آشكار مىسازد و او را با رعب [در دل دشمنان] يارى مىكند. [پس] زمين را آكنده از عدل و داد مىكند ...»[1].
2- 3. قاطعيت و شدّت
حضرت مهدى (عج) در برابر مفسدان، كافران، منافقان و دشمنان ستيزهجو، با قاطعيت و شدّت برخورد مىكند و در راه و كار خود، سازشناپذير و مسامحه كننده نيست. او در اجراى حدود و احكام خدا و مبارزه با ظالمان و حقگريزان، قاطعيتى شگفت دارد. در برخورد با خلافكاران و بدانديشان، چشمپوشى و مسامحه نمىكند و از سرزنش ملامتگران نمىترسد. از اقدامات و توطئههاى دشمنان، خوفى به دل راه نمىدهد و بدون كوچكترين ملاحظهاى متخلّفان را كيفر و مجازات مىكند. حتّى در برابر كارگزاران خود، شديد و سختگير است و هيچكس فرصت خيانت، جنايت، رذالت و توطئه پيدا نمىكند. براى ترويج و گسترش عدل و داد و فضايل اخلاقى، ترحّم و آسانگيرى نخواهد شد.
امام باقر عليه السّلام مىفرمايد: «قائم قيام مىكند با شيوهاى نو و كتابى جديد و قضاوتى نو.
بر عربها سختگير است. شيوه او تنها شمشير است. پوزش و توبه كسى را نمىپذيرد و در [اجراى احكام خدا] از سرزنش هيچ ملامتگرى نمىترسد».[2]
امام صادق عليه السّلام فرموده است: «هنگامىكه قائم قيام مىكند، نيازى ندارد كه از شما درخواست يارى كند و نسبت به بسيارى از منافقان حدّ الهى را جارى مىسازد»[3].
[1].« ... يظهره اللّه له كنوز الارض و معادنها و ينصره بالرعب يملا الارض عدلا و قسطا ...»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 394؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 527.
[2].« يقوم القائم بأمر جديد و كتاب جديد و قضاء جديد، على العرب شديد، ليس شأنه الّا السيف لا يستتيب أحدا و لا يأخذه فى اللّه لومة لائم»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 233، ح 19، و ص 235، ح 22؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 354، ح 114.
[3].« ... و لو قد قام القائم عليه السّلام ما احتاج الى مسائلتكم عن ذلك و لا قام فى كثير منكم من اهل النفاق حدّ اللّه»:
محمد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 16، ص 235، ح 21446؛ محمد بن حسن طوسى، التهذيب، ج 6، ص 172، ح 13.
امام صادق عليه السّلام نيز درباره برخورد مقتدرانه امام مهدى (عج) با خلافكاران و نفاق پيشگان مىفرمايد: «ناگهان در زمانى كه برخى از مردم، مشغول امر و نهى (ظلم و ستم) هستند، قائم عليه السّلام دستور مىدهد كه او را گردن بزنند. در شرق و غرب جهان كسى نمىماند جز اينكه دچار رعب و وحشت مىشود»[1].
حضرت مهدى (عج) در قاطعيت و شجاعت همانند رسول خدا است: «همانطور كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله عمل كرد، عمل مىكند. آنچه را پيش از او بوده (سنّتهاى جاهلى) نابود مىكند؛ چنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله جاهليت را از بين برد»[2].
