بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 158

امام هادى عليه السّلام مى‌فرمايد: «او كسى است كه وحدت كلمه ايجاد كرده و نعمت‌ها را كامل مى‌سازد. باطل را نابود و از آن نهى مى‌كند و در راه خدا از سرزنش هيچ ملامت‌گرى نمى‌ترسد»[1].

امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: «هنگامى‌كه قائم قيام مى‌كند، هردولت باطلى از بين مى‌رود»[2].

محمد بن مسلم مى‌گويد: از امام باقر عليه السّلام پرسيدم: مراد ازوَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‌چيست؟ فرمود: «شب اشاره به آن است كه جلوى حكومت حضرت على عليه السّلام گرفته شد و روز عبارت از قائم ما است كه قيام مى‌كند و حكومت او بر دولت باطل چيره مى‌گردد»[3].

از امام باقر عليه السّلام نقل شده است: «خداوند به او پيروزى عنايت مى‌كند و او با آنان مى‌جنگد»[4].

3- 5. سيطره بر جهان‌

پس از پيروزى سپاه حضرت مهدى (عج) و نابودى سپاه كفر و باطل، آن حضرت بر كل جهان سلطه و برترى خواهد يافت و از شرق تا غرب زمين به سيطره او در خواهد آمد. اين تسلط و برترى مقدمه‌اى براى تشكيل حكومت واحد جهانى و استقرار عدل و داد در سراسر عالم است.

در روايتى متواتر و مشهور از پيامبر خدا نقل شده است: «سلطه و برترى او، شرق و غرب (جهان) را در برمى‌گيرد»[5]و «... خداوند متعال، شرق و غرب جهان را به دست‌

[1].« هو الذى يجمع الكلم و يتّم النّعم و يحق اللّه به الحقّ و يزهق الباطل و هو مهديّكم المنتظر»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 60؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 37، ص 209.

[2].« اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 8، ص 287، ح 432.

[3].«\i اللَّيْلِ‌\E فى هذا الموضع الثانى، غش امير المؤمنين عليه السّلام فى دولته الّتى جرت له عليه ... و النهار هو القائم منّا اهل البيت اذا قام غلب دولة الباطل»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 49، ح 20.

[4].« فيمنحه اللّه اكتافهم فيقتل المقاتله»: همان، ج 52، ص 342، ح 1؛ محمد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى،( تهران، چاپخانه علميه)، 1380، ج 2، ص 58.

[5].« يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمد بن على بابويه صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 28، ح 27 و ج 1، ص 330، ح 6( از امام باقر عليه السّلام)، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 71، ح 12.


صفحه 159

قائم، فتح خواهد كرد»[1].

3- 6. تشكيل دولت‌

مهم‌ترين و اساسى‌ترين اقدام امام مهدى (عج) پس از پيروزى و سيطره بر سراسر جهان، تشكيل دولت و به دست گرفتن حكومت و فرمانروايى دنيا است. گفتنى است:

مردم جهان در عين حال كه شاهد نابسامانى، جنگ‌ها، فساد، بى‌عدالتى، ناامنى و الحادگرايى در جهان بوده‌اند؛ دولت‌ها، احزاب و سازمان‌هاى بسيارى را نيز ديده‌اند كه مدعى خدمت به جهانيان و ايجاد آرامش، صلح و امنيت و بهبود وضع اقتصادى و فرهنگى و اجتماعى در دنيا بوده‌اند! اما در عمل چيزى جز تباهى و ستم و جنگ مشاهده نكرده‌اند. سرانجام روزگارى فرا مى‌رسد كه معنويت و عدالت، به دست تواناى مرد الهى و در دولت كريمه اهل بيت عليهم السّلام پياده مى‌شود و رفاه، امنيت، عدل و يكتاپرستى در همه‌جاى عالم گسترش مى‌يابد. روشن است كه اين تنها با تشكيل دولت و انسجام در امور، به دست مى‌آيد. امام باقر در تفسير آيه‌الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ...

مى‌فرمايد: «اين آيه در حق آل محمد صلّى اللّه عليه و اله، حضرت مهدى (عج) و ياران او است كه خداوند آنها را مالك شرق و غرب جهان نموده، آيين اسلام را پيروز مى‌كند و بدعت‌ها و باطل‌ها را به دست او و يارانش نابود مى‌سازد- چنان‌كه [قبلا] سفيهان حقّ را لگدمال كرده باشند- تا اينكه از ستم نشانه‌اى نمى‌ماند»[2].

