بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 64

62-«انّ اللَّه اوحى الى آدم-7- انّى ساجمع لك الكلام في اربع كلمات. قال: يا ربّ ما هنّ؟ قال: واحدة لى، واحدة لك، واحدة فيما بينى و بينك، واحدة بينك و بين النّاس، فقال آدم-7-: بينهنّ لى يا ربّ. فقال اللَّه تعالى: امّا الّتى هى لى فتعبدنى و لا تشرك بى شيئا، و امّا الّتى لك فاجزيك بعملك احوج ما تكون اليه، و امّا الّتى بينى و بينك فعليك الدّعاء و علىّ الاجابة، و امّا الّتى بينك و بين النّاس فترضى للنّاس ما ترضى لنفسك».

يعنى: «خداوند متعال بر حضرت آدم-7- وحى فرستاد كه من تمام سخنان را در چهار جمله براى تو گرد مى‌آورم.

گفت: پروردگارا! آن چهار جمله چيست؟

فرمود: يكى مال من، ديگرى مال تو، سومى مربوط به ما بين من و تو و آخرى مربوط به ما بين تو و مردم است.

حضرت آدم-7- گفت: پروردگارا! آنها را برايم روشن كن خداوند متعال فرمود:

- آنكه مال من است اين است كه بنده من باشى و چيزى را شريك من قرار ندهى.

- و آنكه مال تو است اين است كه جزاى عملت را به چيزى كه بيشترين احتياج را بدان دارى مى‌دهم.

- و آنكه مربوط به ما بين من و تو است اين است كه تو دعا كن، من اجابت مى‌نمايم.

- و آنكه مربوط به ما بين تو و مردم است اين است كه هر آنچه را كه براى خود مى‌پسندى براى ديگران نيز بپسند».

چهاردهم:

از كتاب دعاى «محمد بن حسن صفار» از رسول اللَّه-6- نقل شده كه فرمود:


صفحه 65

63-«يدخل الجنّة رجلان كانا يعملان عملا واحدا فيرى احدهما صاحبه فوقه فيقول: يا ربّ، بما اعطيته و كان عملنا واحدا؟ فيقول اللَّه تبارك و تعالى:

سألنى و لم تسألنى، ثمّ قال-6-: اسألوا و اجزلوا فانّه لا يتعاظمه شي‌ء».

يعنى: «دو نفر كه هر دو يك گونه عمل انجام داده‌اند وارد بهشت مى‌شوند ولى يكى ديگرى را برتر از خود مى‌بيند، لذا مى‌گويد: پروردگارا! من و او عملمان يكى بود، اين مقام برتر او در برابر چيست؟ خداى تبارك و تعالى مى‌فرمايد: او از من درخواست كرد ولى تو نخواستى. آنگاه حضرت فرمود: از خدا بخواهيد و زياد هم بخواهيد، چون در برابر ذات اقدس احديت، چيزى بزرگ نيست».

پانزدهم‌

- و نيز در همان كتاب آمده است كه رسول خدا-6و سلّم- فرمود:

64-«ليسألنّ اللَّه أو ليقضينّ عليكم، انّ اللَّه عبادا يعملون فيعطيهم، و آخرين يسألونه صادقين فيعطيهم ثمّ يجمعهم في الجنّة فيقول الّذين عملوا: ربّنا عملنا فاعطيتنا فبما اعطيت هؤلاء؟ فيقول: هؤلاء عبادى اعطيتكم اجوركم و لم التكم من اعمالكم شيئا، و سألنى هؤلاء فاعطيتهم، و هو فضلى أوتيه من اشاء».

يعنى: «از خدا بخواهيد تا او حكم كند، همانا خداوند متعال به يك سرى از بندگانش در مقابل اعمالشان بخشش دارد و به گروه ديگر در برابر درخواست صادقانه‌شان، سپس هر دو گروه را در بهشت جمع مى‌كند، گروه اول مى‌گويند:

پروردگارا! ما اهل عمل بوديم، به ما عطا كردى اما اينها را به چه سبب؟ مى‌فرمايد:

اينان بندگان من هستند، من اجر و پاداش شما را دادم و از آن چيزى كم نكردم، اما اينان از من درخواست كردند و من هم از فضل و رحمت فوق العاده خود به آنان دادم (بلكه) به هر كسى كه بخواهم، مى‌دهم».


صفحه 66

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 67

باب دوّم اسباب اجابت‌

سبب اوّل: زمان دعا- سبب دوّم: مكان دعا- سبب سوّم: دعاهاى مستجاب- سبب چهارم: نقش زمان در دعا- سبب پنجم: نقش مكان در دعا- سبب ششم: رابطه كارهاى نيك با دعا- سبب هفتم: دعا در حالات مخصوص‌


صفحه 68

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 69

اسباب اجابت‌

سبب اوّل: زمان دعا

الف- شب و روز جمعه:

امام صادق-7- فرمود:

65-«ما طلعت الشّمس بيوم افضل من يوم الجمعة، و انّ كلام الطّير فيه اذا لقى بعضها بعضا: سلام سلام، يوم صالح».

يعنى: «خورشيد بر روزى برتر از روز جمعه طلوع نكرد، وقتى پرندگان آسمان در اين روز يك ديگر را ملاقات مى‌كنند، بر هم سلام مى‌فرستند و مى‌گويند:

روز خوبى است!».

66- «گفته شده كه رسول خدا-6- در ابتداى تابستان، وقتى مى‌خواست از اتاق خارج شود، روز پنجشنبه خارج مى‌شد و در ابتداى زمستان وقتى مى‌خواست داخل شود، روز جمعه داخل مى‌گرديد».

