95- «الدّيّان»:
يعنى او كسى است كه بندگان را به سبب اعمالشان جزاء مىدهد.
«دين» به معناى جزاست، مىگويند: «كما تدين تدان، يعنى هر طور جزاء بدهى جزاء مىگيرى»، شاعر مىگويد:
كما يدين الفتى يوما يدان به
من يزرع الثّوم لا يقلعه ريحانا
يعنى: «جوان هر طور جزاء بدهد، روزى همان گونه جزاء مىبيند، چون كسى كه «سير» بكارد، ريحان نمىچيند».
96- «الشّكور»:
او كسى است كه طاعت اندك را سپاسگزارى كرده در برابرش ثواب زيادى مىدهد و نعمت بزرگ و بسيار عطا مىنمايد، از آن طرف به سپاسگزارى اندك بندگانش راضى مىشود كه فرمود:
-إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ[1].
يعنى: «همانا پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است».
«شكر» در لغت به معناى اعتراف به نيكوكارى است، خداوند متعال خودش نسبت به بندگان اهل نيكى و بخشش است، اما چون به افراد مطيع به خاطر طاعتشان ثواب فراوانى به عنوان پاداش مىدهد، از باب مجازگويى همين پاداش خود را «شكر» ناميده، همچنان كه مكافات (يعنى پاداش دادن) نيز «شكر» ناميده شده است.
97- «العظيم»:
او صاحب عظمت و جلال است، يعنى شأن و مقامش عظيم و قدرش جليل مىباشد.
98- «اللطيف»:
به بندگانش نيكى مىكند و با آنان از طريق رفاقت و مهربانى رفتار مىنمايد به طورى كه حتى خودشان هم نمىفهمند.
[1]- سوره فاطر، آيه 34.
«لطف» يعنى نيكى و احترام. گفته مىشود. فلانى نسبت به مردم «لطيف» است، يعنى نيكوكار است و با آنان از طريق نيكى و مهربانى رفتار مىكند.
لطف، گاهى اوقات به معناى ظرافت در تدبير و فعل مىباشد، اگر كسى حاذق و ماهر باشد، مىگويند فلانى سازندهاى است كه دستانش لطيف است.
در خبر آمده:
833- «معنى اللطيف هو انّه خالق للخلق اللطيف كما انّه سمّى العظيم لانّه خالق للخلق العظيم».
يعنى: «معناى لطيف اين است كه او خالق خلق لطيف است، همچنان كه او را «عظيم» ناميدند، چون خالق خلق عظيم مىباشد».
و گفته شده: خدا «لطيف» است، يعنى به بندگان لطف دارد، از اين طريق كه بنده را به انجام طاعات، نزديك و از ارتكاب گناهان، دور مىنمايد.
99- «الشّافى»:
يعنى او عافيت را روزى مىكند، بدون وساطت دوا، شفا مىبخشد، با اندك دعا، بلا را بر مىدارد و در امتحانهاى كوچك، پاداشهاى بزرگى مىدهد كه خداوند متعال از قول حضرت ابراهيم-7- مىفرمايد:
-وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ[1].
يعنى: «و چون بيمار شوم اوست كه شفايم مىبخشد».
علت عدم ذكر ساير اسماء بايد بدانى كه صرف ذكر اين اسمهاى شريف، دلالت بر نفى ساير اسماء نمىكند، چون در دعاهاى معصومين- عليهم السّلام- اسامى زيادى آمده كه جزء اين اسم نمىباشند، شايد ذكر خصوص اين اسمها به خاطر مزيّت و شرفى باشد كه بر ساير اسماء دارند.
[1]- سوره شعراء، آيه 80.
توحيد ذات اقدس الهى
بايد بدانى كه كثرت و تعدّدى كه اين اسامى متعدد بر آن دلالت دارند، به نسبت مربوط مىشود نه به آن ذات مقدس كه او از جميع جهات و بنا بر تمام اعتبارات واحد است. توضيح مطلب آنكه:
صفات ذات اقدس حق، دو قسم است: «حقيقى و اضافى».
«صفت حقيقى» آن است كه اگر تنها ذات اقدس حق را در نظر بگيريم (بدون در نظر گرفتن هيچ چيز ديگر) آن صفت بر او حمل مىشود، نظير: «حىّ، موجود، قديم، ازلى، باقى، ابدى و سرمدى» كه اين صفات با نظر به ذات متعاليش به او ملحق مىشوند.
اما «صفت اضافى» آن است كه اگر به غير خدا هم نظر شود، مىتوان آن صفت را بر او حمل كرد، نظير: قادر، خالق و رحيم كه بايد در مقابل مقدور و مخلوق و مرحومى باشند، بنا بر اين، تعددى كه هنگام اضافه پديدى مىآيد به خاطر امور خارج از ذات خداست و اين موجب تعدد و تكثر در ذات متعالى او نمىگردد كه او از اين پندارها برتر و والاتر است.