اين دولت بهترين، كامل‌ترين، و مردمى‌ترين دولت‌ها- پس از نابودى و پايان وقت دولت‌هاى ديگر- خواهد بود. در اين زمينه روايتى آمده است: «همانا دولت ما آخرين دولت‌ها است و براى هيچ خاندانى دولتى نيست مگر اينكه قبل از ما حكومت كند؛ تا

[1].« ... القائم الذى يفتح اللّه تعالى ذكره على يديه مشارق الارض و مغاربها»: محمد بن على بن بابويه صدوق، عيون الاخبار الرضا عليه السّلام،( تهران: انتشارات جهان، 1378)، ج 1، ص 65، ح 34؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 507.

[2].« هذه لال محمد، المهدى و اصحابه يملكهم اللّه مشارق الارض و مغاربها و يظهر الدين و يميت اللّه- عز و جل- به و باصحابه البدع و الباطل كما أمات السفهة الحق حتى لا يرى أثر من الظلم»: على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى،( قم: دار الكتاب، 1404)، ج 2، ص 87؛ سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهره، ص 339.


صفحه 160

هنگامى‌كه ما به قدرت رسيديم كسى نگويد- وقتى روش حكومتى ما را ديدند- اگر ما نيز به قدرت مى‌رسيديم، اين‌چنين رفتار مى‌كرديم. و اين گفتار خداوند است كه: عاقبت براى تقواپيشگان است»[1].

امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: «بعد از دولت قائم، براى هيچ‌كس دولتى مقدر نشده است»[2]و نيز «براى هر قومى، دولتى هست كه فرا رسيدن آن‌را انتظار مى‌كشند؛ ولى دولت ما در آخر الزمان ظاهر مى‌شود»[3]. همچنين آمده است: «اگر از دنيا جز يك روز باقى نباشد، خداوند آن روز را به قدرى طولانى مى‌كند كه مردى از اهل بيت من فرمان‌رواى جهان مى‌شود.»[4]

تعابير مختلفى از اين دولت، در روايات ذكر شده است كه به چند مورد آن اشاره مى‌شود:

3- 6- 1. دولت كريمه‌

در دعاى افتتاح مى‌خوانيم: «خداوندا! ما دولت با كرامتى را از لطف تو مشتاق هستيم كه با آن اسلام و اهلش را عزيز كنى و نفاق و اهلش را ذليل گردانى ...».[5]

[1].« انّ دولتنا آخر الدول و لم يبق اهل بيت لهم دولة الا ملكوا قبلنا لئلا يقولوا- اذا رأوا سيرتنا- اذا ملكنا سرنا بمثل سيرة هولاء و هو قول اللّه تعالى:\i وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ*\E»: محمد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص 473؛ محمد بن محمد بن نعمان مفيد، الارشاد،( قم: كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد، 1413)، ج 2، ص 385؛ لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 379، ح 1.

[2].« ليس بعد دولة القائم لاحد دولة»: محمد بن محمد نعمان مفيد، الارشاد، ج 2، ص 387؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى،( تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1390)، ص 464؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 387.

[3].« لكلّ اناس دولة يرقبونها و دولتنا فى آخر الدهر تظهر»: محمد بن على بن بابويه صدوق، الامالى،( تهران، كتابخانه اسلاميه، 1362)، ص 489، ح 3، مجلس 71؛ لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 222، ح 84.

[4].« لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول اللّه ذلك اليوم حتّى يملك رجل من اهل بيتى ...»: محمد بن جرير طبرى، دلايل الامامة،( قم: دار الذخائر للمطبوعات، بى‌تا)، ص 250؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 473.

[5].« اللّهم إنّا نرغب اليك فى دولة كريمة تعز بها الاسلام و اهله و تذلّ بها النفاق و اهله»: ابن جعفر محمد بن-- حسن طوسى، التهذيب، ج 3، ص 11؛ رضى الدين على بن موسى ابن طاووس، الاقبال الأعمال،( تهران:

دار الكتب الاسلامية، 1367)، ص 51؛ محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 3، ص 424.


