«... كِتمانُهُ لِسِرِّنَا جِهَادٌ فِى سبيل اللّهِ.»[1]
كتمان اسرار ما، جهاد در راه خداست.
نيز از آن حضرت روايت شده كه فرمود:
«مَنِ اسْتَفْتَحَ نَهَادَهُ بِإِذاعَةِ سِرِّنَا سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ حَرَّ الْحَدِيدِ وَ ضَيقَ الَمحابس»[2]
هر كه روز خود را با فاش كردن سرّ ما افتتاح كند، خدا حرارت آهن و تنگناى زندانها را بر او مسلط گرداند.
2- توجّه به زيانهاى افشاى اسرار:
- وقتى عوامل دشمن، يا افراد خودى كمصلاحيت اخبار مهم و با ارزش را آگاهانه يا ناآگاهانه، مستقيم يا غير مستقيم در دسترس دشمن قرار دهند، ضررهاى بسيار بزرگ و گاه جبرانناپذيرى بر كشور و مردم وارد مىگردد.
امام على7، تمام شرّ و بدى دنيا را در پخش اسرار مىداند:
«جُمِعَ خَيرُ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فِى كِتَمانِ السِّرِ وَ مُصَادِقَةِ الاخْيَارِ، وَ جُمِعَ الشَّرُّ فِى الْإِذاعَةِ وَ مُوَاخَاةِ الْأَشْرَارِ»[3]
تمام خير دنيا و آخرت در كتمان اسرار و همنشينى با اخيار، و تمام شرّ در پخش اسرار و همنشينى با اشرار است.
[1]اصول کافی، ج3، ص320 و 321.
[2]اصول کافی، ج4، ص79.
[3]سفینه البحار، ج2، ص469. الاختصاص، ص218.
همانطور كه گذشت، امام صادق7، به تأخير افتادن حكومت امامان7را افشاى راز بيان كردند.[1]
3- ايمان و تقوى:
يكى ديگر از عواملى كه ما را در حفظ اسرار يارى مىكند، ايمان و تقوا است. كلام حضرت امام على7در اين زمينه چنين است:
كم حرفى و پوشاندن اسرار، زينت متقيّن است.
از اينرو آنان كه توانايى حفظ اسرار را ندارند بايد بدانند هنوز نتوانستهاند به فضيلت تقوا دست يابند.
4- حساب و سؤال روز قيامت:
انسان با اين اعتقاد كه در برابر كليه اعمال و گفتار خود مسؤول است و بايد در پيشگاه خداوند پاسخگوى كردار زشت خود باشد، مىبايد به زيانهاى ناشى از افشاى اسرار مانند ريخته شدن خون بيگناهان، به خطر افتادن جان و مال مسلمانان و آسيب ديدن حكومت اسلامى و ... بينديشد و كوشش كند تمام كردارش حساب شده باشد و نيز از پرگويى و گفتار بيهوده و غير ضرورى بپرهيزد گفته شده است: ربيع بن خثيم بسيار كم حرف مىزد، و نيز همه حرفهايش را مىنوشت و در آن به تفكر مىپرداخت و محاسبهاش مىنمود، آنگاه مىگفت: «آه! همانا آنانكه حرف نمىزنند نجات مىيابند!»[2]
[1]تحف العقول، ص310، چاپ موسسه نشر اسلامی.
[2]سفینه البحار، ج1، ص5.6.
ويژگيهاى فردى افشاگران راز شناخت خصوصيات و ويژگىهاى فردى كسانى كه نمىتوانند راز ديگران را در سينه خود محفوظ دارند، ما را به عواملِ درونى پيدايش اين ضعف رفتارى رهنمون مىسازد. در ادامه سخن اشارهاى گذرا به اين ويژگىهاى نامطلوب خواهيم داشت:
الف- پُرحرفى يكى از خصلتهاى زشت كه آفات و زيانهاى بسيارى در بر دارد، خوى پُرحرفى استكه خود معلول عدم رشد عقلانى مناسب است. كسانى كه به اين خصلتِ زشت، عادت كرده باشند، بهطور طبيعى نمىتوانند در گفت و گوها مرزشناس و امانتدار باشند.
امام باقر7در يك جمله كوتاه، توصيف بلندى از شيعيان خود ارائه مىدهند، آنجا كه مىفرمايد:
«انَّما شيعَتُنَا الْخَرَس»[1]
شيعيان ما آنقدر كم سخن مىگويند كه گويا لال و فاقد زبان هستند.
شاعر بلند آوازه ايران، در اين باره مىگويد:
[1]اصول کافی، ج2، ص113.
سخن بسيار دانى، اندكى گو يكى را صد مگو، صد را يكى گو چو آب از اعتدال افزون نهد گام ز سيرابى به فرق آرد سرانجام چو خون در تن ز عادت بيش گردد سزاى گوش مالش، نيش گردد[1]
و در جاى ديگر چنين سروده است:
شمعْ نهاى تيغ زبانى مكن روزْ نِهاى راز فشانى مكن مصلحت تست زبان زير كام تيغ پسنديده بود در نيام راحت اين پند به جانها دراست كافت سرها به زبانها دراست دار تو زين طشت زبان را نگاه تا سرت از طشت نگويد كه آه لب مگشا گرچه در او نوشهاست كز پس ديوار بسى گوشهاست آب صفت هر چه شنيدى بشوى آينه سان هر چه بديدى مگوى[2]
ب- خودنمايى برخى از افراد مىكوشند با جمعآورى و انتشار اخبار، خلأ شخصيتى خود را جبران و خود را فردى آگاه از همه كارها و مسائل معرّفى كنند. همين رذيله خودنمايى و خودپسندى، آنان را در دام
[1]کلیات اشعار نظامی گنجوی، ص111، انتشارات زرین.
[2]کلیات اشعار نظامی گنجوی، ص85.
افشاگرى مىاندازد و اين عامل درونى، آنان را به نقض تعهّد اخلاقىِ خود در جامعه وامىدارد.
ج- زيادهروى در برقرارى روابط اجتماعى يكى از توقّعا آيين رازدارى در اسلام 78 ويژگيهاى فردى افشاگران راز ص : 68 ت انسانها در برخورد با يكديگر، بازگو كردن و ارائه اخبارى است كه هر يك در طول شبانهروز با آن سر و كار دارند. مبادله خبر، رايجترين توقعى است كه در بين افراد جريان دارد. اگر كسى از خصوصيت «روابط عمومى افراطى» برخوردار باشد، طبعاً در برخوردها نمىتواند خود را در برابر توقعات و تقاضاهاى افراد بىپاسخ بگذارد؛ افرادى كه در هر برخورد مىگويند: چه خبر؟ بنابراين، نشر و پخش اخبار يكى از ضايعاتى است كه بر زيادهروى در برقرارى روابط اجتماعى مترتّب است.
د- احساسات و عصبانيّت گاهى در يك حالت عاطفى شديد يا عصبانيّت زياد، سفره دل افراد گشوده مىشود و زبانشان از كنترل خارج گشته و آنچه را نبايد بگويند، اظهار مىكنند؛ چرا كه در اين حالت انسان داراى تعادل روانى مناسب نيست. بنابراين، كسانى كه خصوصيات عاطفى شديد يا عصبانيّت مهار نشده دارند، نمىتوانند راز نگهدار باشند.
ه- جستجوگرى بهمنظور دستيابى به اطّلاعات در هر محله و قوم و فاميل و ادارهاى، افراد فضول و فتنهگرى
وجود دارند كه همواره مىخواهند از همه مسائل مطّلع باشند. اينان در حقيقت، هويّت يك بنگاه خبرى سيّار را يافتهاند كه براى كسب خبر تمام تلاش خود را به كار مىبرند و در مسير تحقق اين هدف، گاه از راه معامله، سطح اطّلاعات خود را گسترش مىدهند. از اين رو، هيچ خبرى نزد آنان حالت بايگانى و حفظ دائم يا ثبات را به خود نمىگيرد، بلكه در داد و ستد اخبار، همه اسرار را منتشر مىسازند.
و- غضب خشم چون شراب، عقل و انديشه را مختل مىكند. انسان خشمگين، بدون راهنماييى عقل و انديشه عمل مىكند و زمام كارهايش را به دست احساسات و غرايز مىسپرد. در اين صورت انديشه و عقل، قدرت هدايت انسان را از دست مىدهند. آنگاه اين غرايز شعلهور و لجام گسيخته، انسان را به عمل وامىدارند. به همين جهت در روايات از خشم و تندى به جنون تعبير شده است.
امير مؤمنان7مىفرمايد:
«الْحِدَّةُ ضَرْبٌ مِنَ الْجُنُونِ»[1]
تندى، قسمى از ديوانگى است.
