(فرمانبرداران) است. و هر كس كه دويست آيه بخواند، جزء خاشعين نوشته مىشود، و هر كس كه سيصد آيه بخواند از فائزين (رستگاران) محسوب مىشود و هر كس كه پانصد آيه بخواند از مجتهدين مىباشد. و هر كس كه هزار آيه بخواند قنطارى از نيكوكارى برايش نوشته مىشود كه يك قنطار پانزده هزار مثقال از طلاست و يك مثقال، بيست و چهار قيراط است كه كمترينش مانند كوه احد و بزرگترينش ما بين آسمان و زمين است».
فصل اوّل: قرائت قرآن قبل از خواب
سزاوار است كه انسان تا چيزى از قرآن نخوانده، نخوابد.
«فضيل بن يسار» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
754-«ما يمنع التّاجر منكم المشغول في سوقه اذا رجع الى منزله ان لا ينام حتّى يقرأ سورة من القران فيكتب له مكان كلّ آية يقرأها عشر حسنات و يمحى عنه عشر سيّئات».
يعنى: «تاجر مشغول در بازارتان را چه چيز مانع مىشود كه وقتى به منزل بازگشت، تا سورهاى از قرآن را نخوانده، نخوابد كه در اين صورت در برابر هر آيهاى كه قرائت مىكند، ده حسنه برايش نوشته مىشود و ده سيّئه از او محو مىگردد».
فصل دوّم: داشتن قرآن در خانه و از روى آن خواندن
داشتن قرآن در خانه مستحب است كه حضرت صادق-7- فرمود:
755-«انّه ليعجبنى ان يكون في البيت مصحف يطرد اللَّه عزّ و جلّ به الشّياطين»
. يعنى: «دوست دارم در خانه قرآنى باشد كه خداوند عزيز و جليل به واسطه آن، شياطين را طرد نمايد».
و سزاوار است كه هنگام قرائت قرآن در آن بنگرد اگر چه داراى قرائتى نيكو و حافظ قرآن باشد و غلط نخواند كه حضرت صادق-7- فرمود:
756-«ثلاثة تشكو الى اللَّه العزيز الجليل: مسجد خراب لا يصلّى فيه اهله، و عالم بين جهّال، و مصحف معلّق قد وقع عليه الغبار لا يقرأ فيه»
. يعنى: «سه گروه هستند كه به درگاه خداوند عزيز و جليل شكايت مىبرند:
مسجد خرابى كه اهلش در آن نماز نخوانند، عالمى كه ميان جاهلان باشد (و از او استفادهاى نشود) و قرآنى كه رها شده و بر آن گرد و غبار نشسته و كسى از رويش نخواند».
«اسحاق بن عمار» گويد به حضرت صادق-7- عرض كردم:
فدايت شوم! من قرآن را از بر هستم، آيا از حفظ بخوانم بهتر است يا از روى كتاب؟
فرمود:
757-«لا، بل اقرأه و انظر في المصحف فهو افضل، اما علمت انّ النّظر في المصحف عبادة؟»
. يعنى: «نه، بلكه بخوان و در قرآن نظر كن كه اين بهتر است، آيا نمىدانى كه نگاه كردن در قرآن عبادت است؟».
و از آن حضرت است كه:
758-«من قرأ في المصحف متّع ببصره، و خفّف عن والديه و لو كانا كافرين»
. يعنى: «كسى كه از روى قرآن بخواند، عمر چشمش زياد مىگردد و براى پدر و مادرش تخفيف داده مىشود اگر چه كافر باشند».
و از آن حضرت نقل شده است كه از قول پيامبر اكرم-6- فرمود:
759-«ليس شيء اشدّ على الشّيطان من القراءة في المصحف نظرا و المصحف في البيت يطرد الشّيطان»
. يعنى: «چيزى بر شيطان سختتر از اين نيست كه قرآن خوانده شود در حالى كه در آن نظر مىگردد و قرآنى كه در خانه باشد، شيطان را طرد مىنمايد».
فصل سوّم: مداومت بر حفظ قرآن
بر كسى كه قرآن را حفظ كرده، سزاوار است بر تلاوتش مداومت داشته باشد و آن را فراموش نكند تا مبادا از اين راه روز قيامت، تأسف و حسرت گريبانگيرش گردد.
