عصر ظهور است. توجّه به روايات وارد شده در اين زمينه، ما را در پاسخگويى به بعضى از شبهات و پرسشها، يارى مىدهد. روايات زير به صراحت بيان مىدارد كه جنگهاى آغازين مهدى (عج) در مبارزه با گروه باطل، در مدت اندكى به پايان مىرسد و آنان شكستخورده، نابود مىشوند.
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «حضرت مهدى (عج) به واسطه خشم خدا بر بندگانش، خشمگين و غضبناك ظهور مىكند و پيراهنى را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله در جنگ احد بر تن داشت، مىپوشد ... و شمشير حضرت رسول اكرم (ذو الفقار) را در دست مىگيرد. شمشير را برهنه كرده و بر دوش مىگذارد و هشت ماه، دشمنان خدا را بىپروا مىكشد»[1].
امام على عليه السّلام نيز فرمود: «خداوند به سبب مردى از ما فتنهها و آشوبها را برطرف مىسازد و آنان (فتنهگران) را خوار و ذليل مىكند و به آنان جز شمشير، حواله نمىكند (مىكشد) و شمشير بر دوش نهاده، هشت ماه به شدت مبارزه مىكند ...»[2].
امام محمد باقر عليه السّلام مىفرمايد: «... آنگاه هشت ماه شمشير بر دوش دارد و پيوسته دشمنان خدا را مىكشد تا خدا خشنود شود. [راوى گويد:] عرض كردم: از كجا مىفهمد خدا خشنود شده است؟ فرمود: رحم به دلش مىاندازد»[3].
پس از اين جنگها و كشته شدن عدهاى، جبهه كفر و نفاق از بين مىرود و دولتهاى جائر (باطل) سرنگون مىشود. نابودى دولتهاى باطل و ستمگر، از مسلّمات موضوع مهدويت است؛ چنانكه امام باقر عليه السّلام درباره آيه شريفه:جاءَ الْحَقُّ وَ
[1].« ... انّه يخرج موتورا غضبان اسفا لغضب اللّه على هذا الخلق عليه قميص رسول اللّه الّذى كان عليه يوم احد ... و سيف رسول اللّه ذو الفقار يجرّد السيف على عاتقه ثمانية اشهر يقتل هرجا»، محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 308، ح 2؛ محمد باقر مجلسى، ج 52، ص 361، ح 129.
[2].« يفرّج اللّه الفتن برجل منّا يسومهم خسفا لا يعطيهم الّا السيف، يضع السيف على عاتقه ثمانية أشهر هرجا»: علاء الدين متقى هندى، كنز العمال، ج 1، ص 589؛ ر. ك: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 229، ح 11؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 34، ص 261.
[3].« ... يضع السيف ثمانية اشهر هرجا حتى يرضى اللّه، قلت: كيف يعلم رضا اللّه؟ قال: يلقى اللّه فى قلبه الرحمة»:
محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 164، ح 5؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 347، ح 97.
زَهَقَ الْباطِلُفرمود: «آنگاه كه قائم قيام مىكند، دولتهاى باطل از بين مىرود»[1].
امام كاظم عليه السّلام مىفرمايد: «روزى كه دنيا به دست قائم عليه السّلام فتح مىشود، ديگر ايمان آوردن كسى كه قبلا ايمان نداشت، سودى نبخشد»[2]. امام رضا عليه السّلام نيز مىفرمايد:
«خداوند به دست او زمين را از لوث كافران و منكران پاك مىكند ...»[3].
نقد و بررسى فرضيه
الف. جنگ و پيكار نهايى
درباره جنگهاى آغازين ظهور مهدى (عج)- نه قتلعام و كشتار ادعايى- چندين نكته قابل توجّه است. اين جنگها، در آغاز قيام و پس از اعلان ظهور آن حضرت خواهد بود و قابل انكار نيست. با مراجعه به روايات، روشن مىشود كه اين جنگها گسترده، توفنده و درگيرى شديد با همه پايگاههاى سلطه و قدرت در جهان خواهد بود.
در واقع اين جنگهاى محدود و آغازين، رحمت و نجات براى همه مردم است.
چنانكه پيشتر گذشت، قيام و نهضت جهانى و حتمى مهدى (عج)، آخرين حلقه از حلقههاى مبارزه حق با باطل است. در اين حلقه، دشمنان (جبهه باطل اعم از ستمگران، فسادگران، قدرتمندان و حقستيزان) با نهايت قدرت و توان، به مقابله با آن حضرت برمىخيزند و از تمامى سلاحها، تجهيزات، امكانات و توانايىهاى خود استفاده مىكنند. در اين جنگ نهايى سپاه كفر مغلوب و دولتهاى كفر و ستم نابود مىشود. به عبارت ديگر، اين آخرين جنگى است كه بشر شاهد آن خواهد بود و پس از پايان اين حلقه و رفع فساد و فتنه از جهان، مهدى (عج) دست به اقدامات اصلاحى، دينى
[1].« اذا قام القائم عليه السّلام، ذهبت دولة الباطل»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 8، ص 7، ح 32؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 587، ح 3.
[2].« يوم تفتح الدنيا على القائم، لا ينفع احدا تقرّب بالايمان ما لم يكن قبل ذلك مومنا ...»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ح 24، ص 313؛ سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 438.
[3].« يطهر اللّه به الارض من اهل الكفر و الجحود ...»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449؛ محمد بن على بن بابويه شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 377.
و اخلاقى خواهد زد؛ بهطورى كه ديگر هيچ مانعى در برابر فعاليتهاى اخلاق محورانه او نخواهد بود.
از اين جنگ و مبارزه با سپاه كفر و ستم، در فرهنگ اسلامى با عنوان «جهاد» ياد شده است و براى تحقق آرمانهاى الهى و اخلاقى، مطلوب و بايسته است و تا دفع فتنه بايد ادامه داشته باشد:وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ...؛«با آنان نبرد كنيد تا ديگر فتنهاى نباشد و دين همه، دين خدا گردد ...».
اما بايد دانست كه جنگ و جهاد بهعنوان آخرين راه كار است و حضرت مهدى (عج) نخست با برهان و دليل روشن و دعوت به بيعت (همانند رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله)، شروع به قيام خواهد كرد و تنها با افرادى مغرض و عنود (منافقان، كافران، ناصبين، برخى از مردم مكّه و مدينه و مشركان)، پيكارى سخت خواهد داشت. پس عموم مردم از فيض وجود آن حضرت، از جنگ و درگيرى به دور خواهند بود و اتفاقا همه آنها از ظهور و نهضت او خشنود شده و ايشان را يارى خواهند كرد. هنگامىكه مهدى (عج) ظهور خواهد كرد، نام او بر سر زبانها خواهد بود. وجود مردم، سرشار از عشق و محبت به او است؛ بهگونهاى كه جز نام او هيچ نامى در ياد و زبان آنان نيست و با دوستى او روح خود را سيراب مىكنند. در آن هنگام فرج و گشايش بر مردم مىرسد، بهطورى كه مردگان آرزوى زندگى دوباره مىكنند[1]. پس عموم مردم از رأفت و بركات وجودى آن حضرت برخوردار خواهند بود؛ چون قيام آن حضرت نه براى كسب قدرت و نه حفظ حكومت است؛ بلكه براى اجراى عدالت و رستگارى مردم است (امرى كه انسانها در طول قرنها و سالها چشمانتظار آن بودهاند). پس اين جنگها بسيار محدود و در مورد عدّه خاصى از دشمنان و مقابلهكنندگان با قيام است و بهعنوان اقدام اصلى و هدف نهايى آن حضرت مطرح نمىباشد.
[1]. ر. ك:« يفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطير و الوحوش» و« تسرّ بعدله و بركته قلوب المؤمنين و تتألف اليه عصب العجم و قبائل من العرب» و« يحبه اهل السماء و الارض» و« يرضى عنه ساكن السماء و الارض» و« ... يتمنى الاحياء الاموات تعيش فى ذلك» و ...: جلال الدين سيوطى، العرف الوردى، ص 104 و 112؛ نباطى بياضى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 242؛ قندوزى حنفى، ينابيع المؤدّة، ج 2، ص 517 و ....
