بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 199

روش حكومتى حضرت ولى عصر عليه السّلام، همانند روش حكومتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و امير مؤمنان عليه السّلام است. امام باقر عليه السّلام فرموده است: «... همان‌طور كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله پس از بعثت تمامى آن چيزهاى قبلى را بى‌اعتبار اعلام كرد، مهدى (عج) نيز چنين خواهد كرد. او اسلام واقعى را دوباره برپا خواهد نمود»[1].

به فرموده قرآن‌[2]: پيامبر صلّى اللّه عليه و اله با نرمى و عدم خشونت، ما قبل خود را بى‌اعتبار كرد.

اين سيره پيامبر با همه مردم بود؛ حتّى با كافران هم اين‌گونه رفتار مى‌كرد و اختصاص به مسلمانان نداشت (هرچند در موقع ضرورى، تشكيل حكومت داد و به جنگ با مشركان پرداخت). امام مهدى (عج) نيز درباره كافران، همان سيره و همان نرمى و لطافت را به خرج خواهد داد.[3]

در روايتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نقل شده است: «نهمين از اهل بيت و مهدى امّت من، شبيه‌ترين فرد به من از لحاظ شمايل، اقوال و افعال (عملكردها) است»[4].

پس حتى افعال آن حضرت نيز شبيه رفتار و عملكرد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله خواهد بود[5]و به هيچ‌وجه نمى‌توان گفت دولت نبوى اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت فيزيكى بود! از طرفى تكيه بر عبارت «سلاح»، بيان نمادين و نشانه‌اى از قدرت الهى و فرّ شكوهمند آن حضرت است و دلالت قطعى بر سيره و منش خشونت‌بار و جنگى نمى‌كند. اگر جنگ و نزاعى هم باشد، براى احقاق حق و نابودى ظلم و ستم و فساد صورت مى‌گيرد و در مقابل قدرت شيطان، چاره‌اى جز جهاد و مبارزه نيست.

[1].« ... يهدم ما قبله كما صنع رسول اللّه و يستأنف الاسلام جديدا»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 233، ح 7؛ بحار الانوار، ج 52، ص 354، ح 112.

[2]. ر. ك: آل عمران( 3)، آيه 152.

[3]. ر. ك: سيد صادق شيرازى، شميم رحمت، صص 21- 24.

[4].« التاسع منهم من اهل بيتى و مهدى امّتى، أشبه الناس بى فى شمائله و أقواله و أفعاله»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 3، ص 510.

[5]. ر. ك: على بن محمد خزّاز قمى، كفاية الاثر، ص 10؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 36، ص 284، ح 105.


صفحه 200

ج. بررسى روايات خشونت‌

چنان‌كه در فصل قبلى گذشت، روايات مربوط به خشونت و سخت‌گيرى فراوان، قابل خدشه است. شيخ طبرسى در اعلام الورى (به نقل از بحار الانوار ذيل روايت 192)[1]مى‌گويد:

«اگر درباره چگونگى حكومت حضرت ولى‌عصر و برخى از اقدامات ايشان (مانند نپذيرفتن جزيه از اهل كتاب و به قتل رساندن كسى كه به بيست‌سالگى رسيده و مسائل دينى خود را ياد نگرفته و امر به هدم مساجد و ...) سؤال شود كه چگونه است؟ آيا با شدت و عنف خواهد بود؟ بايد گفت: هرگز حكومت آن حضرت با شدّت و عنف نخواهد بود و حتى اگر روايتى در اين مورد (اعمال خشونت در حكومت حضرت) پيدا شد، صحيح نمى‌باشد و روايات صحيحى وجود ندارد كه آن حضرت با شدّت و عنف رفتار خواهد كرد».[2]

طبرسى از حديث‌شناسان معروف و خبره فن بوده است. او تمامى رواياتى را كه در اين مورد وارد شده است، با جمله «ان كان ...» زير سؤال برده، مى‌گويد: اگر روايتى در اين زمينه (اعمال خشونت در حكومت حضرت مهدى) پيدا شود، نه مدلولش معتبر است و نه حجيّت دارد[3].

