بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 144

اين بشارت و وعده الهى، به اندازه‌اى حتمى و يقينى است كه حتى اگر يك روز به قيامت مانده باشد، تحقق خواهد يافت و بشر به آرزوى ديرينه خود خواهد رسيد: «اگر يك روز از عمر دنيا نمانده باشد، مگر يك روز، خداوند آن روز را چنان طولانى مى‌كند كه مردى از فرزندان مرا برانگيزد. نامش از نام من است؛ زمين را پر از عدل‌وداد خواهد كرد، چنان‌كه از ستم و ظلم پر شده باشد»[1].

مهم‌ترين و فراگيرترين انگاره در اين‌گونه روايات، آكنده شدن جهان از عدل و دادگرى به دست حضرت مهدى (عج) است؛ به‌طورى‌كه ديگر نشانى از ظلم و ستمگرى نخواهد بود و بشر از تمام ظرفيت‌ها و نعمت‌هاى خداوندى، آزادانه و عادلانه بهره‌مند خواهد شد؛ امرى كه در هيچ برهه‌اى از زمان اتفاق نيفتاده است: «روزها و شب‌هاى عالم به پايان نمى‌رسد تا اينكه مردى از اهل بيت من حاكم [جهان‌] مى‌شود كه نامش از نام من است. او زمين را پر از عدل مى‌كند ...»[2].

و نيز: «قيامت برپا نمى‌شود تا زمانى‌كه زمين از ستم و دشمنى آكنده شود؛ آن‌گاه مردى از خاندان من قيام كند و آن‌را از عدل و داد لبريز كند ...»[3].

[1].« لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطّول اللّه تعالى ذلك اليوم حتى يبعث رجلا منى يواطئ اسمه اسمى يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»: علاء الدين على متقى هندى، كنز العمال،( بيروت:

مؤسسه الرسالة، 1405 ق)، خ 38676؛ صدر الدين ابراهيم جوينى خراسانى، فرائد السمطين،( بيروت:

مؤسسه محمودى، 1400)، ج 2، ص 326، ح 575؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة،( قم: دار الذخائر للمطبوعات، بى‌تا)، ص 250، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 83، ح 28.

[2].« لا يذهب الايام و الليالى حتى يملك رجل من اهل بيتى يواطئ اسمه اسمى يملأ الارض عدلا ...»:

ابو القاسم طبرانى، المعجم الكبير،( موصل: مطبعة الزهراء، بى‌تا)، ج 10، ص 134- 135؛ عبد اللّه بن عدى جرجانى شافعى، الكامل فى الرجال،( بيروت: دار الفكر، 1415)، ج 4، ص 1514،( لا تمضى الايام ...)؛ مقدس سلمى شافعى، عقد الدرر، ص 78( لا تذهب الدنيا و لا تمضى ...).

[3].« لا تقوم الساعة حتى تمتلئ الارض ظلما و عدوانا ثم يخرج رجل من عترتى فيملأها قسطا و عدلا ...»: ابى-- عبد اللّه حاكم نيشابورى، المستدرك،( حلب: مكتب المطبوعات الاسلاميه، بى‌تا)، ج 4، ص 557؛ احمد بن حنبل شيبانى، المسند،( مصر، دار المعارف، 1375 ق)، ج 3، ص 36؛ مقدس شافعى، عقد الدرر، ص 29( حتى يملك ...)؛ متقى هندى، كنز العمال، ج 14، ح 38691.


