«و اذا قال: يا باسط اليدين بالرّحمة، بسط اللَّه يده عليه بالرّحمة».
يعنى: «و وقتى كه گفت: اى كسى كه دستهايت را براى رحمت گشودهاى، خداوند دست رحمتش را به سوى او مىگشايد».
«و اذا قال: يا صاحب كلّ نجوى، و يا منتهى كلّ شكوى، اعطاه اللَّه من الاجر ثواب كلّ مصاب، و كلّ سالم، و كلّ مريض، و كلّ ضرير، و كلّ مسكين، و كلّ فقير، و كلّ صاحب مصيبة الى يوم القيامة».
يعنى: «و هنگامى كه گفت: اى همراه هر نجوايى، اى كسى كه هر شكايتى به تو منتهى مىشود، خداوند به اندازه هر مصيبت زده و هر سالم و هر مريض و هر ضرر ديده و هر مسكين و هر فقير و هر صاحب مصيبتى تا روز قيامت به او ثواب عطا مىكند».
«و اذا قال: يا عظيم المنّ، اعطاه اللَّه يوم القيامة منيّته و منيّة الخلائق».
يعنى: «و چون گفت: اى كسى كه داراى منّت عظيمى، ذات اقدس الهى روز قيامت هم آرزوى او و هم آرزوى خلايق را به وى مىدهد».
«و اذا قال: يا كريم الصّفح، اكرمه اللَّه تعالى كرامة الأنبياء».
يعنى: «و آنگاه كه گفت: اى روى با كرامت! خداوند متعال او را چون انبيا بزرگوار قرار مىدهد».
«و اذا قال: يا مبتدئا بالنّعم قبل استحقاقها، اعطاه اللَّه من الاجر بعدد من شكر نعماه».
يعنى: «و وقتى كه گفت: اى كه قبل از استحقاق بندگان، نعمتت را آغاز كردهاى! خداوند به تعداد هر كس كه نعمتهايش را سپاسگزارى كرده به او اجر عطا مىكند.
«و اذا قال: يا ربّنا يا سيّدنا، قال اللَّه تبارك و تعالى: اشهدوا ملائكتى انّى قد غفرت له و اعطيته من الاجر بعدد من خلقته في الجنّة و النّار و السّماوات السّبع و الارضين السّبع و الشّمس و القمر و النّجوم و قطر الامطار و انواع الخلق و الجبال و الحصى و الثّرى و غير ذلك و العرش و الكرسىّ».
يعنى: «هنگامى كه گفت: اى پروردگار ما! و اى آقاى ما! خداوند تبارك و تعالى مىگويد: ملائكه من، شاهد باشيد كه من او را آمرزيدم و به تعداد هر كسى كه در بهشت و جهنم و آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه هست و خورشيد و ماه و ستارگان و قطرههاى باران و انواع مخلوقات و كوهها و سنگريزهها و شبنم و غير آنها و عرش و كرسى، به او اجر و پاداش دادم».
«و اذا قال: يا مولانا، ملأ قلبه من الايمان».
يعنى: «و وقتى كه گفت: اى مولاى ما! خداوند قلبش را پر از ايمان مىگرداند».
«و اذا قال: يا غاية رغبتنا، اعطاه اللَّه يوم القيامة رغبته و مثل رغبة الخلائق».
يعنى: و آنگاه كه گفت: اى نهايت آرزوى ما! خداوند روز قيامت تمايلات او و تمايلات تمام مخلوقات را به وى عطا مىكند».
«و اذا قال: اسألك يا اللَّه، ان لا تشوّه خلقى بالنّار، قال الجبّار جلّ جلاله استعتقنى عبدى من النّار، اشهدوا ملائكتى انّى قد اعتقته من النّار، و اعتقت ابويه و اخوانه و اهله و ولده و جيرانه، و شفّعته في الف رجل ممّن وجبت لهم النّار، و اجرته من النّار».
يعنى: «و وقتى كه گفت: از تو مىخواهم كه خلقتم را با آتش، زشت نسازى، خداوند جبّار جليل مىگويد: بندهام از من طلب رهايى از آتش را نموده، ملائكه من شاهد باشيد كه او و پدر و مادر و برادران و خانواده و فرزندان و همسايگانش را از آتش آزاد كردم و شفاعت او را در باره هزار انسانى كه آتش بر
آنان واجب شده بوده پذيرفتم و از آتش نجاتش دادم».
«فعلّمهنّ يا محمّد المتّقين، و لا تعلّمهنّ المنافقين، فانّها دعوة مستجابة لقائلهنّ ان شاء اللَّه تعالى، و هو دعاء اهل البيت المعمور حوله اذا كانوا يطوفون به».
