بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 62

اميرالمؤمنين7مى‌فرمايد:
«مَنْ ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ لَمْ يُقَوِّ لِسِرِّ غَيْرِهِ»[1]

آن كس كه از حفظ سرّ خود ناتوان باشد، قدرت حفظ اسرار ديگران را نخواهد داشت.
شاعرى مى‌گويد:
آنكو نكند راز خود از خلق نهان راز تو به نزد غير گويد به عيان‌ آن كس كه ز غير راز گويد به تو باز رازِ دل خود به نزد وى فاش مساز در روايت ديگرى، حضرت على7مى‌فرمايد:
«لا تَوْدِعَنَّ سِرَّكَ مَنْ لا امانَةَ لَهُ»[2]

راز خود را به‌كسى‌كه امانتدار (رازِ ديگران) نيست، مسپار.
امام صادق7نيز مى‌فرمايد:
سرّ خود را به نمّام و ظالم و خائن نسپار، زيرا آنان همان‌گونه كه نزد تو از ديگران سخن‌چينى مى‌كنند، نزد ديگران نيز از تو سخن‌چينى مى‌نمايند.[3]

[1]غررالحکم، ج2، ص697.

[2]همان، ج6، ص262، شماره 10166.

[3]بحارالانوار، ج75، ص229.


صفحه 63

4- انسان‌هاى كم ظرفيت‌ بعضى از افراد در حفظ اسرار خود و يا ديگران ناتوان بوده و به لحاظ روانى تمايل به افشاى راز دارند.
حضرت على7فرمود:
«لا تُسِرَّ الَى الْجاهِلِ شَيْئًا لا يُطيقُ كِتمانَهُ[1]

اسرار را به نادان كه طاقت پنهان كردن آ آيين رازدارى در اسلام 70 ويژگيهاى فردى افشاگران راز ص : 68 ن‌را ندارد، مگوى.
امام صادق7نيز فرمود:
«ارْبَعةٌ يُذْهِبْنَ ضِياعاً ... وَ سِرٌّ يُودَعُ مَنْ لا حِصانَةَ لَهُ»[2]

چهار چيز موجب بى‌آبرويى انسان مى‌شود (از جمله آن) راز سپردن به كسى است كه قادر به حفظ و صيانت از آن نيست.
امام على7در مورد كسى كه در حفظ اسرار خود ناتوان است مى‌فرمايد:
«مَنْ ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ لَمْ يَقْوَ لِسِرِّ غَيْرِهِ»[3]

آن كس كه از نگهدارى راز خود ناتوان باشد، قادر به حفظ اسرار غير نخواهد بود.

[1]غررالحکم، ج6، ص284.

[2]آثار الصادقین، ج8، ص426.

[3]غررالحکم، ص403.


صفحه 64

5- سخن‌چين‌ حضرت امير7فرمود:
«ثَلاثٌ لا يُسْتَوْدَعْنَ سِرّاً: الْمَرْأَةُ، وَالَّنمَّامُ، وَالْاحْمَقُ»[1]

به سه تن نبايد راز سپرد: زن، سخن چين و احمق.
گفتنى است‌كه آنچه حضرت امير7فرمود، در مقام تنقيص و عيبجويى از زن نبوده است، زيرا امام معصوم7به توانايى‌ها و ظرفيت‌هاى انسان- چه زن و چه مرد- آشناست؛ شايد علت عدم رازسپارى به زن اين باشد كه معمولًا قدرت خود نگهدارى زن كمتر است و زودتر از مرد اسرار را فاش مى‌سازد. درست است كه زن و مرد از نوع واحدند، لكن تفاوت‌هايى دارند كه نمى‌توان آنها را انكار كرد. فرد سخن‌چين و يا احمق نيز به جهت ويژگى‌هاى شخصيتى و روانى مورد اعتماد نيست و لازم است از آنها پرهيز گردد.
آخرين سخن‌ حضرت على7فرمود:
«كُلَّما كَثُرَ خُزَّانُ الْأَسْرارِ كَثُرَ ضِياعُها»[2]

[1]همان، ج3، ص336.

