بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 494

فصل دوّم: داشتن قرآن در خانه و از روى آن خواندن‌

داشتن قرآن در خانه مستحب است كه حضرت صادق-7- فرمود:

755-«انّه ليعجبنى ان يكون في البيت مصحف يطرد اللَّه عزّ و جلّ به الشّياطين»

. يعنى: «دوست دارم در خانه قرآنى باشد كه خداوند عزيز و جليل به واسطه آن، شياطين را طرد نمايد».

و سزاوار است كه هنگام قرائت قرآن در آن بنگرد اگر چه داراى قرائتى نيكو و حافظ قرآن باشد و غلط نخواند كه حضرت صادق-7- فرمود:

756-«ثلاثة تشكو الى اللَّه العزيز الجليل: مسجد خراب لا يصلّى فيه اهله، و عالم بين جهّال، و مصحف معلّق قد وقع عليه الغبار لا يقرأ فيه»

. يعنى: «سه گروه هستند كه به درگاه خداوند عزيز و جليل شكايت مى‌برند:

مسجد خرابى كه اهلش در آن نماز نخوانند، عالمى كه ميان جاهلان باشد (و از او استفاده‌اى نشود) و قرآنى كه رها شده و بر آن گرد و غبار نشسته و كسى از رويش نخواند».

«اسحاق بن عمار» گويد به حضرت صادق-7- عرض كردم:

فدايت شوم! من قرآن را از بر هستم، آيا از حفظ بخوانم بهتر است يا از روى كتاب؟


صفحه 495

فرمود:

757-«لا، بل اقرأه و انظر في المصحف فهو افضل، اما علمت انّ النّظر في المصحف عبادة؟»

. يعنى: «نه، بلكه بخوان و در قرآن نظر كن كه اين بهتر است، آيا نمى‌دانى كه نگاه كردن در قرآن عبادت است؟».

و از آن حضرت است كه:

758-«من قرأ في المصحف متّع ببصره، و خفّف عن والديه و لو كانا كافرين»

. يعنى: «كسى كه از روى قرآن بخواند، عمر چشمش زياد مى‌گردد و براى پدر و مادرش تخفيف داده مى‌شود اگر چه كافر باشند».

و از آن حضرت نقل شده است كه از قول پيامبر اكرم-6- فرمود:

759-«ليس شي‌ء اشدّ على الشّيطان من القراءة في المصحف نظرا و المصحف في البيت يطرد الشّيطان»

. يعنى: «چيزى بر شيطان سخت‌تر از اين نيست كه قرآن خوانده شود در حالى كه در آن نظر مى‌گردد و قرآنى كه در خانه باشد، شيطان را طرد مى‌نمايد».


صفحه 496

فصل سوّم: مداومت بر حفظ قرآن‌

بر كسى كه قرآن را حفظ كرده، سزاوار است بر تلاوتش مداومت داشته باشد و آن را فراموش نكند تا مبادا از اين راه روز قيامت، تأسف و حسرت گريبانگيرش گردد.

«عبد اللَّه بن مسكان» از «يعقوب احمر» روايت كرده است كه گفت: به حضرت صادق-7- عرض كردم: فدايت شوم! رنجها و مصيبتهايى به من مى‌رسد كه بسيارى از چيزهاى خوب را فراموش مى‌كنم و برايم باقى نمى‌ماند، حتى مقدارى از قرآن نيز از دستم رفته است- راوى گويد: نام قرآن را كه بردم حضرت ناراحت شده فرمودند:

760-«انّ الرّجل لينسى السّورة من القران فتأتيه يوم القيامة حتّى تشرّف عليه من درجة من بعض الدّرجات فتقول: السّلام عليك، فيقول: و عليك السّلام، من أنت؟ فتقول: انا سورة كذا و كذا ضيّعتنى و تركتنى، اما لو تمسّكت بى بلغت بك هذه الدّرجة ثمّ اشار باصبعه ثمّ قال: عليكم بالقران فتعلّموه فانّ من النّاس من يتعلّم ليقال: فلان قارئ، و منهم من يتعلّمه و يطلب به الصّوت ليقال: فلان حسن الصّوت و ليس في ذلك خير، و منهم من يتعلّمه فيقوم به في ليله و نهاره و لا يبالى من علم ذلك و من لم يعلمه».

