المنّ، يا مبتدئا بالنّعم قبل استحقاقها، يا سيّدنا، يا ربّنا، يا مولانا، يا غاية رغبتنا، اسألك يا اللَّه، ان لا تشوّه خلقى بالنّار».
يعنى: «اى كسى كه زيبائى را آشكار و زشتى را مىپوشانى! اى كسى كه گناهكار را (فورى) مؤاخذه نمىكنى و پرده را نمىدرى! اى كسى كه داراى عفو عظيمى! اى كسى كه داراى گذشت نيكويى! اى كسى كه آمرزشت وسيع است! اى كسى كه دستهايت را براى رحمت گشودهاى! اى همراه هر نجوايى! اى كسى كه هر شكايتى به تو منتهى مىشود! اى روى باكرامت! اى كسى كه داراى منّت عظيمى! اى كسى كه قبل از استحقاق بندگان نعمتت را آغاز كردهاى! اى آقاى ما! اى پروردگار ما! اى مولاى ما! و اى نهايت آرزوى ما! از تو مىخواهم اى خدا! كه خلقتم را با آتش، زشت نسازى».
«فقال رسول اللَّه-6- لجبرئيل: ما ثواب هذه الكلمات؟ قال: هيهات! هيهات! انقطع العمل، لو اجتمع ملائكة سبع سماوات و سبع ارضين على ان يصفوا ثواب ذلك الى يوم القيامة ما وصفوا من كلّ جزء جزءا واحدا».
يعنى: «در اينجا رسول خدا-6- به جبرئيل فرمود:
ثواب اين كلمات چيست؟
گفت: دور است! دور است! اين كار شدنى نيست. اگر ملائكه هفت آسمان و هفت زمين جمع شوند و تا روز قيامت بخواهند ثوابش را توصيف كنند، در هر جزء (از دعا) يك ثوابش را هم نمىتوانند توصيف نمايند».
«فاذا قال العبد: يا من اظهر الجميل و ستر القبيح، ستره اللَّه و رحمه في الدّنيا، و جمّله في الآخرة، و ستر اللَّه عليه الف ستر في الدّنيا و الآخرة».
يعنى: «وقتى بنده مىگويد: اى كسى كه زيبايى را آشكار و زشتى را مىپوشانى، خداوند متعال او را در دنيا پوشيده مشمول رحمت خود مىگرداند و در آخرت هم زيبايش مىگرداند و هزار پوشش در دنيا و آخرت بر او قرار مىدهد».
«و اذا قال: يا من لم يؤاخذ بالجريرة و لم يهتك السّتر، لم يحاسبه اللَّه يوم القيامة و لم يهتك ستره يوم تهتك السّتور».
يعنى: «و آنگاه كه بنده گفت: اى كسى كه گناهكار را (فورى) مؤاخذه نمىكنى و پرده را نمىدرى خداوند روز قيامت او را به حساب نمىكشد و روزى كه پردهها دريده مىگردد، پرده او را نمىدرد».
«و اذا قال: يا عظيم العفو، غفر اللَّه له ذنوبه و لو كانت خطيئته مثل زبد البحر».
يعنى: «و وقتى كه مىگويد: اى كسى كه داراى عفو عظيمى، خداوند گناهانش را مىآمرزد اگر چه خطاهايش به اندازه كف دريا باشد.» «و اذا قال: يا حسن التّجاوز، تجاوز اللَّه عنه حتّى السّرقة و شرب الخمر و اهاويل الدّنيا و غير ذلك من الكبائر».
يعنى: «و هنگامى كه مىگويد: اى كسى كه داراى گذشت نيكويى، خداوند از او در مىگذرد، حتى گناهانى مانند دزدى، شرابخورى، كارهاى وحشتناك دنيا و ساير گناهان كبيره[1]».
«و اذا قال: يا واسع المغفرة، فتح اللَّه عزّ و جلّ له سبعين بابا من الرّحمة فهو يخوض في رحمة اللَّه عزّ و جلّ حتّى يخرج من الدّنيا».