[2]غررالحکم، ج4، ص318.


صفحه 65

به هر اندازه راز داران بسيار گردند، رازها بيشتر در معرض فاش شدن قرار مى‌گيرد.
به‌نظر مى‌رسد كه افزودن بر حجم كمّى مراكز و سازمان‌هاى خبرى و اطلاعاتى، به بهانه افزايش كارايى نه نتيجه بخش است و نه مقرون به صرفه. ضرورتى ندارد كه معيار موفقيت و كارآيى را در توسعه كمّى تشكيلات بدانيم. امروزه سازمان‌هاى اطّلاعاتى موفق، سازمان‌هايى هستند كه كمّيت را در حدّ معقول نگاه داشته و سعى خود را مصروف آموزش و رشد كيفى افراد مى‌كنند و از ابزارهاى پيچيده اطلاع‌گيرى و تجسّس نيز استفاده مى‌كنند.
امام جواد7فرمود:
«اظْهارُ الشَّىْ‌ءِ قَبْلَ انْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ»[1]

اظهار و ابراز مطلبى كه هنوز استوار نشده است، موجب تباهى آن است.
چگونه اسرار را حفظ كنيم؟
در نظر داشتن موارد زير، مى‌تواند ما را در حفظ اسرار، كمك برساند:
1- توجه به فوائد رازدارى و مقام آن نزد خدا:
- امام صادق7مى‌فرمايد:

[1]بحارالانوار، ج72، ص71.


صفحه 66


«... كِتمانُهُ لِسِرِّنَا جِهَادٌ فِى سبيل اللّهِ.»[1]

كتمان اسرار ما، جهاد در راه خداست.
نيز از آن حضرت روايت شده كه فرمود:
«مَنِ اسْتَفْتَحَ نَهَادَهُ بِإِذاعَةِ سِرِّنَا سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ حَرَّ الْحَدِيدِ وَ ضَيقَ الَمحابس»[2]

هر كه روز خود را با فاش كردن سرّ ما افتتاح كند، خدا حرارت آهن و تنگناى زندان‌ها را بر او مسلط گرداند.
2- توجّه به زيان‌هاى افشاى اسرار:
- وقتى عوامل دشمن، يا افراد خودى كم‌صلاحيت اخبار مهم و با ارزش را آگاهانه يا ناآگاهانه، مستقيم يا غير مستقيم در دسترس دشمن قرار دهند، ضررهاى بسيار بزرگ و گاه جبران‌ناپذيرى بر كشور و مردم وارد مى‌گردد.
امام على7، تمام شرّ و بدى دنيا را در پخش اسرار مى‌داند:
«جُمِعَ خَيرُ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فِى كِتَمانِ السِّرِ وَ مُصَادِقَةِ الاخْيَارِ، وَ جُمِعَ الشَّرُّ فِى الْإِذاعَةِ وَ مُوَاخَاةِ الْأَشْرَارِ»[3]

تمام خير دنيا و آخرت در كتمان اسرار و همنشينى با اخيار، و تمام شرّ در پخش اسرار و همنشينى با اشرار است.

[1]اصول کافی، ج3، ص320 و 321.

[2]اصول کافی، ج4، ص79.

[3]سفینه البحار، ج2، ص469. الاختصاص، ص218.


