سخن امير مؤمنان على7در اين باره چنين است:
«انْجَحُ الْامُورِ مَا احَاطَ بِهِ الْكِتَمانُ»[1]
موفقترين كارها آن است كه پنهان كارى آن را فرا گيرد.
اصولًا انسان اشياء قيمتى و با ارزش را در جايى دور از چشم ديگران پنهان مىكند. راز نيز گوهر گرانبهايى است كه بايد در جاى مطمئن، پنهان گردد. اگر جواهر گرانبها را درون صندوقهاى آهنين، پنهان مىكنند سينه هر كس نيز، محكمترين صندوق راز اوست.
على7در اين باره فرمود:
«صَدْرُ الْعاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ»[2]
سينه خردمند، صندوق راز اوست.
انواع رازها رازها، گاه مربوط به يك مكتب و نظام فكرى مىشوند و گاه در گستره يك ملّت، يا در محدوده يك قوم و يا در انحصار يك يا چند شخص قرار مىگيرند. همانگونه كه از نظر حسّاسيتِ متن، هر يك با ديگرى تفاوتهايى دارند و در طبقهبندى خاصّى قرار مىگيرند، گستره راز نيز در تعيين نوع حسّاسيت سهيم مىباشد.
[1]شرح غررالحکم، امدی، ج2، ص458.
[2]بحارالانوار، ج72، ص71.
برخىاز رازها، بايد فاششده، آن عمل پنهانى كه به ضرر جامعه است، افشاگردد، ولى گاهى افشاى يك راز مضرّ بهجامعه تشخيص داده مىشود و از اين جهت بايد پوشيده بماند، چرا كه كمترين ضرر آن، كاستن زشتى كار زشت و عادى ساختن جرم است.[1]
در فرهنگ شيعه از رازدارى دينى و حفظ اسرار مذهب به «تقيّه» تعبير گرديده است و در اهميّت آن روايات زيادى به دست ما رسيده است.
امام صادق7مىفرمايد:
بر شما باد به تقيّه كردن، چرا كه از ما نيست آن كس كه تقيّه را شعار و شيوه خود درباره معتمدين خود قرار ندهد تا اين رازدارى سيره او قرار گيرد و نسبت به غيرمعتمدين نيز رعايت شود.[2]
در روايت ديگرى آن حضرت در تفسير آيه شريفه «فَمَا اسْتَطاعُوا انْ يَظْهَرُوه وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نُقْباً»[3]مىفرمايد: «مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نُقْباً اذا عَمِلَ بِالتَّقِيَّةِ، يعنى تقيّه راه نفوذ دشمن را مسدود مىكند.[4]
[1]خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید:" ان الدین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الدین آمنوا لهم عذاب الیم" (نور/19) کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان است.
[2]امام صادق (ع) فرمود:" علیکم بالتقیه فانه لیس منا من یجعلها شعاره و ئثاره مع من یامنه لیکون سجیه مع من یحذره" (بحارالانوار، ج73، ص395).
[3]کهف(18)، آیه 97.
[4]وسائل الشیعه، ج11، ص467.
برحسب روايات، تعيين امورى كه تقيّه، توجيه كننده آن است به درك انسان از وقايع نهاده شده است[1]، امّا ارتكاب برخى از گناهان همانند شرب خمر از قرار گرفتن در دايره ضرورت و تقيّه استثنا شدهاند.[2]يعنى تقيّه نمىتواند توجيه كننده ارتكاب آنها باشد.
جايگاه تقيّه در بين دستورات اسلامى در روايات بدينگونه تعيين شده است كه امام صادق7فرمود:
نُه دهم [حفظِ] دين در تقيّه است و آن كس كه تقيّه نمىكند، دين ندارد.[3]
امير مؤمنان7ضمن توصيه يكى از ياران خود به رعايت تقيّه و پنهان داشتن اعتقاد خويش مىفرمايد:
بپرهيز و بگريز از فرو گذاشتن تقيّهاى كه بر آن مأمور شدهاى، زيرا تو [با ترك تقيّه] در ريختن خون خود و برادرانت سهيم گشتهاى.[4]
گذشته از تقيّه، گاهى انتقال راز، در مفهوم سخنچينى داخل
[1]امام باقر(ع) فرمود:" التقیه فی کل ضروره و صاحبها اعلم بها حین تنزل به"( اصول کافی، ج2، ص219).
[2]امام باقر(ع) فرمود:" ثلاثه لا اتقی فیهن احدا شرب المسکر و مسح الخفین و متعه الحج(فروع کافی، ج3، ص32).
[3]"تسعه اعشار الدین التقیه، لا دین لعن لا تقیه له" ( المحاسن، ص259، دارالکتاب الاسلامیه)
[4]"و ایاک ان تترک التقیه التی امرتک، فانک شائط بدمک و دماء اخوانک" (بحارالانوار، ج72، ص418).
مىشود و گاهى شكل بدگويى به خود مىگيرد. گاهى راز مربوط به خود انسان است كه بايد آن را حفظ كند و گاه مربوط به ديگران است كه نبايد آن را افشا نمايد. گاه در افشاى آن احتمال ايجاد بدبينى داده مىشود و زمانى افشاى آن موجب قطع ارتباط بين فرد و ديگران مىشود و در مواردى به قتل و درگيرى عمومى منتهى مىگردد. طبيعى است كه براساس اهميّت تبعات افشاى راز عقوبت و زشتى آن بيشتر و الزام بر حفظ آن جدّىتر مىشود.
طبقهبندى اطّلاعات امير مؤمنان7فرمود:
«كلّما كثر خزّان الأسرار كثر ضياعها»[1]
هر چه شمار رازداران بالا رود، ضايعات (و احتمال خطر) آن زيادتر خواهد بود.
شنيدم كه چيزى بود استوار كه او را نگهبان بود بىشمار مگر راز كانگاه پنهان بود كه او را يكى تن نگهبان بود از اين رو، براى حفظ بهينه اسرار بايد كوشش شود كه هر چه ممكن است تعداد آگاهان از يك راز محدودتر گردند. بهمنظور حفظ اين مصلحت، در نظامهاى امنيّتى و اطّلاعاتى تحت عنوان
[1]غررالحکم، ص320، دفتر تبلیغات اسلامی.
«طبقهبندى اطّلاعات» هر نوع گزارشى را فرد يا افراد خاصّى مىدانند كه فراتر از آنان نبايد در جريان آن قرار بگيرند، بهگونهاى كه حتّى جستجو براى دستيابى به آن، خارج از محدوده مشخّص، جرم محسوب مىشود.
در همين ارتباط سخن زيبايى از حضرت على7نقل شده است. آن حضرت در برابر سؤال يكى از كاوشگران فرمود: «سرّ اللّه فلا تبحث عنه»[1]و در جاى ديگر مىفرمايد: «سرّ اللّه فَلا تَتَكَلَّفُوه»[2]: راز الهى است، از آن جستجو نكنيد، يا راز خداست، در مورد يافتن آن به خود زحمت ندهيد.
همانگونه كه از روايات قبلى مشخص است، امام ضمن اشاره به طبقهبندى يك راز، افراد را نسبت به طبقه اطّلاعاتى خود اقناع كرده و بدين باور مىرساند كه نبايد فراتر از حدّ مجاز خويش در پى كسب اطّلاعات باشند.
همچنانكه در سيره سياسى و حكومتى پيامبر اكرم6ملاحظه مىشود، برخى از اطّلاعات در ديدگاه آن بزرگوار آنقدر از حيث طبقهبندى محدود و به تعبير امروز «بهكلّى سرّى» بود كه حتّى نزديكان آن حضرت علىرغم جستجو و سؤال هيچگونه اطّلاعى از كمّ و كيف آن نداشتند. اينگونه موارد، بيشتر در هنگام تدارك يك حمله ديده مىشود.
[1]بحارالانوار، ج5، ص57.
[2]همان، ج1، ص210.
