راز و رازدارى راز يا سرّ يعنى چيزى كه بايد پنهان داشت، يا به اشخاص مخصوص گفت.[1]براساس اين تعريف، رازدارى، حفظ تمام امورى است كه آشكار كردنش داراى فساد و ضرر فردى و يا اجتماعى باشد. بعضى از اسرارى كه هر كس بايد در حفظ آن بكوشد، عبارتند از: اسرار شخصى، خانوادگى، سياسى، اجتماعى، اقتصادى و مالى، صنعتى و فنّى، مكتبى و دينى و نظامى.
اهميّت رازدارى در اسلام پوشيدن راز خويش از ديگران، از صفات پسنديده اخلاقى است كه در اسلام ستايش شده و آثار فراوانى در بردارد.
[1]لغت نامه دهخدا، حرف راء، ص 40.
راز دارى يك صفت نيك و پسنديده اخلاقى است؛ علاوه بر آن، برخى دلايل فردى و اجتماعى اقتضا مىكند كه افراد مهر خاموشى بر لب زنند تا گنجينه اسرارشان از چشم ديگران دور ماند. در ادامه بحث، به برخى از اين دلايل اشاره مىشود:
1- اسرار به مثابه خون در رگها:
اسرار بهويژه اسرار مملكتى و نظامى بهمنزله خون در رگهاى بدن است و جريان طبيعى آن باعث ادامه حيات و زندگى است. اگر بهجاى جريان يافتن در رگها، به بيرون راه يابد، منجرّ به مرگ مىشود.
2- دژ نفوذناپذير:
حفاظتِ اطلاعات به دژى استوار مىماند كه انديشه قوى و طرح پيروز را در ميان خود دارد. از اين رو خود اطلاعات بايستى در جاى امن و غير قابل نفوذ قرار گيرد تا از خطر افشا مصون بماند.
امام صادق7فرمود:
«وَالرَّاْىُ بِتَحْصينِ الْاسْرارِ»[1]رأى و انديشه درست آن است كه اسرار در پوشش حفاظتى محكمى قرار گيرد.
[1]همان، ج77، ص165.
اگر اطلاعات لو برود و يا افشا شود، پيروزى نيز از دست رفته است.
امام صادق7يك گفتار طولانى[1]درباره حفظ اسرار خطاب به محمد بن نعمان معروف به «مؤمن طاق» دارد. ابو جعفر محمد بن نعمان احول از برازندهترين اصحاب امام صادق7و در شمار اصحاب سرّ آن جناب بود. در اين گفتار امام7ضمن گلايه از دوستان خام و كمظرفيت خود، اهميّت تقيّه و حفظ اسرار و اطلاعات را بيان مىكند. تقيّه يا رازنگهدارى، از اصول مسلم جنگ و از عوامل مهمّ پيروزى بهشمار مىرود.
3- نكوهش افشاگرى:
خداوند در قرآن كسانى را كه اخبار و اطلاعات را افشا مىكنند و رازدار نيستند، سخت نكوهش كرده است. ابو جعفر مىگويد: امام صادق7به من فرمود:
«انَّ اللَّهَ عزَّوجَل عَيَّرَ اقْواماً فِى الْقُرآن بِالاذاعَةِ، فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِداكَ، ايْنَ قالَ؟ قالَ قَوْلُهْ: «وَ اذا جاءَهُمْ امْرٌ مِنَ الْامْنِ اوِالْخَوْفِ اذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ الَى الرَّسُولِ وَ الى اولِى الْامْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذين يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ»[2]
[1]تحت العقول، ترجمه احمد جنتی، ص356
[2]نساء(4)، آیه 83؛ و تحف العقوا، ص228.