ب. كشتار و قتلعام
ذهنيتها و برداشتهايى كه در اذهان برخى درباره كشتارهاى آغاز ظهور وجود دارد، نادرست و وهمآلود است:
يكم. يك دسته از روايات در مورد خونريزىها، اشاره به دوران قبل از ظهور دارد و هيچ ربطى به قيام و ظهور آن حضرت ندارد. يك دسته از اينها نيز، از مجهولات و اسرائيليات است كه با هدف و انگيزههاى مختلفى (مانند خدشهدار كردن چهره نهضت جهانى و حكومت حضرت مهدى و ...) وارد كتابهاى روايى شده است[1].
دوّم. تعداد روايات مربوط به كشتار و خونريزى به بيش از پنجاه مورد مىرسد.
آيت اللّه شيرازى طى تحقيقى به اين نتيجه رسيدهاند كه: از اين تعداد، سند سى مورد از آنها به شخصى به نام محمد بن على كوفى مىرسد كه فردى بدنام و دروغگو است و تمام علماى رجال بر بىاعتبارى روايات او حكم كردهاند. فضل بن شاذان در وصف او مىگويد: وى مردى بسيار دروغگو است (رجل كذاب) و در جاى ديگر گفته است:
نزديك بود در قنوت نماز، لعن و نفرينش كنم. بعضى از روايتها نيز از على بن ابى حمزه بطائنى است كه شيخ واقفيه و قائل به خاتميت امامت، به موسى بن جعفر است و رواياتش پذيرفته نمىشود.
بهعنوان نمونه روايت «يسير بالقتل» علاوه بر آنكه ضعف سند دارد، با روايات صحيحهاى كه در مورد شباهت رفتار امام عصر عليه السّلام با رفتار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله وجود دارد، در تعارض است. همچنين در روايتى مىگويد: اگر مردم مىدانستند مهدى (عج) پس از ظهور چه مىكند، بيشتر آنها دوست نداشتند او را به دليل كشتار مردم، ملاقات كنند.
چنين سخنى از طرف يك آدم دروغگو (محمد بن على كوفى) به امام معصوم نسبت داده شده و به هيچوجه قابل پذيرش نيست. در ادامه روايت نيز (يقول كثير الناس ليس هذا من آل النبى لو كان لرحم)، درباره كيست؟ آيا در مورد حجاج بن يوسف ثقفى نيز
[1]. نجم الدين طبسى، درنگى در روايات قتلهاى آغازين دولت مهدى( عج)، فصلنامه انتظار، ش 6، ص 362.
چنين سخنى گفته مىشود؟![1]
سوّم. بعضى از اين احاديث (مانند فيقولون بها خمس مائة الف مقاتل)[2]از طريق عامه رسيده است. اين روايت مرسل است و مشكل سند دارد و از نظر محتوا نيز قابل اعتماد نيست. پيداست كه جاعلان اينگونه احاديث در خدمت حكومتهاى جائر بودهاند و به جهت توجيه قتلعام و كشتارهاى وسيع خود، اينچنين مجهولاتى را وارد كتابهاى روايى كردهاند[3].
چهارم. اين دسته از روايات، از جهت دلالت نيز ناتمام و غيرقابل پذيرشاند؛ زيرا مفاد بسيارى از آنها با ضروريات مذهب و شريعت در تعارض است و به هيچ عنوان نمىتوان آنها را توجيه كرد. اصولا امام مهدى (عج) مىآيد كه عدالت را جارى كند و بساط جور و جفا و ظلم و ستم را برچيند. بنابراين امكان ندارد كه بخواهد از راه ظلم به عدل برسد و يا از طريق ايجاد بدعت، سنّت جدش حضرت محمد صلّى اللّه عليه و اله و امير المؤمنين على عليه السّلام را احيا كند!
ج. مدّت جنگ
در بيان روايات اين قسمت، روشن شد كه جنگهاى آن حضرت در مدّت محدودى (كمتر از هشت ماه) به پايان خواهد رسيد و در اين مدّت دشمنان ستيزهجو و معاند، از بين رفته و دولتهاى باطل نابود خواهند شد. البته بعضى از روايات اين باب، از نظر سندى ضعيف است[4]و بعضى نيز معارض با رواياتى است كه مىگويد: خداوند امر او را در يك شب اصلاح خواهد كرد: «يصلحه اللّه فى ليلة».[5]
[1]. ر. ك: سيد صادق شيرازى، شميم رحمت: سيره حكومتى امام زمان عليه السّلام،( قم: ياس زهرا، 1424)، صص 12- 18.
[2]. ر. ك: مقدسى شافعى، عقد الدرر، ص 189.
[3]. نجم الدين طبسى، درنگى در روايات قتلهاى آغازين دولت مهدى( عج)، پيشين، ص 360.
[4]. همان، ص 369.
[5]. محمد بن على بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 152، ح 15؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 477؛ متقى هندى، البرهان، ص 87؛ كنز العمال، ج 14، ح 38664.
د. سيره و روش امام مهدى (عج)
در روايات صحيح السند، ذكر شده كه مهدى (عج) براساس سنّت و سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و حضرت على عليه السّلام رفتار خواهد كرد. بنابراين با پارهاى از روايات كه مىگويد آن حضرت مأمور به جنگ و برخورد شديد است، معارض مىباشد. پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرموده است: «سيره و سنت او، سيرت و سنّت من است. مردم را بر دين و آيين من به پا خواهد داشت ...».[1]
امام صادق عليه السّلام نيز مىفرمايد: «هنگامىكه حجت عليه السّلام قيام كند، مانند سيره امير مؤمنان رفتار خواهد كرد»[2]و نيز: «زمانى كه او قيام مىكند، به سيره رسول خدا عمل مىنمايد».[3]
روشن است كه سيره آن بزرگواران، مدارا، ملاطفت، اقامه برهان و دليل و ... در نهايت جنگ و جهاد بوده است.
ه. انتقام و خونخواهى
يكم. چنانكه از صدها روايات متواتر و معتبر به دست مىآيد، هدف اصلى آن حضرت دعوت مردمان به يكتاپرستى و عبوديت خدا، اجراى قسط و عدالت و نجات جهان از ظلم و فساد است. در اين صورت خونخواهى و انتقام آن حضرت، از دشمنان خدا و ظالمان و ستمگرانى خواهد بود كه در طول تاريخ، هميشه مانع پيشرفت دين خدا و استثمار بندگان خدا بودهاند. پس بعضى از روايات انتقام (مانند «يبعث القائم نقمة») با اهداف اصلى قيام، مطابق نمىباشد؛ بلكه انتقام و مبارزه با گروه باطل، تنها در جهت رسيدن به آرمانهاى والاى الهى است و آن حضرت خير و بركت براى همگان هستند.
[1].« و سنّته سنّتى يقيم الناس على ملّتى و شريعتى ...»: محمد بن على بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 411؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 2، ص 73، ح 19.
[2].« انّ قائمنا اهل البيت: اذا قام ... سار بسيرة على عليه السّلام»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 411، ح 4.
[3].« اذا قام سار بسيرة رسول اللّه( ص)»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 164، ح 5.
دوّم. در بعضى از روايات كه اشاره به انتقام خون سيد الشهدا عليه السّلام شده، آمده است:
اين انتقام از كسانى خواهد بود كه راضى به شهادت امام حسين عليه السّلام و ادامهدهندگان راه يزيديان و بيدادگران تاريخ بوده و از اعمال ننگين آنها، اظهار برائت نمىكنند. امام صادق عليه السّلام در پاسخ به سؤالى در مورد انتقام از ذريّههاى كشندگان امام حسين عليه السّلام فرمود:
«بازماندگان قاتلان امام حسين عليه السّلام به كردار پدرانشان خوشحالاند و به آن افتخار مىكنند و هركس از عملى راضى باشد، مانند آن است كه آنرا خود انجام داده است»[1].
