بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 40

2- رازدارى اجتماعى:
منظور از رازدارى اجتماعى، حفظ اسرار مردم در مسائل مربوط به آن‌ها و بيان نكردن نقطه ضعف‌هاى آنان در اين زمينه است.
افشاى اينگونه رازها جايز نيست، ولى چنانچه اسرار اجتماعى و سياسى افراد ازقبيل اشاعه فحشا، تشكيل باندهاى فساد و تباهى و اين‌گونه كارهاى خلاف باشد، نزد مسؤولان امر جهت اتخاذ تصميم و اقدامات لازم مانعى ندارد و چه‌بسا واجب و ضرورى باشد.
درمسائل اطلاعاتى، امنيتى نيز افشاى اسرار ديگران دراجتماع و براى مردم جايز نيست، بلكه گاهى زيان‌آور است، ولى اگر اين اسرار از امورى باشد كه كتمان آن خطرى را متوجه نظام مى‌كند، لازم است نزد مراجع صلاحيتدار بازگو شود و سكوت درمقابل آن جايز نيست.
بنابراين، حفظ اسرار ديگران (جز در مواردى كه افشاگرى مهم‌تر و ضرورى‌تر است) امرى ضرورى مى‌باشد، بويژه از ناحيه كسانى كه زودتر و بيشتر از ديگران رازها در اختيارشان قرار مى‌گيرد، مانند كسانى كه در رابطه با امنيت داخلى يا خارجى كار مى‌كنند و يا كسانى كه در قسمت جذب و گزينش نهادها، ادارات و ساير مراكز هستند و درباره نيروهايى كه مى‌خواهند به‌كار بگيرند، اطلاعاتى كسب مى‌كنند.


صفحه 41

3- رازدارى تشكيلاتى- حكومتى:
بخشى از رازهاى تشكيلاتى- حكومتى مربوط به رازهايى است كه قبل از تشكيل حكومت و در حال انقلاب و مبارزه با دشمنان صورت مى‌گيرد، مانند آنچه مورد ابتلاى اصحاب امامان بود و نيز آنچه قبل از پيروزى انقلاب اسلامى وجود داشت.
بخش ديگر آن نيز مربوط به رازهايى است كه بعد از تشكيل حكومت اسلامى مطرح است و حفظ آنها در بقاى نظام مؤثر است؛ اين بخش مورد ابتلاى نيروهاى اطلاعاتى و همه مردم است و بايستى در اين زمينه هوشيارى و دقت كافى به خرج داده، از افشاى مطالب سرّى نظام اسلامى و با خبر ساختن دشمنان از آن به‌شدّت اجتناب نمود.
حفظ اين نوع رازها به مراتب مهم‌تر از ساير اسرار است. از اين رو، پيامدهاى افشاى آن نيز ناگوارتر و زيانبارتر از ساير رازهاست.
رازدارى حكومتى از ديدگاه اسلام يكى از اصول مهم اخلاق اطلاعاتى است كه مى‌توان به‌وسيله آن امكان بسيارى از زيان‌ها از ناحيه دشمن را سلب و همواره ابتكار عمل را در دست داشت، ولى بى‌توجهى به آن، چه بسا اصل حكومت را زير و رو كند. امام على7مى‌فرمايد:
«يُسْتَدَلُّ عَلى‌ ادْبارِ الدُّوَلِ بِارْبَعٍ، تَضْييعِ الْاصُولِ ...»[1]

[1]شرح غررالحکم، ج6، ص450.


صفحه 42

چهار چيز نشانه افول دولت‌ها است؛ از جمله زير پا نهادن اصول (و ارزش‌ها).
همچنين فاش كردن اين‌گونه رازها در زمره بزرگ‌ترين خيانت‌ها به جامعه و نظام اسلامى است.
پيامدهاى افشاى راز اين قانون كلّى از زبان پيامبر اكرم6است كه فرمود: «الَمجالِسُ بِالْامانَةِ» مراد از يادآورى اين نكته مهم اخلاقى اين است كه در حلقه‌هاى دوستى، خانوادگى، ادارى و سازمانى، مذاكراتى انجام مى‌شود كه از ديدگاه اسلامى و براساس تعهدات اخلاقى پرونده اين گفت و گوها بايد در همان محفل و مجمع، بسته شود، چرا كه اين گفت و گوها، مناسب با فضاى آن محفل است و انتقال آن، ضايعاتى را به دنبال دارد كه گاه قابل جبران نخواهد بود. اينك به برخى از اين پيامدها اشاره مى‌كنيم:
الف- پيامدهاى افشاى گفت‌گوهاى دوستانه و خانوادگى:
1- رنجيدن دوستان و آسيب ديدن محيط دوستى.
2- ايجاد دشمنى و بدبينى.
3- از بين رفتن اطمينان و اعتماد بين افراد.
4- قطع روابط دوستانه و پيوندهاى فاميلى.
ب- پيامدهاى افشاى مذاكرات ادارى و سازمانى:
1- اختلال در تنفيذ و اجراى تصميم‌ها.


صفحه 43

2- ايجاد بدبينى، س آيين رازدارى در اسلام 50 - ثمرات حفظ اسرار ص : 46 لب انگيزه و شوق كارى.
3- به‌وجود آمدن زمينه براى سلطه ناصالحان.
4- مانع‌گذارى در مسير اصلاح سيستم.
5- انتقال اطلاعات حكومتى و ملّى به دشمنان از طريق سازمان‌هاى جاسوسى.
ج- پيامدهاى افشاى رازهاى ملّى و حكومتى: فعاليّت و تلاش گسترده سازمان‌هاى جاسوسى، حضور جاسوس‌هاى چند جانبه در صحنه فروش و مبادله اخبار سياسى، حكومتى و تعبيه سيستم‌هاى استراق سمع و تخليه اطّلاعات، موجب شده كه سرّى‌ترين تصميم‌هاى سران كشورها، مصوبه‌هاى كميسيون‌ها و كميته‌ها، به‌سرعت در اختيار دشمن قرار گيرد. در اين ميان، پل‌هاى اصلى كه معمولًا به‌طور رايگان در فعّال كردن سيستم‌هاى جاسوسى سهم ويژه دارند، افراد ناآگاه و عناصر اجرايى نظام ادارى كشور هستند كه از وقار خاصّ تشكيلاتى برخوردار نيستند و همه مسائل ادارى را به همه كس بويژه به خانواده خود منتقل مى‌نمايند. به‌طورى كه امروزه اين رويه به صورت يك فرهنگ غلط در قالب يك رفتارِ صميمى و دوستانه درآمده است، كه اگر فردى غير از اين عمل كند، مورد اعتراض همسر، همكار و همه افرادى كه به نوعى با آنان در ارتباط است، قرار مى‌گيرد. در حالى كه عرصه رازهاى ملّى و حكومتى از حيث اهميّت و خطر و


صفحه 44

پيامدهاى آن قابل مقايسه با موارد شخصى و فردى نيست و پاى ذلّت و اسارت يك ملّت و هويّت يك مكتب در ميان است.
امام صادق7به يكى از كارگزاران خود مى‌فرمايد:
«احْفِظْ لِسانِكَ وَ لا تَحْمِلَ النَّاسَ عَلى‌ رقابنا»[1]

زبانت را حفظ كن و موجب سلطه ديگران بر ما مشو! امام محمد باقر7مى‌فرمايد:
روز قيامت، فردى را به سبب مشاركت در خون افراد ديگر مؤاخذه مى‌كنند. او مى‌گويد: خدايا! تو مى‌دانى كه من خون كسى را نريخته‌ام. خداوند متعال مى‌فرمايد: بلى، چنين كارى به‌طور مستقيم از تو ديده نشده، امّا تو از فلانى، مطلبى را شنيدى و براى ديگران نقل كردى و اين مطلب به گوش ظالم جبّارى رسيد و آن فرد به همين دليل كشته شد و تو در خون او شريك شدى.[2]

آرى! دقّت در پيامدهاى افشاى راز، ديدگاه جديدى در نحوه حفظ و نگهدارى اسرار، فرا روى انسان مى‌گشايد. هشام بن سالم‌

[1]اصول کافی، ج2، ص113.

[2]همان (مترجم) ج4، ص77؛ عن محمد بن مسلم قال: سمعت ابا جعفر(ع) یقول: یحشر العبد یوم القیامه و ما ندی دما فیدفع الیه شبه المحجمه او فوق ذلک فیقال له: هذا سهمک من دم فلان، فیقول:

یا رب! انک لتعلم انک قبضتنی و ما سفکت دما، فیقول: بلی سمعت من فلان روایه کذا و کذا، فرویتها علیه فنقلت حتی صارتالی فلان الجبار فقتله علیها و هذا سهمک من دمه.


صفحه 45

مى‌گويد: در شرايط ابهام و تشويش پس از شهادت امام صادق7، خدمت امام كاظم7شرفياب شدم. مسائلى از آن حضرت پرسيدم كه ضمن ارائه پاسخ، به من امر كرد تا از افشاى آن خوددارى كنم. من عرض كردم: پدرم فداى شما باد! شيعيانِ پدرتان گمراهند (و نياز دارند اين معارف را به آنان منتقل كنم!) آن حضرت فرمود:
اگر آنان را (به اضافه ديندارى) فهميده و زيرك يافتى، مانعى ندارد و به آنان بگو، ولى تعهّد بگير كه به كسى نگويند، زيرا اگر چنين نكنند، به قتل ما اقدام كرده‌اند.[1]

در يك سند تاريخى چنين مى‌خوانيم:
على بن اسماعيل بن جعفر الصادق7، فرزند برادر امام كاظم7، به مركز حكومت عباسى (بغداد) فراخوانده شد. امام كاظم7كه مى‌دانستند حكومت، او را براى كسب اطّلاعات در مورد آن حضرت دعوت مى‌كند، وى را از اين سفر فتنه‌خيز منع كردند و به او وعده دادند كه هر چه از نيازهاى دنيوى داشته باشد، برطرف مى‌كنند، ولى او به انجام اين سفر اصرار ورزيد. آن حضرت پس از رفتن او به ياران خود فرمود: او مى‌رود و در [ريختن‌] خونِ من شريك مى‌شود.[2]

[1]بحارالانوار، ج47، ص345.

[2]سفینه البحار،ج2، ص324.


صفحه 46

- ثمرات حفظ اسرار رعايت كامل حفاظت اسرار و اطلاعات در همه زمينه‌ها، جنبه حياتى دارد و ثمره آن، يعنى «تداوم حيات و حلاوت پيروزى» هميشه، به‌خصوص در عمليات‌هاى نظامى- چه آفندى و چه پدافندى- و نيز برنامه‌ريزى‌هاى كلان سياسى و اقتصادى و حتى فرهنگى با درخشش خاصى جلوه‌گر است.
گرچه عوامل پيروزى منحصر به يك يا چند عامل نيست و براى پيروزى در هر كار مهمّى از جمله يك نبرد، عوامل و علل فراوانى دخالت دارد، اما از اين رهگذر، سهم «حفاظت و نگهدارى از اطلاعات» از همه عوامل بيشتر و چشمگيرتر است و ره‌آوردى شيرين‌تر و دلپذيرترى خواهد داشت كه به چند نمونه اشاره مى‌كنيم:
1- غافلگيرى دشمن:
اصل غافلگيرى، يعنى «وارد ساختن ضربه به دشمن در زمان، مكان و حالتى كه آمادگى پذيرش و واكنش لازم عليه آن را نداشته باشد.»[1]

طبق نظر اكثر كارشناسان نظامى، غافلگير ساختن دشمن مهم‌ترين اصل جنگى است كه اگر به‌دست آيد، اصلى‌ترين عامل‌

[1]فرهنگ واژه های نظامی، محمد کاظمی، ص249.


صفحه 47

پيروزى محقق شده‌است؛ زيرا غافلگيرشدن، موجب به‌هم خوردن تعادل روحى و اختلالات روانى مى‌شود كه در نتيجه سرگردانى، بهت‌زدگى، تصميمات عجولانه و شتابزدگى را در پى دارد.
قرآن كريم حالت دوزخيان را كه به‌طور ناگهانى و غافلگيرانه با عذاب الهى روبه‌رو مى‌شوند، چنين توصيف مى‌كند:
«بَلْ تَأْتيهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلا يَسْتَطيعُونَ رَدَّها وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ»[1]

(آرى اين مجازات الهى) به‌طور ناگهانى به سراغشان مى‌آيد و مبهوتشان مى‌كند، چنان كه توانايى دفع آن را ندارند و به آنها مهلت داده نمى‌شود.
ايجاد ناهماهنگى و آشفتگى سازمان در تشكيلات دشمن و بازداشتن وى از واكنش مناسب، از ثمرات ديگر غافلگيرى محسوب مى‌شود.
غافلگيرى با اين اهميّت، وقتى ممكن خواهد شد كه «اسرار و اطلاعات» خودى در دژى استوار و پوششى محكم قرار گيرد تا دشمن به‌طور كامل از دستيابى به آن محروم گردد و در غفلت محض به‌سر برد و از زمان، مكان، طرح و برنامه، امكانات و ...
بى‌خبر باشد.
نبرد «بنى‌قريظه» يك نمونه غافلگيرى در زمان است كه بر اثر

[1]انبیاء(21)ف آیه 40.