خداوند آيين رازدارى در اسلام 21 اهميت رازدارى در اسلام ص : 11 عزوجل در قرآن گروههايى را به جرم افشاى اسرار و اطلاعات سرزنش كرده است. گفتم: قربانت، در كجا؟
فرمودند: در اين آيه: و هنگامى كه خبرى از پيروزى يا شكست در جنگ بهآنها برسد، (بدون تحقيق) آن را شايع و افشا مىكنند. در حالى كه اگر آن (خبر) را به پيامبر6و پيشوايان (و فرماندهان كه قدرت تشخيص كافى دارند) ارجاع دهند، از ريشههاى مسائل آگاه خواهند شد.
- افشاگر، شمشير بر امام كشيده است:
امام صادق7فرمود:
«الْمُذيعُ عَلَيْنا سِرُّنا كَالشَّاهِرِ بِسَيْفِهِ عَلَيْنا، رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ بِمَكْنُونِ عِلْمِنا فَدَفَنَهُ تَحْتَ قَدَمَيْهِ»[1]كسى كه اسرار ما را فاش سازد، چون كسى است كه شمشير به روى ما كشيده است! خدا بر آن بنده رحمت آرد كه چون علم نهانى (و سرّى) ما را بشنود آن را زير قدمهاى خود دفن كند.
- اشرار امّت:
شرورترين افراد امّت اسلامى كسانىاند كه زبانشان را حفظ نمىكنند و آنچه از اسرار مىدانند براى ديگران بازگو مىكنند.
امام صادق7فرمود:
[1]تحت العقول، ص 228.
«وَاللَّه انّى لَأَعْلَمُ بِشَرارِكُمْ مِنَ الْبَيْطارِ بِالدَّوابِ، شِرارِكُمُ الَّذينَ لا يَقْرَؤُونَ الْقُرْآنَ الَّا هَجْراً وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ الَّا دَبْراً وَ لا يَحْفَظُونَ الْسِنَتِهِمْ»[1]به خدا سوگند، من بدكاران شما را مىشناسم بهتر از بيطار كه چهار پا را بشناسد. بدكرداران شما آنهايند كه قرآن نخوانند جز ناهنجار، نماز نگزارند جز آخر وقت، و زبان خود نگه ندارند.
4- راز، سپر مؤمن:
اسرار، سپر مؤمن هستند و او را از خطرات و شبيخون دشمن و غافلگير شدن حفظ مىكند.
امام صادق7فرمود:
«يَا بْنَ النُّعْمانِ انّى لَاحَدِّثُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ بِحَديثٍ فَيَتَحَدَّثَ بِهِ عَنّى فَاسْتُحَلَّ بِذلِكَ لَعْنَتَهُ وَالْبَراءَةَ مِنْهُ فَانَّ ابى كانَ يَقُولُ: وَ اىُّ شَىْءٍ اقَرُّ لِلْعَيْنِ مِنَ التَّقِيَةِ. انَّ التَّقيَةَ جُنَّةُ الْمُؤْمِنْ وَ لَوْ لَا التَّقِيَة ما عُبِدَاللَّهُ»[2]اى پسر نعمان! من گاه به يكى از شما سخنى (محرمانه) مىگويم. او افشا مىكند و مستوجب لعنت و بيزارى من
[1]همان.
[2]تحت العقول ص 228.
مىشود، پدرم فرمود: چهچيز چون تقيّه (و رازنگهدارى) مايه روشنايى چشم است؟ تقيّه و حفظ اسرار، سپر مؤمن است، اگر تقيّه نبود (قدرتها و دشمنان، اساس دين را در هم ريخته بودند و) خداپرستى از ميان رفته بود.
5- افشاى راز، گناهى سنگينتر از قتل:
افشاى اسرار، گناهى فراتر از كشتن و قتل نفس است، زيرا قاتل در نهايت مىتواند يك نفر يا تعدادى از افراد را بكشد، در حالى كه اگر كسى اسرار يك كشور يا گروه يا شيوه كار و طرح عمليات را در عمليات نظامى يا اقتصادى و سياسى افشاكند و دشمن ازآن آگاه گردد، موجب كشته شدن و يا شكست همه افراد و برنامه مىشود و در حقيقت با همدستى دشمن دست به قتل و غارت گستردهاى زده است. (زيرا اگر اطلاعات او نبود، دشمن قدرت چنين تهاجمى را نداشت.)
