- شرارهاى از آتش و مس كه يارى نگرديد.
- آيا نديدى كسانى را كه از ترس مرگ از ديار خود خارج شدند- در حالى كه هزاران نفر بودند- اما خدا به آنان فرمان مرگ داد، آنان هم مردند.
- از آنجا خارج شو كه تو راندهشدهاى.
- از آنجا خارج شد در حالى كه مىترسيد و مراقب بود.
- منزّه است آنكه شبانه بندهاش را از مسجد الحرام به مسجد الاقصى برد.
- آن روز كه اينان قيامت را ببينند، گويا نخوابيدهاند مگر يك شب يا به همراه روزش.
- پس آنان را از باغها و چشمهها اخراج كرديم.
- و كشتزارها و مقام كريم و نعمتى كه از آن برخوردار بودند.
- پس نه آسمان بر اينان گريست و نه زمين و نه مهلتى به آنان داده شد.
- از آنجا خارج شو، تو را نسزد كه در آن تكبرورزى، از آنجا خارج شو كه تو از فرومايگانى.
- از آنجا با حالت نكوهيده و سرافكنده خارج شو.
- لشكرهايى بر آنان وارد آوريم كه تابش را نداشته باشند و هر آينه ايشان را از آنجا با ذلّت و خوارى خارج مىنماييم».
ص- «سمرة بن جندب» گويد: رسول خدا-6- فرمود:
797- «كسى كه وضو ساخته به سوى مسجد برود و در حال خروج از منزلش، بگويد:
بسم اللَّهالَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ
. يعنى: «به نام خدا، آن كس كه مرا خلق كرد، پس همو هدايتم مىكند»، خداوند متعال او را به ايمان درستى هدايت مىنمايد. و آنگاه كه بگويد:
وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ.
يعنى: «همان خدايى كه مرا غذا مىدهد و سيرابم مىكند»، خداوند عزيز و جليل، او را از غذاى بهشت بهرهور و از نوشيدنى آنجا سيراب مىسازد. و وقتى كه بگويد:
-وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ.
يعنى: «و چون بيمار شوم، او شفايم مىدهد».
خداوند متعال آن را كفاره گناهانش قرار مىدهد. و هنگامى كه بگويد:
-وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ.
يعنى: «خدايى كه مرا مىميراند و سپس زندهام مىكند».
خداوند متعال او را چون شهدا مىميراند و چون اهل سعادت زندهاش مىكند. و آنگاه كه بگويد:
-وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ.
يعنى: «همان خدايى كه چشم اميد دارم روز قيامت خطايم را بيامرزد».
خداوند متعال تمام خطاهايش را مىبخشد اگر چه بيشتر از كف دريا باشد.
و وقتى كه بگويد:
-رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ.
يعنى: «پروردگارا! به من حكمت عطا كن و مرا به صالحين ملحق گردان».
خداوند متعال به او حكمت داده به صالحين گذشته و صالحين آينده ملحقش مىنمايد. و هنگامى كه بگويد:
-وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ.
يعنى: «زبانى راستگو ميان اقوام آينده عطايم كن».
خداوند عزيز و جليل، برايش برگه سفيدى مىنويسد كه فلانى فرزند فلانى از راستگويان است. و وقتى كه بگويد:
-وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ.
يعنى: «مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار بده».
خداوند عزيز و جليل منزلهايى در بهشت به وى عطا خواهد كرد. و هنگامى كه بگويد:
-وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ[1].
سرپرست و پرورش دهنده مرا بيامرز كه او از گمراهان است».
خداوند متعال پدر و مادرش را مىآمرزد.
ق- از پيامبر اكرم-6- روايت شده است كه فرمود:
798-«من قرأ هذه الآية عند منامه:قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْالى آخر السّورة، سطع له نور الى المسجد الحرام حشو ذلك النّور ملائكة يستغفرون له حتّى يصبح»
. يعنى: «هر كس كه هنگام خوابش اين آيه را بخواند:قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ[2]، تا آخر سوره، نورى از او تا مسجد الحرام مىدرخشد كه در حاشيه آن نور، ملائكة هستند و تا صبح برايش استغفار مىكنند».
[1]- سوره شعراء، آيه 78- 86.
[2]- آيه 110 از سوره كهف كه در صفحه 524، پاورقى شماره، 2، گذشت.