همچنين فرمود:
[1]نهج البلاغه، حکمت255.
از خشم بپرهيزيدكه آغازش ديوانگىو پايانش پشيمانىاست.[1]
انسان غضبناك و خشمگين، اعمال غيرطبيعى انجام مىدهد و در اين ميان حرفهايى را ناخواسته مىزند و اسرارى كه بايد محفوظ بماند، افشا مىشود.
و نيز گفته شده است:
«لِلسِّرِّ نافِذَتانِ: السُّكْرُ وَالْغَضَبُ»[2]
راز و سرّ دو دريچه براى فاش شدن دارد: يكى مستى و ديگرى خشم.
ز- جدل در بحث و جدل، طرفين مىكوشند رقيب خود را مغلوب كنند و وقتى كار دشوار مىشود، چون هيچكدام نمىخواهد از صحنه با شكست خارج شود، بناچار تظاهر مىكند كه بيشتر از طرف مقابل، معلومات و اطلاعات دارد تا بر او فخرفروشى كرده، شوكتش را در هم شكند. از اين رو به افشاى برخى از اطلاعات و اسرارى مىپردازد كه او نمىداند و با اين عمل تصور مىكند بر خصم خود پيروز گشته است. رفته رفته بحث و جدل انسان را در موقعيتى قرار مىدهد كه ممكن است همه اسرار خويش را فاش سازد.
امام صادق7در سفارش به محمد بن نعمان اين بيمارى را
[1]غرر و درر، ج2، ص288، انتشارات دانشگاه تهران.
[2]پنهان کاری در اسلام، ص56، این کلام را به امام کاظم(ع) نسبت داده اند.
يادآور شد و بهشدت پيروانش را از اين عمل برحذر داشت تا اسرار آل محمد6فاش نشود.
«يَا ابْنَ النُّعْمانِ ... وَ ايَّاكَ وَالْجِدالِ فَانَّهُ يُوبِقُكَ»[1]
اى فرزند نعمان! ... از جدال بپرهيز كه تو را به هلاكت انداخته و در تنگناها قرار مىدهد.
ح- اطمينان به ديگران[2]
[1]تحت العقول، ص228، چاپ حیدریه، نجف.
[2]شاهد زیر گرچه خیلی مناسبت با سیاق کتاب ندارد اما چون مطلب جالبی است به عنوان یک نمونه عینی و یک واقعیت ملموس که چگونه جدل و اطمینان، موجب فاش شدن مهم ترین اسرار بمب شیمیایی آلمان در جنک جهانی اول شد، در پاورقی جهت مزید اطلاع ذکر می کنیم:
22 آوریل سال 1915م سلاح مخوف شیمیایی "گابر" آزمایش شد.
ئر آن زمان یک نفر فرانسوی به نام شارل لوسیتو در آلمان ساکن بود و چون سالها در آنجا مانده بود زبان آلمانی را مانند زبان مادری می دانست و به تمام ریزه کاری های زندگی در آلمان آشنا شده بود و به گونه ای که کمتر مورد سوء ظن قرار می گرفت. از این رو ، دولت فرانسه هنگام جنگ از آن شخص به عنوان مامور مخفی خود استفاده کرد.
جاسوس فرانسوی چنین کار خودش را شروع می کند: او با زحمت زیاد متوجه می شود که محل تهیه گاز، شهر "مانهیم" است و به جاسوسی در اطراف آن شهر و کارخانجات می پردازد تا بالاخره موفق به شناسایی کارخانه می شود و بعد بع دنبال قطاری که حامل محصول کارخانه بوده، می رود و متوجه می شود که گاز به کارخانجات کروپ حمل می شود. به دنبال محموله به شهر آسن مرکز کارخانجات کروپ می رود، ولی به علت وجود موانعی که برای حفاظت ایجاد شده بود، موفق نمی شود که به داخل کارخانه راه یابد؛ اگر او دستگیر می شد، همانجا بدون چون و چرا اعدام می شد.
با وجود تمام مشکلات مایوس نمی شود و با پشتکار و عزم راسخ کارش را دنبال می کند. از اتفاق، در کافه ای با یکی از نگهبانان کارخانه آشنا می شود و با زبان چرب و نرمف نگهبان را به نوشیدن مسکرات دعوت می کند، موقع نوشیدن لیوان چهارمی زبان نگهبان باز می شود و
"ادامه در صفحه بعد"