امام صادق7فرمود:
«يَابْنَ النُّعْمانِ! انَّ الْمُذيعَ لَيْسَ كَقاتِلِنا بِسَيْفِهِ بَلْ هُوَ اعْظَمُ وِزْراً بَلْ هُوَ اعْظَمُ وِزْراً، بَلْ هُوَ اعْظَمُ وِزْراً»[1]اى پسر نعمان! افشاگر راز ما همچون كسى نيست كه با شمشيرش ما را به قتل برساند، بلكه گناهش بيشتر است، گناهش بيشتر است، گناهش بيشتر است!
[1]همان.
«يَابْنَ النُّعْمانِ! انَّهُ مَنْ رَوى عَلَيْنا حَديثاً، فَهُوَ مِمَّنْ قَتَلْنا عَمْداً وَ لَمْ يَقْتَلْنا خَطاءاً» پسر نعمان! هر كه حديثى به زيان ما نقل كند، ما را به عمد كشته است، نه به خطا! 6- سكوت، رمز بندگى:
امام صادق7فرمود:
«انَّ مَنْ كانَ قَبْلَكُمْ كانُوا يَتَعَلَّمُونَ الصَّمْتَ وَ انْتُم تَتَعَلَّمُونَ الْكَلامَ كانَ احَدُهُمْ اذا أَرادَ التَّعَبُّدَ يَتَعلَّمُ الصَّمْتَ قَبْلَ ذلِك بِعَشْرِ سِنين فَانْ كانَ يُحْسِنَهُ وَ يَصْبَرَ عَلَيْهِ تَعَبَّدَ وَ الَّا قال: ما أَنَا لِما اروُم بِاهلٍ انَّما يَنْجُو مَنْ اطالَ الصَّمْتَ عَنِ الْفَحْشاءِ»[1]پيشينيان خاموشى را فرامىگرفتند، چنانكه شما سخن را.
آنگاه كه كسى مىخواست به عبادت پردازد، نخست ده سال تمرين سكوت مىكرد! اگر از عهده برمىآمد و مىتوانست صبر كند، عبادت پيشه مىكرد و گرنه مىگفت:
من شايسته اين مقصد نيستم، آن كس نجات يابد كه مدّتها از گفتار نابجا دم فرو بندد.
امير مؤمنان7خطاب به امام حسن7مىفرمايد:
[1]تحت العقول 228.
«وَ تَلافيكَ ما فَرَطَ مِنْ صَمْتِكَ ايْسَرُ مِنْ ادْراكِكَ مافاتَ مِنْ مَنْطِقِكَ وَ حِفْظِ ما فِى الْوِعاءِ بِشَدِّ الْوِكاءِ ... وَالْمَرْءُ احْفَظُ لِسِرِّهِ وَ رُبَّ ساعٍ فيما يَضُرُّهُ مَنْ اكْثَرَ اهْجَرَ»[1]بهدست آوردن و جبران چيزى كه به دليل سكوت از دسته رفته، آسانتر است از دريافتنى كه با سخن گفتن از دست رفته است. (زيرا سخن تا زمانى كه نگفته باشى در اختيار تو است، و چون گفتى تو در اختيار آنى؛ پس خاموشى بهتر از پرگويى است. و نگهدارى چيزى كه در ظرف است به استوارى بند آن است (اگر بند مشك سست باشد آب مىريزد و از بين مىرود، همچنين اگر بند زبان شخص محكم نباشد، سخن بيجا از آن بيرون مىآيد و رازى برملا مىشود) ... و مرد راز خود را بهتر نگه مىدارد (چون كوشش براى پنهان داشتنش از ديگرى بيشتر است.) و بسا كوشش كننده در چيزى است كه او را زيان مىرساند، پرگو هرزهگو مىشود.
7- محافل دوستانه:
بيشتر اوقات اخبار و اسرار در محافل دوستانه مطرح شده و لو مىرود. امام صادق7فرمود:
[1]نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 31، ص 930.