بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 71

- آيا بنده زندانى گرفتارى نيست كه از من بخواهد از زندان آزادش كنم و من نيز آزادش گردانم؟

- آيا بنده مؤمن مظلومى نيست كه تا قبل از صبح از من بخواهد حقش را از ظالم بستانم و من نيز او را يارى كرده حقش را برگردانم؟

آنگاه حضرت فرمود: همين طور ذات اقدس الهى ندا مى‌دهد تا صبح شود».

از امام باقر يا امام صادق- عليهما السّلام- روايت شده است كه فرمود:

68-«انّ العبد المؤمن يسأل اللَّه الحاجة فيؤخّر اللَّه عزّ و جلّ قضاء حاجته الّتى سأل الى يوم الجمعة».

يعنى: «بنده مؤمن از خدا حاجتى طلب مى‌كند و خداوند عزيز و جليل بر آوردن آن را تا روز جمعه به تأخير مى‌اندازد».

از رسول خدا-6- رسيده است كه فرمود:

69-«انّ يوم الجمعة سيّد الايّام و اعظمها عند اللَّه تعالى و اعظم من يوم الفطر و يوم الاضحى، و فيه خمس خصال: خلق اللَّه فيه آدم، و اهبط فيه آدم الى الارض، و فيه توفّي اللَّه آدم، و فيه ساعة لا يسأل اللَّه تعالى فيها احد شيئا الّا اعطاه ما لم يسأل حراما، و ما من ملك مقرّب و لا سماء و لا ارض و لا رياح و لا جبال و لا شجر الّا و هو يشفق يوم الجمعة ان تقوم السّاعة فيه».

يعنى: «همانا جمعه آقاى روزها و با عظمت‌ترين آنها نزد خداوند تعالى است، بلكه از عيد فطر و قربان هم برتر است. اين روز، پنج خصلت دارد:

اوّل: خداوند متعال حضرت آدم-7- را در اين روز خلق فرمود.

دوّم: آن حضرت را در همين روز از بهشت بر زمين فرود آورد.

سوّم: در چنين روزى حضرت آدم-7- را قبض روح كرد.

چهارم: در اين روز ساعتى هست كه هر كس در آن ساعت از خداوند متعال چيزى طلب كند به او خواهد داد به شرط اينكه چيز حرام نخواهد.


صفحه 72

پنجم: ملائكه مقرّب، آسمان، زمين، بادها، كوهها و درختها همگى هراس دارند از اينكه قيامت در اين روز واقع شود».

فرزندان يعقوب از پدرشان خواستند كه از خداوند متعال برايشان طلب آمرزش و بخشش كند، آن حضرت اين گونه پاسخ دادند:

سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي‌[1].

يعنى: «بزودى برايتان از پروردگارم تقاضاى مغفرت خواهم كرد».

در تفسير همين آيه از امام صادق-7- روايت شده است كه حضرت فرمود:

70-«اخّره الى السّحر من ليلة الجمعة».

يعنى «حضرت يعقوب-7- اين استغفار را تا سحرگاه شب جمعه به تأخير انداخت».

در روز جمعه دو ساعت هست كه زمان استجابت دعاست:

- يكى وقتى كه خطيب (و امام) جمعه از خطبه فارغ شده تا صفوف نماز جمعه مرتب شود.

- ديگرى آخرين لحظات روز جمعه است كه در روايت آمده:

71- «زمانى كه نصف قرص خورشيد پنهان شد»[2].

امام باقر-7- فرمود:

72-«اوّل وقت الجمعة ساعة تزول الشّمس الى ان تمضى ساعة يحافظ عليها فانّ رسول اللَّه-6- قال: لا يسأل اللَّه تعالى فيها عبد

[1]- سوره يوسف، آيه 98.

[2]-

ُعن عبد اللَّه بن سنان قال‌سألت ابا عبد اللَّه7عن الساعة التى يستجاب فيها الدعاء يوم الجمعة. قال: ما بين فراغ الامام من الخطبة الى ان تستوى الصفوف، و ساعة اخرى من آخر النهار الى غروب الشمس.

( دعوات راوندى ح 86.


صفحه 73

خيرا الّا اعطاه».

يعنى: «در روز جمعه از اول زوال (ظهر شرعى) تا ساعتى را بايد محافظت كرد، چون رسول خدا-6- فرمود: هيچ بنده‌اى در اين ساعت از خداوند تعالى خيرى طلب نمى‌كند مگر آنكه آن را عطا مى‌نمايد».

ب- روز چهارشنبه بين ظهر و عصر:

«جابر بن عبد اللَّه انصارى (ره)» اين گونه روايت كرده است كه:

در جنگ احزاب (خندق) وجود مقدّس رسول اللَّه-6و سلّم- روزهاى دوشنبه و سه شنبه عليه كفار دعا كرد و روز چهارشنبه بين ظهر و عصر مستجاب گرديد كه در نتيجه آن، خوشحالى در چهره حضرت نمودار شد، من هم هر گاه مشكلى برايم پيش آمد و در اين وقت دعا كردم، دعايم مستجاب و مشكلم برطرف گرديد».

ج- وقت نماز عشاء:

از رسول خدا-6- روايت است كه فرمود:

73-«من كان له حاجة فليطلبها في العشاء الآخرة فانّها لم يعطها احد من الامم قبلكم».

يعنى: «هر يك از شما حاجتى دارد آن را به هنگام نماز عشا طلب كند، زيرا اين (مخصوص شماست و) به امتهاى پيش از شما داده نشده است.

د- يك ششم اوّل از نيمه شب‌

[1]:

اوّلا: رواياتى داريم كه بيانگر فضيلت نماز شب هستند در حالى كه مردم در خواب مى‌باشند.

ثانيا: رواياتى داريم كه بيانگر فضيلت ذكر خداوند متعال در ميان‌

[1]- اگر تمام طول شب را به دوازده قسمت تقسيم كنيم، هفتمين قسمت آن منظور است.


صفحه 74

غافلين‌اند[1].

شكى نيست كه در اين زمان مخصوص، اكثر مردم به خواب مى‌روند، به خلاف نيمه اول شب كه در تداوم بيدارى روز، بسيارى از مردم در آن هنگام بيدارند. از طرف ديگر، آخر شب (نزديكهاى طلوع فجر) نيز چه بسا مردم جهت رفتن به محل كار يا حركت براى سفر، بيدار شوند، پس لحظه‌اى كه اكثرا در خوابند همان اوايل نيمه دوم شب است، بيدار ماندن در آن لحظات، نتيجه مجاهده با نفس، ترك خواب، دورى از بستر نرم و خلوت با مالك عباد و سلطان دنيا و معاد است.

و ثالثا: عمر بن اذينه مى‌گويد: شنيدم حضرت صادق-7- مى‌فرمود:

74-«انّ في الليل ساعة ما يوافق فيها عبد مؤمن يصلّى و يدعو اللَّه فيها الّا استجاب له قلت: اصلحك اللَّه و اىّ ساعة من الليل هى؟ قال: اذا مضى نصف الليل و بقى السّدس الاوّل من اوّل النّصف».

يعنى: «در شب، ساعتى است كه اگر بنده مؤمنى آن را درك كرده، در آن نماز بگزارد و خدا را بخواند حتما اجابت خواهد شد. گفتم: خداى توفيقت دهد، آن ساعت كدام است؟ فرمود: بعد از رفتن نصف شب، يك ششم اوّل از نيمه دوم آن».

ه- يك سوم آخر شب:

روايات در اين مورد فراوان است منجمله: وجود مبارك رسول اللَّه-6- فرمود:

75-«اذا كان آخر الليل يقول اللَّه سبحانه و تعالى: هل من داع فاجيبه؟ هل من سائل فاعطيه سؤله؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ هل من تائب فاتوب عليه؟».

يعنى: «ذات اقدس الهى، آخر هر شب اين چنين مى‌گويد:

[1]- ر. ك: روايات شماره 651، 652 و 653.


صفحه 75

- آيا دعاكننده‌اى هست تا من او را اجابت كنم؟

- آيا درخواست‌كننده‌اى هست تا خواسته‌اش را عطا كنم؟

- آيا آمرزش خواهى هست تا او را بيامرزم؟

- آيا بنده توبه كارى هست تا توبه‌اش را بپذيريم؟».

«ابراهيم بن ابى محمود» مى‌گويد به امام رضا-7- عرض كردم:

مردم مى‌گويند رسول خدا-6- فرمود: خداوند متعال هر شب به آسمان دنيا مى‌آيد، نظر شما در اين رابطه چيست؟ فرمود:

76-«لعن اللَّه المحرّفين الكلم عن مواضعه، و اللَّه ما قال رسول اللَّه كذلك انّما قال-6و سلّم-: إنّ اللَّه تبارك و تعالى ينزّل ملكا الى السّماء الدّنيا كلّ ليلة في الثّلث الاخير و ليلة الجمعة من اوّل الليل فيأمره فينادى: هل من سائل فاعطيه سؤله؟ هل من تائب فاتوب عليه؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ يا طالب الخير اقبل، يا طالب الشّرّ اقصر، فلا يزال ينادى بها حتّى يطلع الفجر فاذا طلع عاد الى محلّه من ملكوت السّماء، حدّثنى بذلك ابى عن جدّى عن آبائه عن رسول اللَّه-6-»

. يعنى: «خدا لعنت كند كسانى را كه سخنان را تحريف مى‌كنند، به خدا قسم! رسول خدا-6- اين گونه (كه مى‌گويند) نگفت بلكه فرمود:

خداوند تبارك و تعالى در يك سوم آخر هر شب و در شب جمعه از ابتداى آن فرشته‌اى را به آسمان دنيا مى‌فرستد و اين چنين ندا مى‌دهد:

- آيا درخواست‌كننده‌اى هست تا خواسته‌اش را بدهم؟

- آيا توبه‌كننده‌اى هست تا توبه‌اش را بپذيرم؟

- آيا استغفاركننده‌اى هست تا او را ببخشم؟

- اى طالب خير! بيا و اى طالب شرّ! دست بردار ...


صفحه 76

همين طور ندا مى‌دهد تا صبح شود، در اين هنگام آن فرشته به جايگاه اولش در ملكوت آسمان باز مى‌گردد. اين سخن را پدرم از پدرش از پدرانش از رسول خدا-6- نقل فرمودند».

نصيحت‌

كسى كه ايمان و اعتقاد صحيح در تصديق رسول خدا-6- و اولاد طاهرينش- عليهم السّلام- دارد و مى‌داند كه هر آنچه اين بزرگواران از جانب ربّ جليل آوردند حق است، بر او سزاوار است كه در اين ساعتها حوائجش را به چنين منادى عرضه بدارد و ندايش را بى‌پاسخ نگذارد، مگر نه اين است كه اگر حاكمى از حاكمين دنيا فرستاده‌اى را به در خانه كسى بفرستد و بگويد: حاجتهايت را عرضه كن چون حاكم به تو اجازه داده كه آنها را بيان كنى تا برايت انجام دهد، در اينجا اين فرد، فرصت را غنيمت شمرده، نه تنها نيازهاى خود بلكه حوائج نزديكان و خويشان خود را هم جدا جدا ذكر مى‌كند، خصوصا اگر اين حاكم، مشهور به بخشندگى وجود و سخاى بى‌حدّ باشد. و در صورتى كه به او نياز داشته باشد، هرگز از آن فرستاده روى برنمى‌گرداند و او را بى‌جواب نمى‌گذارد.

بنا بر اين، بنده حق هم نبايد پيام مولايش را سبك پندارد كه در اين صورت، مستحق جواب:إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ‌خواهد شد. و نبايد غافل بماند كه در اثر آن، در زمره محرومين از رحمت حق در مى‌آيد و بار سنگين گناهان بر دوشش باقى خواهد ماند كه در حديث آمده:

77-«من ترك مسألة اللَّه افتقر».

يعنى: «هر كس سؤال و درخواست از خدا را ترك كند، فقير خواهد شد».

مناسب است در چنين لحظاتى از شب مناجاتى را كه عارف كامل مرحوم‌


صفحه 77

«سيد بن طاوس (قده)» آموخته بر زبان جارى كنى و بگويى:

«بار الها! من ربوبيت تو را تصديق مى‌كنم، به رسالت خاتم پيامبرانت محمد مصطفى-6- معتقدم و به اين فرشته‌اى كه نداى جود و بخشش تو را مى‌رساند، ايمان دارم. اگر گوش من ندايش را نشنيد، عقل من هم اين ندا را دريافت كرد و هم اخبار و رواياتى را كه در بردارنده چنين وعده‌هايى از جانب تو است، پذيرفت در يك چنين حال و هوايى، سخن من اين است:

اى فرشته‌اى كه از جانب خداى مالك و حكيم و كريم و بخشنده و ... به سوى ما آمدى، سخن تو را كه حاوى كاميابى ماست، با گوش عقلمان درك كرديم كه گفتى: آيا درخواست‌كننده‌اى هست تا خواسته‌اش را بدهم؟

من سائل و گدايم و چنين نيازهايى دارم:

- هر چه موجب روى آوردن ذات اقدس الهى به من مى‌شود.

- من نيز در مقابل توفيق روى آوردن به او را داشته باشم.

- در محضر پر بركت او، كمال ادب را حفظ كنم.

- مرا (از لغزشها و شيطانهاى درونى و بيرونى و خلاصه هر چه مرا از او دورى كند)، حفظ كند.

- توفيقاتى را كه به من داده سلب ننموده، محافظتش نمايد.

و نيز عقل ما سخن آقايمان را درك كرده كه فرمود: آيا توبه كارى هست تا توبه‌اش را بپذيرم؟

من از گناهانم توبه مى‌كنم، چون براى پناه بردن از غضب و عقابش و جلب رضايت و ثوابش، ناچارم توبه كنم. و اگر نفسم توبه صادقانه نداشت، عقلم حكم مى‌كند كه بايد به سوى او توبه كرد، (و مرضها و كثافات و چركهاى گناهان را از اين راه زدود و آينه دل را صاف نمود).

اى فرشته الهى! سخنت را شنيديم كه از طرف خداوند رحيم گفتى: آيا استغفاركننده‌اى هست تا او را بيامرزم؟


صفحه 78

من از هر چه او خوش ندارد استغفار مى‌كنم و به عفو او پناه مى‌برم و اگر اين گفتار از روى صداقت قلبى نبود عقلم حكم مى‌كند كه بايد چنين كرد، بنده مضطرّ و گرفتار و ورشكسته چاره‌اى جز عذرخواهى نزد رب جليل و رحيم ندارد.

اى فرشته پروردگار! اين درخواست و توبه و استغفار و فقر و ذلّت و ورشكستگى را كه گفتم، نزد تو به امانت مى‌گذارم تا آن را به خدايى كه تو را به سويمان فرستاد و راه رسيدن به كويش را برويمان گشود، عرضه بدارى.

سيد بن طاوس (ره) به اينجا كه مى‌رسد، مى‌فرمايد: اگر نتوانستى اين سخنان را از بركنى، مى‌توانى آن را در ورقه‌اى بنويسى و همراه خود داشته يا زير سرت بگذارى اما بايد آن را مانند عزيزترين وسائلت، محافظت نمايى و وقتى آن زمان موعود از شب فرا رسيد، برگه را بيرون آورده اين گونه بگويى:

اى فرشته‌اى كه از جانب خداى ارحم الراحمين و اكرم الاكرمين ندا در مى‌دهى!! اين قصّه من است كه به تو تسليمش مى‌كنم، نه زبانى برايم مانده و نه روحيه‌اى كه بتوانم با تو سخن بگويم».

در اينجا سخنان سيد (ره) به پايان رسيد.

من مى‌گويم:

اگر در يك چنين وقت حساسى، توانستى آن وظايفى را كه اهل بيت- عليهم السّلام- برايت معين فرمودند عمل كنى، پس خوشا به حالت و الّا مى‌توانى اين چنين بگويى:

خدايا! من به تو ايمان دارم و پيامبر اكرم و ائمه اطهار- عليهم السّلام- را در مورد اخبارى كه پيرامون لطف و عفو تو گفته‌اند تصديق مى‌كنم، پس اولا بر آن وجودهاى پاك (يعنى پيامبر و آل او) درود بفرست و بعد از آن، در اين شب هر دعايى كه در امور دينى يا دنيايى به درگاهت عرضه مى‌شود، مرا در آن شريك و سهيم گردان.