مردم،[1]فرمانرواى عرب،[2]ولىّ و سرپرست امت،[3]سلطان مشرق و مغرب[4]و ... اين عبارات به روشنى نشان مىدهد كه قرار گرفتن حكومت در آن عصر، حتمى و يقينى است و هيچ ابهام و انكارى در آنراه ندارد.
چنانكه در صفحات پيشين نيز گذشت، روايات مختلفى در منابع اهل سنت درباره امام زمان عليه السّلام و دولت مهدوى نقل شده است. در اينجا به پارهاى از آنها اشاره مىشود:
- «مهدى از ما اهل بيت است. خداوند امر او را در يك شب اصلاح مىكند»[5].
- «مردى از اهل بيت من ظهور مىكند كه نامش، نام من و اخلاقش شبيه خلق من است. زمين را از عدل و داد آكنده مىسازد؛ همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده بود»[6].
- «مهدى از خاندان من و از فرزندان فاطمه است ...»[7]و «ظهور مىكند مهدى از فرزندان حسين ...»[8].
- «از ما است كسى كه عيسى بن مريم پشتسر او نماز مىخواند»[9].
- «هركس مهدى را تكذيب كند، كفر ورزيده است»[10].
[1].« ذلك اليوم الخلاص ... امامهم المهدى»: متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان، ص 160؛ قندوزى حنفى، ينابيع اللمودة، ج 2، ص 588.
[2].« حتّى يملك العرب رجل»: مقدس شافعى، عقد الدرر، ص 87؛ حافظ طبرانى، المعجم الكبير، ج 10، ص 134.
[3].« ولاكم خير امة محمد»: جلال الدين سيوطى، العرف الوردى فى اخبار المهدى، ص 56.
[4].« يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: جوينى خراسانى، فرائد السمطين، ج 2، ص 312، ح 562؛ متقى هندى، كنز العمال، ج 14، ح 38668.
[5].« المهدى منّا اهل بيت، يصلحه اللّه فى ليلة»: ابى فضل عبد اللّه بن محمد الادريسى، المهدى المنتظر،( بيروت: عالم الكتب، 1405)، ص 31.
[6].« يخرج رجل من اهل بيتى يواطئ اسمه اسمى و خلقه خلقى يملأها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»: متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان، ص 92، ح 10.
[7].« المهدى من عترتى من ولد فاطمه ...»: قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 519 و 521.
[8].« يخرج المهدى من ولد الحسين ...»: مقدّس شافعى، عقد الدرر، ص 222.
[9].« منّا الّذى يصلى عيسى بن مريم خلفه»: المقدس شافعى، عقد الدرر، ص 157؛ جلال الدين سيوطى، نزول عيسى بن مريم آخر الزمان،( بيروت: دار الكتب العلمية)، ص 85.
[10].« من كذّب بالمهدى فقد كفر»: ابى فضل ادريسى، المهدى المنتظر، ص 94.
- «در ميان امت من، كسى است كه مال را به فراوانى مىبخشد و آنرا شمارش نمىكند»[1]و «معادن (گنجها) را استخراج و اموال را تقسيم مىكند»[2].
- «مال را مىبخشد و بر كارگزاران خود سختگيرى مىكند و بر مسكينان مهربانى مىورزد»[3].
- «خداوند زمين را به وسيله قائم زنده مىكند، پس او در آنجا عدالت مىورزد. در نتيجه زمين با عدل زنده مىشود، بعد از آنكه با ظلم مرده بود»[4]و «از خلافت او ساكنان زمين و آسمان خشنوداند.»[5]
- «مهدى در ميان امتم ظهور مىكند. خداوند او را براى فريادرسى مردمان برمىانگيزد. امت در زمان او متنعم و بهرهمند مىشوند و چهارپايان زياد مىگردند. زمين محصولات خود را بيرون مىدهد»[6].
- «... منادى از آسمان ندا در مىدهد: آگاه باشيد! برگزيده خدا در ميان مردمان، مهدى است. پس به [فرمانهاى او] گوش فرا دهيد و از او اطاعت كنيد»[7].
بر اين اساس باورداشت «مهدى موعود» در ميان اهل سنّت رايج است؛ اما برخى از علماى اهل سنّت، در رابطه با مهدى موعود مىگويند: ما به مهدى نوعى اعتقاد داريم. به
[1].« يكون فى امتى خليفة يحثى المال حثوا و لا يعده عدا»: متقى هندى، البرهان، ص 81؛ قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 516.
[2].« انّه يستخرج الكنوز و يقسم المال»: ابو عبد اللّه نعيم بن حماد، الفتن و الملاحم،( قاهره: مكتب التوحيد)، ج 1، ص 358؛ قندوزى حنفى، ينابيع المودة»: ج 2، ص 585.
[3].« ... يبذل المال و يشتّد على العمال و يرحم المساكين»: متقى هندى، البرهان، ص 86؛ ابى فضل الادريسى، المهدى المنتظر، ص 83.
[4].« يحييها اللّه بالقائم فيعدل فيها فيحيى الارض بالعدل بعد موتها بالظلم»: قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 514.
[5].« ... يرضى لخلافته ساكن السماء و ساكن الارض»: همان، ص 562.
[6].« يخرج المهدى فى امتى يبعثه اللّه غياثا للناس، تنعم الامة و تعيش الماشيه و تخرج الارض نباتها»: مقدس شافعى، عقد الدرر، ص 144.
[7].« ... ينادى مناد من السماء: الا انّ صفوة اللّه من خلقه فلان( يعنى المهدى) فاسمعوا له و اطيعوا»: همان، ص 156؛ ابن فضل ادريسى، المهدى المنتظر، ص 64.
عبارت ديگر، ما منكر مهدى موعود نيستيم. احاديثى كه از طرف رسول اكرم صلى اللّه عليه و اله درباره او صادر شده، مورد قبول ما است؛ ولى مىگوييم: او هنوز متولّد نشده و معلوم نيست چه كسى است. اما در آينده متولّد مىشود و بعد از بزرگ شدن، قيام مىكند و حكومت جهانى و واحد تشكيل مىدهد. او از نسل فاطمه و از فرزندان حسين است. بهعنوان مثال شبراوى شافعى در الاتحاف مىگويد:
«شيعه عقيده دارد مهدى موعود- كه در احاديث صحيحه در رابطه با او وارد شده- همان پسر حسن عسكرى خالص است و در آخر الزمان ظهور خواهد كرد؛ ولى صحيح آن است كه او هنوز متولّد نشده و در آينده متولّد مىشود و بزرگ خواهد شد. او از اشراف آل البيت الكريم است»[1].
ابن ابى الحديد نيز در شرح نهج البلاغه مىنويسد:
«اكثر محدثان عقيده دارند مهدى موعود از نسل فاطمه عليها السّلام است و اصحاب ما (معتزله)، آنرا انكار نمىكنند و در كتابهاى خود، به ذكر او تصريح كردهاند و شيوخ ما به او اعتراف نمودهاند. فقط فرق آن است كه او به عقيده ما (اهل سنت) هنوز متولّد نشده و بعدا متولّد خواهد گرديد»[2].
آنچه روشن است اينكه باور به مهدى موعود در نزد اهل سنّت، از ژرفا و وضوح برخوردار نيست و بهعنوان يك اعتقاد ضرورى و دينى يقينى مطرح نمىباشد. از اينرو ديدگاه آنان در مورد آينده سياست (دولت)، مبهم و نارسا است. بههرحال مىتوان انگارههاى زير را از كتابهاى اهل سنّت به دست آورد.
1. مهدى موعود، از عترت پيغمبر و از فرزندان فاطمه عليها السّلام است.
2. مهدى موعود، از فرزندان حسين عليه السّلام است.
3. او جهان را پر از عدل و داد مىكند؛ پس از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد.
[1]. على اكبر قرشى، اتفاق در مهدى موعود،( قم: دفتر انتشارات اسلامى)، ج 2، بىتا، ص 33؛ به نقل از: عبد للّه بن محمد شبراوى شافعى، الاتحاف بحبّ الاشراف، ص 180.
[2]. ابن ابى الحديد معتزلى، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 281.
4. او خليفه و رهبر و امام دوازدهم از ائمه اثنى عشر است كه پيغمبر، امت را به امامت آنها بشارت داده و بر طبق روايات كثير مسند احمد، صحيح بخارى، صحيح مسلم، سنن ابى داوود و كتابهاى معتبر ديگر اهل سنت، امامتشان ثابت است[1].
5. حضرت مهدى، بر تمام كشورها و شهرها مستولى مىشود و لشكرهاى كفر را شكست مىدهد.
6. دين اسلام و توحيد به وسيله آن حضرت، عالمگير خواهد شد و در زمين كسى نماند، مگر اينكه به توحيد خدا گواهى دهد.
7. در زمان مهدى (عج) آنچنان مردم در نعمت و وسعت خواهند بود كه نظير آن در هيچ عصرى نبوده است.
8. او همنام و همكنيه حضرت رسول است و مردم را به سنت و شريعت و ملّت پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و اله برگردانده و كتاب و سنّت را زنده مىسازد.
9. عيسى بن مريم، فرود آيد و در نماز به مهدى (عج) اقتدا كند و ....
چكيده ديدگاه اهل سنّت درباره «مهدويت» را مىتوان در اين كلام ابى الحسن آبرى به دست آورد:
«به تحقيق [در اين زمينه] روايات متواتر است و از رسول خدا بهطور مستفيض رسيده كه مهدى از اهل بيت او است. او هفت سال حاكم (جهان) مىشود و زمين را از عدل آكنده مىسازد. عيسى عليه السّلام براى كمك به او در كشتن دجال خروج مىكند. مهدى (عج) امام و پيشواى اين امت است و عيسى در پشت سر او نماز مىخواند»[2].
2- 2. ديدگاه شيعه دوازده امامى
شيعه، اعتقاد و باورى ژرف و آگاهانه نسبت به «مهدويت» دارد و آينده جهان و جامعه آرمانى، به روشنى در آن ترسيم و تصوير شده است. شيعه با مهدى موعود زندگى
[1]. ر. ك: لطف اللّه صافى، امامت و مهدويت، ج 2، ص 313.
[2].« و قد تواترت الاخبار و استفاضت عن رسول اللّه( ص) بذكر المهدى من اهل بيته و أنّه يملك سبع سنين و أنه يملأ الأرض عدلا و أن عيسى( ع)، يخرج فيساعده على قتل الدجال و أنّه يؤمّ هذه الأمّة و يصلّى عيسى خلفه»: عبد العليم عبد العظيم البستوى، المهدى المنتظر،( مكة: مكتبة المكيّة، 1240)، ج 1، ص 60.
مىكند و با آرمان «مهدويت» نفس مىكشد و در هر لحظهاى، منتظر رسيدن فرج و ظهور او است. اين باور به قدرى ضرورى و مسلّم است كه هيچگونه كژتابى و سستى در آنرا نمىپذيرد و هيچ وقت از تأخير ظهور، آزرده و مأيوس نمىشود. مهمترين انگاره و چشمداشت شيعه از ظهور مهدى (عج)، تشكيل دولت جهانى و نابودى دولتهاى باطل (كفر و فساد) است. در باور شيعه: مهدى موعود، امام دوازدهم و پيشواى حقيقى انسانها است. او عصاره خلقت و جانشين به حق تمامى پيامبران و اوصياى الهى است. او تنها كسى است كه موفّق مىشود حكومت و فرمانروايى سراسر جهان را در دست گيرد و معنويت، عدالت، عقلانيت و امنيت را براى بشر به ارمغان آورد. در عصر طلايى حكومت او، چهره كريه كفر و ظلم و فساد از بين مىرود و يكتاپرستى و حقمدارى غلبه مىيابد.
شيعه معتقد است: دوازدهمين امام- كه پس از پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و اله عهدهدار حفظ دين و نگهبان اسلام و مسلمين است- حضرت مهدى (عج)، فرزند امام حسن عسكرى (ع) از فرزندان امام حسين عليه السّلام است. به گفته پيامبر صلى اللّه عليه و اله، مهدى امام مسلمين به امر خداى متعال است. او همان منجى موعود در اديان الهى (به خصوص اسلام) است و هرگونه تشكيك و ترديد در آن، موجب بيرون رفتن از مذهب مىگردد. شيعيان اماميه به اجماع بر امامت آن حضرت متفقاند و او را زنده و از انظار غايب مىدانند. به نظر آنان، هرگاه حكمت الهى اقتضا كند، او ظهور كرده، خلافت و امامت جهان را در «عصر ظهور» به دست خواهد گرفت. ديدگاه شيعه اثناعشرى در فصلهاى بعد بهطور مفصل بررسى خواهد شد.
2- 3. ديدگاه فرقههاى ديگر شيعه
عبارت «شيعه» در اين پژوهش، مترادف با اماميه اثناعشرى و دوازده امامى گرفته شده است. از ميان شيعه، فرقههاى ديگرى نيز وجود دارد كه به اختصار، ديدگاه متفاوت و انحرافى آنان درباره «مهدويت» بيان مىگردد:
1. كيسانيه: آنان به امامت محمد حنفيه (فرزند امير مؤمنان على عليه السّلام) اعتقاد دارند.
برخى از آنها، مرگ او را انكار كرده، گفتند: وى نمرده و نمىميرد و زنده است. اما غايب
شده در كوه رضوى پنهان است تا روزى كه به او امر شود و ظهور كند.[1]كيسانيه و گروههاى مرتبط با آن گرايش انقلابى و تمايل به سوى نوعى آرمانگرايى افراطى داشتند كه در اصل مهدى پنهان شده و متضمن انتقامجويى و خواستههاى سياسى بود[2].
به اعتقاد كيسانيه محمد بن حنيفه روزى باز مىگردد تا بر جهان حكومت كند. اعتقادات مشابهى نيز در خصوص پسر محمد بن حنفيه به نام ابو هاشم، عبد اللّه بن معاويه، محمد ابن عبد اللّه نفس زكيه و ... وجود دارد[3].
2. واقفيه: فرقهاى از شيعه هستند كه امام موسى بن جعفر عليهما السّلام را آخرين امام مىدانند و مىگويند: او زنده است و همو مهدى منتظر مىباشد. به نظر بيشتر آنان، او وفات نيافته و در جايى زنده و پنهان است. آنها به گفتههاى منسوب به امام عليه السّلام استناد مىكردند مبنى بر اينكه او مهدى قائم ناميده شده؛ زيرا پس از وفات برمىخيزد (يقوم).[4]
3. اسماعيليه: اين فرقه پس از امام ششم صادق عليه السّلام، به امامت فرزند بزرگ او اسماعيل (يا فرزند وى محمد)، معتقد شدند. پس از شهادت امام صادق عليه السّلام گروهى مرگ اسماعيل را در زمان آن حضرت انكار كردند و او را امام غايب و قائم دانستند.[5]
4. باقريه: اينان، امام باقر عليه السّلام را مهدى منتظر مىدانستند و معتقد به رجعت او بودند.[6]
5. موسويه: آنان طرفدار امامت موسى بن جعفر عليهما السّلام و منتظر رجعت او بودند.
عدهاى از آنان مىگفتند: امام كاظم عليه السّلام نمرده است تا اينكه شرق و غرب عالم از آن او
[1]. محمد بن عبد الكريم شهرستانى، الملل و النحل،( قاهره: مصطفى البابى الحلبى، 1381)، ج 1، ص 149.
[2]. ميرچا اليادة، دائرة المعارف دين، فصلنامه انتظار، ش 8 و 9، ص 218.
[3]. مهدويت از ديدگاه دينپژوهان و اسلامشناسان غربى، ترجمه دائرة المعارف اسلام( چاپ كمبريج)، فصلنامه انتظار، ش 10، ص 139.
[4]. همان، ص 140؛ محمد جواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى،( مشهد: بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1375)، ص 455.
[5]. ابو محمد حسن بن موسى نوبختى، فرق الشيعه،( قم: دار الذخائر للمطبوعات)، ص 69؛ ابو منصور عبد القاهر بغدادى، الفرق بين الفرق،( تهران: اشراقى)، ص 34.
[6]. محمد جواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ص 96.
شود و جهان را پر از عدل و داد كند. او مهدى قائم است ... عدهاى نيز مىگويند او مرده است؛ ولى بار ديگر برمىخيزد و رجعت مىكند (به مانند عيسى) و پس از قيام، جهان را پر از عدل و داد مىكند.[1]
6. ناووسيه: آنان به حيات امام صادق عليه السّلام اعتقاد داشته و منتظر ظهور آن حضرت بودند. مىگويند: او همان قائم مهدى است. در آخر الزمان آشكار مىشود و بر مردمان فرمانروايى مىكند[2].
7. مغيريه (محمديه): آنان پيروان نفس زكيه (محمد بن عبد اللّه بن حسن بن حسن ابن على بن ابى طالب) بودند. به نظر ايشان، او كشته نشده و در كوه هاجر (در نجد) پنهان است و تا فرمان خدا به او نرسد، از آنجا بيرون نمىآيد. مغيرة بن سعيد عجلى، مىگويد:
محمد بن عبد اللّه، مهدى آينده است؛ زيرا وى همنام رسول خدا و پدرش نيز همنام پدر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است[3].
