بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 498

«هيثم بن عبيد» روايت كرده است كه:

763-«سألت ابا عبد اللَّه-7- عن رجل قرا القرآن ثمّ نسيه ثمّ يتذكّر فردّدت عليه ثلاثا أ عليه فيه حرج؟ قال: لا»

يعنى: «از حضرت صادق-7- در باره مردى سؤال كردم كه قرآن را خواند و بعد فراموشش كرد، سپس به ياد آورد تا سه مرتبه، آيا اشكالى دارد؟

فرمود: خير».


صفحه 499

فصل چهارم: برخى از فوايد قرآن‌

بدان كه در قرآن، بزرگترين پادزهر و ياقوت سرخ و خواص غريب و معجزات عجيب، نهفته است. نه آن را مى‌توان به كوه بلند و سر به فلك كشيده تشبيه كرد كه مقامش از آن بالاتر است و نه به اقيانوسها كه از آن عظيم‌تر مى‌باشد.

اگر به موعظه‌ها و تهديدها بنگرى، مى‌بينى كه خطيب توانا و واعظ بليغ و گويا از قرآن بهره برده. و اگر به احكام و دستورات حلال و حرام نظر بيفكنى، مى‌يابى كه فقيه حاذق و مفتى صادق از درياى قرآن، برداشت كرده است! و اگر به بلاغت و فصاحت توجه كنى، مى‌فهمى كه بليغان از چشمه قرآن كسب فيض كرده‌اند.

اديب خبره و هوشيار ماهر، افتخارشان به توجيه و تفسير معانى قرآن و شناخت روشها و مبانى آن است.

ديگر اميد نمى‌رود كه بعد از آيات شريفه ذيل، ستايشگران و ثناكنندگان، سخنى و ثنايى داشته باشند:

-فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ‌[1].

يعنى: «پس به كدامين سخن بعد از اين كتاب آسمانى، ايمان خواهند آورد؟».

-ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‌ءٍ[2].

[1]- سوره اعراف، آيه 185.

[2]- سوره انعام، آيه 38.


صفحه 500

يعنى: «ما در كتاب، چيزى را فرو گذار نكرديم».

اگر شفا مى‌خواهى و دوا مى‌طلبى، شفا و دوا، در اوست و همو راه بى‌نيازى را نشان مى‌دهد و وسيله‌اى است براى اجابت دعا، اين ادعا در سه بخش تقديم مى‌گردد:

اوّل- شفا يافتن از دردها و مرضها:

بر خود لازم مى‌دانيم كه مقدار كمى از آن را به عنوان شاهد بر مدعاى خود بياوريم و الا آنقدر هست كه غير از پيامبر و اوصيايش- عليهم السّلام- كه مبين وحى الهى‌اند ديگران عاجزند.

الف- امام صادق-7- از پدرانش- عليهم السّلام- از پيامبر اكرم-6- نقل كرده است كه فرمود:

764-«شكى اليه رجل وجعا في صدره فقال: استشف بالقران فانّ اللَّه عزّ و جلّ يقول:وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ»

[1].

يعنى: «مردى از درد سينه‌اش نزد رسول خدا-6و سلّم- شكايت برد پيامبر فرمود: از قرآن شفا بطلب كه خداوند عزيز و جليل مى‌فرمايد:

(قرآن) درمان است براى آنچه در سينه‌هاست».

ب- «شيخ صدوق» از پيامبر اكرم-6- نقل كرده است كه فرمود:

765-«شفاء امّتى في ثلاث: آية من كتاب اللَّه العزيز، او لعقة من عسل، او شرطة حجام».

يعنى: «شفاى امت من در سه چيز است: آيه‌اى از كتاب خداوند عزيز، ليسيدن عسل و نيشتر حجّام».

[1]- سوره يونس، آيه 57.


صفحه 501

ج- از حضرت باقر-7- نقل است كه فرمود:

766-«من لم يبرأه الحمد لم يبرأه شي‌ء».

يعنى: «كسى كه سوره حمد او را از بيمارى نجات ندهد، چيزى او را نجات نخواهد داد»

. د- از حضرت كاظم-7- نقل است كه فرمود:

767-«من قرأ آية الكرسىّ عند منامه لم يخف الفالج، و من قرأها في دبر كلّ صلاة لم يضرّه ذو حمة».

يعنى: «كسى كه هنگام خوابش، آية الكرسى را بخواند، از بيمارى فلج نهراسد. و كسى كه بعد از هر نماز آن را بخواند، هيچ صاحب نيشى به او ضرر نخواهد رساند».