«على بن رئاب» از چند نفر از حضرت صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:
834- «من عبد اللَّه بالوهم فقد كفر، و من عبد الاسم و لم يعبد المعنى فقد كفر، و من عبد الاسم و المعنى فقد اشرك، و من عبد المعنى بايقاع الاسماء عليه بالصّفات الّتى وصف بها نفسه فعقد عليه قلبه و نطق به لسانه في سرائره و علانيته
فأولئك اصحاب امير المؤمنين-7-».
يعنى: «كسى كه با گمان خويش خداى را بپرستد كافر شده است. كسى كه نام را بدون معنا بپرستد او هم كافر شده است. كسى كه هم نام و هم معنا را با هم بپرستد، او مشرك است و كسى كه معنا را بپرستد و نامها را بر او بار كند، آن هم از طريق اوصافى كه ذات حق، خود را بدان توصيف كرده است و قلبش را بر آن گره بزند و زبانش را هم در خفا و هم در علن به آن گويا گرداند، چنين افرادى اصحاب امير المؤمنين-7- هستند».
در روايت ديگر آمده است: «آنان مؤمنان حقيقىاند».
و در حديثى به «هشام بن حكم» فرمود:
835- «للَّه عزّ و جلّ تسعة و تسعون اسما فلو كان الاسم هو المعنى لكان كلّ اسم هو اله و لكنّ اللَّه معنى واحد يدلّ عليه بهذه الاسماء».
يعنى: «خداوند عزيز و جليل نود و نه نام دارد، اگر اسم همان معناست بايد هر اسم يك خدا باشد، ولى صحيح اين است كه «اللَّه» يك معناى واحدى است و اين اسمها بر آن دلالت دارند».
فضيلت دعاى «يا من اظهر الجميل ...»
«عمر بن شعيب» از پدرش او از جدّش از پيامبر اكرم-6- روايت كرده است فرمود:
836- «انّ جبرائيل نزل عليه بهذا الدّعاء من السّماء و نزل عليه ضاحكا مستبشرا، فقال: السّلام عليك يا محمّد، قال: و عليك السّلام يا جبرئيل، فقال:
انّ اللَّه عزّ و جلّ بعث اليك بهديّة. فقال: و ما تلك الهديّة يا جبرئيل؟! قال: كلمات مع كنوز العرش اكرمك اللَّه بها، قال: و ما هنّ يا جبرئيل؟! قال: قل:».
يعنى: «جبرئيل در حالى كه خنده مىكرد و خوشحال بود، از آسمان بر پيامبر-6- نازل شد و اين دعا را آورد و گفت: سلام بر تو اى محمد! پيامبر-6- فرمود: سلام بر تو اى جبرئيل! گفت: خداوند عزيز و جليل هديهاى برايت فرستاده است.
فرمود: آن هديه چيست اى جبرئيل! گفت: كلماتى است همراه با گنجهاى عرش كه خداوند تو را به واسطه آن كلمات تكريم نموده است.
فرمود: آنها چيست اى جبرئيل؟! گفت: بگو:».
- «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح، يا من لم يؤاخذ بالجريرة و لم يهتك السّتر، يا عظيم العفو، يا حسن التّجاوز، يا واسع المغفرة، يا باسط اليدين بالرّحمة، يا صاحب كلّ نجوى، و يا منتهى كلّ شكوى، يا كريم الصّفح، يا عظيم
المنّ، يا مبتدئا بالنّعم قبل استحقاقها، يا سيّدنا، يا ربّنا، يا مولانا، يا غاية رغبتنا، اسألك يا اللَّه، ان لا تشوّه خلقى بالنّار».
يعنى: «اى كسى كه زيبائى را آشكار و زشتى را مىپوشانى! اى كسى كه گناهكار را (فورى) مؤاخذه نمىكنى و پرده را نمىدرى! اى كسى كه داراى عفو عظيمى! اى كسى كه داراى گذشت نيكويى! اى كسى كه آمرزشت وسيع است! اى كسى كه دستهايت را براى رحمت گشودهاى! اى همراه هر نجوايى! اى كسى كه هر شكايتى به تو منتهى مىشود! اى روى باكرامت! اى كسى كه داراى منّت عظيمى! اى كسى كه قبل از استحقاق بندگان نعمتت را آغاز كردهاى! اى آقاى ما! اى پروردگار ما! اى مولاى ما! و اى نهايت آرزوى ما! از تو مىخواهم اى خدا! كه خلقتم را با آتش، زشت نسازى».
«فقال رسول اللَّه-6- لجبرئيل: ما ثواب هذه الكلمات؟ قال: هيهات! هيهات! انقطع العمل، لو اجتمع ملائكة سبع سماوات و سبع ارضين على ان يصفوا ثواب ذلك الى يوم القيامة ما وصفوا من كلّ جزء جزءا واحدا».
