773- ه- براى محفوظ ماندن از شيطان، وقتى به بستر مىرود، «آيه سخره» را بخواند:
عش:ؤ1إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ- تا-رَبُّ الْعالَمِينَ[1].
روايت شده است كه مردى اين را از على-7- آموخت و بعد به قريه خرابى رفت، در آنجا خوابيد ولى اين آيه را نخواند، شياطين او را در برگرفتند به طورى كه شيطان، محاسن او را گرفته بود، رفيقش به او گفت: مهلتش بده، آن مرد بيدار شد و اين آيه را خواند، در اينجا شيطان به رفيقش گفت: خدا بينىات را به خاك ماليده است بايد تا صبح از او حراست كنى.
آن مرد نزد امير المؤمنين-7- آمد و خبر را به آن حضرت رساند و گفت: در سخن تو شفا و راستى را ديدم، آنگاه بعد از طلوع آفتاب به آن محل رفت و ديد موهاى شيطان در آنجا پراكنده است.
و- از پيامبر اكرم-6- روايت شده است كه فرمود:
774-«من قرأ اربع ايات من اوّل البقرة و آية الكرسىّ و ايتين بعدها و ثلاث ايات من اخرها لم ير في نفسه و ماله شيئا يكرهه، و لا يقربه شيطان، و لا ينسى القران»
. يعنى: «كسى كه چهار آيه از اول سوره بقره و آية الكرسى و دو آيه بعدش و سه آيه آخر آن سوره را بخواند، در خود و مالش چيز ناخوشايندى نخواهد ديد و شيطان به او نزديك نشده، قرآن را نيز فراموش نخواهد كرد».
ز- از حضرت صادق-7- روايت شده است كه فرمود:
775- «من دخل على سلطان يخافه فقرأ عند ما يقابله كهيعص و يضمّ يده اليمنى كلّما قرأ حرفا ضمّ اصبعا ثمّ يقرأ حم عسق و يضمّ اصابع يده اليسرى
[1]- آيه 54 سوره اعراف است:
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ.
كذلك ثمّ يقرأوَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماًو يفتحهما في وجهه كفى شرّه».
يعنى: «هر گاه كسى بر پادشاهى وارد شد كه از او مىهراسد، آن لحظه كه در برابرش قرار گرفت، كهيعص[1]را بخواند و دست راستش را جمع كند، به اين صورت كه در وقت خواندن هر حرفى، انگشتى را جمع نموده، آنگاه حم عسق[2]را بخواند و انگشتهاى دست چپش را همين طور جمع نمايد سپس بخواند: و عنت الوجوه ...[3]رويها در برابر خداوند زنده و پاينده، خوار گرديدهاند و هر كس كه ستم كرد زيان نموده است.
سپس آن دو دست را در صورتش باز كند كه شرّ آن سلطان كفايت مىشود».
ح- از حضرت كاظم-7- روايت شده است كه فرمود:
776-«اذا خفت امرا فاقرأ مائة آية من القران من حيث شئت ثمّ قل: اللّهمّ ادفع عنّى البلاء- ثلاث مرّات-».
يعنى: «هر گاه از چيزى ترسيدى، صد آيه- از هر جاى قرآن كه باشد- بخوان و بعد سه مرتبه بگو: خدايا! بلا را از من دفع كن».
ط- «ابو عمران موسى بن عمران كسروى» گويد: «عبد اللَّه بن كلب» بر ايمان حديث كرد كه «منصور بن عباس» از «سعد بن جناح» از «سليمان بن جعفر جعفرى» از حضرت رضا-7- از پدرش نقل كرده است كه فرمود:
777- «ابو المنذر هشام سائب كلبى» بر امام صادق-7- وارد شد، حضرت به او فرمود: آيا تو همان كسى هستى كه قرآن تفسير مىكنى؟ عرض كرد:
بلى، فرمود: مرا از اين آيه باخبر ساز كه خداوند عزيز و جليل مىفرمايد:
-وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً
[1]- سوره مريم، آيه 1.
[2]- سوره شورى، آيه 1 و 2.
[3]- سوره طه آيه 111.
مَسْتُوراً[1].
يعنى: «هر گاه قرآن بخوانى، ميان تو و آنان كه به آخرت ايمان ندارند، پرده پوشيدهاى قرار مىدهيم».