درباره برخورد قاطعانه و شديد آن حضرت با كارگزاران و مسؤولان آمده است: «مهدى (عج) نسبت به دارايى، بخشنده و نسبت به تهىدستان، بسيار مهربان است، [امّا] نسبت به كارگزاران [دولت خويش] بسيار سختگير است»[3]. امام على عليه السّلام مىفرمايد: «او مسؤولان و كارگزاران را به جرم كردار زشتشان، مجازات خواهد كرد.»[4]
3- 4. سلطه و اقتدار فراگير
چنانكه پيشتر گذشت، يكى از ويژگىهاى قيام و ظهور مهدى موعود، فراگيرى و گستردگى آن- از شرق و غرب عالم- است. سلطه و برترى آن حضرت- پس از شكست دشمنان و گروه باطل- به سراسر جهان كشيده شده و تمامى كشورها، شهرها و سرزمينها، تحت قدرت و نفوذ او قرار خواهد گرفت. هيچ انسانى از حكومت فراگير او بيرون نبوده و هيچ منطقهاى از سلطه دولت او بيرون نخواهد بود. خداوند تمامى
[1].« بينا الرّجل على رأس القائم عليه السّلام يأمر و ينهى، اذ أمر بضرب عنقه فلا يبقى بين الخافقين شىء الّا خافه»:
محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 240، ح 33.
[2].« يصنع كما صنع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله يهدم ما كان قبله كما هدم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله أمر الجاهلية ...»: همان، ص 231، ح 13؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 352، ح 108.
[3].« المهدى جواد بالمال رحيم بالمساكين شديد على العمال»: عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى،( نجف:
كتابخانه حيدريه، 1383)، ص 207؛ لطف الله صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 384، ح 4.
[4].« ... يأخذ الوالى من غيرها عمّالها على مساوئ اعمالها ...»: نهج البلاغه، خطبه 138.
شهرها و كشورها را به دست او فتح و مكاتب و آيينهاى غير الهى را نابود خواهد كرد. همه اجتماعات، نژادها، فرهنگها و ملّتها، تحت مديريت و تدبير حضرت مهدى (عج) قرار گرفته و هدايت و كنترل اوضاع و احوال جوامع و كشورها در دست او خواهد بود ... پس آن حضرت اقتدار و نفوذى فراگير بر سراسر كره زمين خواهد داشت.
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «روز پيروزى، روزى است كه دنيا (به دست) قائم فتح مىشود»[1]. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مىفرمايد: «زمين با نور پروردگارش منوّر مىشود و سلطنت او (مهدى) شرق و غرب عالم را دربرمىگيرد.»[2]
امام باقر عليه السّلام فرموده است: «زمين براى او درهم پيچيده و گنجهاى آن برايش آشكار مىشود. سلطنت [و برترى] او شرق و غرب جهان را در برمىگيرد»[3]. رسول خدا فرموده است: «به دست او غرب و شرق عالم گشوده مىگردد».[4]
امام رضا عليه السّلام فرمود: «خداوند به دست مهدى (عج) زمين را از لوث كافران و منكران پاك مىسازد. زمين زير پاى او پيچيده مىشود و هر كار سخت و دشوارى براى او آسان مىگردد».[5]
[1].« يوم الفتح، يوم تفتح الدنيا على القائم»: سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهره، ص 438؛ سيد هاشم بحرانى، المحجة فيما نزل فى القائم الحجّة، ص 307.
[2].« و تشرق الارض بنور ربّها و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 280؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 391.
[3].« يطوى له الارض و تظهر له الكنوز، يبلغ سلطانه المشرق و المغرب و يظهر اللّه عزّ و جلّ به دينه على الدين كله ...»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 331، ح 16؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 534.
[4].« يفتح اللّه- عزّ و جلّ- على يديه مشارق الارض و مغاربها»: محمد بن على بن بابويه صدوق، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 65، ح 34؛ همان، كمال الدين، ج 1، ص 283، ح 35؛ همان، امالى، ص 111، ح 9؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 378، ح 184.
[5].« يطهّر اللّه به الارض من اهل الكفر و الجحود ... و تطوى له الارض و يذل له كلّ صعب»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449؛ محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 377، ح 2؛ على بن محمد خزّاز قمى، كفاية الاثر، ص 281؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 283.