يعنى: «آنگاه كه گفت: اى كه آمرزشت وسيع است، خداوند عزيز و جليل، هفتاد در رحمت براى وى مىگشايد به طورى كه او در رحمت خدا غوطه مىخورد تا از دنيا خارج شود».
[1]- علما در جاى خود گفتهاند كه گناهان كبيره در صورت توبه، حتما بخشيده مىگردد اما بدون توبه، احتمال بخشودگى دارد.
«و اذا قال: يا باسط اليدين بالرّحمة، بسط اللَّه يده عليه بالرّحمة».
يعنى: «و وقتى كه گفت: اى كسى كه دستهايت را براى رحمت گشودهاى، خداوند دست رحمتش را به سوى او مىگشايد».
«و اذا قال: يا صاحب كلّ نجوى، و يا منتهى كلّ شكوى، اعطاه اللَّه من الاجر ثواب كلّ مصاب، و كلّ سالم، و كلّ مريض، و كلّ ضرير، و كلّ مسكين، و كلّ فقير، و كلّ صاحب مصيبة الى يوم القيامة».
يعنى: «و هنگامى كه گفت: اى همراه هر نجوايى، اى كسى كه هر شكايتى به تو منتهى مىشود، خداوند به اندازه هر مصيبت زده و هر سالم و هر مريض و هر ضرر ديده و هر مسكين و هر فقير و هر صاحب مصيبتى تا روز قيامت به او ثواب عطا مىكند».
«و اذا قال: يا عظيم المنّ، اعطاه اللَّه يوم القيامة منيّته و منيّة الخلائق».
يعنى: «و چون گفت: اى كسى كه داراى منّت عظيمى، ذات اقدس الهى روز قيامت هم آرزوى او و هم آرزوى خلايق را به وى مىدهد».
«و اذا قال: يا كريم الصّفح، اكرمه اللَّه تعالى كرامة الأنبياء».
يعنى: «و آنگاه كه گفت: اى روى با كرامت! خداوند متعال او را چون انبيا بزرگوار قرار مىدهد».
«و اذا قال: يا مبتدئا بالنّعم قبل استحقاقها، اعطاه اللَّه من الاجر بعدد من شكر نعماه».
يعنى: «و وقتى كه گفت: اى كه قبل از استحقاق بندگان، نعمتت را آغاز كردهاى! خداوند به تعداد هر كس كه نعمتهايش را سپاسگزارى كرده به او اجر عطا مىكند.
«و اذا قال: يا ربّنا يا سيّدنا، قال اللَّه تبارك و تعالى: اشهدوا ملائكتى انّى قد غفرت له و اعطيته من الاجر بعدد من خلقته في الجنّة و النّار و السّماوات السّبع و الارضين السّبع و الشّمس و القمر و النّجوم و قطر الامطار و انواع الخلق و الجبال و الحصى و الثّرى و غير ذلك و العرش و الكرسىّ».
يعنى: «هنگامى كه گفت: اى پروردگار ما! و اى آقاى ما! خداوند تبارك و تعالى مىگويد: ملائكه من، شاهد باشيد كه من او را آمرزيدم و به تعداد هر كسى كه در بهشت و جهنم و آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه هست و خورشيد و ماه و ستارگان و قطرههاى باران و انواع مخلوقات و كوهها و سنگريزهها و شبنم و غير آنها و عرش و كرسى، به او اجر و پاداش دادم».
«و اذا قال: يا مولانا، ملأ قلبه من الايمان».
يعنى: «و وقتى كه گفت: اى مولاى ما! خداوند قلبش را پر از ايمان مىگرداند».
«و اذا قال: يا غاية رغبتنا، اعطاه اللَّه يوم القيامة رغبته و مثل رغبة الخلائق».