صفحه 161

3- 6- 2. بهترين دولت‌ها

پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله به حضرت على فرمود: «دولت حق (دولت مهدى)، بهترين دولت‌ها است».[1]امام صادق عليه السّلام نيز مى‌فرمايد: «دولت او، آخرين و بهترين دولت‌ها است».[2]

3- 6- 3. دولت قائم عليه السّلام‌

امام صادق عليه السّلام فرمود: «بعد از دولت قائم عليه السّلام براى احدى دولتى مقدّر نشده است»[3]و نيز: «شيعيان ما در دولت قائم، صاحبان مقامات بلند و حاكمان زمين باشند».[4]

3- 6- 4. دولت حق‌

در متن يك حديث طولانى، سخن از انتظار مردم براى ظهور دولت حقّ به ميان آمده است: «شما در حالى اقدام به ايمان، نماز، روزه، حج و خير و فقه و عبادت خداى عزّ و جلّ نموده‌ايد كه از دشمن در ترس و هراسيد و امام شما مخفى است و شما از او فرمان مى‌بريد و در كنار او صبر مى‌كنيد و ظهور دولت حقّ را انتظار مى‌كشيد ...».[5].

[1].« دولة الحقّ، ابرّ الدول ...»: محمد محمدى رى‌شهرى، اهل البيت فى الكتاب و السنّة،( قم: دار الحديث، 1375)، ص 490؛ محمد بن سليمان كوفى، مناقب الامام اميرالمؤمنين،( قم: مجمع احياء الثقاقفة الاسلامية، 1412)، ج 2، ص 171، ح 650.

[2].« دولته، آخر الدول و خير الدّول»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 308.

[3].« ليس بعد دولة القائم عليه السّلام لأحد دولة» محمد بن محمد بن نعمان بغدادى( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 378؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 467؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 466.

[4]. يكون شيعتنا فى دولة القائم عليه السّلام سنام الارض و حكّامها ...»: محمد بن محمد بن نعمان بغدادى( شيخ مفيد)، الاختصاص،( قم: كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد، 1413)، ص 8؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 372، ح 144.

[5].« ... إنكم سبقتموهم الى الدّخول فى دين اللّه عزّ و جلّ و الى الصّلاة و الصوم و الحج و الى كل خير وفقه و الى عبادة اللّه عزّ ذكره سرّا من عدوّكم مع امامكم المستتر مطيعين له، صابرين معه منتظرين لدولة الحق ...»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 333، ح 2؛ محمد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 646؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 127.


صفحه 162

امام باقر عليه السّلام در تفسير آيه‌جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ‌فرمود: «وقتى قائم قيام كند، دولت باطل نابود مى‌شود».[1]

3- 6- 5. خلافت و امامت‌

امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: «در خلافت او ساكنان و زمين و آسمان ... راضى و خشنودند»[2]و نيز: «قسم به خدا! او تمام كننده امامت هنگام قيام قائم عليه السّلام است».[3]امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: «خداوند او را خليفه بر روى زمين قرار مى‌دهد».[4]

3- 6- 6. دولت احمدى‌

امير مؤمنان عليه السّلام مى‌فرمايد: «صاحب رايت محمدى و بنيانگذار دولت احمدى ظهور مى‌كند ...».[5]

3- 6- 7. مالك و حاكم جهان (دولت جهانى)

پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرموده است: «... مردى از اهل بيت من مالك و حاكم دنيا شود»[6]و «زمين با نور پروردگارش منوّر مى‌شود؛ سلطنت او، شرق و غرب جهان را در بر مى‌گيرد».[7]حضرت على عليه السّلام نيز فرمود: «سلطنت ما از سلطنت سليمان بزرگ‌تر

[1].« اذا قام القائم، ذهبت دولة الباطل»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 8، ص 287، ح 432، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 5، ص 62.

[2].« يرضى فى خلافته أهل الارض و اهل السماء ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 469، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 80 و 95.

[3].« و اللّه متم الامامة عند قيام القائم»: سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 515.

[4].« .. يجعله خليفة فى الارض»: على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، ج 2، ص 30؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 48، ح 11.

[5].« يظهر صاحب الراية المحمديّة و الدولة الاحمديّة ...»: لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 210؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 488.

[6].« يملك فيها رجل من اهل بيتى»: محمد بن صديق ادريسى، المهدى المنتظر، ص 30؛ سليمان بن احمد طبرانى، المعجم الكبير، ج 10، ص 133؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 83، ح 28؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 250.

[7].« تشرق الارض بنور ربها و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 280؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 391.