نقد و بررسى فرضيه
با بررسى و دقّت در اين روايات و نيز سيره و روش حكومتى حضرت مهدى و با توجه به فرض ما درباره دولت ايشان (دولت اخلاقى)، روشن مىشود حكومت ايشان به هيچوجه اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت نظامى نيست و اساس و بنياد آن بر رفق و مدارا، منطق و حكمت، اخلاق و معنويت و تعامل و تراضى با مردم است. اصولا اين دولت براى رستگارى و نجات انسانها تشكيل شده و هدف آن به دستگرفتن قدرت نظامى و حكومت بر مردم نيست؛ بلكه دولت و قدرت، در جهت خدمت به مردم و هدايت آنان به كمال و تعالى است و در مقابله باكژىها و ناراستىها، اقدامات بنيادين تربيتى و اخلاقى انجام داده و افكار و روحيات آنان را تغيير مىدهد. در نقد و بررسى اين فرضيه، مىتوان به انگارههاى زير اشاره كرد:
الف. استفاده از منطق و قدرت
حضرت مهدى (عج) يك رهبر دورنگر دورانديش است كه نخست از حربه منطق بهرهگيرى كافى مىكند و آنجا كه گفتار حق سود نبخشيد- كه در مورد بسيارى از زورگويان و جباران سودى هم نخواهد داد- دست به شمشير مىبرد؛ يعنى، متوسل به قدرت مىشود و ستمكاران را بر سر جاى خود مىنشاند ... ترديدى نيست كه براى اصلاح گروهى از مردم، جز اين راهى نيست. به تعبير ديگر: او تنها وظيفهاش روشنگرى و ارائه راه نيست؛ بلكه وظيفه مهم ترش- علاوه بر اين- اجراى قوانين الهى و به ثمر رسيدن انقلاب تكاملى اسلام و رسانيدن به مقصد و ايصال به مطلوب است ... او پس از قيام، نخست از طريق رهبرى فكرى و روشنگرى در همه زمينهها، اتمامحجّت مىكند، آنچنانكه هركسى كمترين آمادگى براى پذيرا شدن منطقى آيين حق داشته باشد، روشن (آگاه) شود و تنها كسانى باقى بمانند كه جز از طريق توسل به زور و خشونت اصلاحپذير نيستند.[1]
[1]. ر. ك: مكارم شيرازى، آيت اللّه ناصر، حكومت جهانى مهدى، ص 285 و 286.
در روايتى از فضيل بن زبير نقل شده است: زيد بن على مىگفت: امام مورد انتظار از فرزندان امام حسين در ذريّه و در اعقاب آن حضرت، آن مظلوم كه خدا مىفرمايد:
«هركسى مظلوم كشته شود، محققا براى ولىّ او تسلّطى هست [فرمود: ولىّ او مردى است از ذريّه و از اعقاب آن حضرت. پس قرائت فرمود: «قرار داد آنرا كلمهاى كه در اعقابش باقى بماند»] پس نبايد زيادهروى در كشتار كند» فرمود: تسلط او در حجّت و دليلش بر همه خلق خداست. بهگونهاى حجّت را بر همه مردم تمام مىكند و كسىرا بر او حجّتى نباشد»[1].
پس مهمترين شاخصه دولت مهدوى عليه السّلام، تكيه بر برهان و بهرهگيرى از منطق گفتوگو و ارشاد است و جنگ و سختگيرى، در مراحل بعدى قيام قرار دارد و پس از آن نيز نيازى به سختگيرى و فشار نخواهد بود؛ چون مردم به كمال عقلى و اخلاقى دست مىيابند و از فتنهجويى و پرخاشگرى دورى مىجويند.
ب. سيره و روش مهدى (عج)
از روايات و قراين مختلف، ثابت مىشود كه روش حضرت مهدى (عج)، روش پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله است.[2]بر اين اساس رواياتى كه سيره آن حضرت را مخالف سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و حضرت على عليه السّلام قلمداد مىكند، معارض با احاديث صحيح و معتبرى است كه بر مفهوم مقابل آنها دلالت دارد. اين احاديث به صراحت گوياى اين مطلب است كه
[1].« سمعت زيد بن على يقول: المنتظر من ولد الحسين بن على فى ذريّة الحسين و فى عقب الحسين و هو المظلوم الّذى قال اللّه تعالى\i وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ\E- قال: وليّه رجل من ذريّته من عقبه ثم قرأ:
و جعلها كلمة باقية فى عقبه-\i سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ.\E قال: سلطانه فى حجّته على جميع من خلق اللّه حتى يكون له الحجة على الناس و لا يكون لاحد عليه حجّة»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 35؛ صادق احسانبخش، آثار الصادقين، ج 29، ص 349.
