اللَّه تكلّمت بكلام ما تكلّم به احد الّا كفاه اللَّه ما اهمّه من امر دنياه و آخرته»
. يعنى: «من كلامى را گفتم كه احدى آن را نگفته مگر آنكه خداوند متعال كارهاى مهمش را- اعم از دنيايى و اخروى- بر عهده گرفت».
گفتم: مرا از آن باخبر كن.
فرمود: بلى سپس فرمود:
«من قال حين يخرج من منزله: بسم اللَّه، حسبى اللَّه، توكّلت على اللَّه، اللّهمّ انّى اسألك خير امورى كلّها، و اعوذ بك من خزى الدّنيا و عذاب الآخرة، كفاه اللَّه ما اهمّه من امر دنياه و آخرته».
يعنى: «كسى كه هنگام خروج از منزلش بگويد: به نام خدا، خدا مرا بس است، بر او توكل مىكنم، بار الها! من از تو همه خيرهايم را مىطلبم و از خوارى دنيا و عذاب آخرت به تو پناه مىبرم، خداوند متعال مهمّات دنيايى و اخروى چنين شخصى را بر عهده مىگيرد».
ط- امير المؤمنين-7- فرمود:
734-«اذا اراد احدكم النّوم فلا يضعن جنبه حتّى يقول: اعيذ نفسى و دينى و اهلى و ولدى و خواتيم عملى و ما رزقنى ربّى و ما خوّلنى بعزّة اللَّه و عظمة اللَّه و جبروت اللَّه و سلطان اللَّه و رحمة اللَّه و رأفة اللَّه و غفران اللَّه و قوّة اللَّه و قدرة اللَّه و جلال اللَّه و بصنع اللَّه و اركان اللَّه و بجمع اللَّه، و برسول اللَّه-6و سلّم- و قدرة اللَّه على ما يشاء، من شرّ السّامّة و الهامّة، و من شرّ الجنّ و الانس، و من شرّ كلّ ما دبّ على الارض و ما يخرج منها و من شرّ ما ينزل من السّماء و ما يعرج فيها»
«و من شرّ كلّ دابّة ربّى اخذ بناصيتها، انّ ربّى على صراط مستقيم، و هو على كلّ شيء قدير و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم.
فانّ رسول اللَّه-6- كان يعوّذ الحسن و الحسين بذلك، و بذلك امر رسول اللَّه».
يعنى: «هر گاه يكى از شما خواست بخوابد، پهلويش را بر زمين نگذارد مكر اينكه بگويد: اعيذ نفسى ... پناه مىدهم خودم و دينم و خانوادهام و فرزندانم و پايان كارم و روزيهايى كه پروردگارم به من داده و آنچه به من بخشيده را به عزّت خدا و عظمت خدا و جبروت خدا و سلطنت خدا و رحمت خدا و رأفت خدا و مغفرت خدا و قوّت خدا و قدرت خدا و جلال خدا و صنعت خدا و اركان خدا و جمع خدا و رسول خدا-6- و قدرت خدا بر هر چه بخواهد از شرّ هر چيز زهردار و حيوان سمّى و از شرّ جن و انس و از شرّ هر چه بر زمين مىجنبد و هر چه از آن خارج مىشود، و از شرّ آنچه از آسمان فرود مىآيد و آنچه بدان بالا مىرود. و از شرّ هر جنبندهاى كه زمام اختيارش به دست اوست كه همانا پروردگار من بر صراط مستقيم است، و همو بر هر چيز قادر مىباشد و هيچ دگرگونى و نيروى جز به واسطه خداوند على و عظيم نيست. همانا رسول خدا-6- اين گونه حسن و حسين را دعا مىكرد و به همين نيز دستور داده است».
ى- از امير المؤمنين-7- نقل است كه فرمود:
735-«اذا اراد احدكم النّوم فليضع يده اليمنى تحت خدّه الايمن و ليقل:
بسم اللَّه وضعت جنبى للَّه على ملّة ابراهيم و دين محمّد و ولاية من افترض اللَّه طاعته، ما شاء اللَّه كان، و ما لم يشأ لم يكن.
فمن قال ذلك عند منامه حفظ من اللّصّ المغير و الهدم، و تستغفر له الملائكة».
يعنى: «هر گاه يكى از شما اراده خوابيدن كرد، دست راستش را زير گونه
راستش قرار داده بگويد: به نام خدا، پهلويم را براى خدا و بنا بر آئين ابراهيم و دين محمد-6- و سرپرستى كسى كه خداوند، طاعتش را واجب فرمود، بر زمين قرار دادم كه هر چه او بخواهد شدنى است و هر چه نخواهد ناشدنى مىباشد. هر كسى، كه اين را هنگام خوابش بگويد، از دزد غارتگر و نابودى و ريختن ساختمان، حفظ گشته، ملائكه برايش استغفارى مىكنند».
ك- «ابو بصير» از حضرت باقر-7- روايت كرده است كه فرمود:
736-«من قال حين يخرج من باب داره: اعوذ بما عاذت به ملائكة اللَّه، و من شرّ هذا اليوم الجديد الّذى اذا غابت شمسه لم يعد، و من شرّ نفسى، و من شرّ غيرى، و من شرّ الشّيطان، و من شرّ من نصبه لاولياء اللَّه، و من شرّ الجنّ و الانس، و من شرّ السّباع و الهوامّ، و من شرّ ركوب المحارم كلّها، اجير نفسى باللَّه و من كلّ سوء، غفر اللَّه له، و تاب عليه، و كفاه المهمّ و حجزه عن السّوء، و عصمه من الشّرّ».
يعنى: «هر كس كه هنگام خروج از خانهاش بگويد: پناه مىبرم به آنچه ملائكه خدا بدان پناه بردند از شرّ اين روز جديدى كه اگر خورشيدش پنهان شود ديگرى بر نخواهد گشت و از شرّ نفسم و از شرّ ديگران و از شرّ شيطان و از شرّ كسى كه با اولياى خدا دشمنى كند و از شرّ جنها و انسانها و از شرّ درّندگان و حيوانات زهردار و از شرّ تسلط تمامى خطرها، پناه مىدهم خودم را به خدا از هر چيز بدى، خداوند چنين فردى را مىآمرزد و رحمتش را بر او بر مىگرداند و كارهاى مهمش را بر عهده مىگيرد و او را از بدى حفظ مىكند و از شرّ، نگاه مىدارد».
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة