بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 161

3- 6- 2. بهترين دولت‌ها

پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله به حضرت على فرمود: «دولت حق (دولت مهدى)، بهترين دولت‌ها است».[1]امام صادق عليه السّلام نيز مى‌فرمايد: «دولت او، آخرين و بهترين دولت‌ها است».[2]

3- 6- 3. دولت قائم عليه السّلام‌

امام صادق عليه السّلام فرمود: «بعد از دولت قائم عليه السّلام براى احدى دولتى مقدّر نشده است»[3]و نيز: «شيعيان ما در دولت قائم، صاحبان مقامات بلند و حاكمان زمين باشند».[4]

3- 6- 4. دولت حق‌

در متن يك حديث طولانى، سخن از انتظار مردم براى ظهور دولت حقّ به ميان آمده است: «شما در حالى اقدام به ايمان، نماز، روزه، حج و خير و فقه و عبادت خداى عزّ و جلّ نموده‌ايد كه از دشمن در ترس و هراسيد و امام شما مخفى است و شما از او فرمان مى‌بريد و در كنار او صبر مى‌كنيد و ظهور دولت حقّ را انتظار مى‌كشيد ...».[5].

[1].« دولة الحقّ، ابرّ الدول ...»: محمد محمدى رى‌شهرى، اهل البيت فى الكتاب و السنّة،( قم: دار الحديث، 1375)، ص 490؛ محمد بن سليمان كوفى، مناقب الامام اميرالمؤمنين،( قم: مجمع احياء الثقاقفة الاسلامية، 1412)، ج 2، ص 171، ح 650.

[2].« دولته، آخر الدول و خير الدّول»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 308.

[3].« ليس بعد دولة القائم عليه السّلام لأحد دولة» محمد بن محمد بن نعمان بغدادى( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 378؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 467؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 466.

[4]. يكون شيعتنا فى دولة القائم عليه السّلام سنام الارض و حكّامها ...»: محمد بن محمد بن نعمان بغدادى( شيخ مفيد)، الاختصاص،( قم: كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد، 1413)، ص 8؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 372، ح 144.

[5].« ... إنكم سبقتموهم الى الدّخول فى دين اللّه عزّ و جلّ و الى الصّلاة و الصوم و الحج و الى كل خير وفقه و الى عبادة اللّه عزّ ذكره سرّا من عدوّكم مع امامكم المستتر مطيعين له، صابرين معه منتظرين لدولة الحق ...»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 333، ح 2؛ محمد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 646؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 127.


صفحه 162

امام باقر عليه السّلام در تفسير آيه‌جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ‌فرمود: «وقتى قائم قيام كند، دولت باطل نابود مى‌شود».[1]

3- 6- 5. خلافت و امامت‌

امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: «در خلافت او ساكنان و زمين و آسمان ... راضى و خشنودند»[2]و نيز: «قسم به خدا! او تمام كننده امامت هنگام قيام قائم عليه السّلام است».[3]امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: «خداوند او را خليفه بر روى زمين قرار مى‌دهد».[4]

3- 6- 6. دولت احمدى‌

امير مؤمنان عليه السّلام مى‌فرمايد: «صاحب رايت محمدى و بنيانگذار دولت احمدى ظهور مى‌كند ...».[5]

3- 6- 7. مالك و حاكم جهان (دولت جهانى)

پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرموده است: «... مردى از اهل بيت من مالك و حاكم دنيا شود»[6]و «زمين با نور پروردگارش منوّر مى‌شود؛ سلطنت او، شرق و غرب جهان را در بر مى‌گيرد».[7]حضرت على عليه السّلام نيز فرمود: «سلطنت ما از سلطنت سليمان بزرگ‌تر

[1].« اذا قام القائم، ذهبت دولة الباطل»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 8، ص 287، ح 432، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 5، ص 62.

[2].« يرضى فى خلافته أهل الارض و اهل السماء ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 469، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 80 و 95.

[3].« و اللّه متم الامامة عند قيام القائم»: سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 515.

[4].« .. يجعله خليفة فى الارض»: على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، ج 2، ص 30؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 48، ح 11.

[5].« يظهر صاحب الراية المحمديّة و الدولة الاحمديّة ...»: لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 210؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 488.