صفحه 145

در اين عصر رئيس دولت، مهدى (عج) خواهد بود و حكومت و فرمانروايى جهان در دست او و صالحان و شايستگان قرار خواهد گرفت. خداوند به دست آنان، بشارت‌ها و وعده‌هاى خود را تحقق خواهد بخشيد: «اين امت، امت مرحومه است كه پيامبرش از خود او و مهدى‌اش نيز از خود او است. اين امر به وسيله ما آغاز شده و به وسيله ما پايان مى‌پذيرد. براى ما دولتى هست كه در آينده مقدّر است و پس از دولت ما، ديگر دولتى نخواهد بود؛ زيرا ما اهل عاقبت هستيم و عاقبت از آن پرهيزگاران است.»[1]

دو. باورداشت مهدويت‌

عقيده به مهدويت و باور به ظهور و قيام مهدى موعود، به‌عنوان نجات‌دهنده عالم بشريت و اصلاح‌گر موعود، باور و اعتقادى است كه براساس كتاب و سنت پديد آمده و همه مسلمانان پيشين و پسين، بر آن اتفاق‌نظر دارند. اين باورداشت، به‌عنوان انديشه اصيل اسلامى، بر پايه استوارترين دلايل عقلى و نقلى بنا نهاده شده و هيچ‌يك از مسلمانان- به جز عده‌اى اندك- به انكار و يا ترديد آن نپرداخته است. در اين رابطه ابتدا ديدگاه اهل سنت و سپس نظر شيعه نقل مى‌شود:

2- 1. ديدگاه اهل سنت:

سويدى مى‌گويد:

«آنچه علما بر آن اتفاق‌نظر دارند، اين است كه مهدى آن كسى است كه در آخر الزمان قيام مى‌فرمايد و زمين را از عدل‌وداد پر مى‌كند و احاديث راجع به مهدى (عج) و ظهور او بسيار است»[2].

[1].« هذه الامّة مرحومة؛ فمنها نبيّها و منها مهديّها، بنا فتح هذا الامر و بنا يختم و لنا ملك مؤجل و ليس بعد ملكنا ملك لانّنا أهل العاقبة و العاقبة للمتقين»: كامل سليمان، يوم الخلاص( روزگار رهايى)،( تهران: نشر آفاق، 1376)، ج 2، ص 594؛ به نقل از: الصواعق المحرقه، ص 97.

[2]. ر. ك: لطف اللّه صافى گلپايگانى، امامت و مهدويت؛( قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1380)، ج 2،-- ص 312؛ به نقل از: سوائك الذهب، ص 78.


صفحه 146

ابن هجر هيثمى گفته است:

«اعتقاد به وجود مهدى منتظر، بنابراين احاديث صحيح امرى لازم است. عيسى و دجّال در زمان او ظاهر مى‌شوند و هر جا «المهدى» به‌طور مطلق آورده شود، مراد او است»[1].

ابن خلدون- در عين انكار احاديث مهدى- مى‌گويد:

«مشهور بين همه مسلمانان، در همه عصرها اين است كه به يقين در آخر الزمان، فردى از خاندان نبوت ظهور مى‌كند، دين را مدد مى‌رساند و عدل را مى‌گستراند. مسلمانان از او پيروى مى‌كنند و به همه كشورهاى اسلامى، حاكم مى‌شود. او مهدى نام دارد»[2].

ابن ابى الحديد مى‌نويسد:

«ميان همه فرقه‌هاى مسلمين اتفاق قطعى است كه عمر دنيا و احكام و تكاليف پايان نمى‌پذيرد، مگر پس از ظهور مهدى»[3].

بر اين اساس باورداشت مهدويت، امرى ضرورى و بايسته است و انكار آن به معناى نپذيرفتن روايات منقول از پيامبر اسلام است.

در احاديث و روايات زيادى- به خصوص در احاديث اهل سنت- از حضرت مهدى با عناوين زير ياد شده است: خليفه در پايان امت من،[4]امير در پايان فتنه‌ها و انقطاع زمان،[5]مالك و فرمانرواى زمين،[6]پادشاه و فرمانرواى انسان‌ها،[7]امام و پيشواى‌

[1]. متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان، ص 169.

[2]. عبد الرحمن بن محمد بن خلدون، مقدمه ابن خلدون،( بيروت: دار احياء التراث العربى، بى‌تا)، ص 367.

