بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 512

يعنى: «قرآن، به تمام كتاب گفته مى‌شود و فرقان، به آيات محكمى كه عمل بدان واجب است».

د- اولين چيزى كه نازل شد اين آيه است:

- بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‌اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ‌[1].

و آخرينش:

-إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ‌[2].

ه- امير المؤمنين-7- فرمود:

784-«من قرأقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌحين يأخذ مضجعه ثلاث مرّات وكّل اللَّه به خمسين الف ملك يحرسونه ليلته»

. يعنى: «هر كس كه‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ[3]را هنگام خواب سه مرتبه بخواند، خداوند پنجاه هزار ملك را بر او موكّل مى‌نمايد تا در آن شب حراستش كنند».

و «شيخ صدوق» در كتاب «توحيد» نقل كرده است كه:

785-«انّها كفّارة خمسين سنة»

. يعنى: «اين كار، كفاره پنجاه سال خواهد بود».

و- «ابو بكر خضرمى» از حضرت صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:

786-«مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِفلا يدع ان يقرأ في دبر الفريضة بقل‌هُوَ اللَّهُ أَحَدٌفانّه من قرأها جمع اللَّه له خير الدّنيا و خير الآخرة، و غفر له و لوالديه و ما تولّد»

. يعنى: «كسى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد، خواندن‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌرا بعد از نماز واجب ترك نكند كه هر كس آن را بخواند، خداوند خير دنيا

[1]- سوره علق.

[2]- سوره نصر.

[3]- منظور، تمام سوره است.


صفحه 513

و آخرت را برايش جمع كرده، خودش و والدينش و فرزندانش بخشيده خواهند شد».

ز- «حماد بن عيسى» از امير المؤمنين-7- روايت كرده است كه فرمود:

787-«قال رسول اللَّه: الا اعلّمك دعاء لا تنسى القران؟ قل: اللّهمّ ارحمنى بترك معاصيك ابدا ما ابقيتنى، و ارحمنى من تكلّف ما لا يعنينى، و ارزقنى حسن النّظر فيما يرضيك، و الزم قلبى حفظ كتابك كما علّمتنى، و ارزقنى ان اتلوه على النّحو الّذى يرضيك عنّى. اللّهمّ نوّر بكتابك بصرى، و اشرح به صدرى، و اطلق به لسانى، و استعمل به بدنى، و قوّنى به على ذلك و اعنّى عليه، انّه لا يعين عليه الّا انت لا اله الّا انت»

. يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: آيا دعايى به تو بياموزم كه قرآن را فراموش نكنى؟ بگو: خدايا! بر منم رحم كن كه گناهانت را تا زنده‌ام هميشه ترك نمايم و رحم نما براى زحمت و رنج چيزى كه برايم اهميت و فايده‌اى ندارد. خوش بينى در چيزهايى كه تو را از من راضى مى‌سازد، روزى‌ام فرما و قلب مرا ملزم به حفظ كتاب خودت نما، همان گونه كه آن را به من آموختى تلاوت آن را به شكلى كه تو از من راضى باشى، روزى‌ام كن. خدايا! با كتابت، ديده‌ام را نورانى، سينه‌ام را به آن گشاده، زبانم را بدان گويا و بدنم را عامل بدان قرار ده و بر اين كار تقويتم فرما و كمكم كن كه كمك كارى بر اين امر جز تو نيست و معبودى جز تو وجود ندارد».

«حماد» گويد: يكى از ياران ما اين روايت را از «وليد بن صبيح» از «حفص اعور» از حضرت صادق-7- نقل كرده است.

ح- از حضرت صادق-7- نقل است كه فرمود:

788-«من مضى عليه يوم واحد و لم يصلّ فيه بقل‌هُوَ اللَّهُ أَحَدٌقيل له يوم القيامة: يا عبد اللَّه، لست من المصلّين»

.


صفحه 514

يعنى: «كسى كه يك روز بر او بگذرد ولى در آن روز نمازى باقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌنخواند، روز قيامت به او گفته مى‌شود: اى بنده خدا! تو از نمازگزاران نيستى».

ط- و از آن حضرت است كه:

789-«من مرّت له جمعة لم يقرأ فيها بقل‌هُوَ اللَّهُ أَحَدٌثمّ مات مات على دين ابى لهب»

. يعنى: «كسى كه جمعه‌اى بر او بگذرد (و هفته‌اش بسر آيد) ولى در آن باقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(نمازى) نخواند، بعد بميرد، بر دين ابى لهب مرده است».

ى- و نيز از آن حضرت است كه فرمود:

790-«من اصابه مرض او شدّة و لم يقرأ في مرضه او شدّته‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌثمّ مات في مرضه او شدّته فهو من اهل النّار»

. يعنى: «كسى كه سختى يا مرضى به او برسد و در آن مرض يا سختى،قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌرا نخواند و در آن بميرد، از اهل آتش خواهد بود».