صفحه 67

همانطور كه گذشت، امام صادق7، به تأخير افتادن حكومت امامان7را افشاى راز بيان كردند.[1]

3- ايمان و تقوى‌:
يكى ديگر از عواملى كه ما را در حفظ اسرار يارى مى‌كند، ايمان و تقوا است. كلام حضرت امام على7در اين زمينه چنين است:
كم حرفى و پوشاندن اسرار، زينت متقيّن است.
از اينرو آنان كه توانايى حفظ اسرار را ندارند بايد بدانند هنوز نتوانسته‌اند به فضيلت تقوا دست يابند.
4- حساب و سؤال روز قيامت:
انسان با اين اعتقاد كه در برابر كليه اعمال و گفتار خود مسؤول است و بايد در پيشگاه خداوند پاسخگوى كردار زشت خود باشد، مى‌بايد به زيان‌هاى ناشى از افشاى اسرار مانند ريخته شدن خون بيگناهان، به خطر افتادن جان و مال مسلمانان و آسيب ديدن حكومت اسلامى و ... بينديشد و كوشش كند تمام كردارش حساب شده باشد و نيز از پرگويى و گفتار بيهوده و غير ضرورى بپرهيزد گفته شده است: ربيع بن خثيم بسيار كم حرف مى‌زد، و نيز همه حرف‌هايش را مى‌نوشت و در آن به تفكر مى‌پرداخت و محاسبه‌اش مى‌نمود، آنگاه مى‌گفت: «آه! همانا آنانكه حرف نمى‌زنند نجات مى‌يابند!»[2]

[1]تحف العقول، ص310، چاپ موسسه نشر اسلامی.

[2]سفینه البحار، ج1، ص5.6.


صفحه 68

ويژگيهاى فردى افشاگران راز شناخت خصوصيات و ويژگى‌هاى فردى كسانى كه نمى‌توانند راز ديگران را در سينه خود محفوظ دارند، ما را به عواملِ درونى پيدايش اين ضعف رفتارى رهنمون مى‌سازد. در ادامه سخن اشاره‌اى گذرا به اين ويژگى‌هاى نامطلوب خواهيم داشت:
الف- پُرحرفى‌ يكى از خصلت‌هاى زشت كه آفات و زيان‌هاى بسيارى در بر دارد، خوى پُرحرفى است‌كه خود معلول عدم رشد عقلانى مناسب است. كسانى كه به اين خصلتِ زشت، عادت كرده باشند، به‌طور طبيعى نمى‌توانند در گفت و گوها مرزشناس و امانتدار باشند.
امام باقر7در يك جمله كوتاه، توصيف بلندى از شيعيان خود ارائه مى‌دهند، آنجا كه مى‌فرمايد:
«انَّما شيعَتُنَا الْخَرَس»[1]

شيعيان ما آنقدر كم سخن مى‌گويند كه گويا لال و فاقد زبان هستند.
شاعر بلند آوازه ايران، در اين باره مى‌گويد:

[1]اصول کافی، ج2، ص113.


صفحه 69

سخن بسيار دانى، اندكى گو يكى را صد مگو، صد را يكى گو چو آب از اعتدال افزون نهد گام ز سيرابى به فرق آرد سرانجام‌ چو خون در تن ز عادت بيش گردد سزاى گوش مالش، نيش گردد[1]

و در جاى ديگر چنين سروده است:
شمعْ نه‌اى تيغ زبانى مكن روزْ نِه‌اى راز فشانى مكن‌ مصلحت تست زبان زير كام تيغ پسنديده بود در نيام‌ راحت اين پند به جانها دراست كافت سرها به زبانها دراست‌ دار تو زين طشت زبان را نگاه تا سرت از طشت نگويد كه آه‌ لب مگشا گرچه در او نوشهاست كز پس ديوار بسى گوشهاست‌ آب صفت هر چه شنيدى بشوى آينه سان هر چه بديدى مگوى[2]

ب- خودنمايى‌ برخى از افراد مى‌كوشند با جمع‌آورى و انتشار اخبار، خلأ شخصيتى خود را جبران و خود را فردى آگاه از همه كارها و مسائل معرّفى كنند. همين رذيله خودنمايى و خودپسندى، آنان را در دام‌

[1]کلیات اشعار نظامی گنجوی، ص111، انتشارات زرین.

[2]کلیات اشعار نظامی گنجوی، ص85.