[3]. ابو حامد بن هبة اللّه بن ابى الحديد معتزلى، شرح نهج البلاغه،( قم: كتابخانه آيت اللّه نجفى مرعشى، 1404)، ج 2، ص 535.

[4].« يكون فى آخر أمتى خليفة»: متقى هندى، كنز العمال، ج 14، ح 38659؛ احمد بن حنبل شيبانى، المسند، ج 3، ص 5 و 38؛ سليمان بن ابراهيم قندوزى، ينابيع المودة،( قم: شريف رضى، 1375)، ج 2، ص 516.

[5].« يكون فى آخر الزمان عند تظاهر من الفتن و انقطاع من الزمن امير»: متقى هندى، كنز العمال، ج 14، ح 3873؛ جلال الدين سيوطى، العرف الوردى فى اخبار المهدى، ص 44.

[6].« حتّى يملك الارض رجل»: متقى هندى، كنز العمال، ح 38690؛ قندوزى حنفى، ينابيع الموة، ج 2، ص 563.

[7].« يملك الناس رجل من اهل بيتى»: طبرانى، المعجم الكبير، ج 10، ص 134- 135؛ متقى هندى، كنز العمال، ج 14، ح 38707.


صفحه 147

مردم،[1]فرمان‌رواى عرب،[2]ولىّ و سرپرست امت،[3]سلطان مشرق و مغرب‌[4]و ... اين عبارات به روشنى نشان مى‌دهد كه قرار گرفتن حكومت در آن عصر، حتمى و يقينى است و هيچ ابهام و انكارى در آن‌راه ندارد.

چنان‌كه در صفحات پيشين نيز گذشت، روايات مختلفى در منابع اهل سنت درباره امام زمان عليه السّلام و دولت مهدوى نقل شده است. در اينجا به پاره‌اى از آنها اشاره مى‌شود:

- «مهدى از ما اهل بيت است. خداوند امر او را در يك شب اصلاح مى‌كند»[5].

- «مردى از اهل بيت من ظهور مى‌كند كه نامش، نام من و اخلاقش شبيه خلق من است. زمين را از عدل و داد آكنده مى‌سازد؛ همان‌گونه كه از ظلم و ستم پر شده بود»[6].

- «مهدى از خاندان من و از فرزندان فاطمه است ...»[7]و «ظهور مى‌كند مهدى از فرزندان حسين ...»[8].

- «از ما است كسى كه عيسى بن مريم پشت‌سر او نماز مى‌خواند»[9].

- «هركس مهدى را تكذيب كند، كفر ورزيده است»[10].

[1].« ذلك اليوم الخلاص ... امامهم المهدى»: متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان، ص 160؛ قندوزى حنفى، ينابيع اللمودة، ج 2، ص 588.

[2].« حتّى يملك العرب رجل»: مقدس شافعى، عقد الدرر، ص 87؛ حافظ طبرانى، المعجم الكبير، ج 10، ص 134.

[3].« ولاكم خير امة محمد»: جلال الدين سيوطى، العرف الوردى فى اخبار المهدى، ص 56.

[4].« يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: جوينى خراسانى، فرائد السمطين، ج 2، ص 312، ح 562؛ متقى هندى، كنز العمال، ج 14، ح 38668.

[5].« المهدى منّا اهل بيت، يصلحه اللّه فى ليلة»: ابى فضل عبد اللّه بن محمد الادريسى، المهدى المنتظر،( بيروت: عالم الكتب، 1405)، ص 31.

[6].« يخرج رجل من اهل بيتى يواطئ اسمه اسمى و خلقه خلقى يملأها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»: متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان، ص 92، ح 10.

[7].« المهدى من عترتى من ولد فاطمه ...»: قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 519 و 521.

[8].« يخرج المهدى من ولد الحسين ...»: مقدّس شافعى، عقد الدرر، ص 222.