يعنى: «اى محمد-6- اين دعا را تنها به اهل تقوا بياموز، مبادا آن را به منافقين ياد بدهى، چون دعايى است كه اگر خداوند متعال بخواهد، براى گوينده، اجابت خواهد گرديد، اين همان دعاى اهل بيت معمور است، آنگاه كه بر گرد آن طواف مىكنند».
پايان
اين حديث، آخرين گفتار ما در اين رساله مىباشد:
از خداوند سبحان مىخواهيم كه ما را جزء اولين افرادى قرار بدهد كه از آن بهره برده، به آدابش مؤدّب گرديدند، بر خطاباتش، حرص ورزيدند و به آنچه در فصول و ابوابش آمده، متصف گرديدند.
و ما را با هر برادر ايمانى كه از آن اطلاع پيدا كرده، راه خود را يافت و طريق سالمين را پيمود و توشه غنيمتش را زياد نمود، شريك قرار دهد.
و آن را براى ما و آنان اسلحه و سرمايه و سبب رسيدن به هر مطلوب و نجات از هر سختى قرار دهد كه او ولىّ خيرات است و هر مصلحتى به نعمت او به تمام مىرسد.
و درود خدا بر محمد كه اشرف جانهاى پاك است و بر عترتش كه نيكوكار و ساداتند تا هر وقت كه صبحگاه و شامگاه در رفت و آمد و تاريكى و نور در تعقيب همند و سپاس خدايى را كه پروردگار عالمين است و درود بر آقاى ما محمد و آل پاكش! از نوشتن اين رساله فارغ شد، فقير الى اللَّه تعالى «احمد بن فهد» در شب دوشنبه، شانزدهم جمادى الاولى، سال 801 (هجرى قمرى).
و الحمد للَّه وحده و صلواته على محمد و اله و سلامه.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فهرست مطالب
مطلب صفحهسخن ناشر 8
مقدمه مترجم 9
مختصرى از زندگينامه مؤلّف 12
ابن فهد (ره) و كتاب عدّة الداعى و نجاح الساعى 13
وفات و مدفن شريفش 14
سپاس و ستايش 15
تعريف دعا و ترغيب به آن 19
باب أوّل: تشويق به دعا 21تحريص بر دعا و تشويق عقل بر آن 23
تشويق بر دعا در آيات و روايات 27
اسرار محروميت از اجابت دعا 30
تلفّظ غلط در دعا 34
فوايد دعا 42
تنبيه 46
نصيحت (اگر دعا اجابت نشد) 53
باب دوّم: اسباب اجابت 67سبب أوّل: زمان دعا 69
نصيحت 76
فايده 79
سبب دوّم: مكان دعا 83
سرزمين عرفات 83
حرم الهى (در مكه) و كعبه 84
مسجد 84
در جوار قبر مقدس حضرت أبا عبد اللّه الحسين (ع) 85
سبب سوّم: دعاهاى مستجاب 87
سبب چهارم: نقش زمان در دعا 97
سبب پنجم: نقش مكان در دعا 99
سبب ششم: رابطه كارهاى نيك با دعا 103
صدقه و آداب آن 106
اقسام صدقه 112
فضيلت دانش و وظايف دانشمندان 114
تنبيه: هماهنگى علم و عمل 116
وظايف شاگرد در برابر استاد 128
انواع علوم 130
اداب كسبوكار 131
قسم اوّل: ضروريات زندگى 131
حقوق فرزند و والدين در قبال يكديگر 141
بركات دختر 148
حق همسر 152
فضيلت توكّل و معناى آن 155
نكوهش درخواست از ديگران 165
نكوهش ردّ سائل 169
گوشهاى از اداب انفاق 171
قسم دوّم: اضافه ضروريّات زندگى 172
رهاورد شوم ثروتاندوزى 179
ذكر برخى از نعمتهاى بهشتى 182
رهاورد مثبت فقر 190
شيوه زندگى انبيا و اوليا (ع) 169
حضرت موسى (ع) 196
حضرت عيسى (ع) 197
حضرت نوح (ع) 198
حضرت ابراهيم (ع) 198
حضرت يحيى بن زكريا (ع) 198
حضرت سليمان (ع) 199
حضرت محمد6199
حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع) 200
سبب هفتم: دعا در حالات مخصوص 210
درجات و پاداش مريض 210
آداب و اوصاف انگشتر 217
باب سوّم: اوصاف دعاكننده 221كسانى كه دعايشان مستجاب است 223
تنبيه 228
نصيحت 229