ارشاد: اهميّت تقوا و ترك گناه
- ارشاد- برترين قسم از اقسام ذكر- تقوا و آثار آن- اهميّت ترك گناه- جهاد با نفس
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
ارشاد
تا كنون «فضيلت دعا و ذكر»، شناخته شد و روشن كشت كه بين دعاها و ذكرها. آن كه مخفيانه باشد با فضيلتتر است و هفتاد برابر ذكر و دعاى آشكارا مىباشد در اينجا بايد بدانى سخن امام-7- در روايت «زراره» كه فرمود: «كسى جز خدا ثواب اين ذكر را به خاطر عظمتش نمىداند»[1]، اشاره به قسم سومى از اقسام ذكر دارد كه از دو تاى اوّلى- يعنى آشكار و نهان- برتر است و آن چيزى است كه در جان انسان قرار دارد و غير از خدا، احدى از آن آگاه نمىباشد.
[1]- ر. ك: حديث شماره 660.
برترين قسم از اقسام ذكر
به علاوه، بايد بدانى كه غير از اين سه، قسم چهارمى هم براى «ذكر» وجود دارد كه آن يكى، از تمام اقسام ذكر برتر است و آن «به ياد خداوند سبحان بودن در مواقع امرها و نهىهاى اوست كه به خاطر خوف از خدا و مراقبت او، فرمانها را انجام دهد و نهىها را ترك نمايد».
«ابو عبيده خزاعى» از حضرت صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:
799-«الا اخبرك باشدّ ما فرض اللَّه على خلقه؟».
يعنى: «آيا تو را از شديدترين چيزى كه خداوند بر خلقش واجب كرده با خبر بسازم؟».
گفت: آرى فرمود:
«من اشدّ ما فرض اللَّه ان صافك النّاس من نفسك، و مواساتك اخاك المسلم في مالك، و ذكر اللَّه كثيرا، اما انّى لا اعنى سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر و ان كان منه و لكن ذكر اللَّه تعالى عند ما احلّ و حرّم ان كان طاعة عمل بها و ان كان معصية تركها»
. يعنى: «از شديدترين چيزهايى كه خداوند سبحان بر خلقش واجب فرمود، اين سه چيز است: با مردم به انصاف برخورد كنى، برادر دينى را در مالت با خود مساوى قرار بدهى و ذكر خدا را بسيار داشته باشى. آگاه باش كه منظور من،
سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر
گفتن نيست، اگر چه اين هم از ذكر است، بلكه
منظور، ذكر خداوند متعال است در برخورد با حلالها و حرامها كه اگر اطاعت الهى بود، آن را انجام بدهد و اگر معصيت بود، تركش نمايد».
مانند اين گفتار سخن جدش سيد المرسلين است كه فرمود:
800-«من اطاع اللَّه فقد ذكر اللَّه كثيرا و ان قلّت صلاته و صيامه و تلاوته القران»
[1].
يعنى: «كسى كه خدا را اطاعت كند، ذكر كثير دارد اگر چه نماز و روزه و تلاوت قرآنش كم باشد».
بنا بر اين، آن حضرت طاعت خدا را ذكر كثير قرار داده اگر چه نماز و روزه و تلاوت، كم باشد.
نظير اين فرموده (حديث ذيل است كه مىفرمايد):
801-«انّ اللَّه جلّ ثناؤه يقول: لست كلّ كلام الحكيم اتقبّل و لكن هواه و همّه، و ان كان هواه فيما احبّ و ارضى جعلت صمته حمدا لى و وقارا و ان لم يتكلّم»
. يعنى: «خداوند جليل مىفرمايد:
هر سخن فرد حكيم را باور نمىكنم بلكه آنچه باور دارم خواهش و همّت اوست، اگر خواسته قلبى او چيزى باشد كه محبوب و مرضىّ من است، سكوتش را حمد خود و نشانه وقار و عظمت قرار مىدهم اگر چه كلامى نگويد».
پس ببين چگونه ياد قلبى و اطمينان و مراقبتش را محور قبولى و ثواب و پاداش قرار داده است و هر سخنى را نميپذيرد بلكه آن را مىپذيرد كه مطابق با كشش قلبى به سوى خداوند سبحان باشد و منجرّ به برپاداشتن دستورات او و ترك
[1]- دنباله حديث چنين است:
ُ« و من عصى اللَّه فقد نسى اللَّه و ان كثرت صلاته و صيامه و تلاوته للقرآن»
. يعنى:« و كسى كه معصيت خدا را مرتكب شود، او را فراموش كرده اگر چه نماز و روزه و تلاوت قرآنش زياد باشد»،( معانى الاخبار صدوق( ره)، باب النوادر، ح 56).