[9].« منّا الّذى يصلى عيسى بن مريم خلفه»: المقدس شافعى، عقد الدرر، ص 157؛ جلال الدين سيوطى، نزول عيسى بن مريم آخر الزمان،( بيروت: دار الكتب العلمية)، ص 85.

[10].« من كذّب بالمهدى فقد كفر»: ابى فضل ادريسى، المهدى المنتظر، ص 94.


صفحه 148

- «در ميان امت من، كسى است كه مال را به فراوانى مى‌بخشد و آن‌را شمارش نمى‌كند»[1]و «معادن (گنج‌ها) را استخراج و اموال را تقسيم مى‌كند»[2].

- «مال را مى‌بخشد و بر كارگزاران خود سخت‌گيرى مى‌كند و بر مسكينان مهربانى مى‌ورزد»[3].

- «خداوند زمين را به وسيله قائم زنده مى‌كند، پس او در آنجا عدالت مى‌ورزد. در نتيجه زمين با عدل زنده مى‌شود، بعد از آنكه با ظلم مرده بود»[4]و «از خلافت او ساكنان زمين و آسمان خشنوداند.»[5]

- «مهدى در ميان امتم ظهور مى‌كند. خداوند او را براى فريادرسى مردمان برمى‌انگيزد. امت در زمان او متنعم و بهره‌مند مى‌شوند و چهارپايان زياد مى‌گردند. زمين محصولات خود را بيرون مى‌دهد»[6].

- «... منادى از آسمان ندا در مى‌دهد: آگاه باشيد! برگزيده خدا در ميان مردمان، مهدى است. پس به [فرمان‌هاى او] گوش فرا دهيد و از او اطاعت كنيد»[7].

بر اين اساس باورداشت «مهدى موعود» در ميان اهل سنّت رايج است؛ اما برخى از علماى اهل سنّت، در رابطه با مهدى موعود مى‌گويند: ما به مهدى نوعى اعتقاد داريم. به‌

[1].« يكون فى امتى خليفة يحثى المال حثوا و لا يعده عدا»: متقى هندى، البرهان، ص 81؛ قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 516.

[2].« انّه يستخرج الكنوز و يقسم المال»: ابو عبد اللّه نعيم بن حماد، الفتن و الملاحم،( قاهره: مكتب التوحيد)، ج 1، ص 358؛ قندوزى حنفى، ينابيع المودة»: ج 2، ص 585.

[3].« ... يبذل المال و يشتّد على العمال و يرحم المساكين»: متقى هندى، البرهان، ص 86؛ ابى فضل الادريسى، المهدى المنتظر، ص 83.

[4].« يحييها اللّه بالقائم فيعدل فيها فيحيى الارض بالعدل بعد موتها بالظلم»: قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 514.

[5].« ... يرضى لخلافته ساكن السماء و ساكن الارض»: همان، ص 562.

[6].« يخرج المهدى فى امتى يبعثه اللّه غياثا للناس، تنعم الامة و تعيش الماشيه و تخرج الارض نباتها»: مقدس شافعى، عقد الدرر، ص 144.

[7].« ... ينادى مناد من السماء: الا انّ صفوة اللّه من خلقه فلان( يعنى المهدى) فاسمعوا له و اطيعوا»: همان، ص 156؛ ابن فضل ادريسى، المهدى المنتظر، ص 64.


صفحه 149

عبارت ديگر، ما منكر مهدى موعود نيستيم. احاديثى كه از طرف رسول اكرم صلى اللّه عليه و اله درباره او صادر شده، مورد قبول ما است؛ ولى مى‌گوييم: او هنوز متولّد نشده و معلوم نيست چه كسى است. اما در آينده متولّد مى‌شود و بعد از بزرگ شدن، قيام مى‌كند و حكومت جهانى و واحد تشكيل مى‌دهد. او از نسل فاطمه و از فرزندان حسين است. به‌عنوان مثال شبراوى شافعى در الاتحاف مى‌گويد:

«شيعه عقيده دارد مهدى موعود- كه در احاديث صحيحه در رابطه با او وارد شده- همان پسر حسن عسكرى خالص است و در آخر الزمان ظهور خواهد كرد؛ ولى صحيح آن است كه او هنوز متولّد نشده و در آينده متولّد مى‌شود و بزرگ خواهد شد. او از اشراف آل البيت الكريم است»[1].