[2].« ... امّا سنّة من محمد صلّى اللّه عليه و اله فيهتدى بهداه و يسير بسيرته»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 351، ح 46؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 224، ح 10.
روش حكومتى حضرت ولى عصر عليه السّلام، همانند روش حكومتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و امير مؤمنان عليه السّلام است. امام باقر عليه السّلام فرموده است: «... همانطور كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله پس از بعثت تمامى آن چيزهاى قبلى را بىاعتبار اعلام كرد، مهدى (عج) نيز چنين خواهد كرد. او اسلام واقعى را دوباره برپا خواهد نمود»[1].
به فرموده قرآن[2]: پيامبر صلّى اللّه عليه و اله با نرمى و عدم خشونت، ما قبل خود را بىاعتبار كرد.
اين سيره پيامبر با همه مردم بود؛ حتّى با كافران هم اينگونه رفتار مىكرد و اختصاص به مسلمانان نداشت (هرچند در موقع ضرورى، تشكيل حكومت داد و به جنگ با مشركان پرداخت). امام مهدى (عج) نيز درباره كافران، همان سيره و همان نرمى و لطافت را به خرج خواهد داد.[3]
در روايتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نقل شده است: «نهمين از اهل بيت و مهدى امّت من، شبيهترين فرد به من از لحاظ شمايل، اقوال و افعال (عملكردها) است»[4].
پس حتى افعال آن حضرت نيز شبيه رفتار و عملكرد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله خواهد بود[5]و به هيچوجه نمىتوان گفت دولت نبوى اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت فيزيكى بود! از طرفى تكيه بر عبارت «سلاح»، بيان نمادين و نشانهاى از قدرت الهى و فرّ شكوهمند آن حضرت است و دلالت قطعى بر سيره و منش خشونتبار و جنگى نمىكند. اگر جنگ و نزاعى هم باشد، براى احقاق حق و نابودى ظلم و ستم و فساد صورت مىگيرد و در مقابل قدرت شيطان، چارهاى جز جهاد و مبارزه نيست.
[1].« ... يهدم ما قبله كما صنع رسول اللّه و يستأنف الاسلام جديدا»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 233، ح 7؛ بحار الانوار، ج 52، ص 354، ح 112.
[2]. ر. ك: آل عمران( 3)، آيه 152.
[3]. ر. ك: سيد صادق شيرازى، شميم رحمت، صص 21- 24.
[4].« التاسع منهم من اهل بيتى و مهدى امّتى، أشبه الناس بى فى شمائله و أقواله و أفعاله»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 3، ص 510.
[5]. ر. ك: على بن محمد خزّاز قمى، كفاية الاثر، ص 10؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 36، ص 284، ح 105.
ج. بررسى روايات خشونت
چنانكه در فصل قبلى گذشت، روايات مربوط به خشونت و سختگيرى فراوان، قابل خدشه است. شيخ طبرسى در اعلام الورى (به نقل از بحار الانوار ذيل روايت 192)[1]مىگويد:
«اگر درباره چگونگى حكومت حضرت ولىعصر و برخى از اقدامات ايشان (مانند نپذيرفتن جزيه از اهل كتاب و به قتل رساندن كسى كه به بيستسالگى رسيده و مسائل دينى خود را ياد نگرفته و امر به هدم مساجد و ...) سؤال شود كه چگونه است؟ آيا با شدت و عنف خواهد بود؟ بايد گفت: هرگز حكومت آن حضرت با شدّت و عنف نخواهد بود و حتى اگر روايتى در اين مورد (اعمال خشونت در حكومت حضرت) پيدا شد، صحيح نمىباشد و روايات صحيحى وجود ندارد كه آن حضرت با شدّت و عنف رفتار خواهد كرد».[2]
طبرسى از حديثشناسان معروف و خبره فن بوده است. او تمامى رواياتى را كه در اين مورد وارد شده است، با جمله «ان كان ...» زير سؤال برده، مىگويد: اگر روايتى در اين زمينه (اعمال خشونت در حكومت حضرت مهدى) پيدا شود، نه مدلولش معتبر است و نه حجيّت دارد[3].