يعنى: «در اينجا رسول خدا-6- به جبرئيل فرمود:
ثواب اين كلمات چيست؟
گفت: دور است! دور است! اين كار شدنى نيست. اگر ملائكه هفت آسمان و هفت زمين جمع شوند و تا روز قيامت بخواهند ثوابش را توصيف كنند، در هر جزء (از دعا) يك ثوابش را هم نمىتوانند توصيف نمايند».
«فاذا قال العبد: يا من اظهر الجميل و ستر القبيح، ستره اللَّه و رحمه في الدّنيا، و جمّله في الآخرة، و ستر اللَّه عليه الف ستر في الدّنيا و الآخرة».
يعنى: «وقتى بنده مىگويد: اى كسى كه زيبايى را آشكار و زشتى را مىپوشانى، خداوند متعال او را در دنيا پوشيده مشمول رحمت خود مىگرداند و در آخرت هم زيبايش مىگرداند و هزار پوشش در دنيا و آخرت بر او قرار مىدهد».
«و اذا قال: يا من لم يؤاخذ بالجريرة و لم يهتك السّتر، لم يحاسبه اللَّه يوم القيامة و لم يهتك ستره يوم تهتك السّتور».
يعنى: «و آنگاه كه بنده گفت: اى كسى كه گناهكار را (فورى) مؤاخذه نمىكنى و پرده را نمىدرى خداوند روز قيامت او را به حساب نمىكشد و روزى كه پردهها دريده مىگردد، پرده او را نمىدرد».
«و اذا قال: يا عظيم العفو، غفر اللَّه له ذنوبه و لو كانت خطيئته مثل زبد البحر».
يعنى: «و وقتى كه مىگويد: اى كسى كه داراى عفو عظيمى، خداوند گناهانش را مىآمرزد اگر چه خطاهايش به اندازه كف دريا باشد.» «و اذا قال: يا حسن التّجاوز، تجاوز اللَّه عنه حتّى السّرقة و شرب الخمر و اهاويل الدّنيا و غير ذلك من الكبائر».
يعنى: «و هنگامى كه مىگويد: اى كسى كه داراى گذشت نيكويى، خداوند از او در مىگذرد، حتى گناهانى مانند دزدى، شرابخورى، كارهاى وحشتناك دنيا و ساير گناهان كبيره[1]».
«و اذا قال: يا واسع المغفرة، فتح اللَّه عزّ و جلّ له سبعين بابا من الرّحمة فهو يخوض في رحمة اللَّه عزّ و جلّ حتّى يخرج من الدّنيا».
يعنى: «آنگاه كه گفت: اى كه آمرزشت وسيع است، خداوند عزيز و جليل، هفتاد در رحمت براى وى مىگشايد به طورى كه او در رحمت خدا غوطه مىخورد تا از دنيا خارج شود».
[1]- علما در جاى خود گفتهاند كه گناهان كبيره در صورت توبه، حتما بخشيده مىگردد اما بدون توبه، احتمال بخشودگى دارد.
«و اذا قال: يا باسط اليدين بالرّحمة، بسط اللَّه يده عليه بالرّحمة».
يعنى: «و وقتى كه گفت: اى كسى كه دستهايت را براى رحمت گشودهاى، خداوند دست رحمتش را به سوى او مىگشايد».
«و اذا قال: يا صاحب كلّ نجوى، و يا منتهى كلّ شكوى، اعطاه اللَّه من الاجر ثواب كلّ مصاب، و كلّ سالم، و كلّ مريض، و كلّ ضرير، و كلّ مسكين، و كلّ فقير، و كلّ صاحب مصيبة الى يوم القيامة».
يعنى: «و هنگامى كه گفت: اى همراه هر نجوايى، اى كسى كه هر شكايتى به تو منتهى مىشود، خداوند به اندازه هر مصيبت زده و هر سالم و هر مريض و هر ضرر ديده و هر مسكين و هر فقير و هر صاحب مصيبتى تا روز قيامت به او ثواب عطا مىكند».
«و اذا قال: يا عظيم المنّ، اعطاه اللَّه يوم القيامة منيّته و منيّة الخلائق».
يعنى: «و چون گفت: اى كسى كه داراى منّت عظيمى، ذات اقدس الهى روز قيامت هم آرزوى او و هم آرزوى خلايق را به وى مىدهد».
«و اذا قال: يا كريم الصّفح، اكرمه اللَّه تعالى كرامة الأنبياء».
يعنى: «و آنگاه كه گفت: اى روى با كرامت! خداوند متعال او را چون انبيا بزرگوار قرار مىدهد».
«و اذا قال: يا مبتدئا بالنّعم قبل استحقاقها، اعطاه اللَّه من الاجر بعدد من شكر نعماه».
يعنى: «و وقتى كه گفت: اى كه قبل از استحقاق بندگان، نعمتت را آغاز كردهاى! خداوند به تعداد هر كس كه نعمتهايش را سپاسگزارى كرده به او اجر عطا مىكند.