8. جاروديه: به نظر آنان امامت از امام سجاد عليه السّلام، به زيد بن على و پس از او، به محمد بن عبد اللّه ... رسيده است. او كشته نشده و حىّ و باقى است و بعدا خروج كرده و عالم را به عدل آراسته خواهد نمود[4].
سه. جامعه موعود شيعه
براساس روايات شيعه، جامعه آرمانى مهدوى از تصويرى جامع و كامل برخوردار است. اين تصوير واقعبينانه و تحققيافتنى، سير تاريخ بشر را نمايان مىسازد و پرده از نقش مهم پيامبران و امامان معصوم، در اين حركت برمىدارد؛ زيرا هدايت، راهنمايى و حيات مادى و معنوى بشر با ايشان شروع شده است و مرحله متكامل و متعالى زندگى نيز
[1]. همان، ص 430؛ ابو محمد نوبختى، فرق الشيعه، ص 79- 85.
[2]. ابو منصور بغدادى، الفرق بين الفرق، ص 33؛ محمد جواد مشكور، فرهنگ اسلامى، ص 436.
[3]. محمد جواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ص 393؛ محمد بن عبد الكريم شهرستانى، الملل و النحل، ج 1، ص 194.
[4]. محمد بن عبد الكريم شهرستانى، الملل و النحل، ج 1، ص 207.
با آنان خواهد بود. دولت فراگير آنان در نهايت در همين دنيا شكل خواهد گرفت و حركت تاريخ نيز به سمتى مىرود كه با حضور مستقيم و بدون واسطه آنان در رأس اداره امور جهان (به دست پر كفايت قائم آل محمد)، مردم از بركات و عنايات وجودى آنان برخوردار گشته و از نقص به كمال، از ظلم و ستم به عدل و داد، از فساد و بىدينى به يكتاپرستى و نيك اخلاقى و ... رهنمون خواهند شد. تصوير اين بشارت و وعده حتمى الهى را مىتوان در مؤلفههاى زير بهدست آورد:
3- 1. آغاز و انجام جهان
امام باقر عليه السّلام مىفرمايد: «اى مردم! كجا مىرويد و به كجا برده مىشويد؟! خداوند اوّل شما را به دست ما هدايت نمود و آخر شما را به دست ما به انجام مىرساند. اگر شما دولت زودگذر داريد، دولت پايدار از آن ما است. پس از دولت ما ديگر دولتى نيست؛ زيرا ما اهل عاقبت هستيم ...».[1]براساس اين روايت و احاديث ديگر، امامان معصوم عليه السّلام جايگاه مهم و محورى در آغاز و انجام جهان دارند و فرجام واپسين حيات نيز با نابودى دولتهاى گذرا و باطل و تشكيل دولت طولانى مدت صالحان خواهد بود. نجات و رستگارى انسانها- پس از مدتهاى مديد- به وسيله ايشان و در حكومت عدل مهدى تحقق خواهد يافت. حضرت على عليه السّلام درباره پايان جهان مىفرمايد: «اين امر به دست ما آغاز شد و به دست ما پايان مىيابد. خداوند به وسيله ما انسانها را در آغاز زمان رهايى بخشيد و به وسيله ما در پايان جهان، عدالت گسترده مىشود»[2].
3- 2. ظهور و قيام
مرحله سرنوشتساز حيات بشرى، با حضور و ظهور امام معصوم عليهم السّلام شروع مىشود. در اين مرحله امام مهدى (عج) از پرده غيبت بيرون مىآيد و ظهور مىكند. از
[1].« ايّها الناس! اين تذهبون و اين يراد بكم؟! بنا هدى اللّه اولكم و بنا يختم آخركم، فان يكن لكم ملك معجّل، فانّ لنا ملكا مؤجلا و ليس بعد ملكنا ملك لانا اهل العاقبة ...»: ابى جعفر محمد بن يعقوب كلينى، كافى،( تهران: دار الكتب الاسلاميه، 1365)، ج 1، ص 471، ح 6.
[2].« بنا فتح الامر و بنا يختم بنا استنقذ اللّه الناس فى اوّل الزمان و بنا يكون العدل فى آخر الزّمان»: سليمان كامل، يوم الخلاص، ج 2، ص 595، ح 766.