از طرفى خود عبارت «مؤيّد بالرعب» نيز نشانگر آن است كه رعب و ترس شديدى بر دل‌وجان دشمنان و زورمندان حاكم خواهد شد؛ به‌طورى كه قدرت و توانايى هر اقدام خصمانه را از برخى از آنان سلب خواهد كرد و به جهت خوف و ترس از آن حضرت، از جنگ و مخالفت دورى خواهند نمود.

د. رابطه دوستانه يا اقتدارگرايانه‌

از رواياتى چند برمى‌آيد كه آن حضرت محبوب و مورد علاقه همه مردم خواهد

[1].« ابطل ما كانت فى الجاهلية؟ استقبل الناس بالعدل ...».

[2].« ... اذا كان ورد بذلك خبر فهو غير مقطوع به ...»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 382.

[3]. سيد صادق شيرازى، پيشين، ص 25.


صفحه 201

بود و ارتباط بسيار صميمانه و دوستانه‌اى بين آنان برقرار خواهد شد. رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله مى‌فرمايد: «خداوند محبت مهدى را در دل‌ها مى‌اندازد. پيروان او شيران روز و راهبان شب‌اند»[1].

آن حضرت فرمود: «ساكنان آسمان و زمين از او خشنود هستند»[2]و نيز: «اهل زمين و آسمان به او عشق مى‌ورزند»[3]و «ساكنان آسمان و زمين او را دوست دارند»[4].

آيا در چنين جامعه‌اى كه عموم مردم از كوچك و بزرگ، پير و جوان، زمينى و آسمانى و ... به او عشق مى‌ورزند و از صميم قلب دوستش دارند و مطيع اوامر و دستورات او هستند، نيازى دائمى و گسترده به قدرت فيزيكى و خشونت هست؟!

دولت امام مهدى (عج) دولتى ضعيف و ظلم‌پذير نيست؛ بلكه از اقتدار و نفوذى كامل و بى‌نظير برخوردار است و اين اقتدار و حاكميت ناشى از شأن امامت و نصرت‌هاى الهى است. پس دستورات و خواسته‌هاى ايشان در تمامى عالم به خوبى انجام مى‌شود و كسى جرأت كوچك‌ترين مخالفت با آن‌را ندارد. از طرفى با نابودى سردمداران كفر و الحاد، زمينه‌هاى مخالفت و كارشكنى و نفاق در جامعه از بين مى‌رود و مردم آزادانه و با اختيار و آگاهى، به سوى حضرت مهدى (عج) كشيده مى‌شوند. پس اقتدار و نفوذ ايشان معنوى و خداگونه است و رابطه ايشان با مردم رابطه امام و رهبر مردمى و اخلاقى است و قيام و ظهور آن حضرت نيز براى مردم و نجات و رستگارى دنيوى و اخروى آنان مى‌باشد. پس دولت آن حضرت ماهيت اقتدارگرا و خشونت‌طلب ندارد و موارد بايسته‌

[1].« فيلقى اللّه محبته فى صدور الناس، فيصير مع قوم اسد بالنّهار رهبان بالليل»: علاء الدين متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان، ص 143، ح 5.

[2].« يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض ...»: محمد بن حسن طوسى، الغيبة، ص 178؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 483؛ يحيى بن حسن بن بطريق، العمدة،( قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1407)، ص 436؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 258.

[3].« يحبّه اهل السماء و الارض»: على بن يونس نباطى بياضى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 242.

[4].« يحبّه ساكن السماء و ساكن الارض»: مهدى فقيه ايمانى، الامام المهدى عند اهل السنة، ج 2، ص 29؛ به نقل از: اسعاف الراغبين، ص 340.


صفحه 202

و كاربرد «قدرت» در تمامى نظام‌ها، امرى مشروع و درست تلقّى مى‌شود.