ك- «ابو القاسم بن سليمان» از حضرت صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:

791-«قال ابى-7-: ما ضرب رجل القران بعضه ببعض الّا كفر».

يعنى: «پدرم فرمود: كسى پاره‌اى از قرآن را به پاره ديگر نزد، مگر آنكه كافر گشت»[1].

[1]- رسول خدا-6- عده‌اى را ديد كه بينشان راجع به قرآن گفتگو شده و بر عليه يك ديگر با آيات قرآنى مجادله مى‌كنند، حضرت خشمناك شد و فرمود: امم گذشته به مثل همين كارها گمراه شدند، زيرا با پيغمبران خود اختلاف كرده، پاره‌اى از كتاب آسمانى خود را به پاره ديگر زدند.

بعد فرمود: قرآن نازل نشد كه پاره‌اى از آن، پاره ديگر را تكذيب كند بلكه بالعكس تصديق‌كننده آن است، شما به آنچه برايتان روشن است و دانايى داريد عمل نماييد و در آنچه برايتان مشتبه مى‌باشد به ايمان تنها قناعت كنيد( الدر المنثور، ذيل آيه هفتم از سوره آل عمران).

مرحوم علامه طباطبائى( ره) ضمن نقل اين حديث از سيوطى، حديثى از امام صادق-7- از تفسير نعمانى آورده كه« ضرب بعض قرآن ببعض ديگر» معنا شده است.


صفحه 515

ل- «عامر بن عبد اللَّه بن خزاعه» از حضرت صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:

792-«ما من عبد يقرأ آخر الكهف‌[1]الّا يتيقّظ في السّاعة الّتى يريد»

. يعنى: «هيچ بنده‌اى آخر سوره كهف را نخواند مگر آنكه در هر ساعتى كه خواست، بيدار مى‌شود» م- از «زهرى» نقل است كه گويد: به حضرت امام زين العابدين-7- عرض كردم:

793-«اىّ الاعمال افضل؟ قال: الحال المرتحل. قلت: و ما الحال المرتحل؟ قال: فتح القران و ختمه كلّما احلّ باوّله ارتحل في اخره»

. يعنى: «كدام عمل افضل است؟ فرمود: آن عمل كه مى‌آيد و كوچ مى‌كند، عرض كردم: چه عملى است كه مى‌آيد و كوچ مى‌كند؟ فرمود: گشودن قرآن و به انجام رساندنش، (به طورى كه) هر زمان از اولش در آيد، به آخرش كوچ نمايد».

ن- از حضرت باقر-7- نقل است كه فرمود:

794-«من قرأ بنى اسرائيل في كلّ ليلة جمعة لم يمت حتّى يدرك القائم-7- و يكون معه، و من قرأ سورة الكهف كلّ ليلة جمعة لم يمت الّا شهيدا و بعثه اللَّه مع الشّهداء».

يعنى: «هر كس كه سوره بنى اسرائيل (اسراء) را در هر شب جمعه بخواند تا حضرت قائم (عج) را نديده نمى‌ميرد و با آن حضرت خواهد بود و هر كس كه در هر

[1]-قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‌ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً،( سوره كهف، آيه 110).


صفحه 516

شب جمعه سوره كهف را بخواند نمى‌ميرد مگر با شهادت و خداوند متعال او را با شهدا مبعوث مى‌نمايد».

س- از آن حضرت است كه:

795-«من اوتر بالمعوّذتين وقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌقيل له: يا عبد اللَّه، ابشر فقد قبل و ترك».

يعنى: «كسى كه در نماز وتر، معوّذتين‌[1]وقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌرا بخواند، به او گفته مى‌شود: اى بنده خدا! تو را بشارت باد كه (نماز) وترت قبول گرديد».

ع- «عمر بن يزيد» گويد: حضرت صادق-7- فرمود:

796-«من قراقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌحين يخرج من منزله عشر مرّات لم يزل من اللَّه في حفظ و كلاءة حتّى يرجع الى منزله».

يعنى: «كسى كه هنگام خروج از منزلش ده مرتبه‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌرا بخواند، از جانب خدا در حفظ و حمايت خواهد بود تا به منزلش بازگردد».

ف- براى كرمى كه خربزه‌ها و زراعت را مى‌خورد، بر چهار نى يا چهار كاغذ نوشته شده بر چهار نى در چهار جهت زمين خربزه يا مزرعه قرار داده شود:

- «ايّها الدّود، ايّها الدّوابّ و الهوامّ و الحيوانات، اخرجوا من هذه الارض و الزّرع الى الخراب كما خرج ابن متّى من بطن الحوت فان لم تخرجوا ارسلت عليكم:-شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ‌[2].

-أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا[3]فماتوا

[1]- منظور دو سوره« فلق و ناس» است.

