همين طور ندا مىدهد تا صبح شود، در اين هنگام آن فرشته به جايگاه اولش در ملكوت آسمان باز مىگردد. اين سخن را پدرم از پدرش از پدرانش از رسول خدا-6- نقل فرمودند».
نصيحت
كسى كه ايمان و اعتقاد صحيح در تصديق رسول خدا-6- و اولاد طاهرينش- عليهم السّلام- دارد و مىداند كه هر آنچه اين بزرگواران از جانب ربّ جليل آوردند حق است، بر او سزاوار است كه در اين ساعتها حوائجش را به چنين منادى عرضه بدارد و ندايش را بىپاسخ نگذارد، مگر نه اين است كه اگر حاكمى از حاكمين دنيا فرستادهاى را به در خانه كسى بفرستد و بگويد: حاجتهايت را عرضه كن چون حاكم به تو اجازه داده كه آنها را بيان كنى تا برايت انجام دهد، در اينجا اين فرد، فرصت را غنيمت شمرده، نه تنها نيازهاى خود بلكه حوائج نزديكان و خويشان خود را هم جدا جدا ذكر مىكند، خصوصا اگر اين حاكم، مشهور به بخشندگى وجود و سخاى بىحدّ باشد. و در صورتى كه به او نياز داشته باشد، هرگز از آن فرستاده روى برنمىگرداند و او را بىجواب نمىگذارد.
بنا بر اين، بنده حق هم نبايد پيام مولايش را سبك پندارد كه در اين صورت، مستحق جواب:إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَخواهد شد. و نبايد غافل بماند كه در اثر آن، در زمره محرومين از رحمت حق در مىآيد و بار سنگين گناهان بر دوشش باقى خواهد ماند كه در حديث آمده:
77-«من ترك مسألة اللَّه افتقر».
يعنى: «هر كس سؤال و درخواست از خدا را ترك كند، فقير خواهد شد».
مناسب است در چنين لحظاتى از شب مناجاتى را كه عارف كامل مرحوم
«سيد بن طاوس (قده)» آموخته بر زبان جارى كنى و بگويى:
«بار الها! من ربوبيت تو را تصديق مىكنم، به رسالت خاتم پيامبرانت محمد مصطفى-6- معتقدم و به اين فرشتهاى كه نداى جود و بخشش تو را مىرساند، ايمان دارم. اگر گوش من ندايش را نشنيد، عقل من هم اين ندا را دريافت كرد و هم اخبار و رواياتى را كه در بردارنده چنين وعدههايى از جانب تو است، پذيرفت در يك چنين حال و هوايى، سخن من اين است:
اى فرشتهاى كه از جانب خداى مالك و حكيم و كريم و بخشنده و ... به سوى ما آمدى، سخن تو را كه حاوى كاميابى ماست، با گوش عقلمان درك كرديم كه گفتى: آيا درخواستكنندهاى هست تا خواستهاش را بدهم؟
من سائل و گدايم و چنين نيازهايى دارم:
- هر چه موجب روى آوردن ذات اقدس الهى به من مىشود.
- من نيز در مقابل توفيق روى آوردن به او را داشته باشم.
- در محضر پر بركت او، كمال ادب را حفظ كنم.
- مرا (از لغزشها و شيطانهاى درونى و بيرونى و خلاصه هر چه مرا از او دورى كند)، حفظ كند.
- توفيقاتى را كه به من داده سلب ننموده، محافظتش نمايد.
و نيز عقل ما سخن آقايمان را درك كرده كه فرمود: آيا توبه كارى هست تا توبهاش را بپذيرم؟
من از گناهانم توبه مىكنم، چون براى پناه بردن از غضب و عقابش و جلب رضايت و ثوابش، ناچارم توبه كنم. و اگر نفسم توبه صادقانه نداشت، عقلم حكم مىكند كه بايد به سوى او توبه كرد، (و مرضها و كثافات و چركهاى گناهان را از اين راه زدود و آينه دل را صاف نمود).
اى فرشته الهى! سخنت را شنيديم كه از طرف خداوند رحيم گفتى: آيا استغفاركنندهاى هست تا او را بيامرزم؟
من از هر چه او خوش ندارد استغفار مىكنم و به عفو او پناه مىبرم و اگر اين گفتار از روى صداقت قلبى نبود عقلم حكم مىكند كه بايد چنين كرد، بنده مضطرّ و گرفتار و ورشكسته چارهاى جز عذرخواهى نزد رب جليل و رحيم ندارد.
اى فرشته پروردگار! اين درخواست و توبه و استغفار و فقر و ذلّت و ورشكستگى را كه گفتم، نزد تو به امانت مىگذارم تا آن را به خدايى كه تو را به سويمان فرستاد و راه رسيدن به كويش را برويمان گشود، عرضه بدارى.