يعنى: و آنگاه كه گفت: اى نهايت آرزوى ما! خداوند روز قيامت تمايلات او و تمايلات تمام مخلوقات را به وى عطا مىكند».
«و اذا قال: اسألك يا اللَّه، ان لا تشوّه خلقى بالنّار، قال الجبّار جلّ جلاله استعتقنى عبدى من النّار، اشهدوا ملائكتى انّى قد اعتقته من النّار، و اعتقت ابويه و اخوانه و اهله و ولده و جيرانه، و شفّعته في الف رجل ممّن وجبت لهم النّار، و اجرته من النّار».
يعنى: «و وقتى كه گفت: از تو مىخواهم كه خلقتم را با آتش، زشت نسازى، خداوند جبّار جليل مىگويد: بندهام از من طلب رهايى از آتش را نموده، ملائكه من شاهد باشيد كه او و پدر و مادر و برادران و خانواده و فرزندان و همسايگانش را از آتش آزاد كردم و شفاعت او را در باره هزار انسانى كه آتش بر
آنان واجب شده بوده پذيرفتم و از آتش نجاتش دادم».
«فعلّمهنّ يا محمّد المتّقين، و لا تعلّمهنّ المنافقين، فانّها دعوة مستجابة لقائلهنّ ان شاء اللَّه تعالى، و هو دعاء اهل البيت المعمور حوله اذا كانوا يطوفون به».
يعنى: «اى محمد-6- اين دعا را تنها به اهل تقوا بياموز، مبادا آن را به منافقين ياد بدهى، چون دعايى است كه اگر خداوند متعال بخواهد، براى گوينده، اجابت خواهد گرديد، اين همان دعاى اهل بيت معمور است، آنگاه كه بر گرد آن طواف مىكنند».
پايان
اين حديث، آخرين گفتار ما در اين رساله مىباشد:
از خداوند سبحان مىخواهيم كه ما را جزء اولين افرادى قرار بدهد كه از آن بهره برده، به آدابش مؤدّب گرديدند، بر خطاباتش، حرص ورزيدند و به آنچه در فصول و ابوابش آمده، متصف گرديدند.
و ما را با هر برادر ايمانى كه از آن اطلاع پيدا كرده، راه خود را يافت و طريق سالمين را پيمود و توشه غنيمتش را زياد نمود، شريك قرار دهد.
و آن را براى ما و آنان اسلحه و سرمايه و سبب رسيدن به هر مطلوب و نجات از هر سختى قرار دهد كه او ولىّ خيرات است و هر مصلحتى به نعمت او به تمام مىرسد.
و درود خدا بر محمد كه اشرف جانهاى پاك است و بر عترتش كه نيكوكار و ساداتند تا هر وقت كه صبحگاه و شامگاه در رفت و آمد و تاريكى و نور در تعقيب همند و سپاس خدايى را كه پروردگار عالمين است و درود بر آقاى ما محمد و آل پاكش! از نوشتن اين رساله فارغ شد، فقير الى اللَّه تعالى «احمد بن فهد» در شب دوشنبه، شانزدهم جمادى الاولى، سال 801 (هجرى قمرى).
و الحمد للَّه وحده و صلواته على محمد و اله و سلامه.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فهرست مطالب
مطلب صفحهسخن ناشر 8
مقدمه مترجم 9
مختصرى از زندگينامه مؤلّف 12
ابن فهد (ره) و كتاب عدّة الداعى و نجاح الساعى 13
وفات و مدفن شريفش 14
سپاس و ستايش 15
تعريف دعا و ترغيب به آن 19
باب أوّل: تشويق به دعا 21تحريص بر دعا و تشويق عقل بر آن 23
تشويق بر دعا در آيات و روايات 27
اسرار محروميت از اجابت دعا 30
تلفّظ غلط در دعا 34
فوايد دعا 42
تنبيه 46
نصيحت (اگر دعا اجابت نشد) 53
باب دوّم: اسباب اجابت 67سبب أوّل: زمان دعا 69
نصيحت 76