در همين رابطه از «ابن عباس» روايت شده است كه حضرت، شب جمعه خارج مى‌شد و شب جمعه داخل مى‌گرديد[1].

[1]- در تابستان به جهت شدّت گرما از اتاق خارج شده، در بيرون بسر مى‌بردند، ولى در زمستان به جهت سرما به آنجا برمى‌گشتند. مرحوم طبرسى( قده) در« مكارم الاخلاق» همين دو خبر را نقل كرده با اين تفاوت كه در خبر اوّل دارد:

ُ« عنه( اى الامام الصّادق-7- قال:كان رسول اللَّه-6- اذا خرج من البيت في الصّيف خرج يوم الخميس، و إذا اراد ان يدخل في الشّتاء من البرد دخل يوم الجمعة»،

( الفصل التاسع في المسكن، في وقت الدخول في البيت و الخروج عنه، ص 128).


صفحه 70

از امام باقر-7- روايت شده است كه فرمود:

- «اذا اردت ان تتصدّق بشي‌ء قبل الجمعة فأخّره الى يوم الجمعة»

[1].

يعنى: «اگر قبل از روز جمعه خواستى صدقه‌اى بدهى، آن را تا روز جمعه به تأخير بينداز».

و نيز از همان حضرت روايت شده است كه فرمود:

67-«انّ اللَّه تعالى لينادى كلّ ليلة جمعة من فوق عرشه من اوّل الليل الى اخره: ألا عبد مؤمن يدعونى لدينه أو دنياه قبل طلوع الفجر فاجيبه؟ الا عبد مؤمن يتوب إلىّ من ذنوبه قبل طلوع الفجر فاتوب اليه؟ الا عبد مؤمن قد قتر عليه رزقه فيسألنى الزّيادة في رزقه قبل طلوع الفجر فازيده و اوسّع عليه؟ الا عبد مؤمن سقيم فيسألنى ان اشفيه قبل طلوع الفجر فاعافيه؟ الا عبد مؤمن محبوس مغموم فيسألنى أن اطلقه من سجنه فأخلّى سربه؟ الا عبد مؤمن مظلوم يسألنى ان اخذ بضلامته قبل طلوع الفجر فانتصر له و اخذ له بضلامته؟ قال: فلا يزال ينادى بهذا حتّى يطلع الفجر».

يعنى: ذات اقدس الهى هر شب جمعه از اول تا آخر شب اين گونه ندا مى‌دهد:

- آيا بنده مؤمنى نيست كه تا قبل از صبح مرا براى دين يا دنيايش بخواند تا من اجابتش كنم؟

- آيا بنده مؤمنين نيست كه تا قبل از صبح از گناهانش توبه كند و برگردد و من نيز رحمت و مغفرتم را برگردانم؟

- آيا بنده مؤمنى نيست كه روزيش تنگ شده باشد و تا قبل از فجر، از من بخواهد آن را زياد كنم و من هم حاجتش را برآورده روزيش را زياد و وسيع گردانم؟

- آيا بنده مؤمن مريضى نيست كه تا قبل از طلوع فجر از من بخواهد كه شفايش بدهم و من هم او را عافيت و تندرستى عطا نمايم؟

[1]- در حديث 258 خواهد آمد.


صفحه 71

- آيا بنده زندانى گرفتارى نيست كه از من بخواهد از زندان آزادش كنم و من نيز آزادش گردانم؟

- آيا بنده مؤمن مظلومى نيست كه تا قبل از صبح از من بخواهد حقش را از ظالم بستانم و من نيز او را يارى كرده حقش را برگردانم؟

آنگاه حضرت فرمود: همين طور ذات اقدس الهى ندا مى‌دهد تا صبح شود».

از امام باقر يا امام صادق- عليهما السّلام- روايت شده است كه فرمود:

68-«انّ العبد المؤمن يسأل اللَّه الحاجة فيؤخّر اللَّه عزّ و جلّ قضاء حاجته الّتى سأل الى يوم الجمعة».

يعنى: «بنده مؤمن از خدا حاجتى طلب مى‌كند و خداوند عزيز و جليل بر آوردن آن را تا روز جمعه به تأخير مى‌اندازد».

از رسول خدا-6- رسيده است كه فرمود:

69-«انّ يوم الجمعة سيّد الايّام و اعظمها عند اللَّه تعالى و اعظم من يوم الفطر و يوم الاضحى، و فيه خمس خصال: خلق اللَّه فيه آدم، و اهبط فيه آدم الى الارض، و فيه توفّي اللَّه آدم، و فيه ساعة لا يسأل اللَّه تعالى فيها احد شيئا الّا اعطاه ما لم يسأل حراما، و ما من ملك مقرّب و لا سماء و لا ارض و لا رياح و لا جبال و لا شجر الّا و هو يشفق يوم الجمعة ان تقوم السّاعة فيه».

يعنى: «همانا جمعه آقاى روزها و با عظمت‌ترين آنها نزد خداوند تعالى است، بلكه از عيد فطر و قربان هم برتر است. اين روز، پنج خصلت دارد:

اوّل: خداوند متعال حضرت آدم-7- را در اين روز خلق فرمود.

دوّم: آن حضرت را در همين روز از بهشت بر زمين فرود آورد.

سوّم: در چنين روزى حضرت آدم-7- را قبض روح كرد.

چهارم: در اين روز ساعتى هست كه هر كس در آن ساعت از خداوند متعال چيزى طلب كند به او خواهد داد به شرط اينكه چيز حرام نخواهد.