[2]- سوره الرحمن، آيه 35.

[3]- سوره بقره، آيه 243.


صفحه 517

-فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ‌[1].

-فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ‌[2].

-سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى‌ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى‌[3].

-كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَها لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها[4].

-فَأَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ‌[5].

-وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ‌[6].

-فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ‌[7].

- اخرج‌مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ‌[8].

-اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً[9].

-فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ‌[10].

يعنى: «اى حيوان! اى جنبندگان و زهر داران و حيوانات! از اين زمين و مزرعه به جاى خرابى برويد همچنان كه فرزند متى‌[11]از شكم ماهى بيرون رفت كه اگر نرويد بر شما مى‌فرستم:

[1]- سوره حجر، آيه 34.

[2]- سوره قصص، آيه 21.

[3]- سوره اسراء، آيه 1.

[4]- سوره نازعات، آيه 46.

[5]- سوره شعراء، آيه 57.

[6]- سوره دخان، آيه 26- 27.

[7]- سوره دخان، آيه 29.

[8]- سوره اعراف، آيه 13، در قرآن به جاى: اخرج منها فما يكون ... آمده:فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ‌....

[9]- سوره اعراف، آيه 18.

[10]- سوره نمل، آيه 37.

[11]- يعنى حضرت يونس-7-.


صفحه 518

- شراره‌اى از آتش و مس كه يارى نگرديد.

- آيا نديدى كسانى را كه از ترس مرگ از ديار خود خارج شدند- در حالى كه هزاران نفر بودند- اما خدا به آنان فرمان مرگ داد، آنان هم مردند.

- از آنجا خارج شو كه تو رانده‌شده‌اى.

- از آنجا خارج شد در حالى كه مى‌ترسيد و مراقب بود.

- منزّه است آنكه شبانه بنده‌اش را از مسجد الحرام به مسجد الاقصى برد.

- آن روز كه اينان قيامت را ببينند، گويا نخوابيده‌اند مگر يك شب يا به همراه روزش.

- پس آنان را از باغها و چشمه‌ها اخراج كرديم.

- و كشتزارها و مقام كريم و نعمتى كه از آن برخوردار بودند.

- پس نه آسمان بر اينان گريست و نه زمين و نه مهلتى به آنان داده شد.

- از آنجا خارج شو، تو را نسزد كه در آن تكبرورزى، از آنجا خارج شو كه تو از فرومايگانى.

- از آنجا با حالت نكوهيده و سرافكنده خارج شو.

- لشكرهايى بر آنان وارد آوريم كه تابش را نداشته باشند و هر آينه ايشان را از آنجا با ذلّت و خوارى خارج مى‌نماييم».

ص- «سمرة بن جندب» گويد: رسول خدا-6- فرمود:

797- «كسى كه وضو ساخته به سوى مسجد برود و در حال خروج از منزلش، بگويد:

بسم اللَّه‌الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ‌

. يعنى: «به نام خدا، آن كس كه مرا خلق كرد، پس همو هدايتم مى‌كند»، خداوند متعال او را به ايمان درستى هدايت مى‌نمايد. و آنگاه كه بگويد:


صفحه 519

وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ‌.

يعنى: «همان خدايى كه مرا غذا مى‌دهد و سيرابم مى‌كند»، خداوند عزيز و جليل، او را از غذاى بهشت بهره‌ور و از نوشيدنى آنجا سيراب مى‌سازد. و وقتى كه بگويد:

-وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ‌.

يعنى: «و چون بيمار شوم، او شفايم مى‌دهد».

خداوند متعال آن را كفاره گناهانش قرار مى‌دهد. و هنگامى كه بگويد:

-وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ‌.

يعنى: «خدايى كه مرا مى‌ميراند و سپس زنده‌ام مى‌كند».

خداوند متعال او را چون شهدا مى‌ميراند و چون اهل سعادت زنده‌اش مى‌كند. و آنگاه كه بگويد:

-وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ‌.

يعنى: «همان خدايى كه چشم اميد دارم روز قيامت خطايم را بيامرزد».

خداوند متعال تمام خطاهايش را مى‌بخشد اگر چه بيشتر از كف دريا باشد.

و وقتى كه بگويد:

-رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ‌.

يعنى: «پروردگارا! به من حكمت عطا كن و مرا به صالحين ملحق گردان».

خداوند متعال به او حكمت داده به صالحين گذشته و صالحين آينده ملحقش مى‌نمايد. و هنگامى كه بگويد:

-وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ‌.

يعنى: «زبانى راستگو ميان اقوام آينده عطايم كن».

خداوند عزيز و جليل، برايش برگه سفيدى مى‌نويسد كه فلانى فرزند فلانى از راستگويان است. و وقتى كه بگويد:

-وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ‌.

يعنى: «مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار بده».