كدام (آيه از) قرآن است كه وقتى رسول خدا-6و سلّم- آن را مىخواند، از آنان پوشيده مىماند؟
گفت: نمىدانم.
فرمود: پس چگونه ادعاى تفسير قرآن را دارى؟
گفت: اى فرزند رسول خدا! اگر صلاح بدانى آن را به من بياموز و بخشش فرما.
فرمود: يك آيه در سوره كهف، يك آيه در سوره نحل و يك آيه در سوره جاثيه است كه از اين قرارند:أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ[2].
يعنى: «آيا ديدى كسى را كه هوى و هوس خويش را معبود قرار داد و چون حق را دانست ولى آن را نپذيرفت، خداوند سبحان او را گمراه نمود و بر گوش و قلبش، مهر زده در برابر ديدش پرده افكند؟ پس چه كسى بعد از خدا مىتواند او را هدايت كند؟ آيا متذكر نمىشويد».
أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ[3].
يعنى: «آنان كسانى هستند كه خدا بر قلبها و گوشها و چشمهايشان مهر نهاد،
[1]- سوره اسراء، آيه 45.
[2]- سوره جاثيه، آيه 23.
[3]- سوره نحل، آيه 108.
اينان همان غافلانند».
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً[1].
يعنى: «كيست ستمكارتر از كسى كه متذكر آيات پروردگارش گرديد اما از آن اعراض نمود و كارهاى گذشتهاش را فراموش كرد، ما هم (در مقابل) بر قلبهايشان پوشش افكنديم تا نفهمند و گوشهايشان را سنگين نموديم، اگر اينان را به هدايت بخوانى، هرگز هدايت نخواهند يافت».
«كسروى» گويد: اين را به مردى از اهل «همدان» آموختم كه «ديلم» او را اسير كردند بود، اين سه آيه را متذكر شد، مىگويد: از محلهها و كمينگاههايشان مىگذشتم ولى نه مرا مىديدند و نه چيزى به من مىگفتند تا به ديار اسلام وارد شدم.
«ابو منذر» گويد: آن را به قومى كه در كشتى سوار شده از كوفه به بغداد مىرفتند، آموختم، به همراه آن قوم، هفت كشتى خارج شده بود، از آن هفت تا شش كشتى مورد دستبرد راهزنها قرار گرفت ولى آن كشتى كه اين آيات در آن خوانده شده بود، سالم ماند.
در روايتى آمده است: مردى كه از او سؤال شد اين آيات در كجاى قرآنند، حضرت خضر-7- بود.
ى- براى گشوده شدن كسى كه بسته شده، اين آيات بر كاغذ نوشته بر او آويزان گردد:
- بسم اللَّه الرّحمن الرّحيمإِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ
[1]- سوره كهف، آيه 57.
ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً[1].
يعنى: «به نام خداوند رحمان و رحيم، ما براى تو فتحى آشكار قرار داديم تا خدا نسبت گناهى كه مشركين به تو مىدادهاند و خواهند داد را برطرف سازد و نعمتش را بر تو به اتمام رسانده، تو را به صراط مستقيم هدايت نمايد».
سپس «سوره نصر»[2]و بعد از آن، آيات ذيل نوشته شود:وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ[3].
يعنى: «از نشانههاى خدا اين است كه برايتان از جنس خودتان همسر آفريد تا در كنارش آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت قرار داد كه در آن نشانههايى است براى قومى كه فكر مىكنند».
ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ[4].
يعنى: «شما بر آنان از اين در، در آييد، چون در آمديد محققا بر آنان غالب خواهيد شد»[5].
فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ[6].
يعنى: «درهاى آسمان را گشوديم و سيلابى از آسمان فرو ريختيم و در زمين چشمهها جارى ساختيم تا آب آسمان و زمين بر اساس تقدير الهى پيوستند».
[1]- سوره فتح، آيه 1- 2.
[2]- بسم اللَّه الرّحمن الرّحيمإِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً.
[3]- سوره روم، آيه 21.
[4]- سوره مائده، آيه 23.
[5]- از سخنان يوشع و كالب است به بنى اسرائيل.
[6]- سوره قمر، آيه 11- 12.
قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي[1].
يعنى: « (موسى) گفت: پروردگارا! سينهام را فراخ گردان، كارم را برايم آسان كن و گره از زبانم بگشا، تا سخن مرا دريابند».
وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً[2].