سيد بن طاوس (ره) به اينجا كه مىرسد، مىفرمايد: اگر نتوانستى اين سخنان را از بركنى، مىتوانى آن را در ورقهاى بنويسى و همراه خود داشته يا زير سرت بگذارى اما بايد آن را مانند عزيزترين وسائلت، محافظت نمايى و وقتى آن زمان موعود از شب فرا رسيد، برگه را بيرون آورده اين گونه بگويى:
اى فرشتهاى كه از جانب خداى ارحم الراحمين و اكرم الاكرمين ندا در مىدهى!! اين قصّه من است كه به تو تسليمش مىكنم، نه زبانى برايم مانده و نه روحيهاى كه بتوانم با تو سخن بگويم».
در اينجا سخنان سيد (ره) به پايان رسيد.
من مىگويم:
اگر در يك چنين وقت حساسى، توانستى آن وظايفى را كه اهل بيت- عليهم السّلام- برايت معين فرمودند عمل كنى، پس خوشا به حالت و الّا مىتوانى اين چنين بگويى:
خدايا! من به تو ايمان دارم و پيامبر اكرم و ائمه اطهار- عليهم السّلام- را در مورد اخبارى كه پيرامون لطف و عفو تو گفتهاند تصديق مىكنم، پس اولا بر آن وجودهاى پاك (يعنى پيامبر و آل او) درود بفرست و بعد از آن، در اين شب هر دعايى كه در امور دينى يا دنيايى به درگاهت عرضه مىشود، مرا در آن شريك و سهيم گردان.
بار الها! با ما آنچنان كه سزاوار خدايى تو است رفتار كن نه آنچنان كه ما بندگان رو سياه سزاوار آنيم، اى ارحم الراحمين- درودت بر محمد و خاندان پاكش باد! و بدان كه از حضرت صادق-7- روايت شده كه فرمود:
78-«لا تعطوا العين حظّها فانّها اقلّ شيء شكرا».
يعنى: «نگذار چشم بهره كاملى (از خواب) ببرد، چون كمترين شكرگزارى را او دارد».
و نيز از وجود مقدس رسول خدا-6- روايت شده كه فرمود:
79-«اذا قام العبد من لذيذ مضجعه و النّعاس في عينيه ليرضى ربّه عزّ و جلّ لصلاة ليله باهى اللَّه به ملائكته فقال: اما ترون عبدى هذا؟ قد قام من مضجعه الى صلاة لم افرضها عليه اشهدوا انّى قد غفرت له».
يعنى: «وقتى بنده حق از خوابگاهش بر مىخيزد تا خداوند متعال را با نماز شبش خشنود سازد در حالى كه چرت، چشمانش را فرا گرفته، در اين حال، ذات اقدس الهى به ملائكهاش مباهات كرده مىفرمايد: آيا اين بنده مرا مىبينيد كه از خوابگاهش برخاسته تا نمازى را بگزارد كه آن را بر او واجب نكردهام! پس شاهد باشيد كه او را بخشيدم».
فايده
هر روز، دوازده قسمت مىشود و هر قسمت آن منسوب به يكى از ائمه دوازدهگانه- عليهم السّلام- است كه مناسب است در آن ساعت، توسل به آن امام.
و دعايى نيز مخصوص آن ساعات در كتاب شريف «مصباح» نقل گرديده است[1].
[1]- ر. ك: حاشيه كتاب مفاتيح الجنان.
سيد بن طاوس (ره) نيز آورده كه روزهاى هفته به ائمه- عليهم السّلام- منسوب است و در هر روز، ميهمان آنهايم، بنا بر اين زيارت آن امام يا ائمه به ترتيب زير در آن روز، مناسب است[1]:
شنبه: مخصوص پيامبر اكرم-6- است.
يك شنبه: مخصوص امير المؤمنين على بن ابى طالب-7- است.
دوشنبه: مخصوص امام حسن و امام حسين- عليهما السّلام- است.
سه شنبه: مخصوص امام زين العابدين، امام باقر و امام صادق- عليهم السّلام- است.
چهار شنبه: مخصوص امام كاظم، امام رضا، امام جواد و امام هادى- عليهم السّلام- است.
پنجشنبه: مخصوص امام حسن عسكرى-7- است.
و جمعه: مخصوص وجود مبارك امام مهدى-7- است.
و- شب قدر:
اين شب در ماه مبارك رمضان قرار دارد ولى مشخص نيست كه كدام شب است. ممكن است يكى از سه شب نوزدهم يا بيست و يكم يا بيست و سوم باشد، لكن بر شب بيست و سوم تأكيد شده است.
ز- شبهاى احيا:
چهار شب است كه احيا و بيدارى در آن مستحب است، اين شبها عبارتند از:
1- شب اول ماه رجب.
2- شب نيمه شعبان.
3- شب عيد فطر.
[1]- ر. ك: متن كتاب مفاتيح الجنان.
4- شب عيد قربان.
نقل است كه:
80- «براى امير المؤمنين-7- شگفت انگيز بود كه در اين شبها بيكار بماند (و عبادت نكند)[1].