ه- «اصبغ بن نباته» در حديثى طولانى گويد: مردى در برابر امير المؤمنين-7- ايستاد و گفت: در شكم من آب زردى است آيا شفا دارد؟ فرمود:

768-«نعم بلا درهم و لا دينار و لكن تكتب على بطنك آية الكرسىّ و تكتبها و تشربها و تجعلها ذخيرة في بطنك فتبرأ باذن اللَّه تعالى».

يعنى: «بلى، بدون درهم و دينار، آية الكرسى را بر شكمت بنويس، همچنين آن را بنويس و بنوش و در شكم خود ذخيره‌اش كن كه به خواست خداوند متعال خوب خواهى شد».

دوّم- طلب كفايت (كارگزارى خواستن):

اين نيز زياد است و ما به مقدار كمى از آن، بسنده مى‌كنيم: الف- «حسين بن احمد منقرى» گويد: شنيدم امام كاظم-7- مى‌فرمايد:

769-«من استكفى بآية من القرآن من المشرق الى المغرب كفى اذا كان له يقين».

يعنى: «كسى كه يقين داشته باشد، تنها يك آيه قرآن، او را از مشرق و مغرب عالم، بى‌نياز مى‌سازد».


صفحه 502

ب- «مفضل بن عمر» از آن حضرت نقل كرده است كه فرمود:

770-«يا مفضّل، احتجب من النّاس كلّهم ببسم اللَّه الرّحمن الرّحيم و بقل‌هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اقرأها عن يمينك و شمالك و من بين يديك و من خلفك و من تحتك و من فوقك، و اذا دخلت على سلطان جائر حين تنظر اليه فاقرأها ثلاث مرّات و اعقد بيدك اليسرى ثمّ لا تفارقها حتّى تخرج من عنده».

يعنى: «اى مفضل! بابِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌و باقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، خود را از تمام مردم بپوشان، آن را سمت راست و چپ و مقابل و پشت سر و پايين و بالاى خودت بخوان و هر گاه بر حاكم ظالمى وارد شدى، نگاهت به او كه افتاد، آن را سه مرتبه بخوان و دست چپ خود را گره بزن، آن را باز نكن تا از نزدش خارج شوى».

ج- براى محفوظ ماندن از دزدها وقتى كه به سوى رختخواب مى‌رود اين آيه را بخواند:

-قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ‌تا آخر سوره‌[1]كه در اين مورد از امير المؤمنين و ائمّه- عليهم السّلام- روايت شده است كه:

771-«من قرأهاتين الآيتين حين يأخذ مضجعه لم يزل في حفظ اللَّه تعالى من كلّ شيطان مريد و جبّار عنيد الى ان يصبح»

. يعنى: «هر كس كه هنگام رفتن در رختخواب اين دو آيه را بخواند، تا صبح از شرّ هر شيطان سركش و زورگوى لجوج، در حفظ خداوند متعال خواهد بود».

د- از ائمه- عليهم السّلام- بدين مضمون روايت شده است كه:

772- «خواندن‌إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِبر چيزى كه ذخيره و پنهان شده، موجب حفاظت آن مى‌شود».

[1]- آيات 110 و 111 سوره اسرا كه كاملش اين چنين است:

قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‌ وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا، وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً.


صفحه 503

773- ه- براى محفوظ ماندن از شيطان، وقتى به بستر مى‌رود، «آيه سخره» را بخواند:

ع‌ش:ؤ1إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ‌- تا-رَبُّ الْعالَمِينَ‌[1].

روايت شده است كه مردى اين را از على-7- آموخت و بعد به قريه خرابى رفت، در آنجا خوابيد ولى اين آيه را نخواند، شياطين او را در برگرفتند به طورى كه شيطان، محاسن او را گرفته بود، رفيقش به او گفت: مهلتش بده، آن مرد بيدار شد و اين آيه را خواند، در اينجا شيطان به رفيقش گفت: خدا بينى‌ات را به خاك ماليده است بايد تا صبح از او حراست كنى.

آن مرد نزد امير المؤمنين-7- آمد و خبر را به آن حضرت رساند و گفت: در سخن تو شفا و راستى را ديدم، آنگاه بعد از طلوع آفتاب به آن محل رفت و ديد موهاى شيطان در آنجا پراكنده است.