يعنى: «در آن روز، گروهى از ايشان را رها مىكنيم تا بر گروه ديگر موج زنند و در صور كه دميده شد، آنان را جمع مىنمايم».
«كذلك حلّلت فلان بن فلانة بنت فلانة».
يعنى «اين چنين فلانى فرزند فلان زن، دختر فلان زن را آزاد كردم».
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ[3].
يعنى: «از ميان خودتان پيامبرى نزدتان آمد كه رنج بردنتان بر او گران بوده، بر نجات شما حرص مىورزد و نسبت به مؤمنين رئوف و رحيم است، اگر روى بر تافتند بگو: اللَّه مرا كافى است كه جز او معبودى نيست، بر وى توكل مىكنم كه پروردگار عرش عظيم است».
سوّم- آياتى كه مربوط به اجابت دعا است
هر جاى قرآن صلاحيت اين را دارد كه بعد از آن، دعا مستجاب گردد كه در باب آداب دعا گذشت[4]با اين وصف، در بعضى از مواضع قرآن، استجابت دعا تأكيد شده كه از اين قرار است:
[1]- سوره طه، آيه 25- 28.
[2]- سوره كهف، آيه 99.
[3]- سوره توبه، آيه 128- 129.
[4]- رجوع شود به ص ...
الف- حضرت صادق از پدرش از پدرانش از پيامبر اكرم- عليهم السّلام- نقل كرده است كه فرمود:
778-«لمّا اراد اللَّه عزّ و جلّ ان ينزّل فاتحة الكتاب و آية الكرسىّ و شهد اللَّه وقُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِالى قولهبِغَيْرِ حِسابٍتعلّقن بالعرش و ليس بينهنّ و بين اللَّه حجاب فقلن: يا ربّ، تهبطنا الى دار الذّنوب و الى من يعصيك و نحن بالطّهور و القدس متعلّقات! فقال سبحانه: و عزّتى و جلالى ما من عبد قرأكنّ في دبر كلّ صلاة الّا اسكنته حظيرة القدس على ما كان فيه، و الّا نظرت اليه بعينى المكنونة في كلّ يوم سبعين نظرة، و الّا قضيت له في كلّ يوم سبعين حاجة ادناها المغفرة، و الّا اعذته من كلّ عدوّ و نصرته عليه، و لا يمنعه دخول الجنّة الّا الموت»
. يعنى: «چون خداوند عزيز و جليل خواست فاتحة الكتاب و آية الكرسى و شهد اللَّه[1]وقُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِتابِغَيْرِ حِسابٍ[2]را نازل كند، بر عرش معلّق شدند در حالى كه بينشان و خدا هيچ حجابى نبود، گفتند: پروردگارا! ما را به ديار گناهان به سوى كسانى كه تو را معصيت مىكنند فرود مىآورى و حال آنكه ما به طهارت و نزاهت معلّقيم. خداوند سبحان فرمود: به عزت و جلالم قسم! كه هيچ بندهاى بعد از هر نمازش شما را نخواند مگر آنكه: او را در بهشت- با هر چه در آن است- سكنى مىدهم، با نظر مخصوص خود، هر روز هفتاد مرتبه به او مىنگرم، هر روز هفتاد حاجت را برايش روا مىكنم كه كمترينش آمرزش است، از هر دشمنى پناهش داده و بر او ياريش مىدهم، و جز مرگ، چيزى مانع ورود او به بهشت نمىگردد».
[1]- سوره آل عمران، آيه 18:شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.
[2]- سوره آل عمران، آيه 26- 27:قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ.
ب- در روايتى ديدم آمده است:
779-«انّ الدّعاء بعد قراءة الجحد عشر مرّات عند طلوع الشّمس من يوم الجمعة، مستجاب»
. يعنى: «دعا بعد از ده مرتبه خواندن سوره جحد[1]هنگام طلوع آفتاب روز جمعه، مستجاب است».
ج- از امير المؤمنين-7- نقل شده است كه فرمود:
780-«من قرأ مائة آية من اىّ اى القران شاء ثمّ قال: يا اللَّه- سبع مرّات- فلو دعا على صخرة لفلقها اللَّه تعالى»
. يعنى: «هر كس كه صد آيه از هر جاى قرآن بخواند، بعد هفت مرتبه بگويد:
يا اللَّه! اگر بر صخره هم دعا كند، خداوند متعال آن را مىشكافد».
[1]- بسم اللَّه الرّحمن الرّحيمقُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ.