بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 181

ب. كشتار و قتل‌عام‌

ذهنيت‌ها و برداشت‌هايى كه در اذهان برخى درباره كشتارهاى آغاز ظهور وجود دارد، نادرست و وهم‌آلود است:

يكم. يك دسته از روايات در مورد خونريزى‌ها، اشاره به دوران قبل از ظهور دارد و هيچ ربطى به قيام و ظهور آن حضرت ندارد. يك دسته از اينها نيز، از مجهولات و اسرائيليات است كه با هدف و انگيزه‌هاى مختلفى (مانند خدشه‌دار كردن چهره نهضت جهانى و حكومت حضرت مهدى و ...) وارد كتاب‌هاى روايى شده است‌[1].

دوّم. تعداد روايات مربوط به كشتار و خونريزى به بيش از پنجاه مورد مى‌رسد.

آيت اللّه شيرازى طى تحقيقى به اين نتيجه رسيده‌اند كه: از اين تعداد، سند سى مورد از آنها به شخصى به نام محمد بن على كوفى مى‌رسد كه فردى بدنام و دروغگو است و تمام علماى رجال بر بى‌اعتبارى روايات او حكم كرده‌اند. فضل بن شاذان در وصف او مى‌گويد: وى مردى بسيار دروغگو است (رجل كذاب) و در جاى ديگر گفته است:

نزديك بود در قنوت نماز، لعن و نفرينش كنم. بعضى از روايت‌ها نيز از على بن ابى حمزه بطائنى است كه شيخ واقفيه و قائل به خاتميت امامت، به موسى بن جعفر است و رواياتش پذيرفته نمى‌شود.

به‌عنوان نمونه روايت «يسير بالقتل» علاوه بر آنكه ضعف سند دارد، با روايات صحيحه‌اى كه در مورد شباهت رفتار امام عصر عليه السّلام با رفتار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله وجود دارد، در تعارض است. همچنين در روايتى مى‌گويد: اگر مردم مى‌دانستند مهدى (عج) پس از ظهور چه مى‌كند، بيشتر آنها دوست نداشتند او را به دليل كشتار مردم، ملاقات كنند.

چنين سخنى از طرف يك آدم دروغگو (محمد بن على كوفى) به امام معصوم نسبت داده شده و به هيچ‌وجه قابل پذيرش نيست. در ادامه روايت نيز (يقول كثير الناس ليس هذا من آل النبى لو كان لرحم)، درباره كيست؟ آيا در مورد حجاج بن يوسف ثقفى نيز

[1]. نجم الدين طبسى، درنگى در روايات قتل‌هاى آغازين دولت مهدى( عج)، فصلنامه انتظار، ش 6، ص 362.


صفحه 182

چنين سخنى گفته مى‌شود؟![1]

سوّم. بعضى از اين احاديث (مانند فيقولون بها خمس مائة الف مقاتل)[2]از طريق عامه رسيده است. اين روايت مرسل است و مشكل سند دارد و از نظر محتوا نيز قابل اعتماد نيست. پيداست كه جاعلان اين‌گونه احاديث در خدمت حكومت‌هاى جائر بوده‌اند و به جهت توجيه قتل‌عام و كشتارهاى وسيع خود، اين‌چنين مجهولاتى را وارد كتاب‌هاى روايى كرده‌اند[3].

چهارم. اين دسته از روايات، از جهت دلالت نيز ناتمام و غيرقابل پذيرش‌اند؛ زيرا مفاد بسيارى از آنها با ضروريات مذهب و شريعت در تعارض است و به هيچ عنوان نمى‌توان آنها را توجيه كرد. اصولا امام مهدى (عج) مى‌آيد كه عدالت را جارى كند و بساط جور و جفا و ظلم و ستم را برچيند. بنابراين امكان ندارد كه بخواهد از راه ظلم به عدل برسد و يا از طريق ايجاد بدعت، سنّت جدش حضرت محمد صلّى اللّه عليه و اله و امير المؤمنين على عليه السّلام را احيا كند!

ج. مدّت جنگ‌

در بيان روايات اين قسمت، روشن شد كه جنگ‌هاى آن حضرت در مدّت محدودى (كمتر از هشت ماه) به پايان خواهد رسيد و در اين مدّت دشمنان ستيزه‌جو و معاند، از بين رفته و دولت‌هاى باطل نابود خواهند شد. البته بعضى از روايات اين باب، از نظر سندى ضعيف است‌[4]و بعضى نيز معارض با رواياتى است كه مى‌گويد: خداوند امر او را در يك شب اصلاح خواهد كرد: «يصلحه اللّه فى ليلة».[5]

[1]. ر. ك: سيد صادق شيرازى، شميم رحمت: سيره حكومتى امام زمان عليه السّلام،( قم: ياس زهرا، 1424)، صص 12- 18.

[2]. ر. ك: مقدسى شافعى، عقد الدرر، ص 189.

[3]. نجم الدين طبسى، درنگى در روايات قتل‌هاى آغازين دولت مهدى( عج)، پيشين، ص 360.

[4]. همان، ص 369.

[5]. محمد بن على بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 152، ح 15؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 477؛ متقى هندى، البرهان، ص 87؛ كنز العمال، ج 14، ح 38664.


صفحه 183

د. سيره و روش امام مهدى (عج)

در روايات صحيح السند، ذكر شده كه مهدى (عج) براساس سنّت و سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و حضرت على عليه السّلام رفتار خواهد كرد. بنابراين با پاره‌اى از روايات كه مى‌گويد آن حضرت مأمور به جنگ و برخورد شديد است، معارض مى‌باشد. پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرموده است: «سيره و سنت او، سيرت و سنّت من است. مردم را بر دين و آيين من به پا خواهد داشت ...».[1]

امام صادق عليه السّلام نيز مى‌فرمايد: «هنگامى‌كه حجت عليه السّلام قيام كند، مانند سيره امير مؤمنان رفتار خواهد كرد»[2]و نيز: «زمانى كه او قيام مى‌كند، به سيره رسول خدا عمل مى‌نمايد».[3]

روشن است كه سيره آن بزرگواران، مدارا، ملاطفت، اقامه برهان و دليل و ... در نهايت جنگ و جهاد بوده است.

ه. انتقام و خونخواهى‌

يكم. چنان‌كه از صدها روايات متواتر و معتبر به دست مى‌آيد، هدف اصلى آن حضرت دعوت مردمان به يكتاپرستى و عبوديت خدا، اجراى قسط و عدالت و نجات جهان از ظلم و فساد است. در اين صورت خونخواهى و انتقام آن حضرت، از دشمنان خدا و ظالمان و ستمگرانى خواهد بود كه در طول تاريخ، هميشه مانع پيشرفت دين خدا و استثمار بندگان خدا بوده‌اند. پس بعضى از روايات انتقام (مانند «يبعث القائم نقمة») با اهداف اصلى قيام، مطابق نمى‌باشد؛ بلكه انتقام و مبارزه با گروه باطل، تنها در جهت رسيدن به آرمان‌هاى والاى الهى است و آن حضرت خير و بركت براى همگان هستند.

[1].« و سنّته سنّتى يقيم الناس على ملّتى و شريعتى ...»: محمد بن على بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 411؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 2، ص 73، ح 19.

[2].« انّ قائمنا اهل البيت: اذا قام ... سار بسيرة على عليه السّلام»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 411، ح 4.

[3].« اذا قام سار بسيرة رسول اللّه( ص)»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 164، ح 5.


صفحه 184

دوّم. در بعضى از روايات كه اشاره به انتقام خون سيد الشهدا عليه السّلام شده، آمده است:

اين انتقام از كسانى خواهد بود كه راضى به شهادت امام حسين عليه السّلام و ادامه‌دهندگان راه يزيديان و بيدادگران تاريخ بوده و از اعمال ننگين آنها، اظهار برائت نمى‌كنند. امام صادق عليه السّلام در پاسخ به سؤالى در مورد انتقام از ذريّه‌هاى كشندگان امام حسين عليه السّلام فرمود:

«بازماندگان قاتلان امام حسين عليه السّلام به كردار پدران‌شان خوشحال‌اند و به آن افتخار مى‌كنند و هركس از عملى راضى باشد، مانند آن است كه آن‌را خود انجام داده است»[1].

و. دولت سياسى يا دولت اخلاقى‌

همان‌گونه كه در فصل‌هاى پيشين اشاره شد، يكى از برنامه‌هاى بنيادين حضرت ولى عصر عليه السّلام تشكيل دولت و مديريت امور سياسى و فرهنگى جهان است. و پس از پايان جنگ‌هاى آغازين ظهور و نابودى تمامى دولت‌هاى باطل، بايستگى و ضرورت دولت مهدوى چند برابر خواهد شد. پس اين استدلال درست نيست كه پس از پايان دولت‌ها و نبود تعارض و چندگانگى، نيازى به دولت نيست! در پاسخ مى‌گوييم:

تنها يكى از كارويژه‌هاى دولت، تعامل با ساير دولت‌ها و در صورت نياز، معارضه و درگيرى با آنها است. دولت كار ويژه‌هاى مختلف فرهنگى، اجتماعى و ... دارد كه پس از فراغت از دولت‌هاى سركش، نوبت به انجام تمام عيار آنها مى‌رسد. در نتيجه هرچند دولت‌هاى سياسى (به‌معناى دولت در ارتباط با ساير دولت‌ها) به‌معناى ظاهرى وجود ندارد؛ اما طبق ادعاى ما دولت آن حضرت، اداره جهان را در دست خواهد گرفت. پس پيروزى نهايى حق بر باطل و ايمان بر كفر، به‌معناى پايان جنگ‌ها و ستيزه‌ها و كشمكش‌ها و حتّى پايان دولت سياسى (سياست غير فاضله) و شروع دولت اخلاقى (سياست فاضله) است.

[1].« ... ذرارى قتلة الحسين عليه السّلام يرضون بفعال آبائهم و يفتخرون بها و من رضى شيئا كمن أتاه ...»:

محمد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه،( قم: مؤسسه آل البيت، 1409)، ج 16، ص 139، ح 21180؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 312، ح 6.


صفحه 185

ز. مبانى دينى شيعه‌

از نظر مبانى نيز بعضى از مطالب طرح شده در مورد انتقام و كشتار بايد تعديل گردد؛ زيرا از ديدگاه اسلام بايد فرصت توبه و بازگشت براى مجرم و گناه‌كار فراهم گردد.

و در صورت اصرار و تجاوزگرى او، بايد براساس اصول دينى محاكمه و مجازات شود.

پس آن حضرت در ابتدا با استدلال، برهان و دليل روشن با مخالفان و جبهه كفر صحبت مى‌كند و چه بسا، خيلى از افراد- به علّت رشد عقلانى- در همان مراحل اوليه از سپاه كفر جدا شده و به سپاه اسلام مى‌پيوندند. از طرفى هدف حضرت، نجات مردم و تأمين سعادت آنان است و بيشتر مردم نيز به آن حضرت ايمان مى‌آورند؛ پس بحث انتقام و جنگ در مراحل بعدى برنامه‌هاى آن حضرت قرار دارد. در واقع روايات موجود به چند صورت قابل تفسير و تأويل است:

1. پاره‌اى از روايات ضعف سندى دارد (بعضى روايات كه در سلسله سند آنها محمد بن على كوفى كذّاب ... قرار دارد). بر اين اساس، مضمون آنها (كشتار و قتل‌عام فراوان) نيز ردّ مى‌شود. با چشم‌پوشى از اين نقد- كه نياز به بررسى و پژوهش فراوانى دارد و با فرض صحّت آنها- ارائه پاسخ‌هاى ديگرى ضرورت يابد.

2. روايات صحيح السندى كه به جنگ‌هاى شديد آن حضرت اشاره دارد، مربوط به آغاز ظهور و در برابر دشمنان سركش، لجوج و سرسخت است. اين قبيل از روايات ذيل گزينه «جهاد» قرار مى‌گيرد و به‌معناى انتقام نيست.

3. از نظر مبنايى (دادن فرصت توبه و بازگشت، عمل به شيوه و روش پيامبر صلّى اللّه عليه و اله، عطوفت و مهربانى امام عليه السّلام و محاكمه گناه‌كاران در محكمه عدل الهى و ...)، روايات كشتار و قتل‌عام شديد، تعديل مى‌گردد و محدود به موارد خاص (سركشى و طغيان دشمنان) مى‌شود.

4. درباره روايات انتقام نيز گفته شد: اين خونخواهى از تمامى دشمنان خدا، رسول او و امامان- به خصوص كسانى كه راضى به شهادت امام حسين عليه السّلام بوده و پيرو راه كشندگان آن حضرت هستند- خواهد بود. در حقيقت اين انتقام همان جهاد امام زمان عليه السّلام‌


صفحه 186

با تمامى دشمنان عنود و سركش خواهد بود كه به هيچ‌يك از دعوت‌ها و راهنمايى‌هاى دلسوزانه امام عليه السّلام پاسخى نداده و در مقابل آن حضرت صف‌آرايى كرده‌اند.

5. روايات مختلفى هست كه برخلاف روايات انتقام و كشتار است و دلالت مى‌كند كه آن حضرت طبق سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و حضرت على عليه السّلام، عمل كرده و مظهر رحمت و عطوفت براى مردم است. او قيام خود را با راهنمايى و ارشاد دلسوزانه مردم و استفاده از دليل و برهان شروع خواهد كرد و براى همه فرصت بازگشت و توبه فراهم بوده و در صورت انقياد همگانى، نيازى به جنگ و ستيزه نخواهد بود (هرچند طبق پيش گويى‌هاى روايى، عده‌اى به مخالفت با آن حضرت برخواهند خاست).


صفحه 187

فصل دوم: فرضيه دولت اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت فيزيكى‌


صفحه 188

دو. فرضيه دولت اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت فيزيكى‌

يكى از فرض‌هاى قابل تصور- طبق برداشت ظاهرى و ناكافى از روايات- درباره دولت مهدى، اقتدارگرايى و اتكاى آن حضرت بر قدرت فيزيكى (زور) است.

بر اين اساس، حضرت مهدى (عج) پس از پيروزى بر دولت‌هاى جائر، موفق به تشكيل دولتى فراگير و اقتدارگرا مى‌شود. ويژگى چنين دولتى، تكيه بر قدرت فيزيكى (القائم بالسيف)، ايجاد رعب و ترس در ديگران، سلطه فراگير و كامل بر جهان و سركوبى شديد مخالفان و ناراضيان است. آن حضرت با كمك نيروى نظامى، بر دشمنان خود پيروز خواهد شد. براى اينكه ظلم و فساد در جامعه حاكم نشود و صاحبان زر و زور و تزوير نتوانند قدرت را در دست بگيرند، بايد هميشه با آنان در نزاع و درگيرى بود و آنها را سركوب كرد. اين فرض باتوجّه به روايت‌هاى مختلف (در زمينه دولت مهدى) به دست مى‌آيد. برخى از اين روايات، مورد بررسى و نقد قرار خواهد گرفت. از طرفى يكى از ويژگى‌هاى مهم آن حضرت، قاطعيت و سازش‌ناپذيرى دانسته شده است؛ يعنى:

«او در راه و كار خودش سازش‌ناپذير است و در اجراى حدود و احكام الهى و مبارزه با ستمگران، قاطعيتى خدايى دارد. چشم‌پوشى و مسامحه‌اى در راه و روش او نيست. از هيچ مقام و قدرتى نمى‌ترسد و بدون هيچ‌گونه ملاحظه‌اى، تبه‌كاران را كيفر مى‌كند ... عينيت‌يافتن عدالتى فراگير و ريشه‌سوزى هر ظلم و ستم، بايد بدون كمترين‌