يعنى: «فردى سوره‌اى از قرآن را فراموش مى‌كند، روز قيامت همان سوره در درجه‌اى از درجات بر او مشرف مى‌شود و مى‌گويد: السّلام عليك. او در جواب مى‌گويد: و عليك السّلام، تو كيستى؟ مى‌گويد: فلان سوره و فلان سوره‌اى‌


صفحه 497

هستم كه مرا واگذاشتى و تركم نمودى، اگر نگاهم مى‌داشتى تو را به اين درجه مى‌رساندم- در اين حال با انگشتش اشاره كرد، آنگاه فرمود:- بر شما باد به قرآن تا آن را فرا گيريد كه بعضى از مردم آن را مى‌آموزند تا گفته شود: فلانى قارى است.

و برخى آن را مى‌آموزند و هدفشان فقط صداست كه گفته شود فلانى خوش صوت است، در اينها خيرى نيست، اما برخى هم قرآن را مى‌آموزند و شبانه روز بر اين كار مداومت دارند و برايشان فرقى نمى‌كند كه كسى اين را بداند يا نداند».

و از آن حضرت است كه:

761-«من نسى سورة من القران مثّلت له في صورة حسنة و درجة رفيعة في الجنّة فاذا رءاها قال: من انت؟ ما احسنك ليتك لى، فتقول: اما تعرفنى؟ انا سورة كذا و كذا لو لم تنسنى لرفعتك الى هذا»

. يعنى: «كسى كه سوره‌اى از قرآن را فراموش كند، آن سوره در يك چهره زيبا و درجه‌اى بالا در بهشت برايش تمثّل مى‌يابد، وقتى آن را ديد، به او مى‌گويد:

تو كيستى؟ چه زيبايى! اى كاش براى من بودى! مى‌گويد: آيا مرا نمى‌شناسى؟ من فلان سوره و فلان سوره‌ام، اگر فراموشم نكرده بودى، تو را تا اينجا بالا مى‌آوردم».

و از حضرت صادق-7- نقل است كه فرمود:

762-«القران عهد اللَّه الى خلقه فينبغى للمسلم ان ينظر في عهده و ان يقرأ في كلّ يوم خمسين آية».

يعنى: «قرآن، عهد خدا به سوى خلق اوست، پس سزاوار است براى يك مسلمان كه در عهدش نظر كند و در هر روز، پنجاه آيه بخواند».

.


صفحه 498

«هيثم بن عبيد» روايت كرده است كه:

763-«سألت ابا عبد اللَّه-7- عن رجل قرا القرآن ثمّ نسيه ثمّ يتذكّر فردّدت عليه ثلاثا أ عليه فيه حرج؟ قال: لا»

يعنى: «از حضرت صادق-7- در باره مردى سؤال كردم كه قرآن را خواند و بعد فراموشش كرد، سپس به ياد آورد تا سه مرتبه، آيا اشكالى دارد؟

فرمود: خير».


صفحه 499

فصل چهارم: برخى از فوايد قرآن‌

بدان كه در قرآن، بزرگترين پادزهر و ياقوت سرخ و خواص غريب و معجزات عجيب، نهفته است. نه آن را مى‌توان به كوه بلند و سر به فلك كشيده تشبيه كرد كه مقامش از آن بالاتر است و نه به اقيانوسها كه از آن عظيم‌تر مى‌باشد.

اگر به موعظه‌ها و تهديدها بنگرى، مى‌بينى كه خطيب توانا و واعظ بليغ و گويا از قرآن بهره برده. و اگر به احكام و دستورات حلال و حرام نظر بيفكنى، مى‌يابى كه فقيه حاذق و مفتى صادق از درياى قرآن، برداشت كرده است! و اگر به بلاغت و فصاحت توجه كنى، مى‌فهمى كه بليغان از چشمه قرآن كسب فيض كرده‌اند.

اديب خبره و هوشيار ماهر، افتخارشان به توجيه و تفسير معانى قرآن و شناخت روشها و مبانى آن است.

