كوتاهى نمىكنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد. (نشانههاى) دشمنى از دهان (و كلام) شان آشكار شده؛ و آنچه در دلهايشان پنهان مىدارند، از آن مهمتر است. ما آيات (و راههاى پيشگيرى از شرّ آنها) را براى شما بيان كرديم اگر انديشه كنيد! 8- عذاب دنيوى و اخروى:
برخى افراد سستايمان كه به افشاى اسرار دست مىزنند، بايد بدانند كه عذاب الهى در دنيا و آخرت در تعقيب آنان است.
امام صادق7فرمود:
«يَابْنَ النُّعمانِ ... وَ مَنِ اسْتَفْتَحَ نَهارَهُ بِاذاعَةِ سِرِّنا سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ حَرَّ الْحَديدِ وَ ضيقَ (عَلَيْهِ الَمحابِسِ).»[1]اى فرزند نعمان! كسى كه روزش را با افشاى اسرار ما آغاز كند، خدا بر او آهن و تنگى زندانها را مسلّط خواهد كرد.
(يعنى در دنيا به جزاى عمل ننگين خود خواهد رسيد، و عذاب آخرت هم پابرجاست.)
9- شكست:
امام صادق7به مؤمنِ طاق فرمود:
[1]تحف العقول، ص 230، چاپ حیدریه، نجف.
«فَوَاللَّهِ لَقَدْ قَرُبَ هذَا الْأَمْرِ ثَلاثَ مَرَّاتٍ فَأَذَعْتُمُوهُ، فَاخَرَّهُ اللَّهُ وَ اللَّهُ ما لَكُمْ سِرٌّ الَّا وَ عَدُوَّكُمْ اعْلَمُ بِهِ مِنْكُمْ»[1]به خدا سوگند سه بار اين امر (حكومت عدل) نزديك شده و بر اثر افشاگرى شما به تأخير افتاده است. به خدا شما هيچ سرّى نداريد، جز اينكه دشمنانتان از آن آگاهترند.
10- خير دنيا و آخرت:
اسلام افشاى آنچه را كه به مصالح امت اسلامى مربوط مىشود، جايز نمىداند و بر حفظ اسرار جامعه اسلامى، مؤمنان، برادران و همدينان تأكيد مىكند. و خير دن آيين رازدارى در اسلام 28 گسترش فرهنگ رازدارى ص : 24 يا و آخرت را در كتمان سرمىداند.
امام على7مىفرمايد:
«جُمِعَ خَيْرُ الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ فى كِتمانِ السِّرِّ وَ مُصادَقَةِ الْاخْيارِ وَ جُمِعَ الشَّرُّ فى الْأِذاعَةِ وَ مُؤاخاةِ الْاشْرار»[2]
خير دنيا و آخرت در پنهان داشتن راز و دوستى با نيكان است، چنانچه شر و بدى دنيا در فاش ساختن راز و دوستى با بدان گرد آمده است.
11- زيان بازگويى:
مؤمن بايد آنچه را كه در زندگى خصوصى او، راز به حساب
[1]همان ، ص 230.
[2]بحارالانوار ، ج72 ، ص 71.
مىآيد، از ديگران پنهان بدارد و براى ديگران باز نگويد تا موجب شادى او باشد.
حضرت على7مىفرمايد:
«سِرُّكَ سُرُورُكَ انْ كَتَمْتَهُ، وَ انْ اذَعْتَهُ كانَ ثُبُورَكَ»[1]
راز تو اگر آن را پنهان دارى موجب شادى تو است؛ و اگر آن را فاش نمايى، باعث هلاكت تو خواهد شد.
همچنين مىفرمايد: اسرار خود را از نزديكترين افراد به خود نيز حفظ كنيد.
«لا تُطْلِعْ زَوْجَكَ وَ عَبْدَكَ عَلى سِرِّكَ فَيَسْتَرِقاكَ»[2]
همسر و عبد خود را از راز خود آگاه مگردان كه تو را بنده خود قرار مىدهند.
مؤمن همچنان كه در حفظ اسرار خود مىكوشد، بايد از جستجو و كشف اسرار ديگر مؤمنان نيز پرهيز نمايد، چنانچه حضرت على7فرمود:
«مَنْ كَشَفَ حِجابَ اخيهِ انْكَشَفَ عَوْراتِ بَيْتِهِ» آن كس كه پرده برادر خويش را بدرد، پرده محارم خانهاش دريده خواهد شد.
[1]غررالحکم، ج4 ، ص141.
[2]غررالحکم، ج6 ، ص 271.
همچنين فرمود:
«مَنْ بَحَثَ عَنْ اسرارِ غَيْرِهِ اظْهَرَ اللَّهُ اسْرارَهُ»[1]
آن كس كه در مقام تفحص از اسرار ديگرى برآيد، خداوند رازهاى او را آشكار خواهد كرد.
و فرمود:
«مَنْ تَطَّلَعَ عَلى اسرارِ جارِهِ انْهَتَكَتْ اسْتارُهُ»[2]
كسى كه در مقام اطلاع از اسرار و رازهاى همسايگان خود برآيد، پرده خويشتن را دريده است.
مهمتر و كارسازتر از همه اينها، حفظ اسرار نظام، جامعه و امت اسلامى است، زيرا زيانهاى ناشى از افشاى اسرار مؤمن تا حدّى قابل جبران است، اما زيانهاى ناشى از افشاى اسرار نظام و جامعه گاهى قابل جبران نيست و ممكن است مخاطرات، پيامدهاى سخت و پردامنهاى را در پى داشته باشد. سرّ مؤمنى اگر افشا شود، امواج خطر محدود و كم دامنه است، اما افشاى اسرار نظام اين چنين نيست. شايد حكمت و فلسفه تأكيد مكرر و آميخته با تحذير و تخويف ائمه:در اين مورد به خاطر اهميت موضوع و امكان وقوع پيآمدهاى ناگوار افشاى راز بوده است.
امام صادق7مىفرمايد:
[1]غررالحکم، ج5، ص 371.
[2]همان، ج6، ص271.
«كِتمانُ سِرِّنا جِهادٌ فِى سَبيلِ اللَّهِ»[1]
پنهان داشتن راز ما، جهاد كردن در راه خداست.
حضرت على7نيز فرمود:
«مَنْ اذاعَ سِرَّنا اذاقَهُ اللَّهُ بَأْسَ الْحَديدِ»[2]
هر كس اسرار ما را فاش كند، خداوند آسيب آهن را به او خواهد چشاند.
امام صادق7نيز در وصيت خود به عبداللّه بن جندب فرمود:
«رَحِمَ اللَّهَ قَوْماً كانُوا سِراجاً وَ مَناراً، كانوا دُعاةً الَيْنا بِاعْمالِهِمْ وَ مَجْهُودِ طاقَتِهِمْ، لَيْسَ كَمَنْ يُذيعُ اسْرارَنا»[3]
خداى رحمت كند مردمى را كه چراغ پرفروغ (براى هدايت مردم) بودند و با كارهاى پسنديده و سعى و تلاش خود آنها را به سوى ما دعوت مىكردند (آنان) مانند كسانى كه اسرار ما را فاش مىساختهاند، نيستند.
گسترش فرهنگ رازدارى قراردادن محدوديتهاى گفتارى، هشدار در مورد آفات زبان، تأكيد بر رازدارى، بيان آفات كشف اسرار و صدها توصيهاى كه در روايات با بيانهاى مختلف درباره حفظ اسرار ارائه گرديده است،
[1]بحارالانوار ، ج 72 ، ص 70.
[2]خصال، ج2 ، ص266.
[3]جامع احادیث الشیعه، ج14، ص 550.
همگى از وجود فرهنگ رازدارى در اسلام خبر مىدهند. افرادى كه باز و بىپروا سخن مىگويند، دور از ادب و فرهنگ اسلامى معرّفى شدهاند، به تعبير سادهتر اسلام كوشيده است كه براى همه دهانها قفل و بندى از جنس تعهّد و تدبير ارائه كند و اين فرهنگ را گسترش دهد.
در حديثى، امام صادق7مىفرمايد:
... آنگاه كه مطّلع شديد، در بين شما كسى هست كه محدوديتهاى گفتارى را رعايت نمىكند، به خانهاش برويد و با نصيحت بكوشيد او را از اين عادت بازداريد.