«عبد اللَّه بن مسكان» از «يعقوب احمر» روايت كرده است كه گفت: به حضرت صادق-7- عرض كردم: فدايت شوم! رنجها و مصيبتهايى به من مىرسد كه بسيارى از چيزهاى خوب را فراموش مىكنم و برايم باقى نمىماند، حتى مقدارى از قرآن نيز از دستم رفته است- راوى گويد: نام قرآن را كه بردم حضرت ناراحت شده فرمودند:
760-«انّ الرّجل لينسى السّورة من القران فتأتيه يوم القيامة حتّى تشرّف عليه من درجة من بعض الدّرجات فتقول: السّلام عليك، فيقول: و عليك السّلام، من أنت؟ فتقول: انا سورة كذا و كذا ضيّعتنى و تركتنى، اما لو تمسّكت بى بلغت بك هذه الدّرجة ثمّ اشار باصبعه ثمّ قال: عليكم بالقران فتعلّموه فانّ من النّاس من يتعلّم ليقال: فلان قارئ، و منهم من يتعلّمه و يطلب به الصّوت ليقال: فلان حسن الصّوت و ليس في ذلك خير، و منهم من يتعلّمه فيقوم به في ليله و نهاره و لا يبالى من علم ذلك و من لم يعلمه».
يعنى: «فردى سورهاى از قرآن را فراموش مىكند، روز قيامت همان سوره در درجهاى از درجات بر او مشرف مىشود و مىگويد: السّلام عليك. او در جواب مىگويد: و عليك السّلام، تو كيستى؟ مىگويد: فلان سوره و فلان سورهاى
هستم كه مرا واگذاشتى و تركم نمودى، اگر نگاهم مىداشتى تو را به اين درجه مىرساندم- در اين حال با انگشتش اشاره كرد، آنگاه فرمود:- بر شما باد به قرآن تا آن را فرا گيريد كه بعضى از مردم آن را مىآموزند تا گفته شود: فلانى قارى است.
و برخى آن را مىآموزند و هدفشان فقط صداست كه گفته شود فلانى خوش صوت است، در اينها خيرى نيست، اما برخى هم قرآن را مىآموزند و شبانه روز بر اين كار مداومت دارند و برايشان فرقى نمىكند كه كسى اين را بداند يا نداند».
و از آن حضرت است كه:
761-«من نسى سورة من القران مثّلت له في صورة حسنة و درجة رفيعة في الجنّة فاذا رءاها قال: من انت؟ ما احسنك ليتك لى، فتقول: اما تعرفنى؟ انا سورة كذا و كذا لو لم تنسنى لرفعتك الى هذا»
. يعنى: «كسى كه سورهاى از قرآن را فراموش كند، آن سوره در يك چهره زيبا و درجهاى بالا در بهشت برايش تمثّل مىيابد، وقتى آن را ديد، به او مىگويد:
تو كيستى؟ چه زيبايى! اى كاش براى من بودى! مىگويد: آيا مرا نمىشناسى؟ من فلان سوره و فلان سورهام، اگر فراموشم نكرده بودى، تو را تا اينجا بالا مىآوردم».
و از حضرت صادق-7- نقل است كه فرمود:
762-«القران عهد اللَّه الى خلقه فينبغى للمسلم ان ينظر في عهده و ان يقرأ في كلّ يوم خمسين آية».
يعنى: «قرآن، عهد خدا به سوى خلق اوست، پس سزاوار است براى يك مسلمان كه در عهدش نظر كند و در هر روز، پنجاه آيه بخواند».
.
«هيثم بن عبيد» روايت كرده است كه:
763-«سألت ابا عبد اللَّه-7- عن رجل قرا القرآن ثمّ نسيه ثمّ يتذكّر فردّدت عليه ثلاثا أ عليه فيه حرج؟ قال: لا»
يعنى: «از حضرت صادق-7- در باره مردى سؤال كردم كه قرآن را خواند و بعد فراموشش كرد، سپس به ياد آورد تا سه مرتبه، آيا اشكالى دارد؟
فرمود: خير».
فصل چهارم: برخى از فوايد قرآن
بدان كه در قرآن، بزرگترين پادزهر و ياقوت سرخ و خواص غريب و معجزات عجيب، نهفته است. نه آن را مىتوان به كوه بلند و سر به فلك كشيده تشبيه كرد كه مقامش از آن بالاتر است و نه به اقيانوسها كه از آن عظيمتر مىباشد.
اگر به موعظهها و تهديدها بنگرى، مىبينى كه خطيب توانا و واعظ بليغ و گويا از قرآن بهره برده. و اگر به احكام و دستورات حلال و حرام نظر بيفكنى، مىيابى كه فقيه حاذق و مفتى صادق از درياى قرآن، برداشت كرده است! و اگر به بلاغت و فصاحت توجه كنى، مىفهمى كه بليغان از چشمه قرآن كسب فيض كردهاند.
اديب خبره و هوشيار ماهر، افتخارشان به توجيه و تفسير معانى قرآن و شناخت روشها و مبانى آن است.
ديگر اميد نمىرود كه بعد از آيات شريفه ذيل، ستايشگران و ثناكنندگان، سخنى و ثنايى داشته باشند:
-فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ[1].
يعنى: «پس به كدامين سخن بعد از اين كتاب آسمانى، ايمان خواهند آورد؟».
-ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ[2].
[1]- سوره اعراف، آيه 185.
[2]- سوره انعام، آيه 38.