ح- روز عرفه:
اين روز، روز دعا و طلب حاجت به درگاه الهى است فلذا با اينكه روزهاش مستحبّ مؤكّد هم هست ولى اگر كسى در اثر روزه، ضعيف شود و نتواند دعا كند، روزه نگرفتن و دعا خواندن بهتر است[2].
ط- هنگام وزش باد.
ى- هنگام اذان ظهر.
ك- هنگام نزول باران.
ل- هنگام ريزش اولين قطره از خون شهيد:
زيد شحّام از امام صادق-7- روايت كرده است كه حضرت فرمود:
81-«اطلبوا الدّعاء في اربع ساعات: عند هبوب الرّياح، و زوال الافياء، و نزول المطر، و اوّل قطرة من دم القتيل المؤمن، فانّ ابواب السّماء تفتح عند هذه الاشياء».
يعنى: «در چهار وقت به دنبال دعا باشيد: وزش باد، زوال سايهها (كه همان ظهر شرعى است)، نزول باران و اولين قطره از خون مؤمن، چون در اين اوقات،
[1]-
ُعن جعفر بن محمد عن ابيه عن على-7- قال: كان يعجبه ان يفرغ نفسه اربع ليال من السنة: اول ليلة من رجب، و ليلة النحر، و ليلة الفطر، و ليلة النصف من شعبان»
،( وسائل الشيعه، ج 5، باب 35 از ابواب صلاة العيد، ح 3، ص 139)
[2]- از بهترين ادعيه معصومين- عليهم السّلام- دعاى عرفه امام حسين و دعاى عرفه امام زين العابدين- عليهما السّلام- است كه در اين روز از خواندن آن دو با توجه به معانى و مضامين عالى آنها، غفلت نگردد.
درهاى آسمان گشوده خواهد شد».
و نيز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
82-«اذا زالت الشّمس فتحت ابواب السّماء و ابواب الجنان و قضيت الحوائج العظام».
يعنى: «وقتى زوال آفتاب (ظهر شرعى) فرا رسيد، درهاى آسمان و درهاى بهشت گشوده خواهد شد و حاجتهاى بزرگ بر آورده خواهد گرديد».
سؤال شد از چه هنگام؟ فرمود:
- «مقدار ما يصلّى الرّجل اربع ركعات مترسّلا».
يعنى: «به مقدارى كه بتوان يك نماز چهار ركعتى، بدون عجله و سر فرصت خواند».
م- از طلوع فجر (اذان صبح) تا طلوع آفتاب:
«ابو الصباح كنانى» از امام باقر-7- اين چنين روايت كرده است كه:
83-«انّ اللَّه عزّ و جلّ يجيب من عباده كلّ دعّاء، فعليكم بالدّعاء في السّحر الى طلوع الشّمس فانّها ساعة تفتح فيها أبواب السّماء، و تقسّم فيها الارزاق، و تقضى فيها الحوائج العظام».
يعنى: «خداوند متعال از بين بندگانش آنكه بيشتر اهل دعاست را اجابت مىكند پس دعا كنيد در سحرها تا طلوع آفتاب، چون درهاى بهشت در اين هنگام باز مىشوند، روزىها در اين زمان تقسيم مىگردند و حاجتهاى بزرگ در اين وقت برآورده مىشوند».
سبب دوّم: مكان دعا
الف- سرزمين عرفات
در خبر آمده است كه:
84-«انّ اللَّه سبحانه و تعالى يقول للملائكة في ذلك اليوم: يا ملائكتى الا ترون الى عبادى و امائى جاءوا من اطراف البلاد شعثاء غبراء أ تدرون ما يسألون؟
فيقولون: ربّنا انّهم يسألونك المغفرة فيقول: اشهدوا انّى قد غفرت لهم».
يعنى: «خداوند سبحان در اين روز به ملائكه مىگويد: اى فرشتگان من! آيا بندگان مرا نمىبينيد كه از سرزمينهاى مختلف آمدهاند در حالى كه موهايشان پريشان است و گرد و غبار بر چهرهشان نشسته؟ آيا مىدانيد اينان چه مىخواهند؟
ملائكه مىگويند: پروردگارا! اينان از تو آمرزش گناهانشان را مىطلبند. در اينجا خداوند متعال مىفرمايد: شاهد باشيد كه گناهانشان را آمرزيدم».
و نيز در روايت ديگر آمده است كه:
85-«انّ من الذّنوب ما لا يغفر الّا بعرفة و المشعر الحرام، قال اللَّه تعالى:
فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ[1]و ليلة من ليالى الاحياء».
يعنى: «برخى از گناهان فقط در اين سه موقعيت بخشيده مىشوند:
- عرفات- مشعر الحرام، كه خداوند متعال فرمود: وقتى از عرفات كوچ كرديد،
[1]- سوره بقره، آيه 198.