اگر قبول نكرد از طريق كسى كه اين فرد، او را بزرگ مىدارد و از او حرف شنوى دارد، اقدام كنيد و با لطايفالحيل تلاش كنيد تا اين مهم برآورده شود و همانگونه كه در مورد امور مهمّه خودتان تمام تدابير را به كار مىبريد، در مورد اين مسأله كه خواسته من از شماست، نيز از تدابير ويژه استفاده كنيد. اگر او پذيرفت، چه بهتر و گرنه سخن او را پنهان داشته و جايى نقل نكنيد.[1]
بدين سان امام7از ياران خويش مىخواهد كه نهتنها رازدار و امانتدار راز ديگران باشند، بلكه در گسترش فرهنگ رازدارى بكوشند.
[1]اصول کافی ، ج2 ، ص222.
در بينش اسلامى، انسان موظّف است زمامدار زبان خود باشد و آن را با شدّت و دقّت در بند كشد.
امير مؤمنان7مىفرمايد:
«الِّلسانُ سَبُعٌ إنْ خُلِىَّ عَنْهُ عَقَرَ»[1]
زبان درندهاى است كه اگر وانهاده شود، به انسان آسيب مىرساند.
در بيان ديگرى مىفرمايد: لِسَانُ الْعاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ.[2]
هيچ عاقلى قلب خود را ازطريق زبان ارائه و عرضهنمىكند. اين سيره و روش نادان است كه قلبش در دهانش قرار دارد، امّا عاقل زبان را از معبر قلب مىگذراند و سينه وى صندوق اسرار اوست.
فرهنگ رازدارى و مهار زبان يكى از اصول عمده مورد نظر و تأكيد اسلام است و نقض آن سخت مورد نكوهش رهبران دينى قرار گرفته است.
امام صادق7مىفرمايد:
«انَّ أَمْرَنَا مَسْتُورٌ مُقَنَّعٌ بِالْمِيثَاقِ، فَمَنْ هَتَكَ عَلَيْنا أَذَلَّهُ اللَّهُ»[3]
بدرستى كه امر ما زير پرده است، و بهوسيله پيمانى كه خدا
[1]نهج البلاغه ، حکمت 57.
[2]نهج البلاغه ، حکمت 39.
[3]اصول کافی ، ج3 ، ص320.
گرفته، روپوش دارد، هر كه پرده آن را به زبان بدرد، خدا خوارش كند.
همچنين فرمود:
در مسجد حلقههايى تشكيل مىشود كه موجب معرّفى خودشان و ما مىشوند. آنان (عملًا) از ما نيستند و ما هم با آنان رابطهاى نداريم. من سعى بر پوشيده داشتن اطّلاعات خود دارم، ولى آنان راز ما را بر باد مىدهند. خداوند اسرارشان را آشكار نمايد. آنان به من مىگويند: امام.
(ولى) قسم به خدا! من جز براى كسانى كه از من اطاعت كنند، امام نيستم. چرا با اسم من تملّق مىكنند؟ آيا زبان از اسم من بازنمىدارند! قسم به خدا! خداوند بين من و آنان در يك خانه جمع نمىكند.[1]
امام صادق7به يكى از ياران خود به نام معلّى مىفرمايد:
راز ما را پنهان دار و آن را افشا مكن، زيرا آن كس كه راز ما را پنهان كند، خداوند او را در دنيا عزيز دارد و اين رازدارىاش، نورى فرا راهش باشد كه او را به بهشت رهنمون كند، امّا آن كس كه راز ما را افشا كند، خداوند او
[1]عن القاسم شریک المفضل...قال: سمعت ابا عبدالله (ع) یقول: حلق فی المسجد یشهرونا و یشهرون انفسهم الئک لیسوا منا و لا حن منهم. انطق فاواری و استر فیهتکو ستریهتک الله ستورهم، یقولون: امام، اما والله ما انا بامام الا لمن اطاعنی فامامن عصانی فلستله بامام، لم یتعلقون باسمی، الا یکفون اسمی من افواهمفوالله لا یجمعنی الله و اباهم فی دار. "روضه کافی، ج2، ص 228."