و. دولت سياسى يا دولت اخلاقى
همانگونه كه در فصلهاى پيشين اشاره شد، يكى از برنامههاى بنيادين حضرت ولى عصر عليه السّلام تشكيل دولت و مديريت امور سياسى و فرهنگى جهان است. و پس از پايان جنگهاى آغازين ظهور و نابودى تمامى دولتهاى باطل، بايستگى و ضرورت دولت مهدوى چند برابر خواهد شد. پس اين استدلال درست نيست كه پس از پايان دولتها و نبود تعارض و چندگانگى، نيازى به دولت نيست! در پاسخ مىگوييم:
تنها يكى از كارويژههاى دولت، تعامل با ساير دولتها و در صورت نياز، معارضه و درگيرى با آنها است. دولت كار ويژههاى مختلف فرهنگى، اجتماعى و ... دارد كه پس از فراغت از دولتهاى سركش، نوبت به انجام تمام عيار آنها مىرسد. در نتيجه هرچند دولتهاى سياسى (بهمعناى دولت در ارتباط با ساير دولتها) بهمعناى ظاهرى وجود ندارد؛ اما طبق ادعاى ما دولت آن حضرت، اداره جهان را در دست خواهد گرفت. پس پيروزى نهايى حق بر باطل و ايمان بر كفر، بهمعناى پايان جنگها و ستيزهها و كشمكشها و حتّى پايان دولت سياسى (سياست غير فاضله) و شروع دولت اخلاقى (سياست فاضله) است.
[1].« ... ذرارى قتلة الحسين عليه السّلام يرضون بفعال آبائهم و يفتخرون بها و من رضى شيئا كمن أتاه ...»:
محمد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه،( قم: مؤسسه آل البيت، 1409)، ج 16، ص 139، ح 21180؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 312، ح 6.
ز. مبانى دينى شيعه
از نظر مبانى نيز بعضى از مطالب طرح شده در مورد انتقام و كشتار بايد تعديل گردد؛ زيرا از ديدگاه اسلام بايد فرصت توبه و بازگشت براى مجرم و گناهكار فراهم گردد.
و در صورت اصرار و تجاوزگرى او، بايد براساس اصول دينى محاكمه و مجازات شود.
پس آن حضرت در ابتدا با استدلال، برهان و دليل روشن با مخالفان و جبهه كفر صحبت مىكند و چه بسا، خيلى از افراد- به علّت رشد عقلانى- در همان مراحل اوليه از سپاه كفر جدا شده و به سپاه اسلام مىپيوندند. از طرفى هدف حضرت، نجات مردم و تأمين سعادت آنان است و بيشتر مردم نيز به آن حضرت ايمان مىآورند؛ پس بحث انتقام و جنگ در مراحل بعدى برنامههاى آن حضرت قرار دارد. در واقع روايات موجود به چند صورت قابل تفسير و تأويل است:
1. پارهاى از روايات ضعف سندى دارد (بعضى روايات كه در سلسله سند آنها محمد بن على كوفى كذّاب ... قرار دارد). بر اين اساس، مضمون آنها (كشتار و قتلعام فراوان) نيز ردّ مىشود. با چشمپوشى از اين نقد- كه نياز به بررسى و پژوهش فراوانى دارد و با فرض صحّت آنها- ارائه پاسخهاى ديگرى ضرورت يابد.
2. روايات صحيح السندى كه به جنگهاى شديد آن حضرت اشاره دارد، مربوط به آغاز ظهور و در برابر دشمنان سركش، لجوج و سرسخت است. اين قبيل از روايات ذيل گزينه «جهاد» قرار مىگيرد و بهمعناى انتقام نيست.
3. از نظر مبنايى (دادن فرصت توبه و بازگشت، عمل به شيوه و روش پيامبر صلّى اللّه عليه و اله، عطوفت و مهربانى امام عليه السّلام و محاكمه گناهكاران در محكمه عدل الهى و ...)، روايات كشتار و قتلعام شديد، تعديل مىگردد و محدود به موارد خاص (سركشى و طغيان دشمنان) مىشود.
4. درباره روايات انتقام نيز گفته شد: اين خونخواهى از تمامى دشمنان خدا، رسول او و امامان- به خصوص كسانى كه راضى به شهادت امام حسين عليه السّلام بوده و پيرو راه كشندگان آن حضرت هستند- خواهد بود. در حقيقت اين انتقام همان جهاد امام زمان عليه السّلام