در فتح مكه، پيامبر اكرم6به همسرشان عايشه فرمودند:
وسايل سفر مرا آماده كن و آن را به كسى گزارش نكن. پدرش ابوبكر بر وى وارد شد و چون او را در تدارك لوازم سفر پيامبر6ديد، پرسيد: عايشه! آيا رسولاللّه تصميم سفرِ جنگى دارد؟ عايشه گفت: نمىدانم ابوبكر افزود: اگر آن حضرت تصميم مسافرتى دارد، از وى اجازه بگير، ما هم همراه او باشيم.[1]
در جنگ احُد، پيامبر اكرم6، سعد بن ابىوقّاص را بهدنبال جمعآورى اخبار دشمن فرستاد و به او فرمود:
اگر مطّلع شدى كه دشمن عزم حمله به مدينه را دارد، فقط به خودِ من خبر بده.[2]
در همين غزوه، مشابه اين توصيه را به مأمور اطلاعاتى ديگر خويش، حباب بن منذر، نيز مىفرمايد و به وى يادآور مىشود:
چون برگشتى، نزد هيچ يك از مسلمانان به من گزارش نده، مگر اينكه بگويى دشمن را اندك ديدم. وقتى حباب بن منذر گزارشى مبنى بر كثرت عِدّه و عُدّه آنان ارائه كرد، حضرت فرمود: به من هم همين اخبار رسيده است، از ايشان چيزى بازگو نكن، خداى ما را بسنده و بهترين وكيل است.[3]
[1]مغازی، ج2، ص 796.
[2]همان، ج1، ص298.
[3]همان، ص207.
امام صادق7به يكى از يارانش فرمود:
قسم به خدا ما اطّلاعاتى داريم كه جز فرشتگان و پيامبران محرم آن نيستند ... و اطّلاعاتى هم هست كه خداوند ما را به تبليغ آن فرمان داد آيين رازدارى در اسلام 43 پيامدهاى افشاى راز ص : 42 ه است، پس آنچه كه بايد پنهان داشته شود، آشكار نسازيد.[1]
امام باقر7دو نامه را به «جابر» سپرد و در ارتباط با طبقهبندى يكى از آنها، او را از افشاى مفاد آن تا زمان خاصّى (نابودى بنىاميّه) منع كرد و درباره ديگرى كه فاقد هرگونه طبقهبندى، بلكه لازمالافشا بود، او را از عاقبت مخفى داشتن محتواى آن نامه برحذر داشت.[2]
اسلام حتّى براى گفت و گوهاى عادى كه در مجلسى بين دو دوست يا فاميل انجام مىشود، طبقهبندى خاصّى قائل است؛ پيامبر اكرم6در اين باره فرمود:
«الَمجالِسُ بِالْامانَةِ»[3]
امروزه اخبار مختلف را به ترتيب زير طبقهبندى مىكنند: عادى، محرمانه، خيلى محرمانه، سرى و بهكلّى سرى.
[1]قال ابو عبدالله(ع):" یا ابا محمد! ان عندنا والله سر من اسرار الله و علما من علم الله ما یحتمله ملک مقرب و لا نبی مرسل، امرالله بالستر والکتمان عنه" ( اصول کافی، ج1، ص402)
[2]معجم رجال الحدیث، ج4، ص21.
[3]بحارالانوار، ج72، ص427.
اقسام رازدارى رازها را مىتوان به سه قسم شخصى، اجتماعى و تشكيلاتى- حكومتى تقسيم كرد:
1- رازدارى شخصى:
هركس از نظر اخلاقى و عملى، خصوصياتى دارد كه ديگران نمىبينند و از آن اطلاعى ندارند، اين ويژگىها، رازهاى شخصى انسان محسوب مىشود، چنانكه كارهاى زشتى كه از فرد سر زده و يا مسائل سرّى كه در منزل دارد، جزو رازهاى فرد بهحساب مىآيد. حال سخن در اين است كه آيا انسان مىتواند رازهايش را براى ديگران بازگو كند؟
انسان عاقل سينه خود را صندوقچه اسرارش قرار مىدهد و از طريق رازدارى، خود را از پيامدهاى ناگوار افشاى اسرار، مصون مىدارد.
امام على7مىفرمايد:
«سِرُّكَ اسيرُكَ، فَانْ افْشَيْتَهُ صِرْتَ اسيرَهُ»[1]
راز تو، مادامى كه آن را برمَلا نكردى، اسير تو است، ولى اگر آن را فاش كردى تو اسيرش مىشوى.
زيان افشاى راز به حدّى است كه به فرموده امام على7حتى
[1]شرح غررالحکم، ج4، ص146.