[6].« يملك فيها رجل من اهل بيتى»: محمد بن صديق ادريسى، المهدى المنتظر، ص 30؛ سليمان بن احمد طبرانى، المعجم الكبير، ج 10، ص 133؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 83، ح 28؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 250.

[7].« تشرق الارض بنور ربها و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 280؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 391.


صفحه 163

و پادشاهى ما از پادشاهى او وسيع‌تر است».[1]

3- 6- 8. دولت عدل‌

پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مى‌فرمايد: «مهدى از من است، زمين را از قسط و عدل پر مى‌كند».[2]امام صادق عليه السّلام نيز فرمود: «چون قائم قيام كند، به عدالت حكومت مى‌كند و در زمان او، ستم ريشه‌كن مى‌شود».[3]

با توجه به روايات و ادله عقلى، حتمى و بايسته بودن تشكيل دولت به دست حضرت مهدى (عج) ثابت مى‌شود. انگاره‌ها و دلايل زير بايستگى دولت جهانى مهدوى را تبيين مى‌كند:

1. در روايات گوناگونى، با عباراتى چون: ملك، دولت، امامت، ولايت، خلافت، سلطنت و ... از دولت مهدوى ياد شده است.

2. ويژگى‌ها و خصوصيات برشمرده شده براى آن (حكومت عدل، جهانى بودن، فراگيرى، حكومت مستضعفان و صالحان و ...) دلالت بر حتمى بودن آن دارد (نه جبرى).

3. كاركردها و اقدامات مختلف و گسترده قضايى، اقتصادى، سياسى، امنيتى، فرهنگى و ... مستلزم حضور دولتى قوى و كارآمد در عرصه جهانى است.

4. اداره و مديريت مسائل مختلف جهانى و برطرف كردن همه مشكلات و معضلات احتمالى، احتياج به دولت و سياست و ضرورت آنها را ثابت مى‌كند.

5. در روايات اشاره به پايان حكومت‌ها و دولت‌ها و آغاز دولت اهل بيت عليهم السّلام شده است؛ چيزى‌كه جز با تشكيل دولت عدل مهدى (عج) مطابقت ندارد.

[1].« انّ ملكنا اعظم من ملك سليمان و سلطاننا اعظم من سلطانه»: شرف الدين حسينى استرآبادى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 169؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 41، ص 222، ح 33.

[2].« المهدى منّى ... يملأ الارض قسطا و عدلا»: يحيى بن حسن حلّى، العمدة، ص 433؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمّه، ج 2، ص 437، محمد بن حسن حرّ عاملى، اثباة الهداة، ج 1، ص 608.

[3].« اذا قام القائم، حكم بالعدل و ارتفع فى ايّامه الجور ...»: محمد بن محمد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 385؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 662.


صفحه 164

6. گسترش و ترويج دين و يكتاپرستى (اسلام) و فضايل اخلاقى و مبارزه تمام عيار با ظلم و فساد و بى‌دينى، جز در سايه دولت مهدوى امكان ندارد (چون تاريخ هميشه شاهد حضور مداوم آنها بوده است).

7. در احاديث اشاره به محل حكومت آن حضرت (پايتختى شهر كوفه)، مدت زمامدارى، گستره اين دولت (سراسر جهان) و حضور و نقش اصلى مردم (مستضعفان و صالحان) در دولت، شده است.

8. براساس آموزه‌هاى شيعه، امامت به‌معناى سرپرستى و ولايت سياسى جامعه است كه در هيچ صورتى از بين نمى‌رود (هرچند به‌طور موقّت تعطيل ظاهرى آن امكان دارد). دولت مهدوى نيز دولتى اخلاقى (كمال‌گرا و اخلاق محور) مبتنى بر نظام امامت است و بايد تا آخرين دقايق حضور انسان‌ها بر كره زمين وجود داشته باشد.

9. پيشرفت حيرت‌انگيز بشر در زمينه‌هاى اقتصادى، صنعت، فن‌آورى و علوم مختلف و گسترش ارتباطات و تبادلات و پيچيدگى امور سياسى، فرهنگى و اجتماعى در عصر حاضر و توسعه و تكامل صد چندان اين امور در عصر ظهور، مستلزم وجود دولتى كارآمد و جهانى است. اين دولت، بايد به اداره و مديريت كامل و همه‌جانبه آنها بپردازد و بر رشد و بالندگى جوامع كمك كند.