ه. شفقت يا شدت‌

پيشوايان معصوم عليهم السّلام، مايه رحمت و عطوفت، فريادرس نيازمندان و ياور ضعيفان بوده‌اند. بنابراين، بهترين، كامل‌ترين و انسانى‌ترين رفتارها را با عموم مردم داشته‌اند. در صورتى هم كه نياز به شدّت عمل بوده، آن‌را براى كمك به مردم استفاده كرده‌اند. پس قهر و مهر آنان، هردو مايه خير و بركت براى مردم است؛ هرچند كه مهر و محبت آنان، بر قهر و غضب و خشونت، غلبه داشته است.

پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مى‌فرمايد: «از ميان امت من، مهدى قيام مى‌كند، خداوند او را براى فرياد رسى مردمان برمى‌انگيزد»[1]. خود آن حضرت مى‌فرمايد: «من براى اهل زمين موجب امان و آسايشم»[2]. با اين حال آن حضرت با خود[3]و يارانش‌[4]با شدّت رفتار مى‌كند.[5]

طبق روايات، خداوند با امدادهاى غيبى خود (رعب در دل دشمنان، يارى فرشتگان، تأييدات الهى)، حجّت خود را يارى مى‌دهد و قيام و نهضت او را هرچه زودتر به سامان مى‌رساند. با پذيرش اين معنا، بسيارى از امور و دشوارى‌ها، به سرعت رو به كمال و درستى مى‌رود و مشكلات و موانع برطرف مى‌گردد. چنان‌كه نصرت خداوند با ايجاد ترس و خوف در دل دشمنان، خود كمك بزرگى به آن حضرت و مانع اساسى از

[1]. يخرج المهدى فى امتى، يبعثه اللّه غياثا للناس»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 470؛ جلال الدين سيوطى، العرف الوردى فى اخبار الامام مهدى( عج)، ص 45، ح 50.

[2].« انّى لامان لاهل الارض»: محمد بن حسن طوسى، الغيبة، ص 290؛ محمد بن على بن بابويه، كمال الدين، ج 2، ص 484؛ احمد بن طبرسى، الاحتجاج، ج 3، ص 470.

[3].« و ما لباس القائم الا الغليظ»: محدث نورى، مستدرك الوسائل، ج 3، ص 275؛ محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 285، ح 5.

[4].« ان يكون شديدا على العمال»: عماد الدين طبرسى، بشارة المصطفى، ص 207؛ لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 384، ح 4.

[5]كارگر، رحيم، آينده جهان(دولت و سياست در انديشه مهدويت)، 1جلد، مركز تخصصى مهدويت - قم، چاپ: دوم، 1387.


صفحه 203

جنگ و خشونت است. در اين صورت نيازى به رفتارهاى خشن و استفاده از قدرت فيزيكى در آينده نيست.

رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله مى‌فرمايد: «مهدى از ما اهل بيت است، خداوند [امر] او را در يك شب اصلاح مى‌كند»[1]. امام محمد باقر عليه السّلام فرمود: «صاحب اين امر (مهدى)، شباهتى به يوسف دارد و آن اين است كه خداوند امر او را در يك شب اصلاح مى‌كند»[2].

ز. سركوبى شورشيان و پايان جنگ‌ها

در بعضى از روايات ذكر شده كه پس از ظهور حضرت مهدى (عج) و گشودن شهرها و كشورهاى گوناگون، مخالفت‌هايى محدود و اندك، با آن حضرت صورت گرفته، شورش‌ها و اغتشاشاتى رخ مى‌دهد. برخى از اين شهرها و قبايل، به رويارويى با حضرت مى‌پردازند كه به وسيله لشكريان امام سركوب مى‌شوند. گروهى كج‌انديش، سخن حضرت را در برخى مسائل نمى‌پذيرند و به سركشى عليه آن حضرت، دست مى‌زنند كه دوباره به وسيله لشكريان حضرت سركوب مى‌شوند. با اين حال اين شهرها محدود و غير فراگير بوده و در همان زمان‌هاى آغازين قيام خواهد بود و پس از رفع اين اغتشاشات و آشوب‌هاى جاهلانه، مشكلى خاص در جامعه به وجود نخواهد آمد و حتى شايد نيازى به قدرت نظامى و سركوبى نباشد.

امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: «سيزده شهر و طايفه هستند كه مردم آن، با حضرت قائم به نبرد مى‌پردازند و حضرت با آنان مى‌جنگد. آنها عبارت‌اند از: مردم مكه، مدينه، شام، بصره، دمنستيان، كردها، اعراب قبائل بنى ضبّه، غنى، باهله و ...»[3]و امام باقر عليه السّلام در مورد

[1].« المهدى منّا اهل البيت، يصلحه اللّه فى ليلة واحدة»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 152، ح 15؛ يحيى بن حسن بن بطريق حلّى، العمدة، ص 439؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 477؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 247.

[2].« انّ صاحب الامر فيه شبه من يوسف، يصلح اللّه عزّ و جلّ امره فى ليلة واحدة»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 163، ح 8؛ لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 371، ح 3؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 42، ح 24.

[3]. محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 299، ح 6؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 364، م 136.


صفحه 204

يكى از اين شورش‌ها مى‌فرمايد: «اين آخرين سركشى عليه قائم آل محمد است»[1].

با تشكيل دولت مهدوى و فروپاشى قدرت‌هاى باطل (كفر و فساد)، جنگ‌ها به پايان مى‌رسد و ديگر قدرتى باقى نمى‌ماند كه بعد از آن با ارتش مهدى، مقابله كند. مردم نيز همه طرفدار و علاقه‌مند به حضرت هستند. در واقع نيروى نظامى روبه كاستى مى‌رود و سازوبرگ جنگى، در بازارها بدون تقاضا مى‌گردد و در نتيجه ارزان و بى‌خريدار مى‌شود. امام على عليه السّلام مى‌فرمايد: «... جنگ‌ها به پايان مى‌رسد» و زمخشرى نقل مى‌كند:

«يكى از نشانه‌هاى قيام [مهدى‌] اين است كه از شمشيرها به جاى داس استفاده مى‌شود»[2].

ح. كاربرد قدرت براى اقامه حق‌

براساس آموزه‌هاى بنيادى و اصلى دين اسلام، هدف از استفاده از قدرت، به پا داشتن حق و دفع باطل است. سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و اله، حضرت على عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام و منش امام مهدى (عج) بيانگر اين انگاره است. دين اسلام در عرصه عمل و رفتار اجتماعى، براى حق بالاترين ارزش را قائل است و در مقام كاربرد قدرت، معتقد است كه آن‌را بايد براى به‌پا داشتن حق و نفى باطل مورد استفاده قرار داد (برعكس تمامى دولت‌هاى باطل در همه دوران‌هاى تاريخ كه قدرت را براى نفع شخصى، رسيدن به مقام و ثروت و شهرت و نابودى رقيبان و ... به كار برده‌اند). امام على عليه السّلام پس از كسب خلافت فرمود: «...

اين كفش پاره در نزد من دوست‌داشتنى‌تر از حكومت بر شما است؛ مگر اينكه حقى را به‌پا دارم و يا باطلى را دفع كنم»[3]. همچنين از ديدگاه اسلام كاربرد بنيادين قدرت براى تحقق عدالت و نفى ظلم است‌[4]. پس از آنكه حضرت قيام كرد و ظلم و فساد را از بين برد

[1].« ... و هى آخر خارجة تخرج على قائم آل محمد صلّى اللّه عليه و اله»: محمد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 2، ص 61، ح 49؛ بحار الانوار، ج 52، ص 345، ح 91.

[2]. ر. ك: نجم الدين طبسى، چشم‌اندازى به حكومت مهدى( عج)،( قم: بوستان كتاب، 1380)، ص 126 و 128.