صفحه 163

و پادشاهى ما از پادشاهى او وسيع‌تر است».[1]

3- 6- 8. دولت عدل‌

پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مى‌فرمايد: «مهدى از من است، زمين را از قسط و عدل پر مى‌كند».[2]امام صادق عليه السّلام نيز فرمود: «چون قائم قيام كند، به عدالت حكومت مى‌كند و در زمان او، ستم ريشه‌كن مى‌شود».[3]

با توجه به روايات و ادله عقلى، حتمى و بايسته بودن تشكيل دولت به دست حضرت مهدى (عج) ثابت مى‌شود. انگاره‌ها و دلايل زير بايستگى دولت جهانى مهدوى را تبيين مى‌كند:

1. در روايات گوناگونى، با عباراتى چون: ملك، دولت، امامت، ولايت، خلافت، سلطنت و ... از دولت مهدوى ياد شده است.

2. ويژگى‌ها و خصوصيات برشمرده شده براى آن (حكومت عدل، جهانى بودن، فراگيرى، حكومت مستضعفان و صالحان و ...) دلالت بر حتمى بودن آن دارد (نه جبرى).

3. كاركردها و اقدامات مختلف و گسترده قضايى، اقتصادى، سياسى، امنيتى، فرهنگى و ... مستلزم حضور دولتى قوى و كارآمد در عرصه جهانى است.

4. اداره و مديريت مسائل مختلف جهانى و برطرف كردن همه مشكلات و معضلات احتمالى، احتياج به دولت و سياست و ضرورت آنها را ثابت مى‌كند.

5. در روايات اشاره به پايان حكومت‌ها و دولت‌ها و آغاز دولت اهل بيت عليهم السّلام شده است؛ چيزى‌كه جز با تشكيل دولت عدل مهدى (عج) مطابقت ندارد.

[1].« انّ ملكنا اعظم من ملك سليمان و سلطاننا اعظم من سلطانه»: شرف الدين حسينى استرآبادى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 169؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 41، ص 222، ح 33.

[2].« المهدى منّى ... يملأ الارض قسطا و عدلا»: يحيى بن حسن حلّى، العمدة، ص 433؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمّه، ج 2، ص 437، محمد بن حسن حرّ عاملى، اثباة الهداة، ج 1، ص 608.

[3].« اذا قام القائم، حكم بالعدل و ارتفع فى ايّامه الجور ...»: محمد بن محمد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 385؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 662.


صفحه 164

6. گسترش و ترويج دين و يكتاپرستى (اسلام) و فضايل اخلاقى و مبارزه تمام عيار با ظلم و فساد و بى‌دينى، جز در سايه دولت مهدوى امكان ندارد (چون تاريخ هميشه شاهد حضور مداوم آنها بوده است).

7. در احاديث اشاره به محل حكومت آن حضرت (پايتختى شهر كوفه)، مدت زمامدارى، گستره اين دولت (سراسر جهان) و حضور و نقش اصلى مردم (مستضعفان و صالحان) در دولت، شده است.

8. براساس آموزه‌هاى شيعه، امامت به‌معناى سرپرستى و ولايت سياسى جامعه است كه در هيچ صورتى از بين نمى‌رود (هرچند به‌طور موقّت تعطيل ظاهرى آن امكان دارد). دولت مهدوى نيز دولتى اخلاقى (كمال‌گرا و اخلاق محور) مبتنى بر نظام امامت است و بايد تا آخرين دقايق حضور انسان‌ها بر كره زمين وجود داشته باشد.

9. پيشرفت حيرت‌انگيز بشر در زمينه‌هاى اقتصادى، صنعت، فن‌آورى و علوم مختلف و گسترش ارتباطات و تبادلات و پيچيدگى امور سياسى، فرهنگى و اجتماعى در عصر حاضر و توسعه و تكامل صد چندان اين امور در عصر ظهور، مستلزم وجود دولتى كارآمد و جهانى است. اين دولت، بايد به اداره و مديريت كامل و همه‌جانبه آنها بپردازد و بر رشد و بالندگى جوامع كمك كند.

10. همان‌گونه كه پيش‌تر گذشت، در قرآن وعده حتمى به خلافت و حاكميت صالحان و مستضعفان بر روى زمين داده شده است و اين وعده تنها با تشكيل و تداوم «دولت موعود» امكان‌پذير است.

11. از آنجايى كه در عصر ظهور، سطح فكر و انديشه مردم بالا مى‌رود، نياز به يك دولت كارآمد و جهانى و تبعيت و تكميل از آن نيز بيشتر احساس مى‌شود. اين امر حتّى با طبيعت و سرشت انسانى، همسانى و هماهنگى دارد.


صفحه 165

بخش دوم: فرضيه‌هاى دولت مهدى (عج) در انديشه شيعه‌