10. همان‌گونه كه پيش‌تر گذشت، در قرآن وعده حتمى به خلافت و حاكميت صالحان و مستضعفان بر روى زمين داده شده است و اين وعده تنها با تشكيل و تداوم «دولت موعود» امكان‌پذير است.

11. از آنجايى كه در عصر ظهور، سطح فكر و انديشه مردم بالا مى‌رود، نياز به يك دولت كارآمد و جهانى و تبعيت و تكميل از آن نيز بيشتر احساس مى‌شود. اين امر حتّى با طبيعت و سرشت انسانى، همسانى و هماهنگى دارد.


صفحه 165

بخش دوم: فرضيه‌هاى دولت مهدى (عج) در انديشه شيعه‌


صفحه 166

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 167

پيش درآمد

پيش‌تر گذشت كه «دولت» جايگاه بااهميت و بايسته‌اى در «سياست» دارد؛ از اين جهت تعاريف مختلفى از آن ارائه شده است. با بررسى اين تعاريف- به خصوص مفهوم جديد دولت- چهار عنصر كليدى به وجود آورنده آن قابل شناسايى است: 1. مردم، 2. سرزمين، 3. حكومت، 4. حاكميت.

اين مهم‌ترين شاخص براى درك و تعريف دولت است. به‌هرحال مى‌توان دولت را چهارچوبى از ارزش‌ها دانست كه درون آن، زندگى عمومى جريان مى‌يابد و خود، قدرت عمومى را جهت تحقق آن ارزش‌ها به كار مى‌برد. اين دولت از ديدگاه‌ها و منظرهاى مختلف تقسيم و بررسى مى‌شود؛ يعنى، مى‌توان دولت را يك بار به لحاظ شكل و نوع ساخت حكومت بررسى كرد و بار ديگر از نظر محتوا و نوع حاكميت دولت.

همچنين مى‌توان به لحاظ حقوقى و شخصيت دولت، تقسيم‌هايى ارائه كرد. در رابطه با موضوع اصلى اين پژوهش نيز مى‌توان دو نوع نگرش ارائه كرد:

1. وجود يا عدم وجود دولت‌

2. وجود دولت و محتوا و حاكميت آن‌

براساس ديدگاه اوّل، بحث مى‌شود كه اصولا پايان سياست از ديدگاه شيعه به چه شكل خواهد بود؟ آيا با ظهور مهدى موعود و انتقام او از دشمنان و نابودى جبهه باطل، سياست و دولت به پايان مى‌رسد و مأموريت ايشان خاتمه مى‌يابد (بدون اينكه دولتى‌


صفحه 168

تشكيل دهد)؟ يا اينكه با نابودى دولت‌هاى باطل، امام عليه السّلام دولت واحد جهانى را تشكيل مى‌دهد و مديريت و رهبرى از امامت دينى و سياسى دنيا را در دست مى‌گيرد؟

براساس ديدگاه دوّم (تشكيل دولت)، محتوا و نوع حاكميت و كاركرد آن چگونه خواهد بود؟ به عبارتى در اينجا چگونگى و چيستى دولت موردنظر است. در اين تقسيم بررسى مى‌شود كه آيا دولت مهدوى، دولتى اقتدارگرا و متكى بر قدرت فيزيكى است و با خشونت و جنگ و سركوبى جهان را اداره مى‌كند و هدف آن تنها تسلط بر جهان و نابودى اشرار است؟! يا اينكه اين دولت، در عين‌حال كه مقتدر و بانفوذ است، بر قدرت فيزيكى و سركوبى مبتنى نيست و هدف آن رشد و تعالى انسان‌ها و سوق‌دادن جامعه به خيرات و فضيلت‌ها است. در اين صورت دولت، مديريت و هدايت جامعه را برعهده دارد و مهم‌ترين كاركرد آن- در ضمن پرداختن به همه جنبه‌هاى زندگى- رشد و تعالى اخلاقى انسان‌ها و تتميم مكارم اخلاقى و دعوت به عبادت و عبوديت است. بر اين اساس بخش حاضر در سه فصل تنظيم شده است:

1. فرضيه انتقام و پايان تاريخ (بدون تشكيل دولت)

2. فرضيه دولت اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت فيزيكى‌

3. فرضيه دولت اخلاقى (كمال‌گرا و اخلاق محور) مبتنى بر ساختار امامت‌