و- از پيامبر اكرم-6- روايت شده است كه فرمود:

774-«من قرأ اربع ايات من اوّل البقرة و آية الكرسىّ و ايتين بعدها و ثلاث ايات من اخرها لم ير في نفسه و ماله شيئا يكرهه، و لا يقربه شيطان، و لا ينسى القران»

. يعنى: «كسى كه چهار آيه از اول سوره بقره و آية الكرسى و دو آيه بعدش و سه آيه آخر آن سوره را بخواند، در خود و مالش چيز ناخوشايندى نخواهد ديد و شيطان به او نزديك نشده، قرآن را نيز فراموش نخواهد كرد».

ز- از حضرت صادق-7- روايت شده است كه فرمود:

775- «من دخل على سلطان يخافه فقرأ عند ما يقابله كهيعص و يضمّ يده اليمنى كلّما قرأ حرفا ضمّ اصبعا ثمّ يقرأ حم عسق و يضمّ اصابع يده اليسرى‌

[1]- آيه 54 سوره اعراف است:

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‌ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ‌.


صفحه 504

كذلك ثمّ يقرأوَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماًو يفتحهما في وجهه كفى شرّه».

يعنى: «هر گاه كسى بر پادشاهى وارد شد كه از او مى‌هراسد، آن لحظه كه در برابرش قرار گرفت، كهيعص‌[1]را بخواند و دست راستش را جمع كند، به اين صورت كه در وقت خواندن هر حرفى، انگشتى را جمع نموده، آنگاه حم عسق‌[2]را بخواند و انگشتهاى دست چپش را همين طور جمع نمايد سپس بخواند: و عنت الوجوه ...[3]رويها در برابر خداوند زنده و پاينده، خوار گرديده‌اند و هر كس كه ستم كرد زيان نموده است.

سپس آن دو دست را در صورتش باز كند كه شرّ آن سلطان كفايت مى‌شود».

ح- از حضرت كاظم-7- روايت شده است كه فرمود:

776-«اذا خفت امرا فاقرأ مائة آية من القران من حيث شئت ثمّ قل: اللّهمّ ادفع عنّى البلاء- ثلاث مرّات-».

يعنى: «هر گاه از چيزى ترسيدى، صد آيه- از هر جاى قرآن كه باشد- بخوان و بعد سه مرتبه بگو: خدايا! بلا را از من دفع كن».

ط- «ابو عمران موسى بن عمران كسروى» گويد: «عبد اللَّه بن كلب» بر ايمان حديث كرد كه «منصور بن عباس» از «سعد بن جناح» از «سليمان بن جعفر جعفرى» از حضرت رضا-7- از پدرش نقل كرده است كه فرمود:

777- «ابو المنذر هشام سائب كلبى» بر امام صادق-7- وارد شد، حضرت به او فرمود: آيا تو همان كسى هستى كه قرآن تفسير مى‌كنى؟ عرض كرد:

بلى، فرمود: مرا از اين آيه باخبر ساز كه خداوند عزيز و جليل مى‌فرمايد:

-وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً

[1]- سوره مريم، آيه 1.

[2]- سوره شورى، آيه 1 و 2.

[3]- سوره طه آيه 111.


صفحه 505

مَسْتُوراً[1].

يعنى: «هر گاه قرآن بخوانى، ميان تو و آنان كه به آخرت ايمان ندارند، پرده پوشيده‌اى قرار مى‌دهيم».

كدام (آيه از) قرآن است كه وقتى رسول خدا-6و سلّم- آن را مى‌خواند، از آنان پوشيده مى‌ماند؟

گفت: نمى‌دانم.

فرمود: پس چگونه ادعاى تفسير قرآن را دارى؟

گفت: اى فرزند رسول خدا! اگر صلاح بدانى آن را به من بياموز و بخشش فرما.

فرمود: يك آيه در سوره كهف، يك آيه در سوره نحل و يك آيه در سوره جاثيه است كه از اين قرارند:أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‌ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‌ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‌ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ‌[2].

يعنى: «آيا ديدى كسى را كه هوى و هوس خويش را معبود قرار داد و چون حق را دانست ولى آن را نپذيرفت، خداوند سبحان او را گمراه نمود و بر گوش و قلبش، مهر زده در برابر ديدش پرده افكند؟ پس چه كسى بعد از خدا مى‌تواند او را هدايت كند؟ آيا متذكر نمى‌شويد».

أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ‌[3].

يعنى: «آنان كسانى هستند كه خدا بر قلبها و گوشها و چشمهايشان مهر نهاد،

[1]- سوره اسراء، آيه 45.

[2]- سوره جاثيه، آيه 23.

[3]- سوره نحل، آيه 108.