از طرفى خود عبارت «مؤيّد بالرعب» نيز نشانگر آن است كه رعب و ترس شديدى بر دلوجان دشمنان و زورمندان حاكم خواهد شد؛ بهطورى كه قدرت و توانايى هر اقدام خصمانه را از برخى از آنان سلب خواهد كرد و به جهت خوف و ترس از آن حضرت، از جنگ و مخالفت دورى خواهند نمود.
د. رابطه دوستانه يا اقتدارگرايانه
از رواياتى چند برمىآيد كه آن حضرت محبوب و مورد علاقه همه مردم خواهد
[1].« ابطل ما كانت فى الجاهلية؟ استقبل الناس بالعدل ...».
[2].« ... اذا كان ورد بذلك خبر فهو غير مقطوع به ...»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 382.
[3]. سيد صادق شيرازى، پيشين، ص 25.
بود و ارتباط بسيار صميمانه و دوستانهاى بين آنان برقرار خواهد شد. رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله مىفرمايد: «خداوند محبت مهدى را در دلها مىاندازد. پيروان او شيران روز و راهبان شباند»[1].
آن حضرت فرمود: «ساكنان آسمان و زمين از او خشنود هستند»[2]و نيز: «اهل زمين و آسمان به او عشق مىورزند»[3]و «ساكنان آسمان و زمين او را دوست دارند»[4].
آيا در چنين جامعهاى كه عموم مردم از كوچك و بزرگ، پير و جوان، زمينى و آسمانى و ... به او عشق مىورزند و از صميم قلب دوستش دارند و مطيع اوامر و دستورات او هستند، نيازى دائمى و گسترده به قدرت فيزيكى و خشونت هست؟!
دولت امام مهدى (عج) دولتى ضعيف و ظلمپذير نيست؛ بلكه از اقتدار و نفوذى كامل و بىنظير برخوردار است و اين اقتدار و حاكميت ناشى از شأن امامت و نصرتهاى الهى است. پس دستورات و خواستههاى ايشان در تمامى عالم به خوبى انجام مىشود و كسى جرأت كوچكترين مخالفت با آنرا ندارد. از طرفى با نابودى سردمداران كفر و الحاد، زمينههاى مخالفت و كارشكنى و نفاق در جامعه از بين مىرود و مردم آزادانه و با اختيار و آگاهى، به سوى حضرت مهدى (عج) كشيده مىشوند. پس اقتدار و نفوذ ايشان معنوى و خداگونه است و رابطه ايشان با مردم رابطه امام و رهبر مردمى و اخلاقى است و قيام و ظهور آن حضرت نيز براى مردم و نجات و رستگارى دنيوى و اخروى آنان مىباشد. پس دولت آن حضرت ماهيت اقتدارگرا و خشونتطلب ندارد و موارد بايسته
[1].« فيلقى اللّه محبته فى صدور الناس، فيصير مع قوم اسد بالنّهار رهبان بالليل»: علاء الدين متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان، ص 143، ح 5.
[2].« يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض ...»: محمد بن حسن طوسى، الغيبة، ص 178؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 483؛ يحيى بن حسن بن بطريق، العمدة،( قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1407)، ص 436؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 258.
[3].« يحبّه اهل السماء و الارض»: على بن يونس نباطى بياضى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 242.
[4].« يحبّه ساكن السماء و ساكن الارض»: مهدى فقيه ايمانى، الامام المهدى عند اهل السنة، ج 2، ص 29؛ به نقل از: اسعاف الراغبين، ص 340.