ابن ابى الحديد نيز در شرح نهج البلاغه مى‌نويسد:

«اكثر محدثان عقيده دارند مهدى موعود از نسل فاطمه عليها السّلام است و اصحاب ما (معتزله)، آن‌را انكار نمى‌كنند و در كتاب‌هاى خود، به ذكر او تصريح كرده‌اند و شيوخ ما به او اعتراف نموده‌اند. فقط فرق آن است كه او به عقيده ما (اهل سنت) هنوز متولّد نشده و بعدا متولّد خواهد گرديد»[2].

آنچه روشن است اينكه باور به مهدى موعود در نزد اهل سنّت، از ژرفا و وضوح برخوردار نيست و به‌عنوان يك اعتقاد ضرورى و دينى يقينى مطرح نمى‌باشد. از اين‌رو ديدگاه آنان در مورد آينده سياست (دولت)، مبهم و نارسا است. به‌هرحال مى‌توان انگاره‌هاى زير را از كتاب‌هاى اهل سنّت به دست آورد.

1. مهدى موعود، از عترت پيغمبر و از فرزندان فاطمه عليها السّلام است.

2. مهدى موعود، از فرزندان حسين عليه السّلام است.

3. او جهان را پر از عدل و داد مى‌كند؛ پس از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد.

[1]. على اكبر قرشى، اتفاق در مهدى موعود،( قم: دفتر انتشارات اسلامى)، ج 2، بى‌تا، ص 33؛ به نقل از: عبد للّه بن محمد شبراوى شافعى، الاتحاف بحبّ الاشراف، ص 180.

[2]. ابن ابى الحديد معتزلى، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 281.


صفحه 150

4. او خليفه و رهبر و امام دوازدهم از ائمه اثنى عشر است كه پيغمبر، امت را به امامت آنها بشارت داده و بر طبق روايات كثير مسند احمد، صحيح بخارى، صحيح مسلم، سنن ابى داوود و كتاب‌هاى معتبر ديگر اهل سنت، امامت‌شان ثابت است‌[1].

5. حضرت مهدى، بر تمام كشورها و شهرها مستولى مى‌شود و لشكرهاى كفر را شكست مى‌دهد.

6. دين اسلام و توحيد به وسيله آن حضرت، عالم‌گير خواهد شد و در زمين كسى نماند، مگر اينكه به توحيد خدا گواهى دهد.

7. در زمان مهدى (عج) آن‌چنان مردم در نعمت و وسعت خواهند بود كه نظير آن در هيچ عصرى نبوده است.

8. او هم‌نام و هم‌كنيه حضرت رسول است و مردم را به سنت و شريعت و ملّت پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و اله برگردانده و كتاب و سنّت را زنده مى‌سازد.

9. عيسى بن مريم، فرود آيد و در نماز به مهدى (عج) اقتدا كند و ....

چكيده ديدگاه اهل سنّت درباره «مهدويت» را مى‌توان در اين كلام ابى الحسن آبرى به دست آورد:

«به تحقيق [در اين زمينه‌] روايات متواتر است و از رسول خدا به‌طور مستفيض رسيده كه مهدى از اهل بيت او است. او هفت سال حاكم (جهان) مى‌شود و زمين را از عدل آكنده مى‌سازد. عيسى عليه السّلام براى كمك به او در كشتن دجال خروج مى‌كند. مهدى (عج) امام و پيشواى اين امت است و عيسى در پشت سر او نماز مى‌خواند»[2].