ديگر اميد نمى‌رود كه بعد از آيات شريفه ذيل، ستايشگران و ثناكنندگان، سخنى و ثنايى داشته باشند:

-فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ‌[1].

يعنى: «پس به كدامين سخن بعد از اين كتاب آسمانى، ايمان خواهند آورد؟».

-ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‌ءٍ[2].

[1]- سوره اعراف، آيه 185.

[2]- سوره انعام، آيه 38.


صفحه 500

يعنى: «ما در كتاب، چيزى را فرو گذار نكرديم».

اگر شفا مى‌خواهى و دوا مى‌طلبى، شفا و دوا، در اوست و همو راه بى‌نيازى را نشان مى‌دهد و وسيله‌اى است براى اجابت دعا، اين ادعا در سه بخش تقديم مى‌گردد:

اوّل- شفا يافتن از دردها و مرضها:

بر خود لازم مى‌دانيم كه مقدار كمى از آن را به عنوان شاهد بر مدعاى خود بياوريم و الا آنقدر هست كه غير از پيامبر و اوصيايش- عليهم السّلام- كه مبين وحى الهى‌اند ديگران عاجزند.

الف- امام صادق-7- از پدرانش- عليهم السّلام- از پيامبر اكرم-6- نقل كرده است كه فرمود:

764-«شكى اليه رجل وجعا في صدره فقال: استشف بالقران فانّ اللَّه عزّ و جلّ يقول:وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ»

[1].

يعنى: «مردى از درد سينه‌اش نزد رسول خدا-6و سلّم- شكايت برد پيامبر فرمود: از قرآن شفا بطلب كه خداوند عزيز و جليل مى‌فرمايد:

(قرآن) درمان است براى آنچه در سينه‌هاست».

ب- «شيخ صدوق» از پيامبر اكرم-6- نقل كرده است كه فرمود:

765-«شفاء امّتى في ثلاث: آية من كتاب اللَّه العزيز، او لعقة من عسل، او شرطة حجام».

يعنى: «شفاى امت من در سه چيز است: آيه‌اى از كتاب خداوند عزيز، ليسيدن عسل و نيشتر حجّام».

[1]- سوره يونس، آيه 57.


صفحه 501

ج- از حضرت باقر-7- نقل است كه فرمود:

766-«من لم يبرأه الحمد لم يبرأه شي‌ء».

يعنى: «كسى كه سوره حمد او را از بيمارى نجات ندهد، چيزى او را نجات نخواهد داد»

. د- از حضرت كاظم-7- نقل است كه فرمود:

767-«من قرأ آية الكرسىّ عند منامه لم يخف الفالج، و من قرأها في دبر كلّ صلاة لم يضرّه ذو حمة».

يعنى: «كسى كه هنگام خوابش، آية الكرسى را بخواند، از بيمارى فلج نهراسد. و كسى كه بعد از هر نماز آن را بخواند، هيچ صاحب نيشى به او ضرر نخواهد رساند».

ه- «اصبغ بن نباته» در حديثى طولانى گويد: مردى در برابر امير المؤمنين-7- ايستاد و گفت: در شكم من آب زردى است آيا شفا دارد؟ فرمود:

768-«نعم بلا درهم و لا دينار و لكن تكتب على بطنك آية الكرسىّ و تكتبها و تشربها و تجعلها ذخيرة في بطنك فتبرأ باذن اللَّه تعالى».

يعنى: «بلى، بدون درهم و دينار، آية الكرسى را بر شكمت بنويس، همچنين آن را بنويس و بنوش و در شكم خود ذخيره‌اش كن كه به خواست خداوند متعال خوب خواهى شد».

دوّم- طلب كفايت (كارگزارى خواستن):

اين نيز زياد است و ما به مقدار كمى از آن، بسنده مى‌كنيم: الف- «حسين بن احمد منقرى» گويد: شنيدم امام كاظم-7- مى‌فرمايد:

769-«من استكفى بآية من القرآن من المشرق الى المغرب كفى اذا كان له يقين».

يعنى: «كسى كه يقين داشته باشد، تنها يك آيه قرآن، او را از مشرق و مغرب عالم، بى‌نياز مى‌سازد».