[3]. ابو حامد بن ابى الحديد معتزلى، شرح نهج البلاغه،( قم: كتابخانه مرعشى، 1404)، ج 2، ص 185.

[4]. عباس نبوى، فلسفه قدرت،( تهران: سمت، 1379)، ص 313 و 323.


صفحه 205

و عدالت را برقرار ساخت، ديگر نيازى به كاربرد زور و قدرت نيست؛ چنان‌كه در روايات متواترى آمده است: «يملأ الارض عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما».[1]

نتيجه نقد و بررسى اين فرض، اين است كه هرچند سند بعضى از روايات، مخدوش و صحت آنها با مشكل مواجه است؛ اما به‌طور كلى پاسخ‌هاى گوناگونى- با فرض صحّت آنها- قابل ارائه است. اصولا دولت، ايشان دولت رحمت، عطوفت و كمال خواه است و به رشد عقلى و خلقى انسان‌ها توجّه ويژه‌اى دارد.

اين با اقتدارگرايى و استبداد به دست نمى‌آيد و حتى نياز دائمى به استفاده از قدرت و نيروى نظامى نيست. روايات موجود درباره جنگ و ستيزش نيز محدود به دوره‌هاى آغازين قيام و پيش از تشكيل حكومت است و پس از استقرار دولت اخلاقى امام مهدى (عج)، جنگ و ستيزش‌ها تقليل مى‌يابد يا از بين مى‌رود و ديگر نيازى به سلاح و قدرت فيزيكى نيست.

حتّى آن حضرت در آغاز قيام، ابتدا با منطق و برهان و گفت‌وگو، سعى در ارشاد همه مردم و پرهيز از خشونت و درگيرى دارد و تنها در صورت مخالفت و دشمنى با آن حضرت، به جهاد با آنان مى‌پردازد و اين جهاد، از امدادهاى الهى و يارى او برخوردار بوده و او با شدّت، دشمنان خدا را سركوب مى‌كند. امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: «بدانيد كه جهاد واقعى در آخر الزّمان است»[2]. اين جهاد، نه به‌معناى كشورگشايى و استثمار ملّت‌ها و نه براى تشكيل دولتى استبدادى و اقتدارگرا است؛ بلكه براى نجات انسان‌ها و رهنمونى آنان به سعادت واقعى است.

پس هدف اصلى قيام، رستگارى مردم و دستگيرى از آنان است؛ نه سركوبى و رفتار خشونت‌آميز با آنان. تنها گروه فساد و ظلم‌پيشه در تيررس سخت‌گيرى‌ها و جنگ‌هاى حضرت خواهند بود و مردم در صلح، آرامش، احترام و عزّت زندگى‌

[1]. محمد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص 474 و 425؛ محمد ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 237، ح 26؛ محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 408، ح 7.

[2].« ... الّا انّ الجهاد فى آخر الزّمان»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 1، ص 423.


صفحه 206

خواهند كرد. از طرفى دولت مهدى (عج)، خود از اقتدار، نفوذ و صولت معنوى و الهى برخوردار است و در دل‌هاى مردم جا دارد و آنان با ديده محبت، عشق و رضايت به اين دولت نگاه مى‌كنند. بدكاران و بدانديشان نيز (كه گروه اندكى هستند)، همواره در ترس و تشويش به سر مى‌برند، به‌طورى كه قدرت مخالفت از آنان سلب مى‌شود يا از بين مى‌روند. در واقع براساس رواياتى، كارهاى حضرت مهدى (عج) به سرعت سامان مى‌يابد و ظالمان، مفسدان و مستكبران در مدت كوتاهى (كمتر از هشت ماه) نابود مى‌شوند و پس از آن، جهان روى صلح و امنيت به خود مى‌بيند و ديگر نيازى به سركوبى و فشار نيست. (هرچند حكومت امام مهدى (عج) در هرحال و در هر نقطه از جهان آماده سركوبى طاغيان و شورشيان است).