2- 2. ديدگاه شيعه دوازده امامى‌

شيعه، اعتقاد و باورى ژرف و آگاهانه نسبت به «مهدويت» دارد و آينده جهان و جامعه آرمانى، به روشنى در آن ترسيم و تصوير شده است. شيعه با مهدى موعود زندگى‌

[1]. ر. ك: لطف اللّه صافى، امامت و مهدويت، ج 2، ص 313.

[2].« و قد تواترت الاخبار و استفاضت عن رسول اللّه( ص) بذكر المهدى من اهل بيته و أنّه يملك سبع سنين و أنه يملأ الأرض عدلا و أن عيسى( ع)، يخرج فيساعده على قتل الدجال و أنّه يؤمّ هذه الأمّة و يصلّى عيسى خلفه»: عبد العليم عبد العظيم البستوى، المهدى المنتظر،( مكة: مكتبة المكيّة، 1240)، ج 1، ص 60.


صفحه 151

مى‌كند و با آرمان «مهدويت» نفس مى‌كشد و در هر لحظه‌اى، منتظر رسيدن فرج و ظهور او است. اين باور به قدرى ضرورى و مسلّم است كه هيچ‌گونه كژتابى و سستى در آن‌را نمى‌پذيرد و هيچ وقت از تأخير ظهور، آزرده و مأيوس نمى‌شود. مهم‌ترين انگاره و چشمداشت شيعه از ظهور مهدى (عج)، تشكيل دولت جهانى و نابودى دولت‌هاى باطل (كفر و فساد) است. در باور شيعه: مهدى موعود، امام دوازدهم و پيشواى حقيقى انسان‌ها است. او عصاره خلقت و جانشين به حق تمامى پيامبران و اوصياى الهى است. او تنها كسى است كه موفّق مى‌شود حكومت و فرمانروايى سراسر جهان را در دست گيرد و معنويت، عدالت، عقلانيت و امنيت را براى بشر به ارمغان آورد. در عصر طلايى حكومت او، چهره كريه كفر و ظلم و فساد از بين مى‌رود و يكتاپرستى و حق‌مدارى غلبه مى‌يابد.

شيعه معتقد است: دوازدهمين امام- كه پس از پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و اله عهده‌دار حفظ دين و نگهبان اسلام و مسلمين است- حضرت مهدى (عج)، فرزند امام حسن عسكرى (ع) از فرزندان امام حسين عليه السّلام است. به گفته پيامبر صلى اللّه عليه و اله، مهدى امام مسلمين به امر خداى متعال است. او همان منجى موعود در اديان الهى (به خصوص اسلام) است و هرگونه تشكيك و ترديد در آن، موجب بيرون رفتن از مذهب مى‌گردد. شيعيان اماميه به اجماع بر امامت آن حضرت متفق‌اند و او را زنده و از انظار غايب مى‌دانند. به نظر آنان، هرگاه حكمت الهى اقتضا كند، او ظهور كرده، خلافت و امامت جهان را در «عصر ظهور» به دست خواهد گرفت. ديدگاه شيعه اثناعشرى در فصل‌هاى بعد به‌طور مفصل بررسى خواهد شد.

2- 3. ديدگاه فرقه‌هاى ديگر شيعه‌

عبارت «شيعه» در اين پژوهش، مترادف با اماميه اثناعشرى و دوازده امامى گرفته شده است. از ميان شيعه، فرقه‌هاى ديگرى نيز وجود دارد كه به اختصار، ديدگاه متفاوت و انحرافى آنان درباره «مهدويت» بيان مى‌گردد:

1. كيسانيه: آنان به امامت محمد حنفيه (فرزند امير مؤمنان على عليه السّلام) اعتقاد دارند.

برخى از آنها، مرگ او را انكار كرده، گفتند: وى نمرده و نمى‌ميرد و زنده است. اما غايب‌